شیرین، خواندنی و پایبند به خاطرات
سایر منابع:
سایر خبرها
مادر ژاپنی رزمنده شهید به کتاب و زندگی رسید
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، حمید حسام و مسعود امیرخانی روایت خاطرات کونیکو یامامورا (سبا بابایی)، یگانه مادر شهید ژاپنی در ایران را نوشته اند که با عنوان مهاجر سرزمین آفتاب در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. یامامورا تنها مادر شهیدی است که اصالتی ژاپنی دارد. فرزند شهید این مادر، جوان نوزده ساله ای بود که هم در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت های زیادی داشت و هم در زمان جنگ
درباره کونیکو یامامورا؛ تنها مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس
خانم کونیکو یامامورا(سبا بابایی)، تنها مادر شهید ژاپنی جنگ تحمیلی است که در کتاب مهاجر سرزمین آفتاب به بیان خاطرات خود از دوران کودکی پرداخته است. یازدهمین دوره پویش کتابخوانی کتاب و زندگی با محوریت کتاب مهاجر سرزمین آفتاب با همکاری انتشارات سوره مهر و مؤسسه شیرازه آغاز به کار کرد. کتاب مهاجر سرزمین آفتاب که به قلم حمید حسام و مسعود امیرخانی نوشته شده، داستان زندگی کونیکو
ترجمه کتاب کودک؛ به نامِ مترجم به کامِ ناشر
مترجم کتاب کودک هم داشته باشد؟ به نظر من، مترجم کتاب کودکان باید بیشتر از مترجم کتاب بزرگسالان به مسائل فرهنگی، آموزشی، روانشناسی و... واقف باشد. چون بزرگسالان تحت تاثیر تبلیغات، مترجم، انتشارات و... خودشان، انتخاب کننده هستند و قدرت تحلیل دارند، ولی برای کودک، بار آموزشی ضمنی تر است و در لا به لای داستان، موضوعی مطرح می شود و کم کم تفکر، تخیل و ذهنیت کودک شکل می گیرد و توجه به این مسئله
قهرمانی از سرزمین آفتاب
نقش آفرینی نموده اند.ایشان در انجمن حمایت مجروحین شیمیایی با NGOهای شهر هیروشیما همکاری داشتند و هر سال عده ای از جانبازان شیمیایی را برای سالگرد بمباران هیروشیما به آنجا می بردند. خانم بابایی ماجرای ورود به این عرصه را چنین بازگو می نماید: یک روز برای استقبال از یکی از دوستانم به فرودگاه رفته بودم که با گروهی به نام انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی آشنا شدم. آنها که منتظر اعضای یک NGO فعال
دفاع مقدس راویان مردمی ندارد/ تاکید بر نقش زنان جهادگر در ما هم جنگیدیم
افزود: البته تمامی روایت ها مبتنی بر واقعیت است. این اثر 8 راوی اصلی و 13 راوی فرعی دارد. البته راوی هایی بودند که تک خاطره داشتند و من تلاش کردم این خاطرات را بیان کنم. او درباره ارتباط با راویان کتاب توضیح داد: من خانم کندری را در سال 85 دیدم و از همان زمان ارتباط داشتیم. با سایر روایان کتاب هم به صورت تلفنی ارتباط داشتم. خاطرات این راویان در یک برنامه تلویزیونی هم ضبط شد. از سوی دیگر
کودک ابدی روایتی شاعرانه از روزهای پایانی یک کودک/ فورست می گوید به این تراژدی شاعرانگی بخشیده تا ...
