فاش شدن راز قتل فجیع زن جوان / ناگفته های برادر مقتول از ماجرای زنده سوزانده شدن خواهرش + عکس - باشگاه خبرنگاران
سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی تکان دهنده از یک گروه زنانه در جنگ +تصاویر
و نیست! از خدا یاری می خواهم و از شما برادر و خواهر گرامی درخواست تامل دارم... در ماه های ابتدایی جنگ آتش سوزی به شکل منظم (هفتگی) در سه راه اهواز خرمشهر به پا شده و مردم را نگران کرده بود. با مراجعه به نیروهای انقلابی مشخص می شود این اقدام بچه های سپاه و قصد سوزاندن لباس های پاره، خونی یا مستعمل رزمندگان به پا می شود. با دیدن این وضعیت تعدادی از خانم های اهوازی به این رفتار
این مرد، هم مدافع وطن است، هم مدافع حرم و هم مدافع سلامت/ عکس
اینکه با خواهرم نقشه جدیدی کشیدیم. شناسنامه خواهر کوچکم که در 2 ماهگی فوت کرده بود و هنوز باطل نشده بود را از کمد برداشتم. شناسنامه قبلا خیس شده بود و اسم و فامیلی تقریبا پاک شده بود. خلاصه با هر روشی که بود اسم خودم را نوشتم و سنم را به 18 رساندم. با شناسنامه جعلی به بسیج محله رفتم و ثبت نام کردم، بعد از آموزش بالاخره اعزام شدم. ما لحظات شاد و خاطرات شیرین هم کم نداشتیم. یک بار قبل از
بازگشت به خانه سه ماه بعد از خبر شهادت
از دست داده گفت: محمد ولی فرزند بزرگ من بود. او را در خانه ولی صدا می زدیم. حافظه ام یاری نمی کند اما همینقدر یادم هست که یکی از پاتوق هایش در کودکی مسجد روستا بود . بعد از گذراندن دوره راهنمایی، او را برای ادامه تحصیل به شهر فرستادیم که به گفته پدرش با تحصیل و درس خواندن به درجه برسد و پیشرفت کند ! از زمانی که او به سن دبیرستان رسید دیگر فرصتی نمی شد که او را یک دل سیر نگاه
عکس دیده نشده از نرگس محمدی در کنار مادر جوانش + بیوگرافی
که ازدواج کردند ، در یک برنامه تلویزیونی حضور پیدا کردند. نرگس محمدی فرزند بزرگ خانواده است و یک خواهر و برادر به نام های سارا و محسن دارد. هر دوی آنها ازدواج کرده اند . شوهرخواهر نرگس محمدی آقای غفوریان کار عکاسی را دنبال می کنند، خواهرش نیز دستی بر آتش نقاشی دارد. برادر نرگس محمدی هم پیش از او در چند فیلم کوتاه بازی کرده بود اما الان درگیر کار است و بازیگری را دنبال نمی کند.
خاطرات حضور در غسالخانه(بخش اول)
رسیم. ساعت را نگاه نکردم ولی مسیر خانه تا اینجا همین مقدار طول می کشد. وقتی رسیدیم هنوز نیاورده بودنش. رفتیم داخل تا لباس عوض کنیم. بقیه بچه ها هم قبل از ما رسیده بودند. لباسهایم را درآوردم از این لباسهای ش میم ر ضخیم. آدم توی این هوای سرد هم توی این لباسها عرق می کند. بعد دستکش و بعد شیلد را هم گذاشتم سرم دیگه آماده شده بودیم که آوردنش؛ جنازه را می گویم. با صدای گریه و فریادهای خانواده اش
گزارش ویدئویی| گفت وگوی خواندنی تسنیم با امدادگر دفاع مقدس / ماجرای شهیدی که حسرت "آخ گفتن" را به دل ...
