درباره کونیکو یامامورا؛ تنها مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس
سایر خبرها
مادر ژاپنی رزمنده شهید به کتاب و زندگی رسید(اخبار ادبی و هنری)
حمید حسام و مسعود امیرخانی روایت خاطرات کونیکو یامامورا (سبا بابایی)، یگانه مادر شهید ژاپنی در ایران را نوشته اند که با عنوان مهاجر سرزمین آفتاب در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. یامامورا تنها مادر شهیدی است که اصالتی ژاپنی دارد. فرزند شهید این مادر، جوان نوزده ساله ای بود که هم در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت های زیادی داشت و هم در زمان جنگ تحمیلی، با وجود سن کم، راهی جبهه ها شد
سرقت 8 میلیاردی فامیل دور از خانه خانم مهندس
سکه ها را هم در فریزر گذاشته بودم. برای سفری دو روز خانه را ترک کردیم اما زمانی که برگشتیم، متوجه شدم طلا و دلارها به سرقت رفته است. میهمانی دردسرساز خانم مهندس گفت: البته به یکی از فامیل هایمان مشکوک هستم و تصور می کنم که سرقت از خانه ما کار او باشد. مسعود فامیل ما است اما معتاد و بیکار است، چند روز پیش به میهمانی شبانه ای دعوت شدیم که مسعود هم آنجا بود در میهمانی
مجروحیت در شلمچه شهادت در آلمان
شلمچه مجروح شد و بعد از اعزام به آلمان در روند درمان به دوستان شهیدش ملحق شد. محمدعلی سلیمانی کرتلایی فرزند فرمانده شهید سردارمحمد سلیمانی کرتلایی با ما همکلام شد تا از مجاهدت های پدرش روایت کند. یک سال و چند ماه من متولد 1364 هستم زمان شهادت پدر یک سال و پنج ماه داشتم و هیچ تصویر و صدایی از بابا به خاطر ندارم. اما با توجه به محبوبیت ایشان و صحبت هایی که از خانواده و اطرافیان و همرزمان و
بازی عجیب ناصرالدین شاه به روایت دخترش که باورتان نمی شود
به گزارش همشهری آنلاین، تاج السلطنه یکی از دختران ناصرالدین قاجار است که به سبک پدر، خاطره هم نوشته برای آیندگان. یکی از این خاطرات به برق بازی اختصاص دارد که تاج السلطنه خودش اول تا آخر آن را شرح داده است. بازی با کلید برق را خیلی ها انجام داده اند برای خنده و شوخی ولی برق بازی اختراعی ناصرالدین وضع دیگری داشت و به روایت دخترش چنین بود: یکی از بازی هایی که من خیلی دوست داشتم و مایل بودم در تمام
قهرمانی از سرزمین آفتاب
: ایدکم الله. وقتی برگشتم، فکر کردم خواب دیده ام. برای همکارم قصه دیدار را تعریف کردم و حسرت خوردم که نتوانستم با امام صحبت کنم. تقاضا کردم دوباره برای من وقت ملاقات بگیرد. بار دیگر به ملاقات امام رفتم. ... امام(ره) مثل آفتاب می درخشید و تماشایش نگاهم را گرم و دلم را آرام می کرد. برخلاف دفعه قبل، راحت حرف زدم و خودم را خوب معرفی کردم و گفتم که از ژاپن آمده ام و چند سال است مسلمان شده ام و پسرم سال
خاطرات دکتر مهدوی دامغانی از شهادت 3 نفر از یاران امام (ره)
و ادعای عجیب و غریب می کنند اظهار نگرانی می کرد و ناراحت بود. بعد واقعه 7 تیر شد و شهید بهشتی -که هم دوره ای دانشکده من و رفیقم بود- شهید شد. ما 30 سال با هم رفاقت داشتیم با او از سال 1324 -که دانشجوی الهیات (یعنی دانشکده معقول و منقول) بود- دوست بودیم. او که دبیر شد من هم دبیر بودم. بعد به آلمان رفت و همیشه با هم ارتباط داشتیم. او رئیس یک قسمت کتابخانه کتاب های درسی بود. با مرحومان
یادکردی از سردار شهید میرزا محمد سلگی/شاگرد ممتاز مکتب اباالفضل العباس(ع)
