سایر منابع:
سایر خبرها
جنجال در اردوی استقلال / ماجرای افشاگری ستاره استقلالی ها چه بود؟
دادیم تا از امکانات استفاده کنیم. یکی دو مرتبه به تیم استراحت دادند اما کسی برای استراحت بیرون نمی رفت. بازیکنان جوان که تجربه سفر خارجی کم داشتند از هتل بیرون نمی رفتند و نمی توانستند خرید کنند زیرا حتی پول تو جیبی هم نداشتند. شاید حمایت تو از منصوریان برای خیلی ها عجیب بود. خودت در این باره توضیح می دی؟ من شاهد بودم که کادرفنی در بحث فنی تلاش زیادی انجام می داد و با علاقه
دخترانی که عاشق داعشی ها می شوند
مردم نیوز : در رقه بودم ، داستان ابو زکریای داعشی است که دل در گرو داعش به امید زندگی در جنت این دنیا به شام سفر می کند. اما یک سال بعد در می یابد، بهشتی که به دنبال آن بوده، جهنم هولناکی است که باید خیلی زود خود را خطراتش نجات دهد. پس با جا زدن خود به دامادی که برای آوردن عروس اش راهی روستایی مرزی در شمال سوریه می شود، خود را به مرزهای ترکیه می رساند و از آنجا به تونس باز می گردد.
تلویزیون بخشی از جامعه را نادیده می گیرد
که مردم برای کشورشان تلاش می کنند، کسانی که در مقام دولت و حکومت تصمیم گیرنده هستند ناگزیرند با اراده مردم همراه شوند. یعنی در تمام این سال ها شیوه اداره دولت ها هیچ فرقی با هم نداشته است؟ همه آنها کشور را یک جور اداره کرده اند؟ میرتهماسب: دولت ها همیشه به سلیقه اشخاص متکی بودند. مثلا در مورد بسته شدن خانه سینما، قوانین و قواعد مربوط به این خانه از ابتدا تا آن روز تغییری
روایت زن امدادگر آبادانی از روزهای جنگ
آقاجری اهل آبادان روزهای جنگ در سال 59 و آغاز فعالیتش به عنوان یک امدادگر را این گونه روایت می کند: جنگ که شروع شد 20 ساله بودم. سازمان جوانان آن زمان یا همان هلال احمر الان، کلاس های آموزشی برگزار کرده بود؛ مثل ماشین نویسی، خیاطی و ... . من هم ماشین نویسی ثبت نام کرده بودم. صبح 31 شهریور داشتم آماده می شدم به کلاسم بروم که برادرم به خانه آمد و وقتی فهمید می خواهم به کلاس بروم گفت پس
چندسالی است که تفاوت رویکرد در مواضع لاریجانی دیده می شود
همه اتهامات مربوط به قوه قضائیه را متوجه آقای رئیسی کند و اتفاقا شاهد عبور از خط قرمز بودیم وقتی روحانی از 38 سال زندان و اعدام سخن گفت! به هر حال وقتی فرد وارد گود شد، اگر کنار بکشد معلوم نیست فرصتی برای بار دوم پیش بیاید. مثلا آقای عارف وارد شد و بعد انصراف داد، آیا به نفع او شد و اگر یک بار دیگر وارد شود رای می آورد؟ علی القاعده دیگر رای نمی آورد چون عقب نشینی وی بیانگر ضعف بود و به
دستگیری عاملان آدم ربایی نیم میلیون یورویی در تهران
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی شهر فردا ، چند روز قبل مردی هراسان با مراجعه به پلیس آگاهی تهران از ربوده شدن فرزندش خبر داد و اظهار کرد: فردی در تماس با من مدعی شد که فرزندم که دکترای عمران دارد را ربوده است و برای آزادیش درخواست 500 هزار یورو کرد. فرد ناشناس تهدید کرد اگر موضوع را به پلیس اطلاع دهم، پسرم را به قتل می رساند. با توجه به حساسیت موضوع بلافاصله نیرو های ویژه مبارزه با آدم ربایی پلیس
انحراف میرحسین موسوی ریشه در تفکرات رهنورد دارد!