رخنه منافقین به جبهه بود. بعد از آن به بیمارستان شرکت نفت رفتم که بچه های انقلابی اسم آن را بیمارستان امام خمینی(ره) گذاشتند. کریمی افزود: اولین برخوردم با شهیده مریم فراهانیان بود و به دلیل آشنایی قبلی همدیگر را به آغوش کشیدیم که او به من خبر شهادت برادرش مهدی را داد و من از شهادت برادر و روحیه این خواهر تعجب کردم اما حضرت زینب(س) و صبوری ایشان در ذهنم تداعی شد. امدادگر زمان
جلین در آینه دفاع مقدس
البلاغه دارد.اکنون بازنشسته بنیاد شهید است وهنگام اعزام 21 سال داشت او تنها مرد خانه بود. پیشتر درچندین مقاله به ایشان اشاراتی داشتیم.دویادداشت بر کتاب انقلاب اسلامی وکتاب انقلاب مشروطه همینطور در مقاله جستارهای فرهنگی شهر جلین معرفی انجمن اسلامی وبحث نقش نخبگان جلین درتوسعه منطقه وجریان شناسی فکری وسیاسی جلین از دهه 50 به بعد.به گفته خواهر ایزد وی کیف دستی خود راگرفت وبه
کاش پدرم مهربان تر بود
به نظر من سختیِ مصرف موادمخدر همان بار اول است. یعنی اگر می خواهی نه بگویی، باید همان اول باشد. آن روز وقتی مثل همیشه با پدرم دعوایم شد، از خانه زدم بیرون و به خودم که آمدم، در محفل دوستان و پای بساط بودم... مصرف مواد به گونه ای است که اول کمش زیاد است و بعد زیادش کم. اول می کشی که کیف شوی، بعد فقط می کشی که یک آدم عادی باشی و بتوانی کار کنی... کمتر به خانه سر می
عشق راندن در رالی
دست فرمانم خوب بود؛ بچه های ایران خودرو پیغام فرستادند و به من اطلاع دادند که برای مسابقه اتومبیلرانی ثبت نام می کنند. اسمم را نوشتم شنبه همان هفته برای مسابقه جلسه گرفته بودند وقتی رفتم دیدم تنها خانم ماشین سوار من هستم. در همان لحظه اول برایم سخت شد گفتم در شهرستان کوچکی مثل نی ریز یک خانم با چندآقا! کار درستی نیست، پشیمان شدم و تصمیم گرفتم برگردم که آقای جهاندارفرد جلو آمد و گفت: نرو
ماجرای مرگ تلخ دو خواهر در روستای زنگو
وقتی شوهرم نفت را روی من ریخت، بچه یک ساله ام را هم روی من انداخت تا همه تصور کنند که خودسوزی کرده ام تا بعد از مرگم، پای او به پرونده قتل باز نشود. بیشتر بخوانید 70 ضربه چاقوی عروس بر پیکر مادرشوهر! جراحی زیبایی داماد شرط دختر جوان برای ازدواج پایان 4 ماه زندگی مخفیانه زن و شوهر قاتل برادر مریم می گوید که او قبلا هم از شوهرش کتک خورده بوده و حتی یک بار قصد داشته تا
حضور کم با درس های بسیار برای گفتن
صمیمی می کرد. به همین سبب از ماندن خود در دزفول بسیار خوشحال و راضی بودم. همسر شهید همت درباره حضور شهید در خانه توضیح می دهد: وقتی به خانه می آمد، من دیگر حق نداشتم کار کنم، بچه را عوض می کرد، شیر برایش درست می کرد، سفره را می انداخت و جمع می کرد، پا به پای من می نشست لباس ها را می شست، پهن می کرد، خشک می کرد و جمع می کرد. یک بار هم به من گفت من زودتر از جنگ تمام می شوم وگرنه بعد از جنگ
واکنش مریم امیرجلالی به شایعه خبر فوتش در فضای مجازی + عکس
: ایرانی پیشه: بازیگر سال های فعالیت: 1374 تا کنون مریم امیرجلالی متولد 29 آذر 1326 در تهران، بازیگر است او اصالتا تهرانی است، دارای مدرک فوق دیپلم حسابداری بوده و چهار خواهر و برادر دارد، پدرش مرحومش بازنشسته ارتش بود. شروع فعالیت بازیگری مریم امیرجلالی: آشنایی او با مینا جعفرزاده و همسرش بهمن زرین پور (هر دو بازیگر) باعث شد وارد دنیای هنر شود. امیرجلالی
ماجرای شهیدی که پدرش را بر محل شهادت برادر بزرگ برد
جبهه های جنگ در دوران دفاع مقدس فاصله داشته است ولی مردمان دیار میرزا از اولین روزهای جنگ به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفتند که ثمره آن هشت هزار شهید به مانند، املاکی، قلی پور، مهدی خوش سیرت بوده است شهیدانی که هرکدام در راه مبارزه با استکبار از هیچ تلاشی دریغ نکرده و حتی از جان خود گذشتند تا یک وجب از این خاک توسط رژیم بعث عراق جدا نشود. شهرستان آستانه اشرفیه مآمن نیروهای انقلابی و
پیام همسر مسی به همسر سوارز: دلم تنگ است خواهر جان!
