سایر منابع:
سایر خبرها
نسل بعدی مروجان علم فضا را در بیرجند آموزش می دهم
از نمازم چون باید صبح زود به پادگان می رفتم بساط صبحانه را آماده کردم و او را صدا زدم. معمولا بعد از نماز عادت داشت همانطور نشسته و تکیه به دیوار چرتی می زد تا من صبحانه را آماده کنم. آن روز وقتی صبحانه آماده شد او را صدا زدم اما دیدم جواب نداد. تکانش دادم و تازه متوجه شدم مرده است! جدای غم از دست دادنش، آشفته شدم که خدایا در این شهر غریب که هیچ کس را نمی شناسم حالا چکار
کارگران زنده معدن یورت از روز حادثه می گویند
روزنامه شرق: بچه ها گوشی موبایلی دستشان گرفته اند و توی بغل مادرشان لم داده اند؛ مجلس رسمی است؛ اما نه برای آنها. خانواده قربانیان عزادار و سیاه پوش روبه روی مسئولان نشسته اند. زن خیز برمی دارد و با گریه و صدای خش داری که دیگر نمی تواند بلند تر شود، پسربچه اش را تکان می دهد و می گوید: این پول ها که دارید می شمارید، برای من شوهر نمی شود، برای این بچه ها بابا نمی شود، کاش قبل عید اومده
خیاطی که محافظ سیدحسن نصرالله و آیت الله حکیم بود
رفت از زیر قرآن ردش می کردم و پشت سرش آب می ریختم. مسافرت های طولانی، زمزمه این جمله که برمی گردد یا برنمی گردد گاهی دیوانه ام می کرد اما خوب من مادر بچه ها بودم و باید در نبود پدرشان جای خالی او را هم پر می کردم. گاهی دلم پر از غصه می شد اما در نبود همسرم کوه می شدم تا فرزندانم غصه نخورند. با اینکه خویشتن داری می کردم تا بچه ها ترس از دست دادن پدرشان را نداشته باشند اما رضا، پسرکوچکم، هر بار که
نگاهی به مجموعه داستان آه ای مامان اثر احمد حسن زاده
. این کتاب دبرگیرنده یازده داستان کوتاه به نام های مامان خانه ، هملت مامان ، شیارها ، آمریکا ، آه ای مامان ، وقتی مادر تنهایم گذاشت مرگ بابا را فراموش کرد و... ، ژنرال ، نوک سبیل ، پناهگاه ، آه ای رفیق و لکه است. در پشت جلد این کتاب و از متن یکی از داستان ها آمده است: ... این زن، توی این سن، همینطور الکی الکی شروع می کند به بازی کردن مثل بچه ها. اصلا هم کاری ندارد کسی باشد یا
شایان مصلح : انصاری مرا مجبور نکرد هم تیمی اش شوم
. با مشورتی که از دوستانم و به خصوص محمد انصاری گرفتم، در نهایت پرسپولیس را انتخاب کردم. البته محمد همیشه به من مشورت می داد، اما در عین حال می گفت که دستت را باز می گذارم و انتخاب با خودت است که به چه تیمی بروی. *متن جالب و احساسی درباره جدایی ات از تیم سپیدرود منتشر کرده بودی... شایان مصلح -سپیدرود به نوعی خانه من به حساب می آید و جایی بود که توانست من را احیا و به فوتبال
صفای پیرحوائج
قبول نمی کنم. از من اصرار و از ایشان انکار تا بالاخره من پول را پرداختم و ایشان رفت. شب توی خانه به من گفتند این روغن حیوانی بود؟ گفتم بله. گفتند خیر. این روغن نباتی است. حاج آقا دست روی پایش می زند و می افزاید: اِی داد. آمد پول روغن خوب را گرفت و رفت. نمی دانم چرا نگفت دوباره کمک می خواهد. نمی دانم. به هر حال هنوز هم که یادم می آید خنده ام می گیرد. حمید، فرزند خلف حاج صادق
