سایر منابع:
سایر خبرها
ناطق نوری: فروهر انصافاً آدم شجاع و مبارزی بود
هم نوا با انقلاب دادند. اما لیدر و رهبر مبارزه در ایران امام خمینی بود. * تا بعد از انقلاب، سالها بعد از پیروزی انقلاب هم نرفتم مدرکم را بگیرم. بعد از سالها، از دانشکده پیغام دادند که بیائید فوق لیسانس و دکترا ادامه بدهید. مدارکتان را بگیرید. من گفتم: لازم ندارم. خیلی مایل نبودم در رژیم شاه، در سیستم استخدام شوم. البته آموزش و پرورش عیبی نداشت. باید کار می کردند. من نیازی نداشتم. از راه
حجاب در تهران از نگاه الشرق الاوسط + عکس
بود دیده شوند! جالب این است که گاهی، ناظم مدرسه جوراب های دانش آموزان را مورد بازبینی قرار می داد و اگر آنان را به رنگ های تحریک کننده می دید، دانش آموزان را به دفتر فرا می خواند... به نظر می رسد از همان دوران، ریشه های "انقلاب رنگین" در جوانان دهه بعد جوانه زد و تعمیق یافت. البته این انقلاب رنگین، از نوعی است که در رسانه های داخلی ایران کمتر از آن صحبت می شود! * مجده می گوید: پس از مدتی، رقابت بر
روز پیروزی، چو عشق آسان نمود اول ...
بازرگان، بنا شد جلسه ای با حضور بازرگان، بختیار و قره باغی تشکیل گردد. عباس امیرانتظام درباره این جلسه می گوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد کرد. لیکن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد. * به گزارش بولتن، واحدهای نظامی چند شهر، از جمله لشگر زرهی قزوین، به سوی تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران کرج را به منظور
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
شوند و یا وقتی که دیپلم می گرفتند، می رفتند نیروی دریایی و گاهاً پزشکی می خواندند. شرایط زندگی هم در آن زمان طوری بود که وقتی سیکل گرفتم باید سرکار می رفتم و تنها چیزی که به ذهنم می رسید، نیروی دریایی بود که البته به آن علاقمند هم بودم. اما بعد از اینکه امتحان دادم به من گفتند چون کف پای چپت صاف است، تو را استخدام نمی کنیم! بعد هم که پیش پدرم رفتم، مادرم النگوهایش را درآورد و اصرار کرد که هزینه
ماشین بازی خونین پسران پولدار در اتوبان
دید من متوقف شدم ایستاد و از ماشینش پیاده شد. او به سمت من آمد و شروع کرد به درگیری و در نهایت مرا کتک زد. با این اظهارات متهم دستگیر شده نیز تحت بازجویی قرار گرفت و به ماموران گفت: این پسر بی دلیل در اتوبان با من کورس گذاشت و مرا عصبانی کرد، من هم کنترلم را از دست دادم و او را کتک زدم. با اعتراف این پسر وی با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات در این خصوص در دادسرای ناحیه 5 تهران ادامه دارد. منبع:باشگاه خبرنگاران
دام سایبری تبهکار هوش سیاه برای دختران شیک پوش
: در حال رفتن به مهمانی بودیم که داریوش گفت تشنه شده و جلوی آبمیوه فروشی توقف کرد و دو لیوان آبمیوه خرید. پس از اینکه آبمیوه را خوردم، دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه متوجه شدم داخل پارکی روی چمن ها افتاده ام. بعد از اینکه حالم بهتر شد فهمیدم داریوش مرا بیهوش کرده و تمام جواهرت را که امانت گرفته بودم سرقت کرده است. طرح شکایت های بیشتر در حالی که هر روز به تعداد شاکیان پسر جوان افزوده می
خودکشی مرد جنایتکار در محاصره پلیس
اما آرش اصرار داشت که هر کاری که او می گوید باید انجام دهم . من داخل اتاق دیگری بودم و سعید نیز روی تخت خوابیده بود که آرش با چوب به سر او زد و ناگهان قمه را بیرون کشید و به سر و صورت سعید زد . بعد از کشته شدن سعید ، آرش یک ملحفه دور جسد کشید و هر دو نفر ، مقتول را به داخل خودرو پراید انتقال داده و به بومهن جاده کمیش بردیم و در بیابان رها کردیم . طی این مدت نیز به خاطر ترسی که از آرش داشتم
بوسه رئیس زندان قصر دوران پهلوی بر دستان آیت الله طالقانی/آیت الله طالقانی عفو شاه را نپذیرفت
/> به دلیل رابط و دوستی با آیت الله طالقانی نزدیک به 29 روز در بازداشت بسر بردم. بعد از بررسی مسئولان اطلاعاتی شاه، ساواک به این نتیجه رسید که سیاسی نیستم رهایم می کنند. همزمان با رئیس زندان شدن من، قرار شد اعضای نهضت آزادی از جمله آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان را از زندان برازجان به زندان قصر منتقل کنند. علاقه مند به دکتر مصدق بودم. قبل از اینکه دست حادثه آیت الله طالقانی را
خاطره رئیس ستاد دهه فجر استان البرز از “مرگ بر شاه بازی”!
