گفت وگو با یک تک تیرانداز زن ایرانی - هدانا
سایر خبرها
چگونه از خانه خود لذت ببریم؟
مبلمان و تجهیزات جانبی برندی معرفی کنم تا نیازهای قشر جوان و مدرن را پوشش دهد. یعنی چنین مجموعه ای تا به حال وجود نداشته است؟ خیر، این اولین مجموعه ای است که با این قالب و کیفیت به صورت کاملا صنعتی شروع به کار کرده است. زمانی که من در بازارهای خارجی در حال بررسی بودم و به نمایشگاه های آسیا و اروپا رفتم، متوجه شدم که تا کنون برندی با این انسجام در ایران وجود نداشته که پاسخگوی نیازهای
من از اسیر عراقی عذرخواهی کردم
و الان هم خوشحالم. وقتی که ده نفر را تحویلمان دادند من که فقط با یک دست توان کار داشتم به کمک علی رضا بندهای جلیقه های نجات را پاره کردیم و دستان ده نفر را بستیم. بعد هم یکی یکی سوار قایق کردیم و همه را رو به جلوی قایق نشاندیم. علی رضا نوک قایق نشست و من هم پیش سکانی و پشت سر عراقیها ایستادم. قبل از حرکت پرسیدم کدامیک از شما فارسی بلد است. بجز آن مهندس یک نفر دیگر که کرد بود دستش را بلند کرد
روایت زندگی شهید "حمیدرضا جعفرزاده" جانشین واحد تخریب لشکر 41 ثارالله
جلوی یک مغازه ی خواروبار فروشی. چند دقیقه صاحب مغازه را جلوی مغازه اش نگه داشته بود و داشت با او صحبت می کرد. وقتی از جیبش پول درآورد و جلوی مغازه دار گرفت، رفتم نزدیک تر تا بفهمم موضوع از چه قرار است. صدایشان را می شنیدم.: من وقتی بچه بودم، خیلی سال پیش، از این جا رد می شدم و از سرغفلت یک دانه نخود از جلوی مغازه ی شما برداشتم.حالا هر قدر که صلاح می دونید، از این پول ها بردارید و منو ببخشید.مغازه دار
سعید آقاخانی؛ رستگاری در ساعت خوش
برای ساعت خوشی ها ساعت خوش نقطه شروع مهمی برای بعضی از بازیگرانش بود. مهران مدیری و رضا عطاران از این نقطه شروع خیلی سریع به جایگاه بالاتر رسیدند و سعید آقاخانی هم با فاصله از آنها فعالیتش در عرصه کارگردانی را شروع کرد و حالا بعد از بیست سال به جایگاه خوبی در سینما هم دست پیدا کرده؛ اتفاقی که آقاخانی معتقد است زمان ساعت خوش هیچ چشم اندازی برایش نداشته: آن موقع خیلی جوان بودیم.
وداع دردناک پدر و پسر
پدر و مادر پیرش رفتیم، مادرش گفت می خواستم بعد از برگشت از جبهه، او را داماد کنم. نعمتی در ادامه گفت: من شب عملیات مجروح شدم و زمانی که به عقب برگشته بودم، پدر شهید توکلی را در حال گریه دیدم. فکر می کردم از ماجرای شهادت پسرش آگاه است ولی متوجه شدم که برای من و بچه های مجروح دیگر گریه می کند. از حال پسرش جویا شد، به او گفتم زخمی شده، در همین لحظه گفت انا لله و انا الیه راجعون، من همان لحظه وداع، از حسین دل بریدم و خوش به سعادتش که شهید شد. انتهای پیام/
نظر حاتمی کیا درباره حاج قاسم سلیمانی
مثلاً به چگوارا شبیه باشد. من به فکر شباهت نبودم بلکه معتقد بودم این آهنگ چ و اتفاقی که می افتد می تواند یک نگاه کلی تری داشته باشد که محدود نشوم به شخصیت صرفاً آقای چمران بلکه مفهوم کلی تر که درباره چگوارا وجود داشته اینکه آدم هایی هستند که همِ جهانی دارند و عدالت جهانی برایشان مسئله است و همه جا وجود دارد. * چرا همچنان تمرکز شما بر موضوع جنگ است چرا به سمت مسائل دیگر نرفتید
بازیگر زنی که تغییر جنسیت داد!
