چراغ خانه ام روشن است زندگینامه داستانی شهید امنیت محمد اسماعیل دلاور منتشر شد - آنا
چراغ خانه ام روشن است زندگینامه داستانی شهید امنیت محمد اسماعیل دلاور ...
سایر منابع:
سایر خبرها
تجلی همدلی در شب های مقاومت در شرکت توزیع برق استان اصفهان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت نیرو(پاون)، در روزهایی که سایه جنگ و خرابی های ناشی از آن بر شهرها و روستاها سنگینی می کند، تلاش شبانه روزی کارکنان شرکت توزیع برق استان اصفهان برای حفظ روشنایی خانه ها و پایداری شبکه، به نماد واقعی از ایثار و همبستگی تبدیل شده است. در همین روزهای دشوار، محمد مرادی، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان اصفهان، با حضور در سفره ساده افطار همکاران پرتلاش واحد بهره برداری، ضمن قدردانی از مجاهدت های آنان در میدان خدمت، لحظاتی سرشار از صمیمیت و آرامش را در کنار این انسان های فداکار سپری کرد. مرادی در این دیدار با تأکید بر اینکه پایداری برق در شرایط بحرانی، نتیجه همت، تخصص و عشق به مردم است. وی صمن تشکر از همه همکاران شرکت گفت: “همکاران ما نه فقط چراغ خانه ها را روشن نگه می دارند، بلکه چراغ امید را در دل های مردم زنده می کنند. ...
روایت یک نیمه شب در دروازه ری/ وقتی انفجار خواب محله را شکست
ادامه بدهی. روایت پاکبان؛ زخمی در دل شب علی آقا، پاکبان شهرداری قم از دیگر شاهدان این حادثه است؛ وی نیمه شب در حال نظافت کوچه های محله دروازه ری بود و با لباس نارنجی همیشگی و جارویی که خش خش صدایش، سکوت شب را می شکست. این پاکبان اکنون با پای آسیب دیده در بیمارستان بستری است و ماجرا را این گونه روایت می کند چند تا از خانه ها چراغشان روشن بود، اما بیشتر مردم خواب بودند، یک دفعه صدایی آمد، بعد نور شدید و موج انفجار و دیگر چیزی نفهمیدم. علی آقا با همان لهجه شیرین محلی، از سختی ها می گوید، اما تأکید می کند مردم این محله به ایستادگی عادت دارند. دو ...
شب های تهران در سایه جنگ که در ایام شب عید قرار داد سرد و یخ شده اند!
...، هیولاست؛ دهانش را باز می کند و ما را می بلعد. شب، سقفی سیاه است، تاریکی مطلق که در فاصله های نامنظمی روشن می شود، نوری می تاباند، روز می شود و از آن جز دود و شعله و بویی از سوختن، چیزی نمی ماند. شب، موشکباران است؛ اشیائی نورانی که از پشت شیشه ها پیدا نیستند تا وقتی به هدف بخورند و بوممم صدا دهند. شب دود و آتش و شعله هایی از سوختن است که سقف را آبی و قرمز می کنند. به گزارش روز نو شب، ترس است و وحشت و اضطراب و جنگ برای بقا. شب سؤال است: این بار نوبت چه کسی است؟ خانه چه کسی قرار است ویران شود؟ جان چه کسی میان آوارها، از دست برود و روح سرگردانش نداند چه بلایی سرش آمده؟ شب، شب جنگ ...
محرابیان: ترور ناجوانمردانه، سند استیصال دشمن در میدان است
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، علی اکبر محرابیان، وزیر سابق دولت نهم، دهم و سیزدهم با اشاره به حمله به اداره برق شهدا اظهارداشت: حمله به اداره برق شهدا، جایی که نه سکویی موشکی بود، نه پادگانی نظامی. جایی بود که عزیزانی از جنس مردم، خادمان صنعت برق، برای اینکه چراغ خانه تان روشن بماند، شب و روز نمی شناختند. محرابیان گفت: دشمن در اقدامی ناجوانمردانه و بزدلانه، شهدای ما را در آغوش تأسیسات تأمین انرژی ملت به شهادت رساند. آنها از هیچ جنایتی فروگذار نکردند؛ از بمباران خانه ها و مدارس گرفته تا هدف قرار دادن عمدی تأسیسات حیاتی انرژی چرا؟ چون می دانند شریان زندگی این ملت، به دست ...