شد و تقریبا اولین شهید انقلاب آن زمان بود. بعد از اینکه هفتم او را در کرمان برگزار کردیم با توجه به اینکه خواهر من بسیار ناراحت از دست دادن فرزندش بود هفتم خواهر زاده ام که به خوارم گفتیم که به قم بیاید خواهرم نیز تصادف کرد و فوت شد. قبل از پیروزی انقلاب و در حادثه 19 دی داماد ما به تهران زنگ زد که قم تیر اندازی شد، یک ساعت بعد ساواک او را به مدت سه سال به سقز تبعید کرد و ما نیز که در
پیشنهاد استاد پناهیان برای تعامل تأثیرگذار با اروپا و مسیحیان جهان/تمام اروپایی ها باید بدانند که مادر ...
احکامی که امام(ع) به او یاد داده بود، احکام خرید و فروش غلام و کنیز بود. و لذا او در این موضوع، خیلی وارد شده بود. او می گوید: یک بار پاسی از شب گذشته بود که امام هادی(ع) مرا صدا زد. رفتم دیدم که فرزندشان امام حسن عسکری(ع) نیز حضور دارند و حضرت حکیمه خاتون(س) هم در پشت پرده، حاضر هستند. حضرت به من فرمود: می خواهم یک مأموریتِ بسیار مهم و خطیر به تو بدهم. آیا حاضری این مأموریت را انجام دهی
شکستِ شاه ِ پریشان - سعید حجاریان*
باید در بندرعباس بجنگم. تا این حد به خودش غره بود. این احساس عظمت طلبی خرج زیادی روی دست شاه گذاشت. * تحلیل شما در واکاوی ریشه های تکوین انقلاب بسیار جالب است شاید باید زودتر این پرسش را مطرح می کردم که اصلاً چرا دلایل شکل گرفتن انقلاب، این روزها برایتان مهم است؟ چرا بعد از این همه سال هنوز این سؤال را شایسته طرح مجدد و چندباره می دانید؟ *** جوان های امروز نمی دانند که در آن دوران چه
اداره اقتصاد کشور با نفت 7دلاری
کشیدند تا فرد نتواند کاسبی کند و باز هم بازاریان بودند که اجازه نمی دادند تا همکار آنها ورشکست شود و اکنون نیز با گذشت سی و چند سال، هنوز این افراد در اتاق بازرگانی حضور دارند. کسی را سراغ دارم که هزینه اعتصاب کارگران یک کارخانه را برای چند ماه پرداخت کرد. خاص ترین خاطره ای که از اوایل انقلاب اسلامی دارید، چیست؟ آل اسحاق: بعد از انقلاب هر کس بنا به توان و امکان گوشه ای از کار را
چرا امام قانع شدند روحانیون عهده دار مسائل اجرایی شوند
نیستم و زردشتی ام اما امام را دوست دارم آمده ام خدمت امام برسم. به او گفتم: نخوان و بایست کنار. فضای عجیبی در نوفل نوساتو حاکم بود مذهب ها و ملت های مختلف با یکدیگر بود. صحنه ای دیگری را آقای تسخیری نقل می کرد: بعد از انقلاب رفته بودیم الجزایر. شب بود زنگ در سفارت را زدند. کارمند سفارت با آیفون جواب داد و گفت. کیست؟ گفتند : ما می خواهیم با نماینده ایران صحبت کنیم آمدند و گفتند که ما
اتمام حجت ملت ایران با غرب لغو همه تحریم ها
به گزارش خبرگزاری تسنیم گروه استان ها ، همزمان با آغاز سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مردم سراسر کشور با حضور انقلابی و پرشور در میادین اصلی شهر حماسه حضور خود را در این ایام رقم زدند. جشن پیروزی انقلاب، حضور اقشار مختلف مردم در راهپیمایی 22 بهمن و سخنرانی افراد برجسته و مطرح از مهمترین برنامه های پیش رو در این روز است. پیش از این نیز مسیرهای راهپیمایی و محدودیت های