روبه رو می شود. بازگشت من به صحنه تئاتر من بعد از هشت سال مجدد با این کار به صحنه تئاتر بازگشتم و برای این کار بسیار دوندگی کردم. زمانی به من گفتند مجوز کار دارم که کارگاه نمایش را خراب کردند و به زمان جشنواره خوردیم. من هم مجبور شدم این کار را به رغم میل باطنی ام در سالن مشایخی روی صحنه ببرم. به هر حال بودجه که همیشه متعلق به از ما بهتران است. ما گفتیم بودجه نمی خواهیم، فقط
گفت وگو با بی خدایی که مسلمان شد
؟ آخرین سال دبیرستان بودم که با یه نفر تو کلاسم آشنا شدم و فهمیدم که مسلمونه. بدون هیچ کنجکاوی خاصی خواستم فقط یه چیزایی در مورد اسلام یاد بگیرم. اون موقع یادم میاد که اونا حق نداشتن با جنس مخالف ارتباط برقرار کنن، حق نداشتن مشروب و گوشت خوک بخورن. خوب جالب بود برام و مهمتر از اون دلیلش برام مهم بود که چرا. بعدش با پیشنهاد همکلاسیم رفتیم یه کتاب فروشی اسلامی تو محلمون و یه کتاب در مورد اسلام خریدم
کثیف ترین شغل آبرومند جهان/ با شکم خالی خرید نکنید، ضرر می کنید!/ ارتباط آلودگی هوا با خودکشی مردان
نیش و نوش های خواندنی سفارش عجیب علامه امینی به فرزندش پس از مرگ محمدهادی امینی فرزند علامه امینی می نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم، او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟پدرم گفت: چه می گویی؟دوباره عرض کردم:آقاجان! در آنجا که اقامت
ماجرای زیارت انبیا در قنوت شهید
حرف بزند: در قنوت نماز بودم که گویی از فضای مسجد خارج شدم. نمی دانی چه خبر بود! آنچه که از زیبایی های بهشت وعذاب های جهنم گفته شده همه را دیدم! انبیا را دیدم که در کنار هم بودند و... یکی از دوستانش که شاهد لحظات قبل از شهادت ایشان در عملیات والفجر8 بود چنین نقل می کند: در لحظه شهادت ترکشی به پهلوش اصابت کرد. وقتی به زمین افتاد از ما خواست که او را بلند کنیم وقتی روی پاهایش
پسر عموی"عفت" عارف را تهدید کرد
. ببینید اینکه در کارگزاران تغییراتی اتفاق افتاده است، همه چیز در ایران تغییر کرده است و فقط کارگزاران نیست که تغییر کرده است. اتفاقا چند شب پیش این سئوال را دانشجویان در اراک از من پرسیدند، گفتم مگر شما دانشجویان تغییر نکرده اید؟! در زمان آقای هاشمی وقتی ما کارگزاران را تشکیل دادیم، آقای مهاجرانی یک یادداشتی مبنی بر مذاکره مستقیم با آمریکا نوشتند، آنوقت ما سال ها باید جواب می دادیم که چرا
گل محمدی:نمی دانم مشکل پرسپولیس با برانکو حل می شود یا نه/با پیروزی در دربی،سرمان را بالا می گیریم
شود یا بدتر. گل محمدی در پاسخ به این پرسش که با توجه به عملکردش بعد از جدایی از پرسپولیس و پایگاهی که بین هواداران این تیم به دست آورده اگر روزی به این تیم برگردید شاهد گل محمدی متفاوت خواهیم بود یا خیر، بیان داشت: الان نمی توانم به این سوال شما پاسخ بدهم، چه باشم و چه نباشم همیشه برای پرسپولیس آرزوی موفقیت می کنم. حتی زمانی که از پرسپولیس جدا شدم به خاطر هواداران برای موفقیت این تیم
گفتگو با خانواده داغ دیده حادثه مرگبار تهران