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
و نماز هم در صحن خواندند. بعد هم منزلی گرفته بودند برایشان و ما هم آنجا رفتیم. تسنیم: منزل علمای کربلا ساکن بودند؟ خیر؛ منزلی بود که اجاره کرده بودند، بعد هم آنجا شام دادند و ما شام خوردیم. شب شنبه بود و نصف هفته درس هایمان را تعطیل کرده بودیم تا اینکه امام به نجف آمدند و استقبال شدیدی از ایشان در نجف انجام شد. دو سه روز در خانه آقا بودیم و می رفتیم و می آمدیم. یک حیاط 30
تک خوانی که رئیس بیمارستان شد+ویدئو
شده بودند و گریه می کردند. حتی آقای توکلی هم که چندبار سرود را شنیده بود مدام گریه می کرد و در کل یک فضای خاصی حکمفرما شده بود. آقای توکلی مسئول گروه سرود بچه های آباده الان در شهر یزد یک آموزشگاه موسیقی دارد. تک خوان گروه سرود بچه های آباده البته یک خاطره ویژه هم دارد: وقتی به خدمت امام رسیدیم؛ برایمان خیلی هیجان انگیز بود و یک احساس خاصی به ما دست داد که نمی توان آن را بیان کرد. در زمان اجرا در محضر امام یک حس جدیدی در ما به وجود آمد که با بقیه اجرا ها قابل قیاس نبود. هنوز هم به آن روز فکر می کنم یک احساس عجیبی به من دست می دهد. /منبع : iribnews ...
جزئیات جدید از انتحار تروریست 130 کیلویی+عکس
دبیر اول کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: آبدارچی تازه داماد و سی ساله مجلس را در عین بی گناهی در حالی که با پای مجروح در حال ترک ساختمان بود با تیراندازی به سرش او را شهادت رساندند. به گزارش وب گشت نسیم دهلران؛ با گذشت پنج روز از رخداد ددمنشانه تروریستی داعش در مجلس و حرم مطهر امام، ابعاد تازه تری از تهاجم نیروهای داعش به ساختمان اداری مجلس آشکار می گردد. محمد جواد
تاب 40 روزه
نمی کنند و دیگر دستهای مردانه سختشان، سنگ های زغال را از معدن قدیمی شان از دل بالاترین کوهی که اطرافشان دیده اند خارج نمی کنند؛ دستهای آنها 40 روز است که دست بچه ها و همسرها و پدرها و مادرهای روستایی شان را رها کرده اند و عوضش خاک مرطوب روستاهایی شبیه بهشت، سایه سرشان شده، باز هم بی هوا، در قبرهای گود، شبیه آنچه در همه سالهای کارشان، در معدن بهشان گذشت. 44 مرد کارگر روستایی در آزادشهر حالا
مصائب همسر زنی که در خیابان پاسداران غرق شد
برای پلیس و آتش نشانی تعریف کردم. هنوز هم آن صحنه جلوی چشمانم است، من و مریم محکم دست بچه ها را گرفته بودیم، من زودتر رفتم تا خودرو را روشن کنم، دیدم بچه ها دیر کردند؛ از خودرو که پیاده شدم، صدای پرهام را شنیدم که داد می زد: بابا بابا مامان افتاد توی جوی آب. با شنیدن این حرف، خشکم زد، نمی دانستم چه باید بکنم؛ سراسیمه به طرف جوی آب رفتم تا نجاتش دهم ولی شدت آب به قدری زیاد بود که نتوانستم او را بگیرم
صادق زیبا کلام ! عذرخواهی کن یک کلام
