3 پسر گمشده به خانه بازگشتند / پوست شان زیر آفتاب سیاه شده بود + عکس - رکنا
3 پسر گمشده به خانه بازگشتند / پوست شان زیر آفتاب سیاه شده بود + عکس
سایر منابع:
سایر خبرها
دعای عاقبت بخیری مادر به شهادت پسر در عاشورای رضوی انجامید
به معراج شهدا رفتند. وقتی مطمئن شدند به خانه برگشتند و مادرم را دوباره برای شناسایی بردند. مادرم تعریف می کرد که پدرم بدنش سالم بوده و وقتی می خواسته روی صورت پدرم را باز کند دستش را می گیرند و نمی گذارند. ولی در عکس ها مشهود است که پدرم از سمت گوشش ترکش خورده است. وقتی خبر شهادت پدرتان را شنیدید عکس العمل تان چه بود؟ مادرم با گریه خانه آمد و گفت: شما هم قاطی بچه های شهدا شدی
محمدمهدی با نشان یا حسین (ع) دیدار خدا رفت
شهید محمدمهدی دباغی، اهل تهران، نوجوانی 14 ساله بود که راهی جبهه شد و دو سال بعد نامش در لیست شهدا ثبت شد. مهدی متولد 11 اردیبهشت ماه سال 1351، زمانی که راهی جبهه شد در کلاس دوم دبیرستان تحصیل می کرد. تک پسر خانواده و پنج خواهر داشت که در مدت 18 ماه حضورش در جبهه هر روز آمدن او به خانه را انتظار می کشیدند. مهدی در عملیات های کربلای 4، 5 و بیت المقدس 7 شرکت کرد تا ایکه 23 خرداد ماه سال 1367 در
آمار نگران کننده افزایش سقط جنین بخاطر جنسیت
ما همه پسرزا هستند و اگر ایرادی است به خودت برمی گردد، خدا می داند چه فکر هایی در مورد من می کنند. ناهید زن 38 ساله ای است که می گوید: من یک فرزند پسر دارم که 11 ساله است، تصمیم دارم دوباره باردار شوم، اما نمی خواهم ریسک کنم باید تعادل در خانواده به وجود بیاید و برای همین فرزند دختر می خواهم تصمیم دارم هزینه بالایی پرداخت کنم تا فرزندم دختر شود، اما اگر پسر شود هم ناراحت نمی شوم بالاخره
قهرمانی از سرزمین آفتاب
بعد خانه ساختند و مستقل شدند. چون آقای بابایی دوست داشت جایی زندگی کند که بچه ها همیشه صدای اذان مسجد را بشنوند، به محله نیروی هوایی نقل مکان کردند؛ جایی که خانه شان خیلی به مسجد نزدیک بود و به این ترتیب بچه هایشان از همان اول، مسجدی بار آمدند. مبارزات گسترده انقلابی قبل از انقلاب، به صورت خانوادگی در مبارزات انقلابی حضور گسترده ای داشتند. یک روز صبح زود، نظامی ها آمدند
مصاحبه با مردی که لاستیک آمبولانس را پنجر کرد
دستگیر شد. این متهم که راننده اتوبوس است با صدور قرار تأمین کیفری در بازداشت بسر می برد و جسد کودک دو ساله هم برای تعیین علت فوت به پزشکی قانونی منتقل شده است. اظهارات پزشک معالج خانم دکتری که درسا کوچولو برای درمان به مطب او انتقال داده شده بود، گفت: روز حادثه خانه بودم که خانواده درسا با من تماس گرفتند و گفتند که حال کودکشان وخیم است. درسا به بیماری فلج 4 اندام مبتلا بود و سه
پیوندی شیرین و دلنشین در سالمندی
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز یزد، محمدرضا زکی پور و سکینه کارگر در سفر مشهد که به همت خانه سالمندان بهاباد انجام گرفت، با هم آشنا شدند و بعد از دو هفته ازدواج کردند. مهریه سکینه خانم یک جلد قرآن مجید و 8 سکه بهار آزادی به نیت امام هشتم است. آقا داماد در حال حاضر 49 فرزند و نوه و نتیجه و عروس خانم 28 فرزند و نوه و نتیجه دارد. سکینه کارگر، داماد را فردی متدین دانست و افزود: آقای زکی پور کشاورز و ذاکر اهل بیت (ع) است به همین دلیل با او ازدواج کردم. آقای زکی پور هم گفت: من خیلی خوشحال هستم، این ازدواج خواست خدا و امام رضا (ع) بود. ...
