نقاشی انعکاس احساسات است - روزنامه اقتصاد پویا
نقاشی انعکاس احساسات است
سایر خبرها
سینما در بازیگری خلاصه نمی شود
کشف شود. متأسفانه معلمان ما فرصت ندارند استعدادها را کشف کنند. در هر رشته ای باید بهترین باشیم. جامعه به شغل های گوناگون نیاز دارد. مادرم دوست داشت من پزشک شوم. اگر من پزشک شده بودم، از آنجا که این رشته را دوست نداشتم، پزشک موفقی نمی شدم. یادآور می شود، در جریان این کارگاه آموزشی، فیلمی متعلق به حدود 25 سال پیش درباره آموزش تئاتر و بازیگری از زوایای گوناگون به نمایش درآمد که در آن هنرمندانی چون آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی نیا، محمود عزیزی و علیرضا خمسه به بیان نکاتی در این خصوص پرداخته بودند. زهرا مظفری فرد انتهای پیام ...
اعطای نشان سفیر محیط زیست به قهرمان تکواندوی دختران جهان
/> وی اظهارداشت: تربیت فرزندی که در سطح بین الملل برای کشور افتخارآفرینی کند در کنار شغل شریف حفاظت از طبیعت و حیات وحش هنر بزرگی است که خانواده آقای زرین کمر، محیط بان زحمتکش سازمان به بهترین شکل آن را انجام دادند. در این دیدار همچنین حنا زرین کمر تاکید کرد: بیش از یک سال تمرین کردم تا در وزن 9 بتوانم انتخاب شوم و بیش از یک سال بدون وقفه تمرین کردم و به لطف خدا و دعای خیر پدر و مادر موفق
اینیستا: ترک بارسلونا سخت ترین تصمیم ممکن بود؛ کاش تا 90 سالگی بازی می کردم! / عکس
طی کردیم، اینجا هستم: پدر و مادرم، پدربزرگم و خودم. اینکه تقریباً 30 سال بعد، در چنین لحظه خاص و مهمی کنار هم هستیم، خیلی قشنگ است. خانواده آندرس اینیستا در مراسم خداحافظی لاماسیا بهترین جایی بود که می توانستم ارزش هایی را که برای زندگی مهم هست، یاد بگیرم و تقویت کنم. این دوره از زندگیم، زندگی ما را شکل داد و آمدن به بارسا یک رویا بود. من تمرکزم را گذاشتم روی اینکه این رویا را
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
پیش رو؛ با هم می خوانیم. واسطه هایی برای خواستگاری از وقتی که در مقطع راهنمایی درس می خواندم، محمد خواستگارم بود. او سال ها واسطه های زیادی را فرستاد تا جواب مثبت بگیرد، اما من خیلی درسخوان بودم و اصلاً فکر ازدواج و تشکیل خانواده نبودم. هرچه می گذشت او بیشتر از قبل بر انتخاب خود اصرار داشت. با اتمام دوران دبیرستان و کسب دیپلم، خاله و عمو و دایی هایم آمدند تا من را برای محمد
اولین فینالیست ایرانی در مسابقه جهانی مد پایدار: گفتگو با زهرا قانعی
مسابقه فهمیدم که پایداری یک سبک زندگی است و در بسیاری از حوزه های هنری مثل معماری و طراحی داخلی نیز مطرح است. زهرا با اشاره به چگونگی آشنایی اش با مسابقه Redress توضیح می دهد: چندین سال این مسابقه را دنبال می کردم و در نهایت تصمیم گرفتم برای آن اپلای کنم. اولین بار در سال 2021، پروژه ای را که در ایران کار کرده بودم به عنوان نمونه کار ارسال کردم. هرچند که در آن سال موفق نشدم، اما این تجربه
خمسه: سینما فقط بازیگری نیست
گیرم احساس می کنم به دوران نوجوانی برگشته ام و به آینده امیدوار می شوم فردی که وارد سینما می شود، می تواند کار های دیگری مثل دکتری، مهندسی، حتی خانه داری را در کنار سینما داشته باشد. وی ادامه داد: حالا که شما به داوری ورود کردید، بگردید و علاقه ی خود را بجویید. ما انسان ها مانند مروارید های درون صدف هر کدام استعدادی داریم در هر رشته ای بهترین باشید به ندای درونتان گوش دهید. نیروی جوانی نیروی ساختن و
قرآن عامل موفقیت هایم شد/ رموز موفقیت رتبه 33 کنکور انسانی
