سایر منابع:
سایر خبرها
زنان جانبازجلوه هایی ازمقاومت وایثار/مشکلات بانوان جانبازدیده شود
به سر من اصابت کرد پدرم نماز می خواند که با فریاد مادرم به سمت من آمد تا مرا بلند کند که خودش هم گلوله خورد و شهید شد. در این درگیری 15 نفر از جمله عموهایم، پسر عمو و اقوام نزدیکم شهید شدند من بیهوش شدم و 4 روز زیر اکسیژن بودم. پس از این همه سال نتوانستند تیر را از سر من خارج کنند چرا که خطر مرگ داشت. گلابتون جوکار جانباز و مادر یک جانباز: سال آخر جنگ بود و من در صنایع
گزارش ویدئویی| گفت وگوی خواندنی تسنیم با امدادگر دفاع مقدس / ماجرای شهیدی که حسرت "آخ گفتن" را به دل ...
جنگ بیان داشت: خاطره ای در ذهنم هست مربوط به شهید حردانی، شهید ابراهیم حردانی که سه برادر بودند، ابراهیم در نیروی انتظامی آبادان بود، به همراه برادرش روزی برای کار خود به شهر آمدند و همان جا که بمباران می کنند، خلیل برادرش شهید می شود ولی ابراهیم مجروح می شود و تقریبا ده روزی ابراهیم زنده بود. وی افزود: به او نگفته بودند خلیل شهید شده است، و این ده روز، او را هر روز برای پانسمان به
دختر شینا یکی از بهترین کتاب ها در زمینه خاطرات جنگ است
همراه با پیکر برادر را معرفی کرد و گفت: این کتاب مشتمل بر 128 صفحه شرح زندگی، مبارزات و اسناد ساواک از شهادت شهیده طیبه واعظی است که توسط فرشته چترعنبری تحقیق و نوشته شده است. دیبایی ادامه داد: شهیده طیبه واعظی، متولد سال 1336 در اصفهان، ساکن قم و از شهدای دوران مبارزات انقلاب اسلامی بود که پس از مدت ها زندگی مخفیانه، در اواخر فروردین سال 1356 توسط ساواک در تبریز دستگیر و همراه با جنازه
زنان جانباز چهارمحال و بختیاری تجلیل شدند
مدیرکل تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری با اشاره به نقش زنان در هشت سال دفاع مقدس و همراهی با همسران و فرزندان خود برای اعزام به جبهه گفت: تعدادی از شیر زنان نیز همپای همسران و فرزندان خود در جبهه و یا پشت جبهه حضور داشتند. حجت الاسلام مهدی طاهری روز یکشنبه در مراسم تجلیل از رشادت های شیرزنان جانباز استان چهارمحال و بختیاری در دوران دفاع مقدس استان افزود: زنان در طول هشت سال دفاع مقدس
نشست آنلاین کتابخوان در قم برگزار شد
خانم دیبایی از اداره کل حفظ آثار و نشر آثار دفاع مقدس استان قم در ادامه این نشست در معرفی کتاب گفت: هفتصد کیلومتر اسارت همراه با پیکر برادر مشتمل بر 128 صفحه شرح زندگی، مبارزات و اسناد ساواک از شهادت شهیده طیبه واعظی است که فرشته چترعنبری تحقیق و نگارش آن را به انجام رسانیده شده است. او افزود: شهیده طیبه واعظی، متولد سال 1336 در اصفهان، ساکن قم و از شهدای دوران مبارزات انقلاب
مرور خاطرات جنگ به روایت شهدای زنده خوزستان