. ستاره اروگوئه ای به اتلتیکو مادرید پیوسته و البته بعد از قطعی شدن انتقالش در مصاحبه ای با اشک و آه اعلام کرد که باشگاه بارسا را همیشه خانه خود می داند. او یک روز قبل هم در حالی دیده شده بود که در حال ترک زمین تمرین بارسا برای آخرین بار گریه می کرد. همسر سوارز هم اخیراً مثل شوهرش به خاطر ترک بارسلون به گریه افتاد؛ آن هم بعد از مواجهه به پیغام خداحافظی پراحساسی که آنتونلا همسر لیونل مسی به
نکات حقوقی کاربردی (63)
متوفی را به ارث می برند: -1شوهر در صورت فوت همسرش با بودن فرزند برای متوفی، -2 زن یا زن ها در صورت فوت شوهر و نبودن فرزند برای متوفی. نکته -6 سهام مُعَیَّنه یک هشتم (فَرض- ثُمن) مطابق با ماده 901 قانون مدنی: زن یا زن ها در صورت فوت شوهر و با بودن فرزند برای متوفی، یک هشتم از اموال متوفی را به ارث می برند. نکته -7 سهام مُعَیَّنه دو سوم (فَرض- دو ثُلث) مطابق با ماده 902 قانون
زندگی بعد از جنگ برایم سخت شده/ مادرم مرا راهی جبهه کرد
. بغضش را با جرعه آبی قورت داد: حرف های ما یک طرف و حرف های مادر شهدا یک طرف دیگر! هر بار که این عکس را می بینم بیشتر از هر چیزی صبوری مادران شهدا برایم تداعی می شود! برادرم رفته بود جبهه. سال 61 بود. من سن و سالم کم بود و می خواستم بروم جبهه اما یواشکی! ولی آخرش به من گفتند که به پدرت اطلاع بده! آمدم خانه و موضوع را مطرح کردم، پدرم مخالفت کرد و گفت بگذار برادرت برگردد بعد تو برو... من با بغض رفتم
بررسی فلسفه تفاوت ارث زنان و مردان در اسلام
متاهلی از شوهرش نفقه می گیرد، این چه ارتباطی به برادرش دارد که هیچ تعهد مالی به خواهر خود ندارد درحالی که دو برابر او ارث می برد؟ علاوه بر مسئله عهده داری رزم بر مردان و معافیت زنان از آن که در اینجا هم در جریان است نکته دیگری هم وجود دارد و آن همان استهلاک مالی زن و مرد است. یعنی ارثیه ای که به یک خواهر و برادر می رسد، برادر که یک مرد است موظف به تامین نفقه و پرداخت مهریه و خرج هایی است
حضرت آدم و حوا چند فرزند داشتند و ازدواج آن ها به چه صورت بوده است؟
توأم با خواهری به آدم عنایت فرمود، و اسم شیث، هبة اللَّه است و آن حضرت اول کسی است که از آدمیان در زمین وصی و جانشین پیغمبر شد و بعد از حضرت شیث(ع) خداوند یافث را به آدم مرحمت فرمود و یافث هم بدون همزاد متولد گردید، و چون به حد بلوغ و رشد رسیدند، و اراده نمود خداوند که نسل زیاد شود چنان که می بینید (زیاد شده اند) و تزویج خواهر با برادر حرام بود از این جهت حق تعالی حوریه ای به نام نَزلَه در عصر روز
چله عزت|روایت 40 سال استقامت مادر3 شهید دفاع مقدس+عکس و فیلم
ساله بود شبی که وارد 16 سال شد به شهادت رسید. مجبوبه افسار از شهادت فرزند سوم چنین می گوید: سیدمحمدرضا هم وقتی آیت الله بهشتی به شهادت رسید او در جبهه مجروح شده بود به همین خاطر به تهران بازگشت وقتی دستش را که مجروح بود درمان کرد دوباره به جبهه برگشت. اصلا در خانه بند نمی شد 4 بار به جبهه رفت و آمد گفتم برایش زن بگیرم بلکه نرود اما فایده نداشت با یک بچه دو ساله بازهم راهی جبهه شد و رفت و
همرزم شهید چمران: از رزم با ام یک تا شکار آر کیو 170 آمریکایی/ امروز ملت ما یک ملت مقتدر است
بود و تنها یک چهارم شهر دست رزمندگان بود و اسلحه ما غالبا هم ((ام یک))بود. رئیس بسیج جامعه پزشکی کشور ادامه داد: تانک های رژیم بعث در خیابان ها جولان می دادند و روز چهارم محاصره که فقط مسجد و سپاه به شعاع یک کیلومتر در دست بچه های ما بود که در همین هنگام چند تانک دشمن به سمت مسجد می آمدند. وی افزود: در ادامه تانک دشمن در وسط خیابان با آر پی جی رزمندگان ساقط شد که امروز همان
بچه های خدا این گونه زندگی می کنند
معرفی می کند گفته بود خجالت می کشد؛ از روی مادران، از پدران و از آن ها که جوان شان را در جنگ از دست داده اند، آن ها که نیروهای او بودند و تحت امرش در نبردها شرکت کرده و جان بر سر پیمان گذاشته بودند. سپس می خوانیم که شهید به همین دلیل ساده که دوستانش رفته اند و او چرا هنوز در میانه آتش و دود نفس می کشد، آرزوی شهادت داشت. با همین چند کلمه ساده، نویسنده به ما می گوید جبهه های جنگ پر از شعار نبود، شعور و
