دوست داشتم روبه روی بن زما بازی می کردم - روزنامه خبر ورزشی
سایر منابع:
سایر خبرها
آقای هاشمی یک مقدار از خانواده ات فاصله بگیر!/ کروبی بازی خورد/ ظریف بیش از حد خوش بین است
ندارد. این تناقضات ظاهری اشتیاق دانستن در مورد داریوش سجادی را بیشتر می کند. سجادی برخلاف ترافیک مصاحبه های چند روز اخیرش مهمان ما شد تا از خودش برایمان بگوید و جواب ابهامات ما را بدهد. حاصل گپ و گفت سیاسی ما در ادامه آمده است: از گذشته شما مخاطب اطلاعات زیادی ندارد. ابتدا از گذشته خودتان و حضورتان در مطبوعات بگوئید. عمدا تلاش کردم که مخاطب چیز زیادی از من نداند! این جوری قشنگ تر
متن سخنان رییس جمهوری در همایش بین المللی صنعت و تجارت
فرازهای بزرگ در سیاست خارجی و دیپلماسی جهان است. در یک مسأله پیچیده مهم بین المللی کشوری مثل ایران با شش قدرت جهانی مواجه بوده و بعد از دو سال تلاش و مذاکره به همان نقطه ای رسیده که از روز اول این دولت اعلام کرد و گفت هدف ما در این مذاکرات یک نتیجه برد - برد است و ما به این نتیجه دست یافتیم. میز دیپلماسی برای اولین بار در دهه های اخیر نشان داد که قدرت منطق می تواند بر قدرت تهدید و فشار به خوبی پیروز
پیام ضدشیعی زرقاوی به ایمن الظواهری چه بود؟
انفجار مقام امامین عسکرین لهیب آتش همه جا را گرفت. تو با همکاری امریکایی ها وارد عراق شدی، قصه بیت شیعی چیست؟ به عراق وارد شدم در حالی که با امریکایی ها بر سر موضوع اشغال اختلاف داشتم، این موضع اعلام شده است، وقتی که امریکایی ها شورای حکومت را بر اساس تمایلات طایفه ای تشکیل دادند، هدف ما در شورای حکومت پایان دادن به اشغال بود. این را وظیفه خود می دانستم و طرح قانون اساسی را
سخنان جنجالی شریفی نیا در تلویزیون
بازیگر سینما و تلویزیون در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: سینما بخشی اش سرگرمی است تمام فرهنگ مملکت که قرار نیست در سینما باشد پس مساجد و مدارس و دیگر جا ها چه کار می کنند. این همه آدم فرهنگی در شورای پروانه ساخت و پروانه نمایش نمی فهمند که بدآموزی دارد مدقق از شریفی نیا پرسید که برخی هم هستند که می گویند این فیلمهای طنز بدآموزی دارند؟ و شریفی نیا گفت:یعنی این همه آدم فرهنگی در شورای
از وحشت صحبت به زبان حبشی خوابم نمی برد/ روزی که مجیدی با دیدنم به هم ریخت/ غافلگیری در گرم ترین نقطه ...
این نقش انتخاب شدم. _قبول دارید حضور در برخی از آثار سینمایی در شرایطی پیش می آید که تنها می توان گفت باید شانس داشت؟ بله. فکرش را کنید که من دو سه سال در جریان ساخت این فیلم قرار داشته ام نفرات زیادی را دیده ام که خود را به این فیلم رسانده اند ولی نهایتاً نیز در این پروژه حضور پیدا کردم. این شاید همان شانس باشد. رضا میرکریمی به واسطه افشین هاشمی همواره بازی های من را نیز در
تحصیل در ایتالیا، شهادت در شلمچه
سربازی ایشان راننده بود و همیشه به خط مقدم می رفت. اصلاً هم نگرانی و ترسی نداشت که دائم در خطوط مقدم در تردد است. چند باری هم من برای دیدارش به خط رفتم. از فعالیت ها و حضور این رزمنده نخبه در جبهه بگویید. زمانی که خدمت سربازی اش تمام شد آمد و گفت: می خواهم بروم جبهه. من آن زمان در پایگاه هوایی امیدیه پایگاه پنجم نیرو هوایی خدمت می کردم و در آنجا استخدام شده بودم. به ایشان
پدیده 17ساله ایرانی بچه محله خاک سفید و فرزند کارگر مبل سازی
درباره جهانبخش. البته فیفا نیز در سال 2011 و در بعد از جام ملتهای آسیا کریم انصاریفر را در زمره 21 استعداد شگرف جهان فوتبال معرفی کرده بود. اما رضا شکاری کیست؟ او به خبرآنلاین از خودش گفت. خبر را که حتما شنیدی؟ بله ، دراین چند روز ، همه با من درباره این خبر حرف می زنند. از تمام لطفی که به من شده ممنونم اما این فقط یک نوشته است. باید سعی کنم در زمین خودم را ثابت کنم.