متولد خردادماه سال 1385 مشهد هستم و امسال برای اولین بار در کنکور سراسری شرکت کردم و توانستم رتبه 33 کنکور سراسری در رشته ادبیات و علوم انسانی را کسب کنم. از خانواده تان و پدر و مادرتان برایمان بگویید؟ خانواده 4 نفره داریم که پدرم لیسانس ادبیات دارند و کارمند اداره کل کمیته امداد خراسان شمالی و مادرم لیسانس الهیات و معلم هستند و یک خواهر کوچک تر دارم که در کلاس پنجم تحصیل می کند
نقش والدین در خلق جایگاه اجتماعی شایسته برای فرزندان
بیست سالگی فرزند ادامه دارد و بعد از این سن منتظرند که حصارها شکسته شود و فرزندشان ارتباط اجتماعی سالمی با دیگران برقرار کند!خوشبختانه طی چند سال اخیر این موضوع برای پدر و مادرهای جوان بیش از پیش اهمیت یافته است و بسیاری از آنها درصدد یافتن راه هایی برای تقویت مهارت های اجتماعی فرزندانشان هستند. بهترین کار برای افزایش مهارت اجتماعی کودکان این است که: 1- برای فرزندانتان وقت بگذارید، 2
صحبت های تلخ پسر رمان نویس مشهور ایرانی: مجبور شدیم مادرم را به خانه سالمندان بفرستیم
ای ندارم. تقریبا هر روز به دیدن مادرم می روم و پیام هایی که از طریق من برای او ارسال می شود را به اطلاع اش می رسانم. گلی ترقی 17 مهرِ 1318 در تهران به دنیا آمد. پدرش لطف الله ترقی مدیر مجلهٔ ترقی بود. گلی ترقی در شمیران به مدرسه و سپس دبیرستان انوشیروان دادگر رفت. پس از به پایان رساندن سیکل اول دبیرستان به آمریکا رفت. 6 سال در آمریکا زندگی کرد و در رشته فلسفه فارغ التحصیل شد
سرنوشت مبهم DNA های ثبت نشده
سال از اجرای قانون یعنی در سال 1400، آمار های اعلامی از سوی مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور حکایت از کندی قانون داشت که در این میان اضافه شدن شرط وجود مدارک اقامتی پدر غیرایرانی توسط دفاتر کفالت اداره امور اتباع و مهاجرین خارجی جهت تشکیل پرونده، دریافت حکم اثبات نسب از دادگاه و عدم اطلاع رسانی کافی پیرامون لزوم ثبت ازدواج های شرعی، ناتوانی خانواده های کم بضاعت از انجام آزمایش های
تقید شهید تورجی زاده به نماز اول وقت
سادات حضرت فاطمه زهرا (س) بود؛ علاقه ایشان به حضرت زهرا (س) قابل وصف نیست. یادم هست یک بار در سفر مشهد به او گفتم آقا محمد بالاخره تو کِی شهید میشی؟ گفت در عملیاتی که رمزش یا زهرا باشد، خودم هم فرمانده گردان یا زهرا می شوم، آن موقع شهید خواهم شد. ؛ یعنی این قدر به این نام علاقه داشت و این قدر به این نام عشق می ورزید که من حتی یک بار از این نام سوءاستفاده کردم. یادم هست در سال 1365
ادای احترام الهام متین و هیات همراه به خانواده معزز شهید محمد رضا معززی
. محمد رضا در سال 1366 با زهرا قلی پور اردکانی ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند به نام های سارا و محمد تقی بود. این زوج سال ها به کار تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم های مختلف مشغول بودند و در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، فعالیت های گسترده ای در زمینه های عکاسی جنگ، فیلمبرداری و امدادگری داشتند. محمد رضا برای ادامه تحصیل در رشته دکترای هنر به کشور روسیه رفت و در آخرین مراحل
شباهت باورنکردنی مادر الناز شاکردوست به دخترش/عکس
را درکنار آن ها می گذراند. به طور کلی کمتر در اذهان عمومی دیده می شود و بیشتر زندگی اش در خانه پدری به ورزش، مطالعه، تماشای فیلم و هم نشینی با خانواده می گذرد. الناز شاکردوستاز کودکی عاشق نواختن پیانو و بازی کردن بود، به طوریکه همه ی اطرافیان پی به استعداد او برده بودند. بااینکه کسی مانع ورود او به دنیای هنر نبود، در دوره دبیرستان رشته ریاضی را انتخاب کرد و دیپلمش رابا معدل 19.23 گرفت. اما علاقه اش به هنر نهایتاً غلبه کرد ودر کنکور هنر شرکت کرد.