گفت وگوی خواندنی ایکنا با جواد منصوری درباره نخستین دیدارش با امام(ره)
وقتی به امام(ره) گزارش داده شد، امام(ره) نیز تائید کردند. از این رو در حکم فرماندهی من هم نوشته شد که به مدت شش ماه فرمانده خواهم بود و عملاً 10 ماه، فرمانده بودم تا زمانی که بنی صدر فرمانده کل قوا شد. این نخستین وظیفه سیاسی من بود. البته در کمیته استقبال، کمیته انقلاب و کمیته های مرکزی مسئولیت هایی داشتم، اما اینکه به عنوان مثال رسماًً حکم داشته باشم، نبود و به هر حال در تاریخ 58/2/2 شورای
کانال کمیل و حماسه ابراهیم هادی در روز 22 بهمن سال 61
غرب و ...بوی شدید باروت و صدای انفجار با هم آمیخته شده بود !رفتم لب خاکریز می خواستم به سمت کانال حرکت کنم یکی از بچه ها گفت با رفتن تو ابراهیم بر نمی گردد . همه بچه ها حال و روز من را داشتند. وقتی وارد دوکوهه شدیم صدای حاج صادق آهنگران در حال پخش بود: ای از سفر برگشتگان کو شهیدانتان کو شهیدانتان؟ صدای گریه بچه ها بیشتر شد. خبر شهادت و مفقود شدن ابراهیم خیلی سریع بین بچه ها پخش شد. یکی از رزمنده
این صدای راستین ملت ایران است/ سخنرانی کدام چهره انقلاب برای نخستین بار از تلویزیون پخش شد؟/ روایت ...
حوادث شهر قرار گیرند و از طرف دیگر، مردم هم با استفاده از کانال خبری انقلاب، از اخبار مهم مطلع شوند. آخرین پیام امام را که از این کانال پخش شد و درست دربعدازظهر روز 22 بهمن و بعد از اعلام بی طرفی ارتش بود، خود من قرائت کردم. در این پیام، امام از مردم خواسته بودند که درعین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای درهم کوبیدن هرنوع حمله تازه از سوی ارتش، درصورتی که نظامیان واقعا به پادگان ها برگشته اند، از حمله و
تهدید دولت, سرقت کادوهای میلیونی و چندین حادثه دیگر
قتل 11 دی 88 در یکی از خیابان های کرج رخ داد. طبق اعترافات سارا – متهم به قتل– او وقتی با پیشنهاد بی شرمانه شوهر معتادش برای تهیه هزینه مواد مخدر روبه رو شد، با کارد به طرف همسرش فرمان حمله کرد. البته این جنایت در خانه رخ داد و فرمان برای رهایی از دست همسرش با پیکر مجروح به کوچه فرار می کند که به علت شدت جراحات روی زمین خیابان می افتد. او چند لحظه بعد نیز همان طور که در فیلم مشاهده می شود، نفس آخر
روزها و رویدادهای انقلاب مردم به روایت مسئولان
/> روزشمار انقلاب اسلامی، 12 تا 22 بهمن 1357 به روایت کتاب ها و خاطرات مبتکر کمیته استقبال از امام خمینی چه کسی بود؟/خاطرات انقلابیون از روزهای پراضطراب از میان کتاب ها یازدهم بهمن ماه 57 روز سرنوشت سازی برای انقلاب اسلامی ایران بود؛ روزی پر از دلهره و اضطراب و البته شوقی وصف ناپذیر از بازگشت امام امت. در این نوشته، کتاب خاطرات نزدیکان امام و انقلابیون، اتفاقات و جریانات
محاکمه هایی از جنس پدر کشی و برادر کشی ....