شهر را در آغوش کشیدیم
خبرگزاری بسبج، رقیه غلامی؛ ما عشق را میان دل هایمان خانه به خانه به خیابان ها کشیدیم و بیرق عزت را به دوش تا دشمن بداند اینجا خاک ما وطن ماست. پیر و حوان، زن و مرد، با بچه های خردسال هم پای هم، کنار هم همه یک شعار فریاد زدیم، مرگ بر امریکا، مرک بر اسرائیل. روز نه که شب هم، شب نه که تا پاسی از شب هم کوچه ها و خیابان ها را در جای جای این شهر در آغوش کشیدیم تا دشمن بداند اینجا محل تپش ماست و برای تپیدن آن جان بر کف ایستاده ایم چونان مقتدای شهید خود. ایستاده ایم تا آهنگ دلکش این تپش را از نقطه نقطه این شهر به جهان مخابره کنیم که ملتی که شهادت دارد ذلت نمی پذیرد و ...
مهیج ترین چهارشنبه سوری ایران
.... شعار ها مثل هر شب دشمن شکن بود و وحدت آفرین. اون صحنه های تلخ و خشنی که از 18 و 19 دی تو فضای مجازی دیده بودم وسعی می کرد راه نفوذ بیشتری تو ذهنم باز کنه مدام کمرنگ تر می شد. کمی که پیش رفتیم یکی از همون جوون هایی که توی پیاده رو دیده بودم و به ظاهرش اصلا نمی اومد انقلابی باشه اومد و یه گوشه پرچم رو گرفت. لبخند ملیحی روی صورتش بود. عجیب بود. حتی چندتا دختر نوجوان بی حجاب هم اومده بودن داخل جمعیت که یکی از خانم ها رفت با خنده دستشونو گرفت و برده شون داخل زن ها. یه عده یه پرچم ایران آورده بودن که طول خیابون رو دربرمی گرفت. رفتم زیر پرچم رو گرفتم. توی مسیر برای اولین بار توی این شب ها سرود ای ایران مرز پرگهر پخش شد و شور عجیبی بین همه انداخت چهره ها همه مصمم. بشاش امیدوار. شب عجیبی بود. آرامش خاصی برقرار بود. نه کسی حمله کرد. نه شیشه ای شکست نه خونی از دماغ کسی جاری شد. اینها مردم بودن انگار همه یکصدا شده بودن. انگار دل ها یکی بود. فریاد ها به یک سمت بود. همه حول یک کلمه، ایران ...
تا ابد در قلب ها، یاد شهیدان، چراغ راه ما
کلامِ دعا، هر نالهٔ رنج، به صداهای پیروزی بدل می شود، و هر قطرهٔ اشک، بذرِ صلح می کارد. پایانِ نه، ادامه ست نامشان در کتابِ تاریخ، با حروفِ نور می نویسد، و هر روز که خورشید می تابد، یادشان در دلِ مردم می جوشد. به یادشان، ما می سازیم پل های امید، تا آینده ای روشن، برای نسل های بعدی بسازیم. سرودِ همیشگی به هر گوشه ای که می نگریم، صدایشان می پیچد، به هر لبخندی که می زنیم، شجاعتشان می تابد. شهیدان، توفیقِ ماست که در دلِ این سرزمین، همیشه زنده بماند، مثل نسیمِ بهار. شهیدان زنده اند الله اکبر به خون آغشته اند الله اکبر ...