بعد به پایگاه هوایی امیدیه و پس از آن به بیمارستان نظامی شیراز منتقل شدم و 2 ماه برای درمان آنجا بستری بودم. انصاریان گفت: موقع سقوط از دکل مهره های چهار و پنج گردنم آسیب دید و باعث آسیب به نخاع شد؛ دست و پایم از کار افتادند که پس از درمان دست هایم 6 ماه بعد حرکت کردند اما قدرت سابق را نداشتند. این جانباز 70 درصد ادامه داد: ما برای خاک و ناموس خود جنگیدیم و هیچ وقت از این هدف
ابوفاطمه مسافر سوریه شد/کلیشه ای می گویم عاشق شهادتم
روزهای آغاز جنگ تحمیلی، دانش آموز دوره راهنمایی بود، معتقد است که جنگ تحمیلی با اینکه نوعی ظلم در حق کشور ما بود اما به نوعی آینده گری برای جوانان را رقم زد تا نسبت به جنگ پخته تر شوند؛ ما نیز در آن روزها شور و شوق رفتن به جبهه را داشتیم اما 15 سال بیشتر نداشتم و با اولین بمباران در تبریز، جنگ را بیشتر درک کردم و خیلی دوست داشتم که من هم به جبهه بروم. در سال 1364 به جبهه اعزام شدم
قرعه کشی برای اعزام به جبهه؛ سبقت برای ایثار بود/ وقتی پستچی وصیت نامه ام را به دست خودم داد
بود. دهرویه: من در آغاز جنگ 9 ساله بودم و با بمباران فرودگاه مهرآباد، متوجه می شدم که در کشور اتفاقی افتاده. یادم هست کسانی که می خواستند لات بازی دربیاورند، در محل سیگار روشن می کردند! درباره خبر شهادت شهید بهشتی هم یادم هست با اتوبوس دوطبقه با مادرم به شاه عبدالعظیم می رفتیم؛ می گفتند 68 نفر شهید شده اند و آمار شهدا در حال افزایش بود. من با خودم فکر می کردم اگر 4 نفر به این آمار اضافه
روایت نرگس کریمی از مقاومت زنان؛
شده و یا شهید شده بودند احساس کردم باید واقعیت های جنگ برای پایتخت نشین ها و مردم سایر مناطق کشور به خوبی توصیف شود. کریمی اضافه کرد: حضور ما در جبهه ها مایه قوت و دلگرمی رزمندگان بود به خصوص اینکه در جمع ما همسران و مادران شهید نیز حضور داشتند. از سوی دیگر مربیان پرورشی و مدیران مناطق مختلف تهران واقعیت های جنگ را می دیدند و آنها را به خوبی به بچه ها در مدارس منتقل می کردند. اولین
کار زنان در دفاع مقدس اثبات حقانیت راه شهدا بود
به گزارش روابط عمومی، سرکار خانم طاهره حیدری مجد با اشاره به رشادت زنان به صورت مستقیم و غیر مستقیم در دفاع مقدس گفت: شهادت یاران امام حسین(ع) در کربلا نصف روز به طول کشید ولی پیام عاشورا به دست حضرت زینب(ع) تثبیت شد از این رو مادران و همسران شهدا و جانبازان نیز تا به امروز پیام ایستادگی رزمندان را در هشت سال دفاع مقدس زنده کردند. وی افزود: زنان نیز به اندازه رزمندگان در جنگ حضور داشتند ولی
لطافت مادرانه توأم با رشادت مردانه/ اسطوره های دیروز، سنبل مبارزه و ایثار بودند
که تمامی لباس آنان غرق در خون می شود و غریبانه به شهادت می رسیدند و یا شاهد جدا شدن دست ها و پا های جانبازانی بودم که وقتی به عنوان پرستار بر سر بالین آنان حاظر میشودیم اولین چیزی که از ما میخواستند این بود که به آنان مرخصی ندهیم و اجازه بدهیم که تا آخرین لحظه در جبهه های عشق و ایثار با دشمن بجنگند. دره گیلانی با اشاره به اینکه پرستاران نقش کلیدی و مهمی در دوران جنگ تحمیلی بر عهده
