عکاس دیدار همافران با امام که بود؟+عکس - 598
سایر منابع:
سایر خبرها
خاطرات غرضی از پیش و پس از انقلاب: رفتم اوپک دعوا راه انداختم که تولید 24 میلیون بشکه نفت زیاد است
مرجع بعدی چه کسی است و گفتم که چرا همه نمازها را می روی؟ گفت هر کسی که طلبه بیشتری در نماز پشت سر آن جمع می شوند آن مرجع تقلید آینده است که ما آن روز خانه حاجاقا روح الله هم رفتیم. سال 1340 خیلی سال زیبا و پر تحرک و پر توانی بود، وقتی وارد دانشگاه شدم دعوای بین جبهه ملی و شاه از یک طرف و امینی و شاه از طرف دیگر خیلی مفصل و زیبا بود و دهه 30 نطفه دهه 40 بود و دهه 40 انبساط سیاسی جامعه بود که در دهه
وقتی حرف های امام روی خودت اثر نداشته، چرا اعلامیه پخش می کنی!/ سخنان شهید مدق به همسرش پیش از ازدواج
او هر چه دلش می خواهد بگوید. گفتم: شما که پیرو خط امامید، امام به شما نگفته زود قضاوت نکنید؟ اول ببینید موضوع چیه، بعد این حرف ها را بزنید. من، هم چادر داشتم هم روسری. آن ها را از سرم کشیدند . * شاه آدم اجیر کرده بود که شب ها به شهر ریخته و ناامنی ایجاد کنند در کتاب قاصد خنده رو از مجموعه کتاب های از چشم ها درباره شهید محلاتی، می خوانیم: دو سه ماه مانده بود به انقلاب، بیشتر
یک گام تا انفجار نور/ لغو کودتای نظامی 21 بهمن در خاطرات انقلابیون
، در تصمیم گیری ناموفق بودند و کج دار و مریز رفتار می کردند. وی در ادامه به ماجرای حکومت نظامی و فرمان امام مبنی بر لغو آن اشاره می کند و با بیان این که این فرمان امام یک ودیعه آسمانی بود، می نویسد: این فرمان امام یک ودیعه آسمانی بود. در آن لحظه این تصمیم بسیار مهم و سرنوشت ساز بود و باید آن را اوج حرکت و تصمیمات مهم امام در راه هدایت انقلاب دانست؛ اگر مردم به خانه ها می رفتند، قطعا
خاطره گویی پرویز پرستویی
ها پرسید چه کسی بوکس بلد است؟ هنوز جمله اش تمام نشده بود، من دستم را بالا بردم! من را صدا کرد و گفت یک آپرکات چپ بزن! ولی من گفتم، ببخشید راست دست هستم و نمی توانم! وقتی نشستم، معلم دوباره پرسید، چه کسانی دو و میدانی کار کرده اند؟ باز هم جمله اش تمام نشده بود، من دستم را بالا بردم. وقتی من را صدا زد، گفت یک استارت بزن. من هم جیب هایم را گشتم و گفتم، سوئیچ نیاوردم! ناراحت شد ولی دوباره
بیوگرافی و عکس شیده معاونی (مجری کودک)
سینما و تئاتر,گفتگو با خانم مجری و خاطرات کودکان دهه 60 ،وقتی وارد اطاق شدم ، خانمی را دیدم که پشت به در ورودی نشسته و به موبایلش نگاه می کند. از دیروز که می دانستم قرار است با او حرف بزنم ، خاطرات گنگ و مبهم سال ها قبل برایم زنده شد. وقتی سلام کردم، یکی از یادگاری های دوران کودکی ام را دیدم که با لبخندی درست مثل همان روزها جوابم را داد و تمام نگرانی ام برای مصاحبه از بین رفت. بیشتر یک گپ دوستانه
مبارزی که به خاطر شهدا به بنی صدر سیلی زد
. عرض کنم که از 15 سالگی با تفکرات امام آشنا شدم و مبارزات سیاسی ام را از همان سن آغاز کردم . حدودا سال 49 و 50 بود . تفکرات امام من را جذب خود کرد و وارد فضایی ماورای سن خود شدم، دیگر لحظه ای آرامش نداشتم هر گونه میتوانستم تفکرات امام(ره) را تبلیغ میکردم و با رژیم هم مبارزه میکردم. اما چون سنم کم بود کسی خیلی اهمیت نمی داد، هر جا خلافی می دیدم حرف می زدم و اعتراض می کردم . وارد مسجد که می شدم بلند