طلوع بندگی | ماه رمضان؛ تمرین بندگی برای تمام روزهای سال
در دل شب، سحر بیدار شدن و مراقبت از خودم، تا چه بشود؟ برسم به بندگان صالح. کدام بندگان صالح؟ الَّذینَ یَرِثونَ الفِردَوسَ هُم فیها خالِدون آن هایی که بهشت را به ارث می برند. این معنای ارث بردن بهشت، معنای مفصلی است. در روایت دارد که هیچ انسانی در این عالم نیست الا اینکه یک خانه در بهشت دارد، یک خانه در جهنم دارد. منتها وقتی مؤمن، مؤمن شد، خانه جهنمی او را کافر ارث می برد و خانه بهشتی کافر را مؤمن ارث می برد. الَّذینَ یَرِثونَ الفِردَوسَ هُم فیها خالِدون . وَ الَّذینَ یُؤتونَ ما آتَوا وَ قُلوبُهُم وَجِلَةٌ أنَّهُم إلی رَبِّهِم راجِعون آن ها کسانی اند که هرچه را در راه خدا انفاق می کنند، در حالی انفاق می کنند که دل هایشان از اینکه به سوی پروردگارشان می روند، ترسان است. ...
وقتی همدلی مردم جای هیجان سال های قبل را گرفت
...> از حدود ساعت 17 خیابان های اصلی شهر کرج، شاهد حضور خانواده ها، جوانان و شهروندانی است که به شکل های مختلف از جمله پیاده روی، تردد خانوادگی و حتی رژه های خودرویی و موتوری در سطح استان حضور یافتند. آن ها امروز در میدان هستند چون می دانند وطن به آن ها نیاز دارد؛ آمده اند تا شرمنده آیندگان نباشند. امشب مردم شهیدپرور و ولایتمدار ایران عزیز و هم زمان با آن ها استان البرز و شهر کرج با پرچم های برافراشته ایران عزیز و نورهای منتشر شده از چراغ قوه های موبایل های خود تلاش می کنند این شب را در فضایی مقتدرانه و غرورانگیز اما همراه با احتیاط و مسئولیت پذیری اجتماعی سپری کنند. امشب ...
پیام تسلیت مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق خوزستان به مناسبت شهادت جمعی از خدمتگزاران پرتلاش صنعت برق در ...
متن پیام به شرح زیر است: انا لله و انا الیه راجعون خبر تلخ و جانسوز شهادت جمعی از خدمتگزاران پرتلاش صنعت برق در شرکت توزیع استان تهران در حادثه میدان شهدا تهران، که در پی حملات متجاوزانه دشمن رخ داد، قلب خانواده بزرگ صنعت برق را سرشار از اندوه و ماتم کرد . این عزیزان که عمر خود را در مسیر روشن نگه داشتن چراغ خانه های مردم و پایداری شبکه برق کشور صرف کردند، مظلومانه آسمانی شدند و فقدان آنان ضایعه ای سنگین برای صنعت برق و همکارانشان در سراسر کشور است. بی تردید یاد و خاطره این تلاشگران خاموش که بی ادعا در سخت ترین شرایط برای تأمین برق پایدار خدمت می کردند، برای ...
فداکاری معلم تبریزی در دوران جنگ در منطقه صعب العبور
به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز ، عشق به معلمی، مرز و جغرافیا نمی شناسد؛ نه برف و کولاک سرما، نه تهدید و تجاوز دشمن. این بار در روزهایی که آتش فتنه و تجاوزات استکبار جهانی، مدارس را به تعطیلی کشاند، یک مدیرآموزگار پیشکسوت در اعماق محرومیت، چراغ دانایی را خانه به خانه روشن نگه داشت. در شرایطی که کشور در نبردی نابرابر با جبهه استکبار و صهیونیسم بین الملل، مدارس را به سمت آموزش غیرحضوری سوق داد، احمد عبدالهی، مدیرآموزگار دبستان فارابی در روستای صعب العبور کلوق دره، معنای واقعی سنگر علم را به تصویر کشید. روستای کلوق دره با خانه های خشتی و کوچه های پرپیچ وخمش، این روزها شاهد ...