دلیل عوارض ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی دوران دفاع مقدس و جراحات جانبازی در بخش مراقبت های ویژه بستری بود که به ملکوت اعلی پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل گردید. میرزا محمدسلگی 22 ساله بودکه در جبهه فرمانده شد. ایشان پس از جنگ هفت سال فرماندهی سپاه نهاوند، 12 سال مسئولیت بنیاد شهید نهاوند، دو سال رئیس اداره اوقاف را بر عهده داشت و به عنوان مشاور سابق استاندار همدان و مسئول هماهنگی امور
من، تنها زن آتش نشان آبادان، 17 سال دارم
ها در آبادان هنوز جا نیفتاده ولی در شهرهای دیگر آتش نشان خانم داریم. شهرهایی مثل تهران و شیراز و دو سه تا شهر دیگر از حضور آتش نشان های خانم استفاده می کنند ولی در آبادان تنها خانم آتش نشانی که هست من هستم. من هم اگر در آبادان تنها نبودم و چند داوطلب دیگر هم وجود داشتند خیلی زودتر به هدف می رسیدم ولی فعلاً خودم هستم و خودم. این مسیر سخت بود ولی من تلاش کردم با همین فعالیت داوطلبی خودم را به
کتاب چشم هایی که نوشتند منتشر شد/ فوتبالیست دیروز و جانباز قطع نخاع امروز
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: کتاب چشم هایی که نوشتند که به زندگی جانباز قطع نخاع گردنی می پردازد، توسط نشر مرز و بوم منتشر و وارد بازار نشر شد. این کتاب روایت زندگی جانبازی است که 35 سال بعد از دفاع مقدس علیرغم همه مشکلات و داشتن زندگی خاص متأثر از ناتوانی در حرکت، دست از تلاش برنداشت و با استفاده از فناوری نوین برنامه نویسی توانسته خاطرات و دل نوشته های خود را با چشم های خود به نگارش درآورد
روایتی از یک تکاور مدافع حرم
ایه و تحت عنایت شما به جنگ دشمنان اهل بیت(ع) می رود. روزی را به یاد می آورد که در گوش پسرش اذان خواندند و هنگامی که فرزند را به سینه چسبانده بود، به او گفت: نامت را مهدی می گذارم تا در سایه سار وجود امام زمان(عج) منتقم خون امام حسین(ع) باشی . با گفتن این خاطرات، مادر به یاد کودکی های فرزندش می افتد و در این باره می گوید: از کودکی پاک و نجیب بود. انگار با همه بچه ها فرق داشت.
طرح ترور رییس ساواک به روایت رفیق دوست
به گزارش خبرنگار تاریخ و اندیشه ایرنا ، محسن رفیق دوست در کتاب خاطرات خود می نویسد: یکی دیگر از اقدامات شاخه نظامی دوم موتلفه ، طرح نقشه ترور رئیس ساواک بود. پس از این که ترور شد از فعالیت های کاسته شد. رهبران مؤتلفه به زندان افتادند و چهار نفر از اعضای فعال شاخه نظامی اعدام شدند ولی گریخت. دو سال بعد، یک روز اندرزگو به خانه من تشریف آوردند. ایشان فرمودند قرار است ان شاءالله
گفت وگو با جانبازی که 60 بار شهید شده است | دخترم پول می داد تا به من نخندند
، به دلیل حساسیت زیاد در عمل جراحی، می توانست به تنهایی منجر به شهادتش شود. فرمان جهاد حضرت امام(ره) برای جوانان حجت بود ماجرای جانبازی حاج مجتبی مروتی درست بعد از 54 روز از شروع جنگ تحمیلی و تجاوزگری نیروهای بعثی به مرزهای ایران آغاز می شود. زمانی که از ناحیه صورت به شدت زخمی و مجروح می شود، حتی نمی دانست که با چه نوع گلوله ای مجروح شده و بعدها نام خمسه خمسه را شنید و فهمید
آن آیت الله که گفت زنده باد خودم !
درباره مادرم که به رضاشاه نسبت می دهند من از دهان مدرس شنیدم. روزی در خانه اش عده ای جمع بودند، رو به من کرد و گفت: در خانواده قاجار یک مرد پیدا می شود، آن هم خانم فخرالدوله است . الغرض، مردی بود روشن بین، آزادی خواه ، متجدد و وطن دوست. خدایش بیامرزد.