مرد تحصیلکرده بخاطر یک دوست زندگی اش را فروخت و آواره پارک شد / دوست صمیمی به خارج کشور فرار کرد
مانتو روشن دارد را می بینید، او هم همسرش است. یک پسر هم دارند که تا همین چند دقیقه پیش اینجا بود، اما الان نیست. همین دور و اطراف است، برمی گردد. هفت هشت، ده روزی می شود که داخل این پارک هستند. صبح ها که سر کار می روم و عصر برمی گردم همین جا هستند. یک بار به آنها گفتم؛ برای استحمام یا دستشویی اگر خواستید خانه من هست و خانواده ما برای آمدن شما مشکلی ندارند، اما تشکر کردند و گفتند؛ برای
30 خرداد سال 60 به روایت عزت شاهی
آقای طالقانی یا از طرق اعضا نفوذی شان در مساجد و بسیج به دست آورده بودند و امکانات زیادی داشتند. آرام آرام بحثِ گرفتن خانه های تیمی نیز پیش آمد و ترورهای خیابانی و دام گذاشتن هایشان شروع شد. روی هم رفته از سال60 به بعد سیستم حکومتی جلوی آنها ایستاد البته تا آن موقع اعدامی وجود نداشت اما بعد از این قضایایی که در حزب جمهوری و دادستانی و نخست وزیری پیش آمد و شروع به ترور کردند بعد از آن هر کسی که
اعتراف به قتل به خاطرکتانی های سرقتی
پسر جوانی که دوستش را به خاطر یک جفت کتانی سرقتی به قتل رسانده بود، روز گذشته در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد و گفت قصد قتل نداشته است. به گزارش جوان، مرداد سال گذشته مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک پسر جوانی در یکی از بیمارستان های شهر باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به سینا 21 ساله بود که بر اثر ضربه چاقو زخمی شده بود و بعد از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی فوت کرده بود
آنچه کودکان را مضطرب یا خجالتی می کند
گروه زندگی در حال صحبت کردن با دوستی هستم که مدت هاست او را به خاطر مشغله های زندگی ندیده ام، خیلی هیجان دارم و خوشحالم که بعد سال ها می توانیم گپی بزنیم و دلی از عزا درباره شرح اتفاقات زندگی مان در بیاوریم، در همین حین مدام دستی دامنم را می کشد و مدام می گوید: مامان، مامان ، پسر دو ساله ام هست، چند بار دستش را پس می زنم چون سخت مشغول حرف زدن با هیجان زیاد هستم. دوباره و سه بار و چند
رکورد عجیب پدر 21 ساله همدانی با 40 فرزند + عکس ها
برای این افراد خیلی مفید است. بچه هایی که جزو دسته بد یا بی سرپرست هستند، زمانی که وارد خانه های ما می شوند، معمولا امید به زندگی شان را از دست می دهند و احساس بی ارزشی می کنند. وقتی ما این کارگاه را زدیم، من فرهادی که در ذهن این بچه ها قهرمان هستم، هر روز صبح زود می روم سراغ شان و می گویم که زودتر برویم سر کار چون کار من لَنگ شماست و اگر شما نباشید، کار خوابیده و من به مشکل می خورم! خب بعد از این
روش هایی برای سرگرمی کودکان در خانه
بخواهید در این کار شرکت کنند. 11- می توانید چند فیلم کارتونی یا فیلم مناسب سن فرزندتان تهیه کنید. در روزهایی که مجبورید چند ساعت در خانه بمانید، از فرزندتان بخواهید یکی از آنها را انتخاب و تماشا کند. 12- بچه ها را تشویق کنید اتاق شان را مرتب کنند. درست است ابتدا سرگرمی کودکان محسوب نمی شود ولی بعدها با تشویق به یکی از روش های سرگرم کردن کودکان تبدیل می شود. معمولا بچه ها
پدرم به خواسته هایم اهمیت نمی دهد
است. تعریف ارث را می دانید؟ شما به پدرتان که خدا را شکر در قید حیات است، مراجعه کرده و گفته اید که ارث تان را بدهد؟ آیا می دانید ارث چیست؟ مالی است که بعد از فوت شخص به بازماندگان او تعلق می گیرد. بنابراین ارث بعد از فوت فرد تقسیم خواهد شد، پس در هنگام زنده بودن هیچ اجباری به تقسیم مال و اموال فرد نیست، چه یک خانه ویلایی باشد، چه بیشتر یا کمتر. در زمان زنده بودن، هر فرد از
حرف های بامزه تازه داماد 80 ساله که با عروس 70 ساله ازدواج کرد
داده اند، یک خبر خوشحال کننده بود. همه دست به دست هم دادند تا این وصلت سر بگیرد و آقا و خانم زکی پور پس از سال ها تنهایی، سر خانه و زندگی شان بروند. گفت وگوی جام جم را با تازه داماد 80ساله بهابادی بخوانید. *مبارک باشد.چه دل جوانی دارید. چند روز است با سکینه خانم ازدواج کرده اید؟ (از ته دل می خندد)حدود دو هفته ای می شود. * چه شد در 80 سالگی تصمیم گرفتید دوباره
مرور بر زندگی نامه 2 برادر شهید
جویای علت. جواب داد: مادر! توی مدرسه، عکس شاه را پائین آوردم و انداختم زیر پایم! بچّه ها دیدند و تهدیدم کردند که می روند به دفتر خبر می دهند! همسرم آن زمان، رئیس اداره ی امتحانات آموزش و پرورش بود. به خانه آمد و سراغ کیا را گرفت. مدیر مدرسه به او زنگ زده بود. ابتدا کمی کیا را سرزنش کرد، بعد، اما بعد دلداری اش داد و دست آخر هم، راه های مبارزه و بازی های سیاسی را به او یاد داد. ماجرا به همین جا ختم نشد. چند روز بعد، مأمور های ساواک به دبیرستان البرز و محل تحصیل کیا رفتند و پیگیر جریان شدند. مدیر مدرسه با تلاش بسیار، قضیّه را اتفاقی جلوه داد و مأمورین را مجاب کرد. ...