چرا اقوام حمزه از زیر تیر و ترکش نجاتش ندادند؟
ساعتش نگاه می کرد و سرش را تکان میداد. محمد رفت نزدیک او.. - چیزی شده؟ حمزه باید برمی گشت خانه. زن مریضش و دو بچه کوچکش توی خانه تنها بودند. حق با او بود. حمزه بومی بود و منطقه را مثل کف دست می شناخت. فقط با آنها آمده بود که راه را گم نکنند. همان اول گفته بود که باید زود برگردد و به همسر بیمارش رسیدگی کند. محمدسعی کرد آرامش کند. اگر چند ساعت دیگر آنجا می ماندند، راه برگشت شان
بانوی قهرمانی که با یک دست به یادگار مانده اش از صحنه های جنگ روایتگری می کند
به گزارش خبرگزاری حوزه ، فرشته عنبری بانویی از خطه لرستان است که بر تک تک صحنه های جنگ و رشادت های رزمندگان قلم می زند تا به نسل جوان و امروزی بگوید که چه بر سر زنان و مردان این مرز و بوم آمد تا ذره ای از اعتقاد و ایمانشان را نباختند و یک وجب از خاک میهنشان را به دست حریف ندادند.این بانو دارای مدرک دکتری علوم سیاسی با گرایش جامعه شناسی و استاد چند دانشگاه از جمله دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
بهترین روانشناس بچه ها پدر و مادرها هستند
به گزارش روابط عمومی بهزیستی استان تهران به نقل از مجله روزهای زندگی، اردشیر بهرامی پژوهشگر مسائل اجتماعی با تاکید بر اینکه بخش اعظم اقدام کنندگان به خودکشی در ایران نوجوانان و جوانان هستند میگوید: خودکشی یک کنش اعتراضی به شرایط ناخرسند زندگی و به معنای تلاش برای رهایی از سختی ها و مشکلات و تنش های حل نشده در درون خانواده است. معمولا خودکشی در انتهای خشونتهای خانوادگی اتفاق می افتد. فکر خودکشی یهویی به وجود نمی آید و به یکسری مشکلات خانواده متصل است. با توجه به اینکه نوجوان هنوز به پختگی برای مد
داماد عصبانی پدر و مادر همسرش را کشت
طبقه چهارم، آن ها با صحنه وحشتناکی مواجه شدند. اجساد خونین مردی 53 ساله و زنی 48 ساله در اتاق پذیرایی افتاده بود آن ها با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند. زن 24 ساله ای نیز که به سختی نفس می کشید و بشدت از وی خون می رفت، در نزدیکی اجساد قرار داشت. با مشاهده این صحنه، پس از هماهنگی های قضایی مرد جوان دستگیر و بدن نیمه جان زن مجروح به بیمارستان منتقل شد و لحظاتی بعد نیز بازپرس ساسان غلامی
ازدواج با این افراد؛ ممنوع!
متوالی انجام شود. همچنین شیر خوردن نوزاد قبل از تمام شدن دو سال باشد. مقدار شیری که نوزاد خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد بنابراین اگر نوزاد در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب ممنوعیت نمی شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن، یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و آن دختر برادر و
بانوی هنرمندی که در سال روز تولدش درگذشت/ عکس های کمتر دیده شده از هما روستا
البته که هما روستا بیمار بود، البته که بیماری به او سخت گرفته بود؛ ولی همه امید داشتند بار دیگر بر این درد لاعلاج چیره شود. همچنانکه چند سال پایانی عمرش را چنین کرده بود ولی این بار گویی آرامشی ابدی می خواست؛ خوابی همیشگی، بدون هیچ کابوسی. 5 سال از آن سحرگاه غریب می گذرد. سحرگاهی که چراغ خانه حمید سمندریان و هما روستا، زوج هنرمندی که بیش از 40 سال در کنار هم زیستند، خاموش شد.
هنرمندی که روز تولد و روز درگذشتش یکی شد/ هما روستا و عکس های نایده
/> البته که هما روستا بیمار بود، البته که بیماری به او سخت گرفته بود؛ ولی همه امید داشتند بار دیگر بر این درد لاعلاج چیره شود. همچنانکه چند سال پایانی عمرش را چنین کرده بود ولی این بار گویی آرامشی ابدی می خواست؛ خوابی همیشگی، بدون هیچ کابوسی. به گزارش ایسنا، 5 سال از آن سحرگاه غریب می گذرد. سحرگاهی که چراغ خانه حمید سمندریان و هما روستا، زوج هنرمندی که بیش از 40 سال در کنار هم زیستند