شیرین، خواندنی و پایبند به خاطرات
به گزارش قدس آنلاین ، یازدهمین دوره پویش کتاب خوانی کتاب و زندگی با محوریت کتاب مهاجر سرزمین آفتاب با همکاری انتشارات سوره مهر و مؤسسه شیرازه چند روزی است که آغاز به کار کرده است.با توجه به کسالت خانم کونیکو یامامورا، راوی این کتاب نگاهی می اندازیم به این اثر که توسط حمید حسام و مسعود امیرخانی نوشته شده است. یامامورا، راوی کتاب سال ها پیش در کشور ژاپن و در خانواده ای بودایی مذهب متولد شده و
کونیکو یامامورا به روایت خودش و نویسندگان مهاجر سرزمین آفتاب
مقدماتی است. بخشی از حوادث کتاب به زندگی این زوج انقلابی برمی گردد که چطور در فعالیت ها همراه هم بودند. برای نگارش تحقیق و مصاحبه با این خانم انجام شد. نویسنده کتاب های راز نگین سرخ و مهاجر سرزمین آفتاب درباره شهید محمد بابایی همچنین اظهار کرد: محمد جوان نوزده ساله ای است که هم در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت های زیادی داشته و هم در زمان جنگ تحمیلی با وجود سن کم، راهی جبهه ها
مرد ناشناس در جشن قهرمانی استقلال که بود؟
دادم. بعد از آن به دبیرستان خوارزمی رفتم و سال 1356 پس از درگذشت آقا مصطفی با نام امام خمینی آشنا شدم؛ البته پیش از آن رساله ای از امام در منزل ما بود که به برادرم که 13 سال از من بزرگتر بود اختصاص داشت. با آغاز اعتراضات مردم و شکل گیری انقلاب، من هم در توزیع اعلامیه و راهپیمایی ها شرکت می کردم. آن زمان اینگونه بود که با چند دبیرستان دیگر مانند جاویدان یا هدف قرار می گذاشتیم و به سمت
شهیدی که مادرش را روسفید کرد
خودت بهتر است که این بچه را به دنیا نیاوری ، مادر به خانه آمد و زن همسایه که خانمی با تقوا بود به او گفت به خدا توکل کن و بچه را نگهدار، شاید روزی رو سفیدت کند همین هم شد این ها را در گفتگو با آمنه خانم غلامی مادر شهید منوچهر غلامی شنیدم. مادر می گوید: منوچهرم هنوز 16 سال هم نداشت که دغدغه کمک به دیگران او را راهی مناطق زلزله زده کرد و با شروع جنگ او در 16 سالگی لباس رزم بر تن
سناریوی مرد بدهکار برای قتل شریکش
پیدا کنم من هم فرصت را مغتنم دیدم و با تزریق مسکن قوی ابتدا او را بیهوش کردم و بعد با چاقویی که همراهم برده بودم گلوی او را بریدم. بعد هم در را بستم و از دفتر خارج شدم و به خانه رفتم. روز بعد به آنجا برگشتم و با صحنه سازی و شکستن در طوری وانمود کردم که انگار سارقان به کارگاه آمده و شریکم را کشته اند بعد با برادران مقتول تماس گرفتم. متهم پس از اعتراف به جنایتی که مرتکب شده بود بازداشت شد
کونیکو یامامورا یک سوژه بین المللی است/ ترجمه مهاجر سرزمین آفتاب به 6 زبان انجام شد
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع پرس ، کتاب مهاجر سرزمین آفتاب به کوشش حمید حسام و مسعود امیرخانی به نگارش در آمده است. این اثر دربرگیرنده خاطرات کونیکو یامامورا (سبا بابایی) مادر شهید ژاپنی در ایران است که انتشارات سوره مهر آن را عرضه کرده است. کونیکو یامامورا که بعد از آشنایی با یک مسلمان ایرانی و ازدواج با او، ژاپن را به مقصد ایران ترک کرد، بعد از مهاجرت نام سبا را از
ابلاغ سلام رئیس جمهور به مادر ژاپنی شهید بابایی/ پویش جدید کتابخوانی خاطرات این مادر شهید
مشغول به کار شد، تنها زن ژاپنی در کشورمان است که نامش علاوه بر گرویدن به دین مبین اسلام و مذهب تشیع به عنوان مادر یکی از شهدای دفاع مقدس ثبت شده است . وی همچنین 20 سال در مدرسه رفاه به معلمی پرداخت و پنج سال در دانشگاه تهران به تدریس زبان های خارجی از جمله ژاپنی مشغول بود. گفتنی است، حمید حسام نویسنده، تیرماه دو سال پیش خاطرات تنها مادر شهید ژاپنی در جنگ تحمیلی را در قالب کتاب
ماجرای هاجری که نذرش ذبح اسماعیل بود!