پیام مدیر آموزش و پرورش شهرستان شوشتر به مناسبت چهارشنبه آخر سال و پیوستن به پویش ملی نه به چهارشنبه سوری
سرزمین غصبی رژیم جعلی صهیونی می تابانند و پیام عدالت را به گوش جهانیان می رسانند. شایسته است شعله ی چهارشنبه سوری امسال نه در کوچه و خیابان های ایران، بلکه در دل تاریکیِ ظلم و جهل دشمنان ملت ایران روشن گردد؛ چرا که چهارشنبه سوری واقعی، جشن خاموشی آتش فتنه دشمنان و افروختن چراغ دانایی است. بیاییم با پرهیز از رفتارهای خطرناک، با صیانت از جان و مال خود و دیگران و با حضور مسئولانه در پویش نه به چهارشنبه سوری خطرناک ، ثابت کنیم که ایرانِ عزیز، سرزمین عقلانیت، انسانیت و امید است. ما دانش آموزان شهرستان شوشتر از رزمندگان دلاور کشور عزیزمان ایران در ارتش قهرمان و سپاه جان ...
سنتی دیرینه از دل خانه های اهل بیت(ع) تا کوچه های شهر
در باور مردم مشهد، نان همیشه یادآور دست سخاوتمند امام علی(ع) است. امامی که نان آور فقرا بود و سفره اش برای گرسنگان بی منت گشوده می شد. طرح نذر نان امام مهربانی ها نیز انگار ادامه همان راه روشن است. راهی که از طعام دادن برای رضای خدا آغاز می شود و به گسترش عشق و کرامت انسانی می رسد. طرح نذر نان امام مهربانی ها هر شب، دست کم در یکی از نانوایی های سطح شهر مشهد اجرا می شود و مجاوران و زائران امام رضا(ع) از نان تبرک ایشان بهره مند می گردند. سنت حسنه توزیع نان صلواتی، یادآور سخاوت بی دریغ امام علی (ع) و کرامت امام رضا (ع) است و حالا این سنت حسنه، در قالب طرحی مردمی توسط امور مجاورین بنیاد کرامت ...
دست نویس از یک مادر رادیویی ...
مرا به مهر به خانه هایشان دعوت کردند. این حس همدلی در برنامه سازی به دادم می رسد، اینکه ما ایرانی ها در قلبهای مان عشق جاریست حتی در شرایط سخت و جنگی. ایمان دارم به لطف خدا و اتحاد دشمن را شکست خواهیم داد و از هیچ چیز نمی هراسیم. اینجا ایران است جایی که پرواز رهبرمان و فرشتگان مینابی و صدها انسان پاک را به چشم دیده است، ولی ما با چشم خونبار برای دفاع از ایران عزیزمان می ایستیم. امضا از طرف سرباز رسانه ندا حاجی اسماعیلی
معلمی که از خانه اش مدرسه ساخت
به گزارش خبرگزاری بسیج از آذربایجان شرقی، این بار داستان معلم هریسی روایت می شود که در خانه اش کلاس درسی برگزار کرده و از دانش آموزان، میزبانی می کند. در روزگاری که آموزش به اینترنت گره خورده و شاد به تنها پل ارتباطی معلم و دانش آموز تبدیل شده، منطقه محروم روستای نهضت نهران در منطقه هریس در آذربایجان شرقی، تعریف دیگری از آموزش را به تصویر کشیده است. تعریفی که در آن، به جای وای فای، عشق می فرستد و به جای مودم، دل یک معلم، سیگنال دهنده است. اینجا، دو معلم جهادی، با تبدیل خانه های خود به مدرسه، نشان دادند که برای ساختن آینده، هیچ مانعی غیرممکن نیست. ایثار در مکتب معلمی تنها ...