بردند و قرص هایی دادند که حالم خیلی بد شد. حالم همین طوری خیلی خوب است. حالا هم مادرم اگر ناراحت است دوباره ازدواج کند.متهم درباره اینکه در زندان چه دارویی مصرف می کند، گفت: دارو می دادند اما نمی خوردم. من مشکلی ندارم خودشان مشکل دارند. به حرف مادرم گوش ندهید. نمی خواهم به بیمارستان بروم و حالم خیلی خوب است، من پدرم را کشته ام. قبول دارم این کار را کرده ام. چاقو را از چند روز قبل خریده بودم. به هر
مادر و دختر، قربانی وسوسه میلیاردی داماد شدند!
شدم و با کلیدی که داشتم به داخل خانه رفتم و منتظر بازگشت مادر و دختر نشستم.از طرفی آن روز شیشه زیادی مصرف کرده بودم و کنترلی بر رفتارم نداشتم. ساعت حدود10:30 شب بود که آنها رسیدند. من داخل یکی از اتاق خواب ها نشسته بودم که از پشت سر به سمت دختر جوان حمله کردم و دهانش را گرفتم تا جیغ نکشد. بعد از آن چند گلوله شلیک کردم که به وی اصابت کرد. سپس به سراغ مادرش رفتم و به سمت او نیز شلیک کردم. بعد با
تجاوز سارق بی رحم به طعمه های خون آلود
به داخل حیاط انداخت. زن جوان جیغ کشید اما با اولین ضربه ای که م. ف با چاقو به بدنش فرود آورد از ترس صدایش بند آمد. او پس از آن که 2 ضربه دیگر به او زد، به زور طلاهایش را از او گرفت و زن را به داخل اتاق کشاند و ... دقایقی بعد م. ف و الف در حالی که مقدار زیادی طلا و وجه نقد سرقت کرده بودند از محل متواری شدند. با اعلام شکایت این زن پرونده ای در کلانتری شهرک شهیدرجایی تشکیل و برای
سامان ارسطو، بازیگر زنی که تغییر جنسیت داد
از 10 سال می شود. سریال سرزمین کهن کمال تبریزی هم که توقیف شد. برخی دوستان قدیمی ام کنار کشیدند و حتی دیگر جواب مرا هم ندادند. اما جناب تبریزی همیشه باز از من استقبال کردند. با عشق به تئاتر ادامه می دهم با این همه آزار، ادامه دادن کار برای من واقعا از روی عشق است. سال 75 پدرم فوت شد. از تهران به شاهرود رفتم. پدرم بیمارستان بود. فردای آن روز به کما رفت و فوت شد. بدون معطلی بعد
بنگر: با قلعه نوعی رفیقم، اما فقط پرسپولیس
از سال ها به مقام قهرمانی دست یابیم. البته ما رقبای سرسختی داریم... کره جنوبی، ژاپن و استرالیای میزبان هم برای قهرمانی می آیند. مازندران، یک زمین چمن خوب ندارد!! مهم ترین منابع طبیعی در کشور در مازندران سرسبز است، بعد یک زمین چمن خوب در این استان وجود ندارد! تازه زمین وطنی را هم چمن مصنوعی کردند. چون کارخانه های از فوتبال حمایت نمی کنند، من حاضرم نصف پرسپولیس از تیم شهرم پول
کاری فراتر از دستور امام خمینی انجام ندادم