عروس های جنگ کرمانشاه
عروس های جنگ است در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: 14،13 سال بیشتر سن نداشتم که خواهرم و همسرش از مردی برایم حرف زدند که وقتی چهره نورانیش را دیدم نه فقط از جواب ردی که داده بودم، منصرف شدم که حتی دلهره این را داشتم که نکند او مرا به همسری نپذیرد. این همسر شهید می گوید: زمانی که "شهید غلامعلی خزایی"به خواستگاریم آمد صراحتا گفت که اولویت اولش حضور در جبهه های نبرد است. او گفت "اگرچه لیاقت
از آبادان تا تبریز در روایت مهاجران جنگی خوزستان
عازم مناطق عملیاتی شدم و چون عربی بلد بودم معاون مخابرات شدم. در حین جنگ شیمیایی و دچار موج گرفتگی شدم و اول به بیمارستان صحرایی فاطمه الزهرا و بعدا به بیمارستان امام تبریز فرستاده شدم. بعد از مدتی دوباره به جبهه برگشتم و بی سیم چی هور الهویزه شدم. هوای آنجا به حدی گرم بود که برخی از رزمندگان تبریزی آب بدن شان تمام شد و آنها را به عقب برگرداندند اما بعد شنیدیم که به شهادت رسیدند. تلفیق
الگوبرداری از شهدا و از خود گذشتگی آنان می تواند در مال انسان نیز تبلور پیدا کند
جزایری ادامه دادیم و حتی در میانه یکی از کلاس های درس جنگنده های عراقی منطقه را شناسایی کرده بودند و بمباران های شدیدی را داشتند که ما را نیز تحت تاثیر قرار دارد. او که از خانواده شهدا است و دو برادرش را در جبهه ها از دست داده است، اضافه می کند: برادر بزرگم در عملیات آزادسازی قدس و در سال 1360 ابتدا مجروح، بعد مفقودالاثر شدند، بعد از 9 سال اسارت در کسوت پزشک خدمت رسانی کردند و در نهایت در
تتلو بدتر از حر در عاشورا بود؟/ سالروز دفاع مقدس را جشن نگیریم، باید ختم برگزار کنیم/ وقتی جنگ تمام شد، ...
سید جواد هاشمی در گفت وگو با برنامه خبر فوری به روزهای هفته دفاع مقدس اشاره و اظهار کرد: در دوره ای افتخار همراهی با عزیزان و رفقای دفاع مقدس را داشتم و به همین دلیل دلم تنگ می شود. وی خاطرنشان کرد: 16 ساله بودم که مادرم مرا به جبهه های حق علیه باطل فرستاد. یادم است به شوق کشته شدن می رفتیم چراکه مشق جنگ بلد نبودیم. این هنرمند کشورمان عنوان کرد: خاطرات جنگ بی نظیر بود و باید
جانباز افغانستانی: افتخار می کنم که جانباز جنگ ایرانم
شهید تاجیک پور امدادگری را آموخت و من کار کردن با آرپی جی 7 را آموختم. اولین باری که به جبهه رفتم پادگان دوکوهه بود و عجیب دل ما گرفته بود. از پادگان دو کوهه به سایت 5 و 6 در تیپ زرهی رمضان رفتم و در آنجا پاسبخش شدم، پیک هم بودم و در روز های آخر حضورم آر پی جی می زدم. در دوران پاسبخشی ام، از نوجوانی بسیجی بود که هیچگاه او را فراموش نمی کنم. نامش عباسپور بود و بعد ها به شهادت رسید، به حدی
اخبار را شنیدی؟!