مربی کانون کرمانشاه در میانه طوفان، نغمه پایداری را سر داد
این مرکز نیز به طراحی و ایجاد تصاویری با این محوریت پرداخته است. در میانه ی طوفان، نغمه ی پایداری در روزهایی که زمین از خشم می لرزد و آسمان از غبار نبرد تیره شده است، ملت ما چون کوهی استوار ایستاده است. دل ها یک صدا، چون سپر ایمان به هم پیوسته اند؛ و در هر خانه، چراغ امید روشن است. ما فرزندان خاکی هستیم که بارها آزموده ایم سختی را و هر بار سرافرازتر برخاسته ایم. این جنگ، آزمون شکیبایی و عزت ماست؛ و آری — آرامش ما، همان پیروزی است که دشمن از آن بیم دارد. پس بیایید با قلب هایی آرام و نگاهی روشن، در کنار هم بمانیم. هر نفسِ ما، هر لبخندِ کودک، هر دعای مادر، و هر گامِ سرباز وطن طنینِ آن پیروزی نهایی است که به زودی از افق برخواهد خاست. زمین دوباره آرام خواهد گرفت، و پرچم ما، نه فقط بر دیوارها، که در دل ها به اهتزاز خواهد ماند. مختار بهرامی مربی مسئول مرکز ثلاث باباجانی ...
مشت تو پناهگاه ایران خواهد بود
چشمانم را ناباودانه به طرح بال فرشته تو دوخته ام و دل از آن نمی کنم، بی اختیار اشکم سرازیر شده و بند نمی آید، خدا میداند انگار در آغوش من بوده ای و حالا همچو مادری بیقرار جایت را حسابی با دلی غم بار حس می کنم. چقدر دوست داشتم لحظه انفجار و در صبحدم مخوف امروز پناه دستان زیبایت بودم که آنها را مشت کرده ای اما بدان مشت گره کرده تو هرچند کوچک است، اما آنقدر برای ایران بزرگ است که گویی تمام ایران پشت آن ایستاده و پناهگاه آنها شده است. نمیدانم در آخرین لحظات زندگی کوتاهت که 6ماه بیشتر به تو مجال نداد در چه حالی بود؟ در حال شیر خوردن در آغوش امن مادر یا خوابی عمیق با موجی از ...
نصف جانِ مسافران شمال در تهران جامانده است
.... خانواده ای هم آخر شب شنبه بعد از انفجارهای انبار سوخت ها در تهران بار سفر بستند و می گویند از خانه که بیرون زدیم، مثل فیلم ها مدام اطرافمان صدای انفجار می آمد. باورشان نمی شود که اینجا آنقدر آرام است. همه انگار دوقطبی شده اند. میان صداهای تهران و سکوت شهرهای شمالی. اما همچنان هیچ کس آرام ندارد. مردم مدام اخبار را چک می کنند یا از یکدیگر سراغ می گیرند. در قطعی طولانی اینترنت، اخبار دهان به دهان می چرخد و مدام کم و زیاد می شود. اینجا هم می گویند بنزین از تهران می آید و ساکنان شهرهای شمالی هم نگران همان باک پر خودروی خود هستند که نکند خالی شود و بنزین کافی نباشد. اما ...
غیرت و ایستادگی فرزندان ایران؛ هر چراغ روشن، روایتی از مقاومت است
به گزارش سایت خبری پُرسون ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در حساب رسمی خود در برنامه ایکس نوشت: همه دیدیم امروز دوباره آسمان تهران زیر صدای انفجارهای اصحاب اپستین لرزید. پست های برق هدف این حملات بود؛ جایی که اگر خاموش شود، شهری در تاریکی فرو می رود. وی افزود: اما پیش از آنکه تاریکی جا خوش کند، جوانانی بودند که میان دود و آژیر و خطر، خودشان را به پست ها رساندند و کمتر از دو ساعت برق خانه ها را برقرار کردند. با دست هایی که خستگی را نمی شناسد و دل هایی که فقط یک چیز می خواهد: ایران باید روشن بماند. بقائی خاطرنشان کرد: شاید نامشان در خبرها نیاید، اما هر چراغی که امشب در خانه ای روشن است، روایت غیرت و ایستادگی همین فرزندان برومند این سرزمین است. وی تاکید کرد: شکست ناپذیری ما به داشتن چنین جوانانی است که دل در گروی روشنایی و مانایی ایران دارند. ایران به داشتن چنین جوانانی می بالد؛ نگهبانان خاموش روشنایی وطن. منبع: تسنیم ...