روز می آمد میگفت اگر شهید بشوم طوری تابوت را سر دستشان می گیرند که تو نمی توانی به آن برسی اما داوود نمی دانست که من برای رفتنش آماده ام، سی و چند سال است که آماده ام. پول خون _بعد از شهادت داوود خیلی اذیت شدیم؛ گفتند پول گرفتید، خیلی پول! در مسجد فاطمة الزهرا برای برنامه ای دعوت شده بودم؛ دل گیر بودم، گفتم من به غیر از پول پیش خانه ام که آن هم به خاطر کرایه نشینی ست اندوخته ای
یادواره قهرمان بی نشان "شهید محمد قهرمان" در شهرستان خوسف برگزار شد
/> محمد که بعد از پیروزی انقلاب و تاسیس بسیج مستضعفین بی درنگ عضو بسیج شده بود با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه ایران به سمت جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و با انگیزه عشق و ارادت به امام و اسلام دین خود را در قبال مردم و میهن اسلامی و مقدسات انجام داد و در جبهه های غرب و جنوب خدمت می کرد و مدتی در لشکر 5 نصر فرماندهی گروهان را عهده دار بود. شهید محمد قهرمان که چند نوبت به
دوم خرداد به روایت ناطق نوری
جنگ روانی طوری تنظیم شده بود که از این احساسات سوءاستفاده شود. آن قدر زیاد بود که به نظر من عده زیادی روی دنده لج افتادند. جنگ روانی علیه من بسیار شدید بود و متأسفانه کسی هم اینها را پیگیری نکرد. بیشترین تهمت ها به من زده شد و انعکاس آن به این صورت بود که دیگران خیلی مظلوم شدند. مثلاً این که اگر ناطق بیاید مثل طالبان عمل می کند. آنها با تبلیغات خود فرصت فکر کردن و اندیشیدن را از مردم
هفت خاطره ی رهبر معظم انقلاب اسلامی از دوران دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار اخبار داخلی دفاع پرس ، در اولین روزهای دفاع مقدس، با وجود اوضاع نابه سامان جنگ، امام خامنه ای عازم جبهه های نبرد شدند تا با حضور خود بر اعتماد به نفس رزمندگان اسلام بیفزایند و شور و اشتیاق آنان را به جهاد و شهادت دو چندان کنند. در ذیل به برخی از خاطرات ایشان پرداختیم که در ادامه می خوانید: زنی که تمام هستی اش را به جبهه فرستاده بود من در سفر همدان
عیادت وزیر فرهنگ از مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس
...، سلام و دعای رهبر معظم انقلاب را به ایشان ابلاغ کردند. خانم "سبا بابایی" (کونیکو یامامورا) در سال های ابتدایی راه اندازی رادیو ژاپنی معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فعالانه در پایه گذاری این رسانه نقش آفرینی کرد و پس از آن تاکنون به عنوان کارشناس با این رادیو همراه بوده است. در همین حال؛ خاطرات مادر شهید بابایی در ایران در کتابی با عنوان "مهاجر سرزمین آفتاب" توسط "حمید حسام" از نویسندگان آثار دفاع مقدس و با همکاری مسعود امیرخانی گردآوری و تنظیم شده و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. 120 ...
تصویر زن و مرد 70 و 80 ساله یزدی که به خانه بخت رفتند!
6دختر و پسر، 23نوه و 20نتیجه دارد و عروس خانم هم 6فرزند، 17نوه و 5 نتیجه دارد. عروس 70 ساله گفت: داماد، فردی متدین و کشاورز و آدم خوب و ذاکر اهل بیت(ع) است و به همین دلیل با اجازه فرزندانم با او ازدواج کردم چون خودم هم تنها بودم و از این ازدواج هم راضی هستم.
سرنوشت متفاوت 6 قاتل پای چوبه دار
رویداد24 نخستین قاتلی که قصاص شد، جوانی بود که 27مهر سال98 جان رقیب عشقی خود را گرفته بود. او مدتی پس از جنایت وقتی خود را تسلیم پلیس کرد گفت: قصد کشتن مقتول را نداشتم چرا که او دوست قدیمی و بچه محل ما بود اما یک ماهی می شد که برای دختر مورد علاقه ام مزاحمت ایجاد می کرد. شقایق به او جواب منفی داده بود اما دست بردار نبود. از دستش ناراحت بودم. با او قرار گذاشتم تا سر این موضوع حرف بزنیم
همسرکشی با قاتل اجاره ای
ستاره تحقیقات را آغاز کردم که مدعی شد روز حادثه صالح از خانه خارج شده است تا به محل کارش برود، اما ساعتی بعد وقتی با محل کار همسرش تماس گرفته و متوجه شده که او به محل کارش نرفته است بیمارستان ها و کلانتری های اطراف را جستجو و موضوع گم شدن شوهرش را به پلیس و خانواده اش اطلاع داده است. چند روزی خانواده مقتول درگیر مراسم بودند، اما من تحقیقات را از همکاران و دوستان او انجام دادم و متوجه شدم