صحبت کنیم که پول بدهند بقیه فیلم را بسازیم. دم در آسانسور من منوچهر محمدی را دیدم، دستم را بردم جلو به او دست بدهم او به من دست نداد. یک نگاهی عجیبی به من کرد چون من را قبول و باور نداشت اما بعدا فیلم را قبول کردند و باقی پول ساخت فیلم را دادند. فیلم را اکران کردیم، احمدنصر، که نقش استوار را بازی می کرد و در زندان در فیلم شهید می شد. گفت من شیراز بودم دیدم فیلم در سینماها اکران شده چه خبر شده بود و
رقصنده بر - دار -
سرقت، قتل کردم. بابت چهار آهنگی که پیش مقتول ساخته بودی چقدر پول پرداختی؟ برای آهنگ اول یک میلیون و 200 و برای سه بار دیگر یک میلیون و 300 هزار تومان به مقتول دادم. از روز جنایت بگو؟ من نقشه سرقت را طراحی کردم وبا همدستم مهدی برای اجرای آن به استودیوی پوریا مقتول رفتیم. ما روزقبلش برای سرقت رفتیم که نشد. به همین خاطر روز حادثه دوباره به آنجا رفتیم آن هم به
ورود سپاه عمر بن سعد به کربلا
بود و قاتلین امام حسین علیه السلام و عاملین فاجعه کربلا، شناسایی و تعقیب و دستگیر و اعدام می شدند، موسی بن عامر گوید: جلسه ای در حضور مختار تشکیل شده بود. عمر بن هیثم گوید: من در کنار مختار نشسته بودم که وی با خوشحالی و امید این جمله را گفت: فردا، مردی را خواهم کشت که پاهای بزرگی دارد و چشمانش به گودی رفته و ابروی پرپشتش به روی چشمش ریخته و مؤمنین و ملایکه های آسمان از قتل او شاد خواهند شد .
ریشه یابی آن سوی قتل های خانوادگی
خانواده همسرش، زن و مادر او را به قتل رساند و پدرزنش را هم با چاقو زخمی کرد. در این حادثه هم متهم از سوی پلیس دستگیر شد. انگیزه این جنایت هم به گفته پلیس شیراز اختلافات خانوادگی اعلام شد. قتل عامل خیابان یخچال یک جنایت خانوادگی مبهم؛ 5 جسد در یک قتل عام دسته جمعی مرموز. پرونده ای که نخستین اجساد خون آلود آن در شامگاه 13شهریورماه سال جاری در خانه ای مسکونی در خیابان یخچال
عضو جمنا منکر ادعای قالیباف شد
بودیم وقتی روحانی از 38 سال زندان و اعدام سخن گفت! به هر حال وقتی فرد وارد گود شد، اگر کنار بکشد معلوم نیست فرصتی برای بار دوم پیش بیاید. مثلا آقای عارف وارد شد و بعد انصراف داد، آیا به نفع او شد و اگر یک بار دیگر وارد شود رای می آورد؟ علی القاعده دیگر رای نمی آورد چون عقب نشینی وی بیانگر ضعف بود و به موقعیت و اعتبار وی لطمه زد، به گونه ای که در مجلس هم نتوانست حتی درحد رئیس یک کمیسیون
درخواست قصاص عامل قتل مادر و دختر/ اولیای دم: هم مرتکب قتل شده و هم به مقتول تهمت رفتار ناشایست زده
ایران نوشت: با حضور بازپرس مدیر روستا، تنها بازمانده این جنایت هولناک -آذین، دختر 10 ساله مقتول- در حالی که پس از 16 ساعت جدال با مرگ آخرین نفس هایش را می کشید، به بیمارستان انتقال یافت. اما او پیش از اینکه هوشیاری اش را از دست بدهد، عموی بزرگش را به عنوان قاتل معرفی کرد. بدین ترتیب مرد 55 ساله بلافاصله دستگیر شد و در حالی که ابتدا منکر جنایت بود، سرانجام چند ساعت بعد به قتل همسر و
دخترت خیلی گرفتار شده / مثل عمه دست به دیوار شده
که افتادی به مقتل دل پر ماجرا دارد رقیه دلم در قتلگاه و جسمم اینجاست وطن در کربلا دارد رقیه بمیرم از چه لبهایت کبود است بگو محشر به پا دارد رقیه پدر بر چهره ام یک دم نظر کن رُخ زهرا نما دارد رقیه به جرم عاشقی جان بر لب آمد شکایت زاشقیا دارد رقیه خدا خواهد اگر ،می میرم امشب که هر شب این دعا دارد رقیه
از ترس داعش از افغانستان مهاجرت کردیم
مجاهدین افغانستان شدم ، خانواده ام را به خاطر اینکه امنیت جانی نداشتند فرستادم پاکستان. چه سالی بود؟ تقریبا از اوائل سال 58 ما جنگ مسلحانه را با ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق شروع کردیم، تا ده سال هم جسته گریخته این جنگ ادامه داشت. آن موقع که شوروی به افغانستان حمله کرد و قصد تصرف کشور ما را داشت من خودم داوطلبانه به جبهه رفتم. اوائل در کابل، من و دوستانم جزو چریک های شهری بودیم
پایم حریف خار مغیلان نمی شود...