از سفر عاشقانه یک معلول با پای پیاده به مکه تا کمک به کودکان جنگ زده سوری
/> شکل گیری ایده سفر پیاده به حج معصرانی ادامه می دهد: به خاطر از دست دادن این موقعیت شغلی آنقدر ناراحت بودم که بدون توجه به مشکل جسمی ام مسیر بازگشت به منزل را پیاده طی کردم، در آن زمان به ذهنم خطور کرد که مسیر دمشق تا مکه مکرمه را برای ادای مناسک حج با پای پیاده طی کنم و در این راه سازمان بهداشت جهانی نیز کمک بسیاری به من به ویژه در زمینه دریافت ویزا کرد. این فعال مدنی سوری می
کمند امیرسلیمانی:حس جالبی است توی...
هر بازی می تواند باشد. شطرنج، قایم باشک، گرگم به هوا... حالا هر بازی که بیشتر دوست داشته یا دارید؟ من وقتی کوچک بودم بازی اسم فامیل را خیلی دوست داشتم، خیلی به نظرم بازی هیجان انگیزی بود، و چون هم سرعت عملم بالاست و هم بخش اطلاعاتی مغزم خوب فعال است و همیشه جزو برنده ها بودم، خیلی بیشتر دوست داشتم اسم فامیل بازی کنم. رفیق باز هستید؟ چقدر به دوستانتان اهمیت می دهید؟
دوچرخه سوار بی ادعا دوکوهه
زیر نظرش داشتم دوچرخه خود را در مقابل یکی از ساختمان های 5 طبقه پادگان دوکوهه قرارداد و بدون هیچ تشریفاتی به مقر ستاد پذیرایی پادگان رفت. اپیزود2: وقتی از فرماندهی سپاه تهران خلع شد برایم سوال پیش آمد که چرا ماموریت سردار خیلی زود تمام شد. اما با تحقیقاتی که انجام دادم به زودی متوجه شدم که این تغییر مسئولیت برای ماموریت بزرگ بوده است. سردار همدانی حالا با یک حکم ویژه در جایگاه یک مستشار
آتیلا پسیانی: گاهی خودم هم متوجه منظور کارهایم نمی شوم
پرکاری در سینما داشتی که از اواسط دهه 60 شروع شد و تا اواخر دهه 80 ادامه داشت. اما در سال های اخیر کم کار شده ای. بله، در آن دوران کارهایی داشتم که به آنها افتخار می کنم. مسافران بیضایی، خاکستر سبز حاتمی کیا، روز شیطان افخمی و چند کار دیگر. در سال های دهه گذشته هم کار هایی از قبیل کارگران مشغول کارند مانی حقیقی و شبانه از امید بنکدار و کیوان علی محمدی را کار کرده ام که فیلم های آبرومندی هستند
مهرجویی: هر کس با من کار کرد ستاره شد
صحنه رفته است. متن این نمایشنامه را هم خودتان ترجمه کرده اید. چه شد که این کار را برای ترجمه و اجرا انتخاب کردید؟ سال ها پیش در جشنواره ای که در شهر توکیو برگزار می شد با سم شپرد آشنا شدم. آشنایی ای که برای آن از کارگردان آلمانی فیلم سینمایی طبل حلبی فولکر شلوندورف ممنون هستم. بعد از آشنایی با شپرد و فهمیدن این که نویسنده است، دوست داشتم کارهایش را بخوانم. دخترم مریم مجموعه
بخش های خواندنی کتاب یک عاشقانه آرام
است. عشق، احساسی و کلامی کودکانه نیست. یک قطعه خیالِ خالصِ طلایی به نام عسل را دوست داشتم و بعدها، این دوست داشتنِ خیالی، گرفتارم کرد. زمانی عسلی خریدم که عسل نبود. دلم شکست. برانگیخته شدم. دربه در به دنبالِ عسلِ اصل گشتم، نیافتم. عسل فروشان، پیوسته فریبم می دادند. عسل فروشان، چیزی را می فروختند که مثلِ عسل بود. دلم بیشتر شکست. دلم برای کودکی هایم سوخت. دلم برای خلوصم سوخت. نمی خواستم از