توان شب و روزهای پر بغض و گریه ای که داشته اند را حدس زد. مجید فروتنی برادر بزرگ تر نسرین شروع به صحبت می کند و اول از همه می گوید: من و خواهر و برادرانم اولین خواهشی که از شما داریم این است که در این قضیه ما را تنها نگذارید. بعد درباره روز حادثه اینطور توضیح می دهد: روز حادثه و در هنگام آتش سوزی یکی از همکاران نسرین با ما تماس گرفت و ماجرا را توضیح داد، اما نگفت که به صورت دقیق چه اتفاقی افتاده است
فکر مذهبی عامه مردم را چه کسانی تغذیه می کنند؟
شما می آید. این قوه ناریه تا این زمان شناخته شده نبوده و در اعصار سابقه، علم و دانش به استخراج این قوه ناریه نداشتند و به حالت خمودت در باطن ارض باقی بود حتی از نفت و توان آن هم آگاهی نداشتند (ص 33). صد البته کشف کامل خزائن ارض مخصوص زمان ظهور است و البته قرآن هم از برخی از منافع معدنیات خبر داده است (ص 40). در اینجا یک پرسش را مطرح کرده و پاسخ داده است که چرا این هم اختراع آن طرف
پزشکی هسته ای برای مردم
گوشه ای روی نیمکتی نشسته، یا به دیوار تکیه داده اند و هیچ کس به دادشان نمی رسد آماده کرده بودم. دروغ چرا! بیشتر تجربه های قبلی من از محیط بیمارستان ها همین گونه و چه بسا بدتر بوده است. به گزارش گروه اتم برای صلح امید هسته ای، مطابق معمول تا چشم نگهبانان دم در به دوربین مان افتاد خود را آماده کردند که سوال و جواب ها را شروع کنند! این بار اما خودم پیش دستی کردم و سراغ باجه نگهبانی رفتم و با
ضرغامی اعتراف کرد!
با آنها برقرار است. رئیس سابق سازمان صداوسیما در پاسخ به این پرسش که “برخی نزدیکان احمدی نژاد برای انتخابات سال آینده مجلس فعالیت و جلساتی را برگزار می کنند٬ آیا در این ارتباط با رئیس جمهور سابق دیداری داشته اید٬؟” گفت: این مسأله به من مربوط نیست. من با همه نیروها و شخصیت های درون نظام با عشق، علاقه و اعتقاد ارتباط دارم و اگر ضرغامی یک ویژگی داشته باشد آن هم این است که خیلی میان افراد
مطهری: از خوشحالی تا محل کنفرانس دویدم
حمایت هواداران نیاز داریم اگر آنها نباشند این فشار خیلی اذیتمان می کند. از 5 دقیقه حضور شروع کردم و بالاتر رفتم از اول فصل میزان حضور من در بازی ها از 5 دقیقه شروع شد و مدام این دقایق بالا رفت مثلا در بازی با استقلال خوزستان 20 دقیقه، در بازی با گسترش فولاد زمان بیشتری در میدان بودم و توانستم یک گل به ثمر برسانم. تمام تلاشم را می کنم که نظر کادرفنی را جلب کنم. امیدوارم که همیشه
دهنوی: سپاهانی ها از هیچ چیز خبر ندارند
تراکتور حتی یک برگ از قرارداد داخلی هم با این تیم امضا نکرده بودم، سال بعدش نیز، زمانی که با سپاهان هم قرارداد داخلی بسته بودم و به تمرینات این تیم رفتم، باید به پرسپولیس برمی گشتم چراکه قبلش با پرسپولیسی ها قرارداد داخلی امضا کرده بودم و اگر به این تیم برنمی گشتم یک سال محروم می شدم، وگرنه هیچکسی سپاهان را با آن شرایط ول نمی کند و برود پرسپولیس که همه می دانند چقدر حاشیه دارد و معلوم نیست چک هایش کی
خداداد: کسی جرأت نداشت به عابدزاده،دایی و...فحش بدهد/بدترین توهین به بازیکن نشاندن او روی سکو است
