جزئیات قتل خانوادگی در پاسگاه نعمت آباد - جام نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
پرونده تلخ ماه / قتل عام خانوادگی همزمان با اذان صبح در تهرانپارس / پدر بی رحم پس از خودکشی نامه ای در ...
ساعت 23 شامگاه دوشنبه بیستم شهریور ماه قاضی ایلخانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی با تماس تلفنی مأموران کلانتری 126 تهرانپارس از قتل دو دخترجوان در خانه شان خیابان 198 شرقی حوالی فلکه سوم تهرانپارس با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم راهی محل شدند. تیم جنایی در محل حادثه که آپارتمان 120 متری در طبقه اول ساختمان مسکونی بود با جسد غرق در خون دو خواهر 16 و 21 ساله به نام های
اعترافات تازه قاتل فامیل دور در دادسرای جنایی
فراهم نشده تا جان او را بگیرد. متهم پس از این ادعا با دستورقاضی سیدسجاد منافی آذر بازپرس جنایی تهران به بازداشتگاه منتقل شد اما پیش از آن در گفت وگو با همشهری انگیزه خود را از جنایت شرح داد. چه شدکه نقشه قتل کشیدی؟ مقتول از اقوام دورم بود که به تازگی متوجه شدم با زنی که از بستگانم است ارتباط دارد. برای همین عصبی شدم و نقشه قتل هردوی آنهارا کشیدم اما فقط توانستم مرد جوان را به
قاتل ابوالفضل 11 ساله در دادسرا: پشیمانم!
متهم 24ساله که علی نام دارد پس از این جنایت با کمک برادرش جسد مقتول را به بیابان های اتوبان تهران-قم برده و در آنجا رها کردند اما در نهایت 5روز بعد رازشان فاش شد و هر دو دستگیر شدند. به دنبال این حادثه رسیدگی به پرونده جوان جنایتکار و برادرش زیرنظر قاضی دشتبان بازپرس جنایی تهران آغاز شد و با دستور وی، علی(جوان جنایتکار) در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت تا سلامت روانی اش بررسی شود. این
12 سال با کابوس اعدام
هایی زده بود که باعث شد از او کینه به دل بگیرم. برای انتقام جویی تصمیم به قتل گرفتم. چطور او را کشتی؟ من و مقتول برای کار به تهران آمده و همخانه بودیم. شب حادثه از پشت سر به او حمله و با چاقو ضرباتی به بدنش وارد کردم. وقتی از مرگش مطمئن شدم، جسد را از خانه بیرون بردم و در محل خلوتی رها کردم. انتقام ارزشش را داشت؟ نه، بعد از قتل پشیمان شدم. وقتی چهره
قتل به خاطرجای پارک خودرو
ساعت 20 و 10 دقیقه 6 مرداد امسال مسئول یکی از بیمارستان های کرج با 110 تماس گرفت و از مرگ مشکوک مردی جوان خبر داد. ماموران کلانتری 14 رسالت با حضور در بیمارستان متوجه شدند مرد جوان از سوی دوستانش در حالی که براثر ضربه چاقو زخمی شده بود به بیمارستان منتقل شده و در آنجا جان باخته است. همچنین ماموران در تحقیق از دوستان پسر جوان متوجه شدند او در جریان درگیری خیابانی با یک
از خط مقدم جنگ تا پشتیبانی
بود. با شیوع راهپیمایی ها علیه رژیم ستمشاهی، من نیز چون دیگران در صفوف راهپیمایی شرکت می کردم. در یکی از این راهپیمایی ها، یکی از عکاسان کازرونی انقلاب به نام آقای پاکدل از راهپیمایی عکس برداری نمود. از قضا این عکس ها به دست ماموران رژیم افتاد. خب بنده هم به دلیل این مسئولیتی که در هیئت محل داشتم و تقریباً شناخته شده بودم، به سرعت شناسایی شدم، و از آن جا که در محل شناخته شده و مورد احترام
رئیس جمهور آمریکا فریبکار و سبک مغز است / سیاست لبخند در برابر آمریکای بدعهد جواب نداد / اظهارات ترامپ ...
می کند که با شروع محرم، باید در خودمان تغییری احساس کنیم. ایشان ادامه می دهد: یکی از فرزندان من با شروع محرم احساس می کند که یکی از بستگانش را از دست داده است. این ها همه بدون تربیت و ذاتی بود. امام جمعه موقت تهران افزود: ماه حرام است . ایجاد بدبینی، ایجاد نفاق و نمامی را کنار بگذاریم. در کشتی امام حسین علیه السلام بنشینیم و از طوفان ها در امان بمانیم. وی اظهار داشت: اگر از
داماد شکاک محکوم به مرگ شد / قتل نامزد در توهم شوم +عکس
کنترلی روی رفتارم نداشتم. وقتی او به خواب رفت آجری برداشتم و چند ضربه به سرش زدم و از خانه بیرون رفتم. چند ساعتی در خیابان ها پرسه زدم و وقتی به خودم آمدم تازه متوجه کارم شدم و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم. به همین دلیل به کلانتری قلهک رفتم و اعتراف کردم. با پایان اظهارات متهم، قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
جانشین فرمانده ارتش: در سال 93، جنگنده های ایران، داعش را در خاک عراق بمباران کردند/ شخصا برای شناسایی ...