6 ماه انتظار در صف مرگ/جانبازی که مرکزکبد تبریز را راه اندازی کرد
مورد موافقت وزیر قرار گرفت و با تخصیص 4 میلیارد تومان اعتبار به استان آذربایجان شرقی به این منظور، موافقت کرد. رسول زارع زاده در این زمینه به خبرنگار اجتماعی شبستان می گوید:من نیز مانند دیگر جوانان و نوجوانان زمان جنگ موقعی که امام (ره) فرمودند هر کس توان حمل سلاح دارد باید به جبهه های نبرد حق علیه باطل برود این کار را کردم، در حالی که 17سال داشتم و دانش آموز سال اول دبیرستان بودم راهی
مشایی فرد متدینی است ایشان روی "اکراد" کار می کردند و همچنین نماینده وزارت اطلاعات بودند/قالیباف زحمات ...
اطلاعات روز# متن این مصاحبه در ادامه می آید: مرحوم بهشتی و امام موسی صدر، کسانی بودند که اگر خانم اهل کتابی دست دراز میکرد انجا تسامح در ادله سنن میکردند و دست می دادند. چرا به شما می گویند دیپلمات شیک؟ بخاطر دستمال گردنتان؟ تسبیح طلاتون؟ نه تسبیح طلا نیست. تسبیح مس است. من مس دستم بگیرند می گویند طلاست. من از بچگی و نوجوانی عادت داشتم لباس مرتب بپوشم. حتی در زمان جنگ هم همیشه لباس من
دست بر لُجه ی خونِ سرخ شهید شهبازی زدم و بر صورتم کشیدم
کوچک، خون زیادی جمع شده بود. به زحمت خم شدم، کفِ دست راست ام را جلو بردم و زدم به لُجه ی خونِ سرخ محمود شهبازی و بعد، دستِ خون آلودم را، با تمام عشقی که به این برادر سفر کرده داشتم، کشیدم به سر و صورت ام. به آسمان نگاه کردم. قرص ماه، بالای سرم ایستاده بود. انتهای پیام/
هر روز برای مرگ آماده می شوم
/> فکر کردم. در هر ماموریتی احتمال سوختن برای ما هست، پیش از آن هم چندبار سوختگی سطحی پیدا کرده بودم. خطر برای ما همیشه هست. یکی از همکارانم چند روز قبل از عقدش، از طبقه دوم ساختمان افتاد و فکش سوراخ شد و دست هایش شکست. البته بعد از ترخیص از بیمارستان و بهبودی نسبی، ازدواج کرد. مادرتان بعد از این حادثه چه حالی داشت؟ خیلی اذیت شد. مادرم سعی می کند جلوی من مقاوم باشد اما هر
ماراتن زنان بهبود یافته در پارک معتادان
: اینها که ترک نمی کنند، می ترسند، جرأتش را ندارند. قصه اش شبیه مریم و الهه است، زنانی که 20 و چند سال اعتیاد داشتند و حالا ترک کردند: همسرم اعتیاد داشت، منم دنبال او معتاد شدم، حالا ولی 5 سال و 16 روز است که پاکم. این را الهه 37 ساله می گوید. مریم 46 ساله هم ادامه صحبت های دوستش را می گیرد: 21 سال اعتیاد داشتم، کل خانواده را همسرم معتاد کرد، پسر و دخترم هم مواد می کشیدند حالا ولی همه
اخبار ویژه روزنامه های شنبه 18 مهر
هایی دارد. قرار است روز یکشنبه تصمیم نهایی درباره برجام در مجلس اتخاذ شود. چند روزی است که نسبت به احتمال رای منفی بهارستان به برنامه جامع اقدام مشترک گمانه زنی می شود و در صدر آن از اعضای جبهه پایداری گفته می شود اما مخالفان توافق هسته ای به چند طیف تقسیم می شوند. بخشی از آنها موفقیت تیم مذاکره دولت یازدهم را به معنی ناتوانی تیم مذاکره کننده دولت احمدی نژاد ارزیابی می کنند و از آنجا