خاطرات طنز رزمندگان در واحد مخاطرات منتشر شد
کتاب واحد مخاطرات شامل خاطرات رزمندگان لشکر 17 علی بن ابی طالب در سال های دفاع مقدس با تصویرگری اسماعیل چشم رخ توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر شد. به گزارش شیرین طنز، به نقل از خبرگزاری مهر ، کتاب واحد مخاطرات نوشته زهرا سادات تقوی، زهرا سادات حسینی مهرآبادی، زهرا زارع، معصومه رئیسی، معصومه عبداللهی و معصومه عسگر اقدم با سرپرستی فاطمه تقی زاده و تصویرگری اسماعیل چشم رخ به تازگی توسط
سکته پدر بیچاره بعد دیدن پسر جوان در اتاق دختر 15 ساله اش!
به گزارش نخست نیوز ، دختر 15 ساله با بیان این مطلب درباره عاشقی های هوس آلود در فضای مجازی به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری نجفی مشهد گفت: تک دختر خانواده هستم و پدرم تعمیرگاه رایانه داشت. او چنان سرگرم کار می شد تا مشتریانش را راضی نگه دارد که فقط در پایان شب او را برای دقایقی در خانه می دیدم. مادرم نیز مدام در مراسم مذهبی همسایگان شرکت می کرد و من در حالی اوقاتم را به تنهایی سپری می
رابرت لوکاس؛ اقتصاددان افسانه ای برنده جایزه نوبل
پیدا کرده بودم برای حل یکی از مسائل مربوط به دستگاه های انجماد استفاده کرد. این نخستین تجربه من در ریاضیات کاربردی بسیار لذت بخش و هیجان انگیز بود. من در سیاتل به مدرسه دولتی می رفتم و در سال 1955 از دبیرستان روزولت، جایی که پدر و مادرم نیز در سال 1927 از آن فارغ التحصیل شده بودند، مدرک دیپلم گرفتم. چون در ریاضیات قوی بودم همه و حتی خودم انتظار داشتیم که سرنوشت مرا به سوی رشته مهندسی
دانش آموز مشهدی رتبه 1 کنکور فنی و حرفه ای کشور شد
به گزارش خبرگزاری مهر ، حانیه کوچک زاده اظهار کرد: از دوران کودکی علاقمند به فعالیت های ورزشی بودم و در مسابقات مختلف این رشته شرکت می کردم و این علاقه من را هنگام انتخاب رشته با معدل 19/90 به رشته تربیت بدنی در شاخه فنی و حرفه ای هدایت کرد. رتبه یک کنکور فنی و حرفه ای افزود: همزمان با تحصیل، با وجود امکانات محدود و کمبود منابع کافی در دسترس، برای کنکور سردرگم بودم و با مشاوره خانم
عکس یهویی ژیلا صادقی هنگام اجرا در رادیو تهران/ تصویر
به گزارش وقت صبح ، ژیلا صادقی بازیگر و مجری متولد 22 شهریور 1352 در تهران است. اما اصالتا نیارکی (منطقه ای بین رودبار و منجیل در استان گیلان) می باشد. او فرزند دوم خانواده بوده و سه خواهر و یک برادر دارد که مقیم خارج از کشور است و خودش (ژیلا صادقی) پاسپورت کشور آمریکا را دارد. خانم مجری عنوان نموده که در کودکی بسیار آرام بوده و در مورد احساس درونی خودم با خواهرها و برادرم صحبت می کردم و مادرم می گفت قانع ترین بچه اش بودم. ژیلا صادقی تصویر زیر را در اینستاگرامش استوری کرد و نوشت: رادیو تهران، اونم بام تهران منبع: ساعد نیوز ...