/> این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند.
سارا از 7 سالگی و ناخواسته مادر شد!
برادر دارد، داستان زندگی اش را از نخستین حکم زندانی برای پدر و مادرش آغاز می کند و می افزاید: زمانی می خواستم بروم کلاس اول، مادر و پدرم افتادند زندان، چون خلاف کار بودند و مواد می فروختند، آن زمان برادرم دو ساله بود. وی عنوان می کند: این طور بگویم، تا زمانی که کلاس اول دبیرستان رفتم، پدر و مادرم مرتب به زندان می افتادند و آزاد می شدند و ما در خانه مادربزرگ مان بودیم، باورتان می شود
تصاویر:سفرنامه غرب اروپا(9)ماجرای قفل های پل زیبای عشاق
گونه عشق شان را تا ابد قفل می کنند. سعید می گفت رسم است جوانانی که می خواهند ازدواج کنند با عبور ازروی این پل، آخرین روز تجردشان را جشن می گیرند. بعد ازدیدن پل دوباره به طرف مرکزشهررفتیم. قراربود خانم سعید با دخترکوچکشان بیایند و ماشین را تحویل ما بدهند و خودشان برای خرید شب عید بروند. تا آن لحظه نمی دانستم که آن شب، شب عید است. قبل ازآن که به خانه برویم، سعید ازیک
پسرم! شیرم حلالت که لایق شهادت بودی
، آبجی و داداش و بابا باش. گفتم باشه مامان. گفت اگر توانستم دوباره به شما زنگ می زنم. اگر نتوانستم تماس بگیرم ببخشید. لحظات آخر می گفت مادرجان خداحافظ. چند بار این خداحافظی را تکرار کرد و گفت مواظب خودت باش. ساعت 9 شب بود که تماس گرفت و دو، سه هفته بعد خبر شهادتش را به من دادند. شب قبل از اینکه خبر شهادتش را بدهند، دندان درد شدیدی داشتم. در خواب و بیداری بودم که امیرحسین به خوابم آمد و گفت سلام
اقدام شوم با شاهین به بهانه نشان دادن سگ در خانه مجردی در تهران
داد: روز با شاهین تماس گرفته و گفتم سگش نزد من است، از او خواستم که برای گرفتن سگش نزد من بیاید و به این بهانه او را به خانه (محل قتل) کشاندم، زمانیکه شاهین وارد خانه شد به او حمله ور شده و یکی از دوستانم با چاقو چند ضربه به سر او زد، به او گفتیم پول به ما دهد، از او خواستیم با پدرش تماس بگیرد و درخواست 300 میلیون وجه نقد کند اما شاهین در برابر ما مقاومت کرد و گفت پولی ندارد، سپس من و سه دوست دیگرم
قاتل فراری در تله پلیس بین الملل
کرده است . با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. اظهارات دوست مقتول یکی از دوستان مقتول که شب حادثه و در زمان درگیری همراه مقتول بود ، پس از حضور در اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: به همراه امیر (مقتول) به
پشت پرده زندگی صدام به روایت معشوقه اش
از اردوگاه های مخوف به خانه هایشان برمی گردند، ناخودآگاه قلم برمیدارند و درباره ی آنچه که بر سرشان آمده است می نویسند. دنیا هم از آنجایی که این ادبیات را به قیمت گرانی به دست آورده است، خیلی برایش عزیز و محترم است و در واقع در همه جای دنیا یک دارایی مادی و معنوی حساب می شود. در ایران هم خوشبختانه این اتفاق افتاد. شاید برایتان جالب باشد که وقتی خارجی ها به ایران می آیند و متوجه می شوند که ما در زمان
16ساعت جدال با مرگ برای معرفی قاتل مادر و خواهر
دیگرش هم مدام سر و صدا می کرد و برای ساکت کردن او مجبور شدم چند ضربه هم به او بزنم. چه زمانی تصمیم به این کار گرفتی؟ شش ماه قبل. آن زمان برادرم در این خانه زندگی نمی کرد. چند باری که به خانه برادرم رفتم متوجه شدم همسرش دیر وقت به خانه می آید. هر چه به برادرم گفتم که همسرت چرا شب ها ساعت 9 به خانه می آید جواب درستی نمی داد. خودم هم نمی توانستم از همسر برادرم سؤال کنم. چرا که برادرم
راز قتل عام خانوادگی در سینه تنها بازمانده +عکس
و مرا دید. او را هم با چاقو زدی؟ برادرزاده ده ساله ام به سمتم آمد تا مانع فرارم شود که او را با چاقو زدم. همسر برادرم با بدن زخمی در تلاش برای نجات دخترانش بود که ضربه ای به سمتش پرت کردم و تیغه چاقو به گردن دختر چهار ساله اصابت کرد. چطور دستگیری شدی؟ برای این که ردی از من نماند دستکش دستم کرده بودم. زمانی که در تماس برادرم به خانه او رفتم، دیدم ماموران