بقچه ای عجیب که یک پیرمرد برای شیخ هاشم آورد
واکنش نشان داد رهبر انقلاب در توصیف ابعاد شخصیت استاد فرزانه اش این چنین فرمود: پس از اینکه شرح لمعه را تمام کردم، رفتم درس مکاسب و رسائل مرحوم آیت اللّه شیخ هاشم قزوینی (که از شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی) و اهل ریاضت و مدرس درجه یک مشهد و بسیار مرد محترم و ملا و معروف در بین خواص مشهد، مرد آزاده و روشن ضمیر بود، به خصوص در نزد اهل علم، ایشان مرد ملاّ و جامع و خوش بیان بودند
مرد می خواهد که بتواند صفت رذیله را زیر پا بگذارد
کمال پر رویی به امام حسین می گفت: نمی توانم دست از ریاست ری بردارم. در اینجا می گویند: صفت رذیله در دل رسوخ کرده است. در جلسۀ سوّم امام حسین نفرینش کرد. به این معنا که فرمود: امیدوارم از گندم ری نخوری. عمر سعد امام حسین را مسخره کرد و گفت: جوی آن هم برای من بس است. جنگ را شروع کرد و اول تیری که از لشگر عمر سعد به لشگر ابی عبدالله الحسین زده شد، تیر این عمر سعد بود و بعد هم به دیگران گفت: شاهد
ناگفته های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود
بکنید. او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضعِ تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به سرعت دور شدم... نمونه ی دیگر را می توان اطلاعاتی دانست که درباره ی شاپور جی، معروف به ریپورتر ، نماینده ی رسمی دستگاه اطلاعات انگلیس، به عنوان افسر رابط با شاه و دربار می دهد. همچنین در موارد متعددی، از دخالت انگلستان و آمریکا در امور دربار همچون انتخاب نخست وزیر، پرده برمی دارد. چرایی
روایت ماجرای 12 شبانه روز شکنجه در قتلگاه شیراز
خمینی (ره) رفاقت داشت و یکی از شاگردان ایشان بود به ویژه بعد از حادثه فیضیه، بنده مقلد حضرت امام (ره) شدم. وی افزود: حضرت امام (ره) نیز بنده را خوب می شناختند؛ زمانی که در سپاه اصفهان مسئولیتی داشتم، به دلیل بی ادبی های بنی صدر طی یک سخنرانی که در جمع همافران نیروی هوایی انجام داده بود، با سید احمدآقا تماس گرفتم و موضوع سخنرانی را به ایشان درمیان گذاشتم و گفتم که بنی صدر شعار ارتش بی طبقه را مطرح
خاطرات چهره ها از روزهای پرهیجان انقلاب
برقرار کرده بود و زمانی غیرمشخص را در بهمن ماه برای کودتا علیه انقلابیون در نظر گرفته بود اما اتفاق ها سریعتر از بعد زمان روی دادند و حتی نقشه کودتاچیان را نقش برآب کردند. در ماجرایی کاملا غیرقابل پیش بینی همافران مقابل امام احترام نظامی گذاشتند و از قضا، حسین پرتوی عکاس روزنامه کیهان هم عکس آن را گرفت و با انتشارش در صفحه اول کیهان، شاکله قوی ترین ارتش منطقه در عرض 48 ساعت از هم پاشید و انقلابی که
امان از دست این قمی ها!/گفتگوی خواندنی با "مرگ بر شاه" قمی!+عکس
وقت مرگ بر شاه وقتی به اینجا رسیدم فرمانده از ماشین پیاده شد و به طرف من آمد بچه ها فرار کردند فریاد زدم سر جای خور بیستید آن ها ایستادند فرمانده ارتشی به من گفت: ازاینجا برو ما دستور شلیک داریم، چاره ای جز شلیک نداریم ازاینجا بروید تا این را گفت گفتم: چرا میگی - بچه ها گفتند- مرگ بر شاه- - چاره نداریم - مرگ بر شاه -امام فرمود - مرگ بر شاه -ای ارتشی- مرگ بر شاه -از پادگان ها- مرگ بر شاه