برگردیم که بچه ما گفت : آب میخوام . به اولین سوپری که رفتم و تقاضای خرید آب کردم کاغذی با هزاران امضاء جلویم گذاشت که این بیانیه برائت از زیباکلام را امضا کن تا به تو آب بفروشم . در میانه راه پدرم زنگ زد که بچه ها را بیار ببینیم . جلوی در خانه که رسیدم شخصی که تا کمر در سطل آشغال فرو رفته بود بطرفم آمد و گفت : داداچ ! شنیدم تو جرت و فرت ژیاد مینویشی . به این ژیبا بوگو دیگه
صعود به جام جهانی در توییتر: #بچه ها_مچکریم
ایران. سلام روسیه. امید توشه: هیچ وقت #تیم_ملی فوتبال ایران، این قدر بدون هیجان نرفته بود #جام_جهانی؛ عادت نداریم بابا. #سلام_جام_جهانی حاج سروش: یه مربی حرفه ای + زیاد خرابکاری نکردن دولت و فدراسیون تو کار مربی = صعود راحت به جام جهانی. #کیروش #جام_جهانی روشن نوروزی: باور کردنی نیست. بدون گل خورده؛ بدون باخت؛ بدون اما و اگر. برای اولین بار نتیجه مدیریت باثبات و
خانم دکتر بیمارانش را در قم مجانی درمان می کند + عکس
خمینی(ره) می رسانم آنجاست که متوجه می شوم آگهی دیوار "سرکاری" نیست. خانم دکتر دباغیان با مهربانی نشسته است توی یک اتاق و بیماران سالمند، یتیم و شاید مستمند را مداوا می کند.آن لحظه است که مهربانی را زیر پوست شهرم می بینم. بیماری دختر سه ساله ام را از من گرفت خانم دکتر الهام دباغیان در شهر قم به دنیا آمده و روزهای زندگی اش را در جوار حرم عمه سادات می گذراند. مگر می شود همسایه بی بی
امنیتِ نشانه رفته(نگاه)
. کمتر از یک ماه پیش بود که هم ایشان در دانشگاه امام حسین علیه السلام فرمودند هدف دشمن در کوتاه مدت برهم زدن امنیت کشور است. امنیتی که در روزگار کنونی کیمیای کشورهاست. و مادر پیشرفت و مهد شکوفایی است. امنیتی که دستاورد رشادتهای خیره کننده پهلوانان جوانمرد است. چه مرزداران غیور وطن و چه مدافعان سلحشور حرم. آنان که مرگ را به بازی گرفته اند و در قاموسشان ترسیدن نیست. دشمن دشمن است و هرکس که
از شگردهای اطلاعاتی تا اعلام آماده باش در تهران
از 50 تن از عوامل مرتبط با گروه تروریستی داعش در چتر اطلاعاتی وزارت اطلاعات. سایت جام جم آنلاین ضمن عرض تسلیت دوباره به هموطنان و خانواده های آسیب دیده این واقعه، بر آن شد تا با دعوت از محمد جواد جمالی دبیر اول کمیسیون امنیت ملی خانه ملت و همچنین جعفر قناد باشی کارشناس مسایل سیاسی منطقه با نگاهی آسیب شناسانه به واکاوی ابعاد ماجرا بپردازد. در ادامه نظر مخاطبان جام جم آنلاین را به این
عقل انسان با تابش کلام خدا و ائمه اطهار(ع) بارور می شود
بیان کرد: همه وجود حسین حق است. تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا که هنوز به ابی عبدالله برنخورده بودند ولی آیه بعد از زمان پیغمبر(ص) به این شکل می آید سراغ ما. مما عرفوا من الحق می بینی اشکشان می ریزد به خاطر حقی که شناختند. امیرالمؤمنین(ع) هر وقت در خانه، بیرون، مسجد و هر جای دیگر که ابی عبدالله(ع) را می دید می گفت: یا ابرة کل مؤمن ، حسین من تو گریه هر مؤمنی را درمی آوری. پس ما هم جزو این آیه هستیم، حتماً که هستیم، چرا نباشیم. حسین حق است، ما با شنیدن اسمش گریه می کنیم. انتهای پیام 313/ ...