، و آن دخترک بعد از شهادت پدر شب و روز گریه می کرد، که از گریه ی او دل اهل بیت مجروح می شد و دائماً از اهل بیت سؤال می کرد که پدر من کجا رفت؟ و چرا از من دوری نمود؟...(1) یکی از مصیبت هایی که در شام برای اهل بیت علیهم السلام رخ داد، شهادت طفل عزیز، حضرت رقیّه خاتون علیها السلام بود.(2) عماد الدین طبری از کتاب الحاویه نقل کرده که زنان خاندان نبوّت شهادت پدران را از کودکان
اخبار حوادث
اعترافات هولناک مردی که همسرش را کشت سیدخلیل سجادپور-مرد 42 ساله ای که در پی بروز اختلافات خانوادگی همسرش را به طرز دلخراشی کشته بود، روز گذشته در اولین جلسه بازپرسی به صراحت ارتکاب قتل را پذیرفت. ماجرای این جنایت هولناک روز جمعه گذشته (هفدهم شهریور) هنگامی لو رفت که مردی با پلیس 110 تماس گرفت و از مرگ دلخراش زنی به نام سمیه خبر داد. در پی دریافت این خبر، بلافاصله ماموران کلانتری
55 سال زندان برای 2 جوانی که زن مجرد را ربودند
به گزارش بولتن نیوز ، مردادماه سال 95 زن جوانی به اداره پلیس مراجعه کرد و از سه مرد که پس از سرقت از منزلش او را ربوده بودند و مورد آزار و اذیت قرار دادند شکایت کرد. این زن که فرانک نام داشت، به مأموران گفت: غریق نجات یکی از استخر های پایتخت هستم که مدتی پیش از همسرم جدا شدم و به تنهایی در یک خانه اجاره ای زندگی می کنم. دیشب خواب بودم که سه مرد وارد خانه ام شدند و پس از بستن دست وپایم
برخی تهدیدکردند فیلم دفاع مقدسی نسازم
/> تسنیم: این علاقه از کجا می آید؟ مگر می شود یک ایرانی به تاریخ کشورش علاقه نداشته باشد. تربیتِ خانوادگی و محیطی مهم است، بسیاری از دوستان فیلمساز و هنرمند پنهان می کنند از چه خانواده ای هستند من در یک خانوادۀ مهمی بزرگ شدم، یک خانوادۀ فرهنگی نظامی و بسیار مهم، چون من با داستان های نهج البلاغه و شاهنامه و قرآن و تکریم دین و شریعت، قصه و روزگار و تکریم انسانی، انسانیت بزرگ شدم؛ به خاطر همین
تمسک به آیات در مناظره های سیدالشهداء(ع)
عنایت کنید که در تمام این گفتگوهای حضرت آثار قرآنی می درخشد عبیدالله گفت من در خیمه ام نشسته بودم دیدم وجود مبارک سالار شهیدان با بچه ها و اصحاب طرف خیمه من آمده به استقبال حضرت رفت، حضرت را بالا نشاند به حضرت عرض کرد این محاسن شما خیلی مشکی است این رنگ طبیعی محاسن شماست یا رنگ کردید، وجود مبارک سیدالشهداء در این گفتگوی کوتاه فرمود من رنگ کردم من زود پیر شدم عجّل لی الشیب [13] اینکه می بینید
از کودکی خادم اهل بیتم/ تابلوی عرش بر زمین نگاهی متفاوت به قتلگاه امام حسین (ع) دارد/ مجسمه برنینی را که ...