هرگز نبینند فرزندانشان برای دفاع از کشور به جنگ اعزام شوند!! مردم با تمام وجود از مال خود گذشتند از آنچه داشتند به ستادهای پشتیبانی جنگ میدادند تا رزمندگان احساس خستگی نکنند ،مثل کمکهای 1000کامیونی مردم با مدیریت جانباز شهید حضرت آیت الله احسانبخش نماینده امام در گیلان و امام جمعه رشت و یا اهدای طلاجات زنان گیلانی به نماینده جهاد سازندگی مرحوم حاج علی هاشمی(کتاب عبور از بحران مرحوم هاشمی رفسنجانی
دستگاه های فرهنگی برخی از پژوهش های خود را به دفاع مقدس اختصاص دهند
فروزان حسنوندی در گفت وگو با ایسنا اظهار کرد: از پایه پنجم ابتدایی با تشویق معلمین دوران ابتدایی باتوجه به نوع نوشتن انشاء و پیشرفت در درس ادبیات شروع به نوشتن کردم و در سال 90 اولین کتاب خود را با نام دست های نامریی داستان مینی مال در حوزه اجتماعی نوشتم. وی از همان ابتدا انگیزه نوشتن درباره دفاع مقدس و شهدا را داشتم، ادامه داد: دو سال بعد از چاپ اولین کتابم داستان بلند تیام را چاپ
میزگرد| روایتی از محبوبیت و تواضع شهید مهدی باکری / فرمانده ای که پوتین رزمندگان را هم واکس می زد + فیلم
برجسته از وی ساخته بود. روزی بنده به عنوان فرمانده محور در جزیزه مجنون در حال خدمت بودم که بعد از عملیات خیبر به خدمت وی رفتم، آن زمان شهید حمید باکری برادر شهید مهدی باکری به شهادت رسیده بود، اما قبل از اینکه من به شهید باکری تسلی خاطر کنم شهید مهدی باکری جلوتر از من دلجویی کرد و این تواضع و بزرگواری هیچ وقت از یادم فراموش نمی شود. یکی از شخصیت هایی که شهید مهدی باکری داشت
شهیدی که 2 بار تشییع و دفن شد/ پیکر را با عجله دفن کردیم تا پدرم آن را نبیند
توجه داشته باشی. نباشد جوری که فقط خواننده قرآن باشی که علی (ع) بسیار قاریانی که قرآن می خواندند و عمل نداشتند و در راه غیر خدا و قرآن صوت خویش را مصرف می کردند، لعنت کرده است. برادر! بر سر قبرم سوره الرحمن را تو قرائت نما شاید از فضیلت آن فیضی شامل من شود و اگر خدا خواست و به مکه رفتی مرا در حرم مطهر حضرت رسول (ص) بسیار بسیار یاد کن و مرا بخوان و به یاد من باش. در ادامه
عزاداری در کرونا همچون عزاداری در اسارت است
مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد . مجروح شده بودم و بعثی ها تیر خلاص به مجروحان می زدند من هم منتظر بودم تا تیر را بزنند و شهید شوم ؛ تعداد تیرهای خلاصی را می شمردم 45، 46 ، ... به من که رسید شلیک شد اما گویا خشاب اسلحه خالی شده بود ، بعثی ای که تیر خلاصی می زد اسلحه سربازش را گرفت تا با کلاشینکف مرا بزند اما تیر از کنار سرم عبور کرد و سرم را زخم کرد و باز شهید نشدم ، عجیب بود چند بار شلیک شد اما
ثبت واقعیت خاکریزهای جبهه /لحظات نابی که در قاب دوربین عکاس لرستانی ماندگار شد
و گمنامی شهادت می دهند. حسن مرادی از جمله عکاسان لرستانی دوران دفاع مقدس در گفت و گو با سفیرافلاک اظهار داشت: از اواخر سال 56 با شروع راهپیمایی ها و تظاهرات مردمی و آغاز دوران انقلاب اسلامی دوربین عکاسی را به دست گرفتم؛ در روزنامه کیهان و در حزب جمهوری به عنوان سرپرست روزنامه جمهوری و روزنامه صبح آزادگان مشغول فعالیت بودم. وی با بیان این که از روز اول جبهه و جنگ به عنوان