تازه داماد در کرج اعدام شد / راز تازه عروس چه بود؟
و در بررسی ها با آثار خون روبه رو شدند. در ادامه جست وجوها نیز جسد خونین شهروز هم چند کیلومتر دورتر از خودرویش در کنار جاده پیدا شد. بدین ترتیب موضوع به بازپرس وکارآگاهان جنایی کرج اعلام شد و بلافاصله تیم تحقیق راهی محل مورد نظرشدند. پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. خودروی مقتول نیز برای بررسی به پلیس آگاهی منتقل شد. کارآگاهان جنایی که درپی یافتن سرنخی برای کشف
کودکان قربانیان خشونت های مرگبار
جانش را از دست داد و این بار قاتل کودک شش ساله نامادری اش بود. مدتی قبل کودکی به بیمارستان منتقل شد که به گفته پدرش غذا داخل گلویش گیر کرده بود. اما با مرگ کودک و معاینات پزشکان علت مرگ مغزی اعلام شد. باتوجه به علت مرگ، امکان جنایت مطرح و موضوع به بازپرس کشیک قتل مشهد اعلام شد. در تحقیقات پدر طاها مدعی شد که سر پسرش به میز برخورد کرده است.اما ادامه تحقیقات خلاف اظهارات مرد جوان را نشان می داد و
اشعار ویژه شب دوم ماه محرم+اشعار زیبای خود را ارسال کنید
مادر قبل ما این جاست زینب! چه سرهایی شکسته بین این دشت مسیر انبیا این جاست زینب! برای خواب پنجاه سال پیشت دم تعبیرها این جاست زینب! همان جایی که گفته امّ أیمن زمین نینوا، این جاست زینب! بزن بوسه تمام سینه ام را ضریح مصطفی این جاست زینب! همان جایی که قرآن ها بیفتد به زیر دست و پا این جاست
بازیگرهای باهوش حذف نمی شوند
چهاردیواری خانه محبوس باشم. دلم می خواست در کوچه و بیرون از خانه باشم. خانواده هم مخالفت نمی کردند و زیاد گیر نمی دادند. این وضعیت هنوز هم ادامه دارد و کودک درونم را حفظ کرده ام.(با خنده) در دوران مدرسه، بچه درس خوانی بودید؟ نه! دانش آموز باهوش اما بی طاقت و به طور کلی همه را عاصی کرده بودم! در همان محله خودمان به مدرسه رفتم. در دوران دبستان، به مدرسه حضرت زینب(س) رفتم. به خاطر
بریدن سر مادر و دختر 4 ساله در تهران
تصمیم به قتل همسر برادرم گرفتم. متهم در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت: پس از تهیه کلید منزل برادرم، چندین شب محل سکونت برادرم را تحت نظر داشتم تا اینکه شب جنایت، وارد خانه او شدم؛ همسر برادرم داخل اتاق خواب در حال استراحت بود که چاقو را زیر گردنش گذاشتم؛ قصد داشتم تا او را از اتاق خواب بیرون بیاورم که شروع به جیغ زدن کرد. آذین دختر 11 ساله برادرم از خواب بیدار شد و برای حمایت از مادرش با
به برادرم گفتم زنت با دوستت رفت و آمد مشکوک دارد اما او کاری نکرد تا اینکه! + غکس
خانه آنها پارک بود و من فکر کردم او در خانه است، به همین دلیل تصمیم گرفتم آنها را به قتل برسانم، اما وقتی وارد خانه شدم، او نبود. بعد چه شد ؟ بالای سر شب بو رفتم و با چاقو به دستش زدم و از او خواستم سکوت کند. می خواستم او را تهدید کنم که به ارتباط پنهانی اش پایان دهد، اما او شروع به داد و فریاد کرد. با چاقو او را زدم. چاقو را که از بدن شب بو کشیدم، به گلوی آیلین که در نزدیکی ما
جنایت روی ریل قتل عام های خانوادگی
آذین بیدار بود. وقتی وارد خانه شدم، آذین ابتدا کمی جیغ و فریاد کرد، اما من آرام بودم. طرف صحبت من مادر او بود، با بچه ها کاری نداشتم. البته شب بو هم تند صحبت می کرد. چند کلامی بین ما ردوبدل شد. او صدایش را بالا برد. من به او گفتم: چرا این کارها را می کنی. برادرم را طلاق بده تا آبروریزی نشود. اما او اصلا به حرف های من توجه نمی کرد. من هم عصبی شدم. آذین به طرف من حمله کرد، چند تا مشت به او زدم
به فرزندش گفت سعی کردم تو را از جهنم نجات بدهم، خودت نخواستی!