. در دوران فوتبال تان مربی ای داشتید که فحاشی کند؟ (مکث) مصطفی دنیزلی به ترکی و آلمانی به چند نفر از اعضای تیم پاس بی احترامی می کرد و بنده این موضوع را به مدیرعامل باشگاه گفتم و پس از مدتی نیز از این تیم رفتم. ناراحت می شدم وقتی می دیدم او به آلمانی به دکتر تیم حرف بد می زند یا زورش به تدارکات می رسد. به خود شما بی احترامی نکرد؟ (خنده) شما چه فکری می کنید؟ اگر
تولد در روستای وکیل آباد بافت، شهادت در ایتالیا
دهد. اواخر سال 1358 ادامه تحصیلات خود را در دانشگاه تیونیست ایتالیا آغاز می کند ایشان از همان ابتدا به رهبر امت (حضرت امام خمینی (ره)) علاقه خاصی و با روحانیون مبارز تهران ارتباط کامل داشتند. با ورود به دانشگاه نیز یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در خارج از کشور می شود. شهادت به دست منافقین فعالیت های خود را در این انجمن شروع کرده و به علت اینکه
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (29بهمن)
انتقال بهرام ریحانی بازیگر تئاتر کشورمان به بیمارستان، تنها راه حل برای عبور از بحران امروز تئاتر از دیدگاه پیام فروتن ، اختصاص فروش یک نمایش به بیماران و زنان سرپرست خانوار، اظهارات قطب الدین صادقی در نشست رسانه ای تئاتر عزیز شنگال ، قصد سیما تیرانداز برای اجرای یک نمایش کمدی، صحبت های حمیدرضا نعیمی درخصوص 12 هزارصفحه مطالعه درباره امام علی (ع) برای نوشتن یک متن نمایشی، تدارک ویژه سیامک احصایی برای دریای واژگون و درنهایت هشدار داوود فتحعلی بیگی درخصوص احتمال جذف تعزیه از یونسکو و بلاتکلیفی جشنواره آیینی سنتی کشورمان، سرخط مهمترین اخبار امروز تئاتر و هنرهای نمایشی را به خود اختصاص داد. ...
هیچ طرحی بدون معلم حاذق و ماهر با موفقیت توام نخواهد بود
اختیارات را به استان ها و مناطق و مدارس داده است. در نتیجه این مسئله را حل کرده است. یعنی اگر ما بخواهیم صد در صد متمرکز اداره کنیم، حرف شما درست است. ایران یک میلیون وششصدوچهل وهشت هزار کیلومتر وسعت دارد. من در کتاب "سازمان و مدیریت در آموزش و پرورش ثابت کرده ام که حرکت ما باید از تمرکز، به نیمه متمرکز باشد. مثلا دلیلی ندارد که اول مهرماه، همه جا زمان شروع مدارس باشد. مهرماه یک جای کشور گرم است، یک جا
گروهک ها از همان اول در مقابل مردم قرار گرفتند
وابسته به گروهک ها حکایت ها می کرد. قرار شد مطلب را بلافاصله به امام اطلاع دهیم. تا آنجا که به خاطر دارم آقای هاشمی رفسجانی و دکتر شیبانی نیز در مدرسه حضور داشتند. آقای دعایی گزارش دیدارش از رادیو و تلویزیون را به اطلاع آنان هم رسانده بود. بعد از این ماجرا صادق قطب زاده به رادیو و تلویزیون رفت. به اتاق بالا رفتم. در آنجا آقای طالقانی و چند نفر از دوستان حضور داشتند. هنگامی که اخبار تلویزیون شروع شد
قاسم سلیمانی از جنس شهید چمران است
کردم؛ انواع فیلم هایی که به خصوص هالیوود ساخته بود یا فیلم های روسی؛ من فهمیدم که این قصه ما نیست به خصوص نوعی از جنگ را درگیر بودم که مربوط به بچه های داوطلب بود بچه هایی که ذاتاً یا شغلاً میلیتار و نظامی نیستند؛ دفاع مقدس بود؛ افرادی که درجه هم ندارند و همه شبیه هم هستند. من با این نوع افراد در طول جنگ عجین شدم و با آنها کار کردم و احساسم این بود که اینها حرف تازه ای دارند برای گفتن که