زنان سربازان گمنامی بودند که بار سنگین تدارکات جبهه جنگ را به دوش می کشیدند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از یزد: پایگاه ولایت، حوزه عصمتیه، حلقه خود را در جوار شهدا و بعداز خواندن زیارتی اباعبدالله شروع کرد. مزیدی سرگروه حلقه به نقش زنان و مادران در هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و افزود: یکی از عرصه هایی که زنان به خوبی در آن نقش خود را ایفا نمودند، حضور در دوران دفاع مقدس است. با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 زنان به عنوان بخش قابل توجهی از جمعیت کشور، وظیفه
عاشقانه های فرمانده شهید با مادرش/ رازی که شهید خرمی قبل از شهادت به مادرش گفت
برادرم زیر آوارمانده بودند و محمد پسر برادرم شهید شد. پسرم در مریوان شهید شد این بانوی فداکار در ادامه عنوان کرد: ساعت 4 ظهر عراق موشک زد و همان روز ساعت 10.30 صبح مسعود در جبهه مریوان شهید می شود ولی من خبر نداشتم. بی قرار منصور بودم که زیر آوار مانده بود و مدام با خودم می گفتم ای کاش مسعود اینجا بود برادران سپاهی که از دوستان مسعود بودن و از شهادت مسعود خبر داشتند مرتب به من می
گزارش|چگونگی آغاز جنگ در غرب کشور؛ از بمباران و گلوله باران مردم بی گناه تا ایستادگی رزمندگان+ فیلم
61تا 68 به دلیل اهمیت استراتژیک شهر سقز و روستاهای اطراف، فرماندهان سپاه این شهر، شهید حسینی، شهید مصطفی طیاره فرماندهان عملیاتی سپاه سقز، شهید حاج محسن زهتاب(محور سلامت) و شهید مهدی نمازی زاده (محور سقز- پوکان) و شهید سید منصور بیانیان (روستای آیچی) به شهادت رسیدند. ضدانقلاب مرتکب جنایاتی از جمله شهادت مریم امین پور همسر پیشمرگ مسلمان کُرد و فرزند خردسال امام جمعه موقت سقز شد. در ادامه روایت ویدئویی خبرنگاران تسنیم از چگونگی جنگ در مناطق غرب کشور از جمله استان کردستان را می بینید: انتهای پیام/481/482/ ...
گوشه هایی از سخنان شهیدمهدی باکری/خدایا مرا پاکیزه بپذیر
ه است که: چه کنم که تهیدستم، خدایا قبولم کن. سخن از مهدی باکری است؛ متولد سال 1333 در میاندوآب. کودک بود که مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه گذراند و البته از همان ایام، رنج نیازمندان و مردم محروم را می فهمید. مهدی در آن سال ها از ادامه تحصیل هم غافل نبود و در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه تبریز پذیرفته شد. انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، مهدی به عض
بستۀ پیشنهادی ادبیات پایداری به مناسبت هفته دفاع مقدس
دو خواهر را نشان می دهد که پایان بندی بسیار زیبا و تاثیرگذاری دارد و در نهایت به تحول شخصیت اصلی داستان می انجامد. راوی نوجوانی است که با خواهر بزرگش معصوم مشکل دارد. برادرش در جبهه است و همه درگیر مسائل جنگ هستند. روزی که راوی به خانه مادربزرگش می رود، شهر بمباران می شود و راوی متوجه می شود که بمب روی خانه شان افتاده و.... انتهای پیام/
زنان خوزستانی، اسوه مقاومت و ایثار
خانواده های اسرای جنگی به خوبی مراقبت می شود. بیوه زنان فشار های ناشی از جدایی و عدم ارتباط با همسرشان را با وقار و شکیبایی تحمل کرده اند. آن ها دولت را در قبول تقاضا های شان که ممکن است از وجهه کشورشان بکاهد، تحت فشار نگذاشته اند این نوع برخورد هیچ گونه شباهتی با صدای گریه بیوه زنان اسرای جنگی عراق ندارد... کلا زنان ایرانی شجاعت رویارویی با هر مصیبتی را دارند. صحنه های رزم زنان، اگرچه اندک بود، ولی اولاً تا پایان دفاع مقدس کم و بیش ادامه یافت، و ثانیاً، تأثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت. ...