شهرهای مختلف بود تا سال 57 انقلاب به پیروزی رسید. روز عید فطرسال 1357، تظاهراتی در تهران بعد از نماز عید، اتفاق افتاده بود. نماز به امامت حجت الاسلام والمسلمین دکتر مفتح در تپه های قیطریه برگزار شد. رهبری این تظاهرات را روحانیت مبارز تهران به عهده داشت و تهران، بزرگترین تظاهرات تا آن روز را تجربه کرد. این تظاهرات نه برای تخریب زندان بود و نه با خشونت همراه بود. تظاهرکنندگان که تعداد آنها
استخاره کردم که از ساواک بروم
که وظیفه اش جمع آوری از گروه های کمونیستی بود منتقل شد و تحصیلاتش را نیز تا لیسانس ادامه داد. تهرانی در در سال 55 جهت گذراندن دوره های تخصصی شکنجه عازم آمریکا و اسرائیل شد. بعد از پیروزی انقلاب مدتی زندگی مخفی داشت و اوایل سال 58 توسط ملت انقلابی دستگیر شد. تهرانی بعد از پیروزی انقلاب وقتی دستگیر شد در دادگاه حرف هایی از دکتر شریعتی زد که در ادامه مطلب می خوانید: سوال شد؛ میزان
ناگفته های خبرنگارلبنانی ازمصاحبه با امام(ره)درپاریس
1978 منتشر شد اسعد افزود: بعد از اینکه به پاریس رسیدیم یک روز بعد نزد امام رفتم و به سخنانش گوش دادم و دیگر از آن روز هر روز نزد وی می رفتم تا اینکه همه را از جمله سید احمد و سید حسین خمینی و آقای محتشمی را شناختم. وقتی امام مرا برای مصاحبه خواست، دیگر مرا از نزدیک می شناخت. روز اول اکتبر سال 1978 مصاحبه من با امام در نشریه "المستقبل" (لبنان) چاپ و منتشر شد . اسعد در ادامه از
نامه ای که شهیدمنتظری به تاریخ نوشت
. بدین منوال از 12 صبح تا 11 شب بر روی پای خود ایستاده و بدون حرکت به دیورا می نگریستم و ساعت 11 شب پاسبخش دوباره مرا به سلولم برد. روز بعد - 9/1/45 - برای مرتبه چهارم پاسبخش اینجانب را به دفتر برد و همان عملیات را از بازجویی و شکنجه از 9 صبح تا نزدیک ظهر اجرا نمودند و تا اوایل شب به همان منوالی که به عرضتان رساندم، قدری در اتاق دفتر و قدری خارج از آن روی پا ایستادم. سپس گفتند: دستور داریم
قتل پایان کینه قدیمی + عکس
) اعتراف کرد و به کارآگاهان گفت: مدت هاست که بهروز - مقتول - را می شناسم. سه سال قبل بود که به جشن تولد یکی از دوستانم به نام پرویز دعوت شده بودم و در آنجا من و بهروز باهمدیگر دعوایمان شد و او مرا کتک زد. بعد از آن روز، بهروز همیشه درباره روز دعوا صحبت می کرد و بین بچه های محل مرا سوژه خود کرده بود؛ دیگر بین بچه های محل آبرویی برایم نگذاشته بود و هر زمان که با یکی از بچه های محل صحبت می کردم ، آنها با
همه همسران رؤسای جمهور ایران +عکس
کند. عذرا حسینی یا عذرا بنی صدر عذرا حسینی هنگامی که در سال های آخر دبیرستان بود با ابوالحسن بنی صدر که بعدها به عنوان اولین و بحث برانگیزترین رئیس جمهور ایران بعد از انقلاب، انتخاب شد، ازدواج کرد.بنی صدر در کتاب دو جلدی "درس تجربه" که انعکاس دهنده خاطرات وی است و در آبان ماه 1380 در آلمان به چاپ رسیده در مورد ازدواجش می گوید "درصدد ازدواج بودم که خواهرم به من گفت در همدان در همسایگی مان که