ماجرای هاجری که نذرش ذبح اسماعیل بود!
تا روزی که خدا دخترم مُنا را به ما بخشید؛ جمعیتمان زیاد شده بود و بچه ها هم کوچک بودند، خیلی شلوغ شدیم، هزینه های زندگی در اهواز هم جور درنمی آمد، مجبور شدیم به میان کوه کوچ کنیم. هجده سال آنجا زندگی کردیم و داوود از ده سالگی مداح شد، صدایش مثل صدای بابایش قشنگ بود، سوز داشت. یک روز بعد از مدرسه با ذوق برگشت خانه، پیرهنش خیس عرق بود، نفس نفس می زد، گفت: مامان به من لوح تقدیر دادند هنوز
چگونه 10 سال جوان تر به نظر برسیم؟
کنید خودِ واقعی تان را مخفی نگه دارید، به عمری که از خدا گرفته اید ببالید. شما باید دستاوردهای بزرگی در زندگی تان داشته باشید، و احتمالا دوست ندارید دوباره مانند بیست ساله ها یا سی ساله ها به نظر برسید. اگر گرایشات جوانانه تان را حفظ کنید و به آن چه هستید و ظاهرتان، ببالید، آن گاه جوان تری از کسانی خواهید بود که درمانده به دنبال پوشاندن نشانه های بالا رفتن سن شان هستند. - درباره ی خودتان و ظاهرتان حس مثبتی داشته باشید. این کار به شما کمک می کند جوان تر به نظر برسید و احساس جوانی کنید.
شهیدی که سفارش عروسی دختر عمه اش را کرد
می رود. زنگ در را می زنند و او را بیرون می کشند از دنیای دونفره اش با علی، کارت دعوت عروسی آورده اند عمه خانم مدتی بود که فوت کرده بود و حالا عروسی دخترش بود چندباری عروسی عقب افتاده بود و هربار به بهانه ای حالا دوباره جشن راه انداخته بودند و نامه داده بودند به فامیل و خدا خدا می کردند این بار به خیر بگذرد و بی دردسر بروند سر خانه و زندگی شان، همه ترسشان از کبری بود؛ این که علی تازه شهید
4 مرد قاتل به دار مجازات آویخته شدند
خاطر اعتیادش به مواد مخدر مادر 48 ساله و پدر 56 ساله اش را با شلیک گلوله به قتل رساند و برادرش را نیز زخمی کرد. آن روز ساعت 15 بعد از ظهر به مأموران کلانتری تهران نو خبر رسید، زن و شوهری با شلیک گلوله در خانه شان حوالی خیابان دماوند به قتل رسیده اند و یکی از پسرانشان هم زخمی شده است. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند بهمن با سناریو ساختگی قصد فریب مأموران را داشت و مدعی شد که چند مرد
هفت خاطره ی رهبر معظم انقلاب اسلامی از دوران دفاع مقدس
است. یکی از علمای محترم مشهد، از مسنّین علمای مشهد که حتما اغلب آقایان می شناسند، آقای حاج میرزا جواد آقای تهرانی، مردِ ملّا، پیرمردِ پشت خمیده ی با عصا، ایشان چند بار جبهه رفته. یک بار ایشان از جبهه برگشتند آمدند تهران، می رفتند مشهد، با بنده ملاقات کردند؛ خدمت امام رسیدند. به من گفتند که من وقتی رفتم جبهه، دیدم بچه ها من را به چشم یک پیرمرد نگاه می کنند، گفتم نخیر از من هم کار بر می
تصویر زن و مرد 70 و 80 ساله یزدی که به خانه بخت رفتند!