آخرین بوسه بر شهید ترور مجلس در داخل قبر
گذشت. روز جمعه تشییع سید بعد از نماز جمعه قم بود و با دوستان هماهنگ کردیم که بعد از اذان ظهر از تهران حرکت کنیم تا روزه بچه ها به مشکل نخورد. یک ربع از ظهر گذشته بود که از تهران بیرون رفتیم. در مسیر مدام تماس می گرفتیم و وضعیت را سوال می کردیم. با سید محمد حسین، آقا زاده سید مهدی تقوی تماس گرفتم که: کجایید؟ گفت: رسیدیم مقابل گلزار شهدای علی ابن جعفر(ع). شما زود خودتان را برسانید . ما هم
نقش ایمان به قدر در زندگی
پدید آوریم، در کتابی است. این کار بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید و خدا هیچ خیال پرداز خودپسند فخرفروشی را دوست ندارد. از دیگر کارکردهای مهم و تاثیرگذار باور به مقدرات الهی، تفویض و توکل در امور زندگی مومن است. خداوند در این باره نیز فرموده است: اگر نیکی به تو رسد آنان را بد حال می سازد و اگر پیشامد ناگواری به تو رسد
فرازی از وصیت نامه شهید کاشفی خطاب به همسرش
با خدای خود خلوت کردند و در حال عبادت هستند. نمی دانم چرا دست هایم به لرزش درآمده و دوست دارم الان فرزندانم در کنارم نشسته بودند و آن ها را در آغوش می گرفتم. همسرم ؛ از تو می خواهم تا فرزندانم را با تقوا پرورش دهی و همیشه از صبر و استقامت فرزندان امام حسین (ع) برای آن ها بگویی؛ خصوصاً محمد پسرم. چون او مرد آینده خانه تو و خواهرانش است. به او یاد بده صبر و استقامت را و به او
بابای خوبم می خواهم مهمان تو باشم
برای پرواز روح انسان در این هیاهوی زندگی بازمی کند. این شادی و صدای خنده کودکان معصوم است که مرا از رفتن و در کنارشان بودن بازنمی دارد. با حسین و مادرش در بخش آنکولوژی بیمارستان تخصصی کودکان بهرامی تهران آشنا شدم. در این بخش بچه های مبتلا به سرطان بستری هستند. در آنجا قاب عکس شهید احمد قنبری، پرچم حرم آقا امام حسین(ع) و نقاشی های حسین برای بابا در وقت دلتنگی هایش، اتاق و تخت حسین را از بچه
داستان زندگی این آدم ها
وکیلی که مهدیه در آن روز سیاه خواهان ملاقاتش در خانه ملت بود درباره نحوه شهادت او گفت: خانم مهدیه هراتی از اقوام من بود اما به قصد ملاقات با بنده هم از لرستان به تهران نیامده بود. ایشان دارای برادر بیماری بود که برای مداوای برادرش به همراه مادر خود به تهران آمد. وقتی در تهران بودند تصمیم می گیرد که بیاید و من را ببیند. من اصلاً از حضور او در مجلس خبر نداشتم اگر از قبل با من هماهنگ می کرد، به او می
هرگاه درباره امام سخن می گفت بی تاب می شد
است خدمتتان عرض می کنم. شهید سعیدی چون اصالتاً مشهدی بودند، به وضعیت حوزه مشهد کاملاً اشراف دا شتند. در حوزه مشهد به طلاب و فضلا در مورد پرهیز از مباحثه فلسفی تذکر و حتی هشدار می دادند. شهید سعیدی هم تحت تأثیر این فضا همین روحیه را داشتند. حضرت امام هم از این قضیه خبر داشتند. ایشان معمولاً در صبح های چهارشنبه بعد از درس فقه و در عصرهای همان روز، اخلاق درس می دادند. یادم هست ماه خرداد و هوا بسیار
گفتگو با قربانیان اسیدپاشی اخیر در جنوب تهران
ها، دست ها و رستنگاه موهایش سوخته است، شب حادثه توی پاسگاه از ترس، پشت میز بازپرس رفته و گردن بازپرس را چسبیده بوده و گریه می کرده که نکند مرد را آزاد کنید دوباره روی ما اسید بپاشد و مرد اسیدپاش که دستگیرش کرده بودند نیز با بی تفاوتی به این صحنه نگاه می کرده، چنانکه حتی بازپرس را از کوره به در برده است. با این حال مبینا حالا روی مبل خانه در جوار همسایه ها نشسته و با صدایی واضح به قانون می گوید: من
خوش چشم: اگر رسانه را جدی نگیریم، با یک ترقه تروریست ها، بیگانگان ایران را در آتش و خون توصیف می کنند/ ...