برج اداره هرابرجان
شکار چی بوده تفنگ مارتین داشته و کسی اون زمان تفنگ نداشته. اینجور که مادرم تعریف می کرد تو همین برج نگهبان هرابرجان بود. ماها که علاقه به شکار داریم از پدر مادرم به ارث بردیم. حتی مادرم تعریف می کرد می گفت یک دوربین داشت از رو برج که نگاه می کردیم اون طرف دریاچه نمک خور و دهج پیدا بود حتی یک سگ شکاری هم داشت. زمانی که علی عزیزخان فوت کرده بود (در اثر مریضی احتمالاً وبا) از طریق همون سگ پیداش کردن
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
دیدن پدرم که سرطان داشت و به شدت بیمار بود. پدر تا مرا دید گفت تو چرا اینجایی؟ حضرت امام گفته اند هر کس توان دارد باید به جبهه برود. مادرم گفت چه کارش داری؟ شش تا پسرمان جبهه هستند و این یکی که برگشته مجروح است، اما پدر اصرار داشت من هم باید به جبهه برگردم. چنین روحیه ای داشت. گفت وگوی جوان با این رزمنده دفاع مقدس را پیرامون برادران شهیدش ابوالفضل و رضا شفیعی پیش رو دارید. گویا خانواده
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
ماندیم. خواهر بزرگم شیراز است، خواهر دومی آمریکا است و رضا برادرم نیز سال 1380 به رحمت خدا رفت. سؤال: با توجه به فعالیت های ارزشمند و پرتلاش در حوزه فرهنگ و ادب، لطفا توضیحاتی را پیرامون چگونگی آغاز راه نویسندگی خودتان را بیان نمایید. اما آغاز نویسندگی من: از زمانی که بچه بودم، پدرم علاقه زیادی به کتاب خواندن داشتند من نیز همیشه به قول معروف پا منبری پدر بودم و کتاب حافظ و سعدی
آشنایی با شهید شهبازی، فرمانده سپاه همدان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صاحب نیوز ؛ محمود شهبازی دستجردی در سال 1337 شمسی در یک خانواده مذهبی در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش کشاورزی ساده زیست و مؤمن بود. او در دامان پدری زحمت کش و پارسا و مادری پاک دامن، با احساسات ناب مذهبی رشد و تربیت یافت. محمود قرآن را نزد مادرش که خود فرزند روحانی بود آموخت و تحصیلات دوره ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رساند و برای ادامه تحصیل، وارد
رابطه پدر و فرزندی گرم و صمیمی یا موش و گربه؟!
دارد و رابطه اش با بچه هایش بسیار گرم است. معتقد است: رابطه پدر و فرزند، قدیم و جدید ندارد و بیشتر بستگی به محیط خانه و خانواده هر فرد دارد. از نظر او چه بسیار پدر هایی که در زمان قدیم رفتار خوبی با بچه هایشان داشتند و هستند پدران زیادی که امروزه رفتار خوبی با فرزندانشان ندارند. اضافه می کند: البته پدر های قدیمی مشغله بیشتری داشتند و پدر های امروزی به خاطر راحتی
دوباره زندگی ام را می سازم
بچه سوم خانواده بودم. خواهران و برادرانم ازدواج کرده و دنبال زندگی خود بودند و من باقی مانده بودم. پدرم آشپز بود و درآمد بخور نمیری داشت. پدر و مادرم آدمهای با اصل و نسب و ساکتی بودند و سرشان به زندگی خودشان گرم بود. با همه فامیل رابطه خوبی داشتیم و رفت و آمد می کردیم. اینها را خانمی می گوید که در راهرو شورای حل اختلاف دیده ام. از همان جملات اول می شود فهمید که تحصیل کرده
جشن تولد ساده و شیک ساره بیات/ عکس
به گزارش وقت صبح ، ساره بیات در 14 مهر 1358 در مشهد زاده شد. او فارغ التحصیل کارشناسی صنایع فرش و دوره دیده مؤسسه کارنامه است که از 22 سالگی وارد تئاتر شد و از سال 1384 با سریال یک مشت پرعقاب جلوی دوربین رفت. پدر و مادرش مخالف ورودش به عرصه بازیگری بودند به همین دلیل به صورت پنهانی رشته دانشگاهی اش را هنر انتخاب کرد تا مخفیانه وارد بازیگری شود. تصویری از میز تولد ساره بیات در خانه اش را مشاهده بفرمایید. منبع: ساعد نیوز
اجرای 50 عنوان برنامه به مناسبت هفته ملی کودک در آذربایجان غربی/ آشنایی نسل جدید با مشاغل مختلف یکی از ...