/> واقعا از همان زمان که به عالم هنر وارد شدم سپاسگزار الطاف خداوند بودم و تلاش می کردم اخلاق و تواضع را از یاد نبرم. حتی چند روز پیش که به مناسبت برنامه ای در اصفهان حاضر بودم در مراسمی و روی سن به سجده شکر پرداختم. معتقدم اخلاق گرایی مهم ترین نکته ای است که آدم از خانواده و بعد استادان خود یاد می گیرد. ولی این مولفه بین برخی از هنرمندان جوان که ناگهان به شهرت می رسند، کمرنگ است.
شاعر آئینی واسطه و وسیله ای برای بیان مناقب اهل بیت است
، تشویق اطرافیان خصوصاً پدر و مادرم در اثر این موفقیت باعث علاقه مند شدن هر چه بیشتر من به شعر و شاعری شد. وی با اشاره به دلایل روی آوردن به حوزه شعر هیئت اظهار داشت: در سال 89در اعتکاف دانش آموزی با حجت الاسلام و المسلمین مهدی مهدوی نژاد مسئول هیات انصار ولایت یزد آشنا شدم و با دعوت وی در جلسه تأسیس انجمن ادبی مع الحسین(ع) حضور یافتم و در این محفل نورانی با اشعار آئینی و فضای شعر هیات آشنا
پیرمردها پشت نیمکت مدرسه دارالفنون تجدید خاطره کردند/ بهترین خاطره معلم 94 ساله دارالفنون از یک شاگرد ...
مرداد و هرج و مرج ها، به دلیل دشمنی بعضی خوانین با او که تقاضای نمره و ارفاق برای فرزندانشان داشتند و استاد شیخان قبول نکرد، دستگیر شد؛ وی 38 روز به زندان افتاد اما با واسطه گری ها آزاد شد و سال 1334 به تهران رفت؛ او سال 1335 به مدرسه دارالفنون رفت و نزدیک به 13 سال در این مدرسه تدریس کرد و با 6 مدیر کار کرد. وی در خصوص ترک مدرسه دارالفنون علی رغم میل باطنی اش اظهار داشت: یکی از مدیران
ناگفته های شماره هشت از سه ماه سخت با استقلال
صفحات مجازی بعد از بازی سایپا که حمایت کردید، می گفتند جباری که همیشه صریح بود و کریمی را فقط قبول داشت چرا از منصوریان حمایت کرد؟ من شاهد بودم که کادرفنی در بحث فنی تلاش زیادی انجام می داد و با علاقه و عشق کار می کردند. به بازیکنان نزدیک بودند و تلاش می کردند هر چه دارند آموزش بدهند. جوان بودند و فوتبال روز دنیا را می شناختند. تمرینات استقلال به روز بود و دوست داشتم از این گروه حمایت کنم
گفتگو با گوینده پیام آژیر خطر در زمان جنگ
بودم و در صدا و سیما یا همان رادیو و تلویزیون اتقلاب اسلامی ایران مشغول به کار شده بودم. و کی وارد صدا و سیما شدید؟ اردیبهشت سال 58 آزمون دادم و خرداد 58 رسما وارد اداره کل اطلاعات و اخبار مرکز همدان شدم. تا پایان سال 58 هم در مرکز همدان بودم؛ ولی از 15 فروردین 59 به خوزستان و مرکز رادیو و تلویزیون اهواز منتقل شدم. چندسالتان بود؟ حول و حوش بیست. همدان
دخترکانی که با ازدواج اجباری از تحصیل باز می مانند
ادریس بالای پشت بام خانه اش ایستاده لباس کارش را به تن کرده و هاج و واج ما را نگاه می کند. چشمش به آقای معلم که می افتد با سر سلامی می کند و از دور احوالپرسی. آقا معلم رویش را به ما می کند و از دانش آموز کلاس ششم اش می گوید که با ادریس ازدواج کرده، ادریس نزدیک تر می شود، همان جا همسرش را صدا می زند: مریم...مریم.. دست های ظریف و بچگانه ای از پشت پرده سفید بیرون می آید. نگاهش که به ما می افتد سریع دستش را به سمت روسری سبز گل گلی اش می برد.