ناگفته های مردی که نیم قرن در کنار شاه بود
شاپور بختیار بوده است. ارتشبد فردوست اما از حضور ژنرال هایزر در روز 22 بهمن در ایران در میانه بحث برای اعلام بی طرفی ارتش، چنین می نویسد: من با سرعت از اتاق کنفرانس خارج شدم. قره باغی دنبال من بود و گفت: بد نیست یک دیداری از ژنرال هایزر بکنید او ستادش در همین اتاق پهلو است. گفتم: با این وضع تظاهرات بهتر است دیدار به بعد موکول شود و به سرعت دور شدم... نمونه دیگر را می توان اطلاعاتی دانست که
اتهام دخترربایی 24 روز پیش از اعدام یک شرور
خبرنگار شوک که چرا به اعدام محکوم شده است، گفت: یک سال پیش من و دوستم را به خاطر آدم ربایی دستگیر کردند و از سوی قاضی دادگاه من و دوستم مفسد فی الارض شناخته و به اعدام محکوم شدیم. پرونده ما برای تأیید به دیوانعالی عالی کشور رفت و حکم تأیید شد و قرار است که 24 روز دیگر اعدام شوم. حتی در زندان دو بار دست به خودکشی زدم اما نجاتم دادند، دیگر از این زندگی خسته شده ام و می خواهم راحت شوم. شب
بوسه زندان بان به دستان آیت الله طالقانی
. از بلند گو زندان سخنرانی هایی کردم که از نویسنده و روانشناس آمریکایی الهام گرفتم گفتم شما خیلی بهتر از آن هستید که تصور می کنید و آن چیزی که در زندان ها مسئله مهمی است این است که زندانی از لحظه ورود خود را سرزنش می کند یعنی به خودش لعنت می فرستد که چرا این گونه شد و بعد خودش را تحقیر می کند. متاسفانه حس خود تخریبی به تدریج پررنگ می شود و وقتی بیرون می آید عقده ای و کینه ای
داستان تاسف انگیز یک شهروند از انحرافات رمالی به نام "عباس غ" ، آقای "م" و خانم پانته آ ...
حرف زد و معلوم شد که ایشان و پدرشان و شرکتشان همه کاره این پروژه هستند ! من برای زیارت امام رضا (ع) عازم مشهد بودم و گفتم چشم، حتما بروم مشهد و بیایم ، ببینیم چه می شود که آقای "م" گفت رازش را نمی دانم ولی تو داری خاص میشوی ،چون ماهم با آقا عباس غ فردا عازم مشهدیم . واقعا من سردم شده بود و مانده بودم چه بگویم ؟ خلاصه دو روز بعد در صحن انقلاب آقا عباس غ و " م " و خانم پانته آ
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند/ مردی که پس از انقلاب مدعی حافظ منافع آمریکا در ارتش بود
غافلگیر شدند و دیدند ستاد مشترک فعال است و سرلشگر قرنی هم فرمانده تعیین می کند. کتیبه می گوید بلافاصله دو رهبر روحانی، مفتی زاده از اهل تسنن و صفدری نماینده حضرت را خواستم و گفتم اختلاف را کنار بگذارید و با هم متهد باشید این پادگان پر از مهمات است. اگروضعیت بهم بخورد همه شهر به هوا می رود. حواستان جمع باشد یک نفرتان زنده نمی مانید. همین الان ستادهای خود را به پادگان بیاورید
اصغر قاتل چه کسی بود؟(+18)
سالگی نرسیده بود که تمایلاتش به بزهکاری، چاقوکشی و لواط آشکار شد. در همین سال ها بود که راهی بغداد شد و ضمن اقامت در این شهر، نزد برادرش در قهوه خانه به امرار معاش پرداخت و در عین حال تمام مدت مشغول عیاشی بود.روزنامه اطلاعات همان روزهایی که اصغر قاتل در انتظار اعدام بود، در شرح این بخش از زندگی اش نوشت: ... در این عمل معروف شده و از اشرار محسوب و غالبا در محبس به سر می برده است. حتی کار به جایی