همین سنین نسل جدید باید با رشته های مختلف شغلی آشنا شوند. وی به رایزنی با یکی از هنرمندان شهرستان برای راه اندازی خانه سفال اشاره کرد و گفت: تجهیزات موردنیاز را سفارش داده ایم و به زودی دست مان می رسد؛ خوشبختانه فضای فیزیکی هم در اختیار داریم تا شرکت کننده ها در این کلاس ها به صورت عملی این هنر را فرا بگیرند و در صورت تمایل آن را ادامه دهند و در این رشته هنری که پیشینیه تاریخی هم دارد به سهم خود استادکار شوند. انتهای پیام
هرچه جامعه جوان تر باشد مسلماً پویاتر است / حمایت از پزشکان باید بیشتر باشد / برخی از همکاران پر بیراه ...
هستم. چند خواهر و برادرید؟ لطفاً از شغل و تحصیلات پدر و مادرتان برایمان بگویید. ما چهار برادر هستیم، بنده دومین فرزند هستم. برادر بزرگ ترم دکترای عمران و دو برادر کوچک ترم فوق لیسانس کامپیوتر و عمران دارند. پدرم کارشناس کشاورزی و مادرم نیز معلم بود که بازنشسته شد. آیا ازدواج کرده اید؟ شغل و تحصیلات همسر و تعداد فرزندانتان را می فرمایید. بله، همسرم خانم دکتر
دختر بوشهری با شاخ گوزن ساز می زند
پدر، برادر و عمویم توانستم این ساز را یاد بگیرم و در مسجد با گروه سنج و دمام همراهی کنم. یادم هست همان روز، افرادی بودند که به پدرم گفتند برای یک دختر خانم پسندیده نیست که در مسجد بوق شاخی بزند و با این کار مخالفت داشتند، اما من در کنار خانواده بودم و توانستم مراسم سنج و دمام را همراهی کنم. پس مربی شما برای یاد گرفتن این ساز هم اقوام تان بودند؟ بله. از چند سال پیش برادرم بوق
در 25 رشته هنری فعالم
از پنجم ابتدایی خط می نوشتم. مدتی بعد بافتنی با دستگاه را از مادرم یاد گرفتم. در زمان انتخاب رشته در مدرسه، رشته طراحی دوخت را انتخاب کردم؛ اما پس از گرفتن دیپلم، بنا به دلایلی رشته معارف اسلامی را برای دانشگاه انتخاب کردم. البته باید یادآوری کنم قبل از آن، به کلاس های تذهیب و گل مرغ رفتم و این هنر ها را آموختم و چندی بعد یعنی در سال 1385، با تدریس در مدارس غیرانتفاعی و کانون های فرهنگی تربیتی
روایت یک دیالوگ طلایی : دوستش داشتم، خیلی
- مادر شهید- ، در هنگام روبرو شدن با گروه تولید برنامه ، سکوت کرده بود، شاید خاطر کهولت سن حرف نمی زد، یا شاید به این خاطر که سی و هفت سال از شهادت جگرگوشه اش گذشته بود و او نمی توانست بعد از این همه سال دوباره آن خاطرات را زنده کند، یا آنکه می خواست خاطرات فرزند عزیزش را برای خودش نگه دارد، با سکوت این مادر ، خانواده از طریق نشانه ها و خاطراتی که مادر در گذشته برای آنها نقل کرده بود، سعی می کردند