خاطره سردار همدانی از رزمنده ای که درجه سرلشکری روی شانه اش خالکوبی کرده بود
کتاب رو در قفسه کتاب هام داشتم، اصلا نرفتم طرفش بخونم. مخصوصا که آقای کمری توصیه به خواندن اون کرده بود! قطعا از بی توفیقی ام ناشی می شه. خرداد 1385، سمینار مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشه ای دفاع مقدس در همدان برگزار می شد. من هم که مدیر سایت ساجد بودم، همراه بقیه مسئولین بنیاد با اتوبوس از تهران به همدان رفتیم. در اولین روز مراسم، سردار "حسین همدانی" طی خوش آمدگویی، به ذکر برخی خاطرات
واکنش چهره ها به شهادت شهید همدانی
مهربانیهایت را بعد از المپیک همیشه بیاد دارم و فراموش نمیکنم روزی افتخار داشتم در بیت رهبری کنارت نشسته بودم وبخاطر اینکه من زانوهایم آسیب دیده بود تا پایان مراسم دو زانو نشستی ومن شرمنده ادب و معرفتت شدم امروز برایم بسختی گذشت هنوز رفتنت را باور ندارم اما میدانم دلتنگ دوستانت بودی و شوق رفتن داشتی ، سردار رشید اسلام شهادتت مبارک مهرداد بذرپاش، نماینده مجلس: شهادتت مبارک سردارآبرومند اسلام
امام (ره) فقط یک توصیه کرد/ ابتدای کلاس امداد را با آیات قرآن شروع می کردم
در حالت طبیعی نیست، تزریق که کردم دست مرا کشید و پرت کرد و بلند شد و با لهجه مشهدی به آقا امام رضا(ع) سلام داد، گفت: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ، بعد متوجه شدم دارد با یکی حرف می زند، همین قدری که کنارش ایستاده بودم تأسف می خوردم، این جوان چقدر قشنگ دارد می بیند و من کنارش هستم اما اصلاً نمی بینم، واقعیت بود، او می دید، سلامش را داد و با آرامش دراز کشید، من دوباره رفتم سوزن را عوض کردم و
توجیه ایرادات و تهدیدهای برجام به جای چاره جویی - تشکیل یک کارگروه در کابینه برای بررسی تغییر اقلیم
، این فد اکاری د ر شهرستان ها هم قابل مشاهد ه است و تمام کسانی که د ر معرض کاند ید اتوری مجلس قرار د ارند معتقد ند که با نزد یک شد ن به اسفند ماه و پس از اعلام نتایج تایید صلاحیت از سوی شورای نگهبان، باید روی کاند ید اهای مورد تایید اصلاح طلبان اجماع کرد ه و همه برای موفقیت آن ها تلاش کنند . عد م موازی کاری آذر منصوری نیز د ر پاسخ به پرسشی د رباره راه حل اصلاح طلبان برای اجماع د ر
پاداش من از ترجمه قرآن کریم، تشرف به اسلام بود
درک نظامی کردم که زندگی مرا کامل تر کرد. آیات قرآن به من الهام می داد تا به شناخت بیشتری در مورد ارتباط میان خالق و مخلوق، زندگی و مرگ، ارتباطات میان مردم و شناخت خود دست پیدا کنم. اگر با اسلام جز از مجرای قرآن آشنا می شدم، مسلمان نمی شدم پس از تمام کردن ترجمه قرآن و زمانی که در دانشگاه الازهر قاهره مشغول تحصیل در رشته شریعت بودم، مسلمان شدم. بنابراین اسلام آوردن من پس از ترجمه
مسجدی که همدلی و همزبانی، اتحاد ودوستی رمز موفقیت اوست