خسته شدم اولاً از بس تلویزیون کارشناس آورد و فقط برای خودش، رسانه، منِ تحلیل گر حرف زد، یعنی نقاش و بنا نمی فهمند چه می گوید. ثانیاً کارشناسان آمدند و در لفافه حرف زدند. باید حرف را درست زد. متأسفانه در جمهوری اسلامی ایران کار کردن با رسانه و استفاده درست از آن را بلد نیستند. چند رسانه انگلیسی داری؟ چند رسانه خوب عربی که مخاطب داشته باشد داری؟ آنهایی را که داشتی توانستی نگه داری؟
شب طنز و روضه، شب خنده و گریه/حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر انقلاب
پرید کشورِ من، امّا معنای مدافع حرم را فهمید آقا می گویند: خوبه، اگر بفهمه خوبه! ناصحی بعد شعر اصلیش را می خواند و آقا ضمن تعریف، ایرادی به یکی از قسمت هایش می گیرند. نفر بعدی محمد زارعی است با شعری درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام. با شعرش از آقا اشک می گیرد! آقا چند بار قافیه ها را پیش پیش حدس می زنند و آفرین می گویند؛ جمع هم. قبل از زارعی آقا به قزوه گفته بودند امشب
فضای مجازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی
آنها ناخواسته تا پایان عمر تبعات جدایی والدین خود را با هزینه های گزاف می پردازند؛ از فضای مدرسه و دانشگاه گرفته تا محل کار و تشکیل زندگی مشترک. در ادامه این مطلب آمده است: پدر و مادر عزیزم! من صدای فریاد، شکستن وسایل خانه، فحش و ناسزا و گاهی اوقات درگیری شما را می شنوم و می بینم. می دانم آسیب دیده اید، ولی من هم در عذابم. دائما با دلهره و تنش می خوابم و با ترس از دست دادن یکی از شما بیدار
افشاگری کودکان کار روی صحنه تئاتر
را که این شرایط را تجربه کرده بودند برای نقش این بچه ها آوردیم. در همان زمانی که ما در حال تمرین بودیم یکی از این بچه ها مورد تجاوز قرار گرفت طوری که لگنش شکسته بود. صحنه ای از هفت برخون خوان رستم اجرا فقط در خانه هنرِ جمعیت امام علی یا سالنی عمومی ؟ او در مورد این که ترجیح می دهد هم چنان با این کودکان در خانه هنر جمعیت دانشجویی امام علی (ع) روی صحنه برود یا به
ما از تهدیدات خارجی واهمه ای نداریم؛ اما باید مراقب زخم خوردگان داخل و ترفندهای این و آن باشیم
باشید او با برترین ابزارها، بزرگترین توطئه ها را خنثی خواهد نبود مانند جریان طوفان شن و آمریکا و طبس... اگر شیطان امروز(آمریکا و همدستانش) جایی از مسئولین ما تعریف کرد بترسید امام(ره) فرمودند هرگاه شیطان به مدح و ثنای تو برخاست، بترس یا اگر شیطان امروز(آمریکا و همدستانش) جایی از مسئولین ما تعریف کرد بترسید و اگر در حال نیش و کنابه و عذاب هستند بدانید شما به وسط سیبل مقابل (هدف
بولتن موسیقی و تئاتر: توضیحات بنیامین بهادری درباره ی قطعه کبیر / برندگان اسکار دنیای تئاتر معرفی شدند
خواننده موسیقی پاپ در خصوص تشدید دوباره بیماری خود گفت: این مسئله واقعیت دارد و من در یکی از اجرا هایم که حدود 10 روز پیش بود، گفته بودم که متاسفانه به دلیل تشنج شدیدی که چند وقت پیش داشتم، تومور مغزی من به علت بد خیم بودنش، دوباره رشد کرده است و باید فوری برای درمان کامل به آلمان بروم ولی زمان دقیق آن مشخص نیست. وی ادامه داد: طی روز های آینده حتما باید در بیمارستان بستری شوم و زیر نظر پروفسور