جوان از مسجد بیرون می آیند و مأموران ایشان را دستگیر می کنند! مردم مدتی منتظر می مانند و می بینند که ایشان برای رفتن به منبر نیامدند. ما در قم زندگی می کردیم. حاج آقا خودشان کلید داشتند و هر وقت می آمدند، در نمی زدند. آن شب حدود ساعت 12 شب بود که در خانه را زدند. من چادرم را سر کردم. پشت در رفتم و پرسیدم: کیست؟ فردی گفت از حاج آقا نامه آورده، چون امشب ایشان به خانه نمی آیند، نامه داده اند که ما
قتل در ورامین و نجات یافتن قاتل از قصاص
درقالب دو گروه دو نفره به جان هم افتاده اند که در این میان پسری به نام شاهین با ضربه چاقوی اشکان 15 ساله از پا درآمده بود. به این ترتیب اشکان و دوستش به اتهام قتل و مشارکت در قتل دستگیر شده و پس از تکمیل تحقیقات هفته گذشته پای میزمحاکمه ایستادند . در ابتدای جلسه اولیای دم برای عاملان جنایت قصاص خواستند. سپس اشکان-متهم ردیف اول- در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: مدتی قبل از روز حادثه
واحدهای تولیدی به خاطر فشار دستگاه های دولتی رنج می برند
/> به دلیل این که در تجارت از من باسابقه تر پیدا نکردند. من 60 سال است که تجارت می کنم . در مدت طولانی تجارتی که داشتید، با شرایط سخت اقتصادی نیز روبه رو بودید . من چند دوره شرایط سخت اقتصادی را دیده ام. اولین بحران، جنگ دوم جهانی بود که شرایط سختی بود. قحطی تهران را نیز دیدم. حتی در آن دوران نان نبود. من آن زمان 11 ، 12 سالم بود. هر 15 روز یک بار نوبت خانه ما آب بود. ساعت
منصوریان: در استقلال هیولای درون را می بینید/ مرا به آخر خط رساندند/ از ساکت نمی گذرم
یک زمین خوب تمرین کنیم و وقتی به توپ ضربه می زنیم مسیر توپ عوض نشود. آقای ساکت و تاج فوتبال ادامه دارد. من تا 10 دقیقه پیش نمی دانستم که ساکت این حرف را به فریبا زده است. حرف من این است که فوتبال باید دست فوتبالی ها باشد. امروز آخر خط من با استقلال است. سرمربی استقلال ادامه داد: هواداران پارسال صبر کردند و تیم من درست شد. می شد نیمه اول را با گل های دوم و سوم پشت سر بگذاریم. به بازیکنانم
اعترافات هولناک عامل سر بریدن مادر و دختر 4 ساله در تهران +عکس
میان گذاشتم، اما او توجهی به حرفه هایم نمی کرد تا اینکه تصمیم به قتل همسر برادرم گرفتم. متهم در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت: پس از تهیه کلید منزل برادرم، چندین شب محل سکونت برادرم را تحت نظر داشتم تا اینکه شب جنایت، وارد خانه او شدم؛ همسر برادرم داخل اتاق خواب در حال استراحت بود که چاقو را زیر گردنش گذاشتم؛ قصد داشتم تا او را از اتاق خواب بیرون بیاورم که شروع به جیغ زدن کرد.
فیلم اعتراف قاتل آتنا هنگام بازسازی صحنه قتل / دخترک را به پشت کارگاه کشاندم
، رئیس کل دادگستری استان اردبیل در مورد نقش خانواده رنگرز در کشف راز این جنایت گفت: متهم با تماس های مکرری که با خانه خود داشت به همسر خود گفته بود که در پارکینگ خانه مقادیری دارد و ممکن است با بازرسی از خانه آن ها برایشان دردسر درست شود به همین دلیل از همسرش خواسته بود که آن بسته را به جای دیگری ببرد اما زمانی که همسر متهم همراه برادر وی به پارکینگ رفتند و متوجه شدند موضوع از قرار دیگریست، ماجرا را با