یک گروهان پشت سر حمید رضا نماز می خواند
سودی روی آن بکشیم بین مردم توزیع می کردیم. نمی گذاشتیم مردم در صف نفت بایستند و نفت را به صورت سهمیه بندی به خانه ها می دادیم. شما و برادرتان هر دو از رزمندگان دوران دفاع مقدس بودید. حمیدرضا در کدام عملیات و چگونه به شهادت رسید؟ حمیدرضا با شروع جنگ به صورت بسیجی عازم جبهه شد ولی الان به عنوان پاسدار شناخته می شود. قبل از شهادت پرونده پاسداری اش را کامل می کند و وقتی جواب
همرزم حاج احمد بی سر به ملاقات خدا رفت
رفتنش رضایت دادند. من معتقدم که شهدا از آینده خود مطلع هستند. من آن زمان در سپاه مشغول فعالیت بودم که در جلسه ای به همراه جمعی از پاسداران و بسیجیان روستای سله بن، در محضر برادرم بودیم. او خطاب به دوستان خود گفت: شما عرضه ندارید. این همه در جنگ بودید و همه سالم برگشتید. ما هم از او پرسیدیم یعنی چه؟! گفت من به جبهه می روم و شهادت را نصیب خود می کنم. من به شما ثابت می کنم که بادمجان بم
زنان، طلاییه داران اقتصاد مقاومتی
خانواده ام قرار گرفت و همه تعجب کرده بودند و من هم بسیار خوشحال بودم که چند روز بعد همسرم به من پیشنهاد داد تا نانوایی در روستایمان راه اندازی کنیم. چک افزود: از سال 1386 نانوایی نان سنتی احداث کرده و خودم به عنوان یک تازه کار پخت نان را انجام می دادم و فکر نمی کردم در مدت کوتاهی کارمان رونق بگیرد اما ما به سرعت شناخته شدیم و حتی گاهی از روستا های اطراف نیز برای خرید نان به ما مراجعه
داستان کشاورزی و چوپانی با چاشنی اینستاگرام+ عکس
اجتماعی و کلا موبایل هم به واسطه لطف برادرش بوده است. طوری که او در گفت و گویی درباره پیوستن اش به شبکه های اجتماعی و گوشی به دست شدنش گفته است: برادرم یک سال و نیم پیش که تازه کارمند شده بود با اولین حقوق اش برای من گوشی گرفت. قبلش گوشی نداشتم. اصلا از اینترنت و فضای مجازی، اینستاگرام و واتس اپ و وایبر سر در نمی آوردم. اصلا صفحه لمسی ندیده بودم. برادرم چون علاقه داشت این گوشی را برای من خرید. گفت
عکس شما را در آینده روی اسکناس می بینم!/دعای آقای قاضی برای دختر امام
دیگر امام را خواهیم دید؟ همچنین آیت الله شیخ حسن صانعی برای حقیر نقل کردند: در 15 خرداد 42 پس از بازداشت امام و انتقال ایشان به تهران که همراه با شایعات بسیار نگران کننده از جمله از بین بردن ایشان مطرح بود، خیلی نگران و ناراحت بودم. روزی خدمت آیت الله قاضی رفتم و مطلب را با ایشان در میان گذاشتم و گفتم: به نظر شما وضع آقای خمینی چه خواهد شد؟ آیا بار دیگر ایشان را خواهیم دید یا نه؟ مرحوم
مسلمان ها در غرب امنیت جانی ندارند/ در ایران تعرّض به غیر مسلمانان سابقه ندارد
دشمن و غارتگران، وارد خانه یک زن غیر مسلمان شدند و او را مورد آزار و اذیت قرار دادند و دستبند او را و حِجِل(3) او را گرفتند، ملامت نباید بشود؛ ملامت نمی شود. نظر اسلام این است. ما امیدواریم ان شاءالله بر همین روال حرکت کنیم و پیش برویم. و خاطرات خوبی هم داریم. من غالباً به منازل شهدای ارامنه و آشوری که رفته ام که امسال هم خوشبختانه موفّق شدم منزل چند شهید ارمنی رفتم می بینم اینها نسبت