6دختر و پسر، 23نوه و 20نتیجه دارد و عروس خانم هم 6فرزند، 17نوه و 5 نتیجه دارد. عروس 70 ساله گفت: داماد، فردی متدین و کشاورز و آدم خوب و ذاکر اهل بیت(ع) است و به همین دلیل با اجازه فرزندانم با او ازدواج کردم چون خودم هم تنها بودم و از این ازدواج هم راضی هستم.
بیماری خاص امیر نوری علنی شد | حال وخیم امیر نوری در بیمارستان
مقابل همان مدرسه ها تا خاطره های گذشته برای من هویدا بشود. پدر من کارمند شرکت واحد بود، که دو سال قبل یعنی در اول تیرماه به خاطر سکته قلبی فوت نمود. مادرم نیز خانه دار می باشد. به غیر از خودم سه خواهر دارم من بچه سوم و تک پسر خانواده می باشم. خواهر بزرگم هم ازدواج نموده و یکی از آنان نیز مهندسی می خواند و دیگری نیز در دبیرستان درس می خواند. می توانم بگویم اگر
کاسه یخ ننه نخودی
، پسرم!" نکرده بود ولی نگاهش به بابا غریبه شده بود. او توی خانه ما کاسه داشت، بشقاب داشت و یک "پسر". یک در ، یک درِ آهنی ناقابل ، یک در نزدن و حرف پدر ننه را برد به دنیای تنهایی خودش و این واقعیت تلخ را یادش آورده بود که "پسرش" پسرش نبوده! ننه نخودی یک روز داغ تابستان از دنیا رفت... توی اش کاسه یخ ننه را انداختیم توی کلمن و بابا قدِ
درباره کونیکو یامامورا؛ تنها مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس
، مادر، و برادرم فقط گوش می کردند. مرد ایرانی می گفت: من دختر شما را دوست دارم و قول می دهم خوشبختش کنم و همیشه به او وفادار باشم. پدر و مادرم حرفی نزدند. آقای بابایی ادامه داد: کار من تجارت بین ژاپن و ایران است، اما بعد از ازدواج تا یک سال یا بیشتر در ژاپن می مانم تا بچه اولمان به دنیا بیاید و شما نوه تان را ببینید و بعد اگر دخترتان راضی بود، به ایران می رویم. این نوع گفت وگو ادامه
زنده ماندن معجزه آسای پسربچه کرولال پس از چهار روز در چاه 24 متری / عکس
ناپذیر تیم" امداد و نجات " این کودک به سلامت نجات یافته است. مقامات محلی همچنین به خبرنگاران اعلام کردند: این پسربچه زنده از چاه بیرون کشیده شده اما از نظر جسمانی ضعیف است. وی همچنین بلافاصله به یکی از بیمارستان های محلی منتقل شده است. این مقامات اظهار کردند که در این چاه یک مار نیز مشاهده شد اما پسر بچه شجاعت مثال زدنی از خود نشان داد و در حین عملیات امداد و نجات خونسردی خود را حفظ کرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، در سال 2019 میلادی نیز یک کودک 2 ساله پس از تلاش 4 روزه نیروهای امدادی در ایالت پنجاب هند مٌرده از چاهی که در آن افتاده بود، بیرون کشیده شد. ...
توفیق جنگیدن با ضد انقلاب به روایت سردار شهید برونسی
/> سی و چهار پنج روز دیگر برگشتند با بقیه بچه های عملیات رفتیم پیشواز اول بنا نبود عمومی باشد کم کم مردم جریان را فهمیدند خیابان تهران هم هرلحظه شلوغ تر می شد و رفتن ما مشکل تر. به هر زحمتی بود رسیدیم صحن امام. دیگر جای سوزن انداختن نبود یکدفعه دیدم عبدالحسین رفت توی جایگاه سخنرانی کلاه آهنی هنوز سرش بود از این بند حمایل ها هم سر شانه انداخته بود با لباس سبز سپاه. بچه های صدا و سیما هم آمده بودند
برادر شهیدم، زنده است! + عکس
/> **: یعنی همان شب شما را بردند بیمارستان؟ خواهر شهید: بله همان شب من را بردند بیمارستان؛ فشارم پایین رفته بود. **: پیکر شهید را آوردند به خانه؟ خواهر شهید: ما رفتیم برای شناسایی، پیکر را شناسایی کردیم و گفتند که پیکرش را می آوریم خانه تان. **: برای شناسایی کجا رفتید؟ خواهر شهید: دولت آباد؛ مقر سپاه دولت آباد. **: یعنی حبیب آباد که