بردند ، بهبودی حاصل نشد تا اینکه مادرم شفای من را از امام رضا (ع) گرفت. من هم وقتی سلامتی خودم را بدست آوردم به حضرت رضا (ع) قول دادم تا زنده هستم برای ترویج دین تلاش کنم، این شد که به سنگر مسجد آمدم. سین: چه عاملی باعث شد که شما در زمره اعضای فعال فرهنگی مسجد انتخاب شوید؟ جیم: در زمان ساخت این مسجد من بانوی جوان و پرانرژی بودم که بنا به عهدی که با امام رضا (ع) بست بودم هدفی
ماجراهای محسن صفایی فراهانی و احمدی نژاد! (1)
ندارد و قرار هم نیست به نفع حزب یا گروه خاصی تفسیر شود. می بینند این بخش از قانون امروز باید اصلاح شود و به نفع جامعه است. اگر دقت کنید امروز اکثر پارلمان های روز دنیا که واقعا بر اساس قانون و رأی مردم شکل می گیرند، تمام جلسات شان علنی برگزار می شود و نه از نگاه مطبوعات و نه از نگاه مردم دور نیست. اگر حزب داشته باشی هر اتفاقی بیفتد، حزب پردازش می کند که مثلا این گروه مخالف ما که الان
شهرام و حافظ ناظری: عاشق بودیم و عاشقانه کار کردیم
حدوداً 40 سال پیش وقتی جوان بودم. وقتی سه تار دست گرفتم و آن شعر نیما را که می گوید: می تراود مهتاب می درخشد شبتاب... را خواندم چند تا از خواننده ها و نوازنده ها، مجلس را به نشانه اعتراض ترک کردند و گفتند ناظری وضعش خراب شده این موسیقی سنتی نیست که او می خواند . اما چون به کارم ایمان داشتم، برای ایمانم جنگیدم. در همین راستا با کار روی اشعار مولانا، موفق شدم آثار این
سامی یوسف: برای آمدن به ایران دعوتم نکردند
ایران، مجیدی و این فیلم را حمایت می کنند و فکر نمی کنم اشتباه یا ایرادی در آن باشد. همان طور که خود شما هم اشاره داشتید، قرار بود تیتراژ محمد رسول الله(ص) را بخوانید، حتی یادم هست مدتی را برای همکاری با این پروژه در هند ساکن شدید؛ درست است؟ در آلبوم موسیقی فیلم محمد رسول الله اثری خواهم داشت بله. در واقع چند سال پیش در سال 2009 یکی از افراد نزدیک به من، گفت که
گفت وگو با سوتلانا الکسیویچ/ روایت تنهایی مردمی که نمی دانستند به زودی می میرند
مدت روی این کتاب کار کردی؟ و چقدر از اطلاعات و محتوایی که به دست آوردی وارد این کتاب شد؟ تمامی کتاب های من حاوی اسناد شاهدان یا صداهای آدم های زنده است. معمولا سه یا چهار سال صرف نوشتن کتاب می کنم اما این کتاب بیشتر از 10 سال وقت من را گرفت. نخستین ماه هایی که در چرنوبیل گذراندم، روزنامه نگار و نویسنده از جای جای دنیا به چرنوبیل آمده بود و همه شان صدها سوال می پرسیدند. متقاعد شده بودم که
خرازی: شهیدبهشتی و امام موسی صدر با خانم ها دست می دادند!
دیپلم هم نگرفتید... نه.بیخود می گویند. من دیپلمم را خیلی دیر گرفتم. سال 63-64 دیپلم گرفتم و برگشتم قم. چند سالتان بود دیپلم گرفتید؟ 21 سال یعنی با 3 سال تاخیر؟ بله. بعد از دیپلم وارد دانشگاه ازاد شدم و مدیریت می خواندم. در همین زمان دانشگاه شهید بهشتی دوره مدیریتی گذاشت و وارد شهید بهشتی شدم. با کنکور یا از طریق دوره های