رسیده و برنده جایزه رمان اول فیمنا شده. فورست پیش از نگارش این رمان منتقد برجسته ادبیات، از سردبیران نشریه نول روو فرانسز، استاد ادبیات تطبیقی و از متخصصین آثار جویس بود که با این رمان پا به حرفه ی رمان نویسی می گذارد. فورست در این رمان به روزهای پایانی زندگی دخترش پرداخته است که در نتیجه مخاطب ضمن اطلاع از خاطرات نویسنده با فرزندش، با اثری درام مواجه است. این مساله چه نسبتی با نوع روایت
چهارکیلومتر از جاده عقب نشینی بعثی ها چگونه به آتش کشیده شد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
خبرگزاری مهر ، گروه فرهنگ و اندیشه _ صادق وفایی: یک روز پس از بمباران موفق پل استراتژیک عراق روی اروندرود توسط امیران خلبان محمود اسکندری و اکبر زمانی که موجب بسته شدن مسیر عقب نشینی و رسیدن تدارکات و تسلیحات دشمن به خرمشهر شد، مأموریت مهم دیگری توسط نیروی هوایی انجام شد که علی رغم موفقیت صددرصدی، موجب سقوط یک فانتوم ایرانی و اسارت خلبانان حسینعلی ذوالفقاری و محمدعلی اعظمی شد. اسکندری
یادکردی از سردار شهید میرزا محمد سلگی/شاگرد ممتاز مکتب اباالفضل العباس(ع)
خاطرات وی، از روایت و خاطرات تعدادی از رزمندگان و فرماندهان لشگر همدان نیز بهره برده است. شخصیت عاشورایی و عاشق حضرت ابوالفضل نکته قابل توجه این کتاب این است که راوی کتاب حاج میرزا محمد سلگی، نگارنده کتاب سردار حمید حسام و مصاحبه گر کتاب جمشید طالبی هر سه از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس هستند. جمشید طالبی مصاحبه گر کتاب پس از شرح ماجراهای جانباز شدنهای مکرر شهید
در رثای مهاجر سرزمین آفتاب
248 صفحه آماده کرده اند. در مقدمه کتاب، داستان آشنایی نویسندگان کتاب با سبا بابایی نقل شده است؛ ماجرا به سفر مشترک یک سری از جانبازان شیمیایی همراه با حمید حسام و کونیکو یامامورا به منطقه هیروشیمای ژاپن در سالگرد بمباران اتمی این منطقه بازمی گردد. حمید حسام، از نویسندگان نام آشنای کتاب های دفاع مقدس، وقتی ماجرای زندگی این مادر شهید را می شنود، برای نگارش این کتاب اعلام آمادگی کرده و موافقت این بانو
کونیکو یامامورا یک سوژه بین المللی است/ ترجمه مهاجر سرزمین آفتاب به 6 زبان انجام شد
ایران و بازماندگان بمباران اتمی ژاپن را برای هم ترجمه می کرد. حمید حسام در این سفر چنان مشتاق شنیدن داستان زندگی او شد که برای نوشتن خاطراتش، هفت سال با او مصاحبت کرد تا درک بهتری از دنیای درونی این بانو پیدا کند. کونیکو یامامورا نیز اظهار داشته که پس از شهادت فرزندش افراد زیادی خواستار نوشتن خاطرات وی بوده اند، اما از میان آنان، حمید حسام توجه و اعتماد او را برانگیخته و اکنون مهاجر
ابلاغ سلام رئیس جمهور به مادر ژاپنی شهید بابایی/ پویش جدید کتابخوانی خاطرات این مادر شهید
جریان روند دقیق درمان وی قرار گرفت. این مادر شهید پس از آنکه سالیان پیش با همسر ایرانی اش آشنا شد، به دینی اسلام مشرف شده و نام قرآنی سبا را برای خود انتخاب کرد. او سال ها به عنوان کارمند اداره کل مطبوعات و خبرگزاری های خارجی معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به فعالیت بود. خانم بابایی که دوران دفاع مقدس در وزارت فرهنگ به عنوان مترجم زبان ژاپنی
عیادت وزیر فرهنگ از مادر شهید ژاپنی دفاع مقدس
...، سلام و دعای رهبر معظم انقلاب را به ایشان ابلاغ کردند. خانم "سبا بابایی" (کونیکو یامامورا) در سال های ابتدایی راه اندازی رادیو ژاپنی معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فعالانه در پایه گذاری این رسانه نقش آفرینی کرد و پس از آن تاکنون به عنوان کارشناس با این رادیو همراه بوده است. در همین حال؛ خاطرات مادر شهید بابایی در ایران در کتابی با عنوان "مهاجر سرزمین آفتاب" توسط "حمید حسام" از نویسندگان آثار دفاع مقدس و با همکاری مسعود امیرخانی گردآوری و تنظیم شده و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. 120 ...
روایتی از ساخت انگشت هوشمند توسط یک نخبه تبریزی/ ایران در جمع 5 کشور تولیدکننده دست الکترونیک
ناگوار به قطع شدن انگشت شست از ناخن، قطع کامل انگشت سبابه و قطع یک بند از انگشت وسط منجر شد. در جمع 5 کشور تولیدکننده دست هوشمند دنیا امیر پایدار ثانی همان مرد جوانی است که در اثر یک حادثه انگشتان دست راستش را از دست می دهد و زمانی که به پیوند انگشت هم موفق نمی شود، تصمیم می گیرد خودش برای خودش انگشت مکانیکی بسازد. بعد از چند سال تلاش بی وققه و پژوهش بالاخره موفق به تولید انگشت
جواد منصوری در برنامه دستخط ،: دنیا به لحاظ فکری به بن بست رسیده، اما شهامت گفتنش را ندارد
شرکت در تظاهرات داشت. با فدائیان اسلام، آیت الله کاشانی و با روزنامه در ارتباط بود. بعد از پیروزی انقلاب نیز کلاً کار را کنار گذاشت و از صبح تا شب دنبال خدمت به مردم در مسجد، تعاونی و صندوق خیریه بود تا این که فوت کردند. سال 1358 ازدواج کردید. بله. چطور با حاج خانم آشنا شدید؟ خانم برادرم با ایشان در مدرسه آشنایی داشتند. خطبه عقد را چه کسی خواند