روایت حسینیان از کتابی که پس از انتشار جمع آوری شد
کرامت معروف بود. این درس ها که یکی شناخت کلی از اصول و مبانی سیاسی اسلام بود و یکی هم روش جدیدی در امام شناسی طراحی کرده بودند. این ها به شکل جزوه منتشر می شد. معمولاً اکثر طلبه ها این ها را مطالعه می کردند و جزوه های بالینی طلبه ها بود. آیت الله خامنه ای به عنوان صاحب مکتب مسجد کرامت شهرت داشتند و از لحاظ فکری و ایدئولوژیک بسیار مؤثر بودند. لذا آیت الله خامنه ای گرچه از لحاظ جسمی در قم نبود ولی از
اقبال سینماگران پس از نخستین رونمایی محمد در روز معرفی نامزدها
کنند و از چهره های شناخته شده سینمای جهان برای حضور در جشنواره دعوت می کنند. این درحالی است که در جشنواره فیلم فجر تمام تلاش خود را کرده اند که بدون حاشیه برگزار شود، حتی فیلم هایی را برای حضور در جشنواره انتخاب کرده اند که کسی نتواند حرفی درباره آن بزند. 11:06- علی غفاری کارگردان ابوزینب گفته است: در جشنواره مقاومت تعدادی از لبنانی ها حضور داشتند و خوشبختانه ارتباط آنها با این
وقتی ما زن روز شدیم
زینب جلوانی هتل هیلتون تهران هر سال شاهد بزمی دخترانه بود. باید جذابیت های زنانه ات را بیشتر به رخ می کشیدی واز لاک اُمّلی بیرون می آمدی وهرچه بیشتر ظاهر و اندامت را جلوه می دادی، تسلط به یک زبان خارجه را هم چاشنی اش می کردی و نامزد دختر شایسته می شدی اگر انتخاب می شدی این افتخار را پیدا می کردی تا در بازدید فرح، توبه دستش گل بدهی و بعد هم عکس روی جلد زن روز می شدی... برای شاه
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/8
سینمای ایران فراهم کنند، همانطور که دبیر جشنواره فیلم فجر اعلام کرد که سی و سومین جشنواره فیلم فجر یک جشنواره بدون حاشیه است. من چنین حرفی را درک نمی کنم چرا که تمام جشنواره های بین المللی فیلم برای مطرح شدن در دنیا به دنبال ایجاد حاشیه در بطن جشنواره هستند. به عنوان مثال هزینه می کنند و از چهره های شناخته شده سینمای جهان برای حضور در جشنواره دعوت می کنند. این درحالی است که در جشنواره فیلم فجر
پیام محمد رضا شاه از اون دنیا
نیکوکار!! شما! (اشرف پهلوی)، معروف به بزرگ قاچاقچی داران! و به لطف دولت شما که مصرف تریاک را قانونی و کپونی کرده بود! ریشه کن کردن اعتیاد از این کشور به این سادگی ها نبود، مخصوصا پس از جنگ 8 ساله ای که پلیدان متحد آمریکا و انگلیس و اسرائیل بر این کشور تحمیل کرده و مرزهای گسترده ی این کشور را ناامن و راحت برای تبادل انواع قاچاق کردن و بویژه پس از
این شهیدان اجر دو شهید را دارند
مکّه بین دو گروه درگرفت و تمام یاران حسین بن علی(شهید فخ) در هشتم ذی حجه سال 169 هجری به شهادت رسیدند. ابدان آنها رها شده و سرها از بدن جدا گشت و بسیاری از علویان در این قیام به شهادت رسیدند. پیش گویی ائمه معصومین از واقعه شهادت اصحاب فخ قبل از وقوع این حادثه روایاتی در مورد مقام و منزلت حسین بن علی صاحب و شهید فخ وارد شده است که به عنوان نمونه امام باقر علیه السلام می