چرا بچه ها نباید مجازات اعدام را تماشا کنند؟
جنایت هستیم. بنابراین بهتر است درصورت الزام اجرای حکم اعدام در محیط های سربسته و در همان زندان انجام شود. وی با بیان این که نسل جوان، روح لطیفی دارد و به سرعت آزرده می شود، می گوید: خاطرات کودکی هیچگاه از خاطر انسان پاک نمی شود. پس وقتی صحنه جان دادن و لرزیدن یک انسان در لحظه مرگ را می بینیم، تا پایان عمر باید این خاطرات را با خود حمل کنیم. وی با بیان این که در تئوری چرخش
روایتی از آغاز جنگ؛از تصمیم عجیب غرضی تا کج سلیقگی بازرگان
نفر هم در اصفهان زنگ زدم گفتم خانواده ام را سوار کن بفرست شیراز تا خیالم راحت باشد. آن شب در پادگان وسایل خواب را برداشتم و رفتم در اتاق فرمانده خوابیدم. خدا را شکر لشگر حفظ شد و در اختیار انقلاب قرار گرفت و تا زمانی که من آنجا بودم هیچ ضربه ای به آن وارد نشد. قضایای درگیری کردستان بعد از دوره شما اتفاق افتاد؟ بله. من تقریبا بیستم اسفند در تهران احضار شدم. یک سرهنگ کرد سنندجی را به
به درد ایران مبتلا بود
اشرافی از آنها سلب شد. پدر توکویل مدتی به بلژیک رفت و وقتی دید نمی تواند در مهاجرت زندگی کند، به فرانسه برگشت. ایشان از اشرافی نبودند که مخالف شدید انقلاب باشند و به همین خاطر به دردسر بزرگی برنخوردند. توکویل نوه خاندان کارگزاران بزرگ فرانسه بود و به همین خاطر در ابتدای انقلاب فرانسه به مشکل جدی برنخورند تا زمانی که روبسپیر آمد و چند تن از خاندانش از جمله شاتوبریان را اعدام کرد. ارتجاع ترمیدوری که
کمترین حکم محصوران اعدام یا حبس ابد است
داشتند به همین دلیل آقای راستی خدمت امام رفت و موضوع را با ایشان درمیان گذاشت و گفت برخی در داخل سازمان معتقدند که من باید فقط نظارت کنم و دخالتی نداشته باشم، اما امام در پاسخ تاکید کردند که ایشان باید در امور سازمان دخالت داشته باشد . این عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب در باره جدایی تعدادی از اعضای این تشکل سیاسی گفت: اصرار آیت الله راستی که خطوط امام را اجرا می کرد باعث گله مندی آن جناح
صالحی: وجود سیستم دلالیسم در فوتبال/ بلوری: پاس سقوط کرد زنجیره حضور همدانی ها در لیگ قطع شد/ کرمی: تیم ...
های همدانی همانطور که هادی بلوری گفت فوتبال خود را به دلیل اینکه آن سال ها انگیزه بزرگی به نام پاس نبود، از کوچه ومحله آغاز کردند و زندگی من هم مثل بقیه صبح تا شب فقط با توپ سپری می شد. برادر بزرگترم مشوق اصلی من بود. من چپ پا بودم و او پای چپ مرا از کار می انداخت تا با پای راست توپ بزنم. بعد از چندین سال به فوتسال و بعدا مدرسه فوتبال رفتم و کم کم با کمک مربیانی چون باباخانی و جنتی به صورت حرفه ای