شهدای فجرآفرین چهارمحال وبختیاری
ازکسانی بوده که در لحظه شهادت سیدعباس صالحی حضور داشته و خاطرات خود را از آن واقعه این گونه یادداشت کرده است: مثل همه روزهای گذشته با تفاوت اینکه امروز روز عاشورا بود، بعد از ظهر خانه را به سوی مسجد ترک کردم، در راه ماشین شخصی رئیس ژاندارمری را دیدم و نظامیانی که با یونیفورم ارتش سوار ماشین شخصی شدند، به این حرکت آنان شک کردم . وقتی به مسجد رسیدم، فهمیدم که تا شروع راهپیمائی یک ساعت دیگر
فراخوان برای سرکار گذاشتن یک اصلاح طلب بیکار
راست، طرفدار آمریکا، اهل سازش و سینه چاک نظام سرمایه داری هستند، آیت الله مهدوی کنی کدامیک از این خصلت ها را دارد که ایشان را راست نامیده اند؟!گفتم: حتما خودشان را چپ می دانند؟! در حالی که چپ ها در همه دنیا به دشمنی با آمریکا و مخالفت سرسختانه با نظام سرمایه داری معروفند و با این حساب کارگزاران و اصلاح طلبان نه فقط راست بلکه سوپر راست افراطی هستند. بیخود نبود که حضرت امام(ره) به این طیف از به
مرجع تصمیم گیری جریان اصلاحات از دید کمالی
چهره های مطلع در جریان اصلاحات برویم. - فکر می کنم مجلس در طول زمان و به تدریج جایگاه اصلی خود را از دست داده و امروز مجلس در راس امور نیست؛ یعنی مجلسی نیست که در مورد همه چیز تصمیم بگیرد و اراده اش در همه جا حاکم باشد . - وحدت کلمه که حضرت امام (ره) بر آن تاکید داشت با اینکه می گویند متفاوت است؛ وحدت کلمه یعنی اینکه با هم اتحاد داشته و دشمنی و کینه ورزی نکنید نه اینکه همه یک
از مهمانی شکنجه و سیلی تا فحش و لگد برای درخواست غذا
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از قزوین، یوسف باروتی را اولین بار در دفتر کمیته تبلیغات امام در کتابخانه ی عمومی سابق و موزه ی شهر فعلی قزوین دیدم. تازه از زندان رژیم آزاد شده بود. آن روزها من برای نوشته هایی که قرار بود به صورت تراکت منتشر و در سطح شهر پخش شود، طرح می زدم و پای هر طرح هم اسمم را می نوشتم. باروتی که باید طرح ها را تایید کند تا چاپ شود، همه طرح ها را تایید می
امام جمعه موقت قزوین: اعلامیه های امام خمینی(ره) را در قسمت جلوی عبایم جاسازی می کردم
می کردند. اعلامیه را در قسمت جلوی عبایم جاسازی کردم، طوری که اگر ساواکی ها تمام بدن من را هم می گشتند، عقلشان به آنجا نمی رسید. به این ترتیب اعلامیه را به قزوین آوردم و به خانه یکی از علما که از خطبای قوی هم بودند بردم و گفتم که امام از علما خواستند این پیام را به گوش مردم برسانند که متاسفانه ایشان استقبال نکردند. می بینید که اتفاقی که در قم افتاده، حالا به وسیله یک طلبه ای، رسیده به
داستان درختی که به بار نشست
هستم بالاخره یک زمانی با داریوش رودررو می شوم. آقا به من دلگرمی دادند که شهدا زنده هستند و راهی که اینها رفته اند راه پرافتخاری است؛ البته من هم این را می دانم و سرم را بالا می گیرم و به آرمیتا می گویم که پدرت با افتخار جانش را در راه این مملکت داد و دوست دارم تو هم مانند پدرت باشی. شهره پیرانی، همسر مهندس داریوش رضایی نژاد آرمیتا خانوم سلام! می دانی آرمیتا! یک سال بعد از