ایمانِ ریشه دوانده در ایران، از خاک خوزستان برخاست
ساله بودم، روز اول کلاس درسم در دبستان عقیل، مدرسه ای که همچنان پابرجاست و یادگار روزهای پر التهاب دوران جنگ تحمیلی است، مصادف شد با لحظات شوم یورش نیروهای بعثی عراق به خاک میهن عزیزمان. خانه و زندگی ما در اهواز، خیابان کیان قرار داشت؛ جایی که به تدریج از اصابت توپ و خمپاره های خَمْسَه، خَمْسَه و تیراندازی سنگین دشمن، چهره ای خاکستری و غبارآلود به خود گرفته بود. با شدت گرفتن حملات، شهر خالی تر و سکوتش سنگین تر شد. در محله کوچک مان، تنها چند خانواده عرب خوزستانی و ما مانده بودیم؛ کودک بودم و آن زمان معنای واژهایی چون جنگ و مقاومت را نمی فهمیدم، تنها صدای انفجار، ترس و دل ...
چراغ روشن جنگ در بهشت زهرا
هیچ کس دلش نمی خواهد پاسخ دهد. از آن روز به بعد، صداهای شهر دیگر مثل قبل شنیده نمی شوند. هر صدای دورِ انفجار، هر عبور ناگهانی جنگنده از آسمان، و حتی هر آژیر کوتاه، برای بعضی خانواده ها فقط یک صدا نیست؛ خاطره ای است که ناگهان زنده می شود. مادرها بی اختیار سر بلند می کنند، پدرها لحظه ای سکوت می کنند، و چشم ها به جایی خیره می ماند که انگار کسی قرار است از آنجا بازگردد. جنگ وقتی عزیزی را می گیرد، صداهایش هم در دل آدم ها می ماند؛ بعد از آن، هر سوتی در آسمان، هر لرزش دوردست، یاد کسی را زنده می کند که دیگر نیست، اما حضورش هنوز در قلب خانه جریان دارد. روایت های ناتمام خاک در ...
چگونه می توانیم مهدی باکری باشیم!
نهفته است. فرمانده در خط مقدم است ؛ این شعار نیست، بلکه تعریف مهدی باکری از مسئولیت بود. او از پشت میز فرماندهی دستور نمی داد؛ او خود در قلب آتش، در حساس ترین نقاط نبرد، حضور داشت. روایت های عملیات خیبر، هنوز طنین انداز حضور او در دل خطر است. این حضور، تنها شجاعت نبود؛ تجلی عمیق مسئولیت پذیری بود. باکری به ما نشان داد که مسئولیت، بار سنگینی است که باید با تمام وجود پذیرفت و در سخت ترین شرایط، از آن شانه خالی نکرد. این همان رویکردی است که مدیران امروز، در مواجهه با بحران ها، بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمندند. لحظات بحرانی، محکِ واقعی مدیران و افراد است. مهدی ...
قرارهای شبانه تایباد؛ فریاد وفاداری مردمی که پای انقلاب ایستاده اند
تایباد صحنه ای از وحدت دل هاست؛ جایی که پیر و جوان، زن و مرد، در کنار یکدیگر گرد می آیند تا بار دیگر عهد خود را با آرمان های انقلاب اسلامی تازه کنند. این حضور پرصلابت، پاسخی روشن به همه کسانی است که می پندارند شعله عشق مردم به انقلاب و ولایت کمرنگ شده است؛ حال آنکه این شعله در دل های مردم مؤمن، فروزان تر از همیشه می سوزد. در این شب های سرشار از شور و شعور، مردم تایباد با صدایی واحد و قلبی مطمئن، بیعت خود را با ولی امر مسلمین و رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای دامت برکاته اعلام می کنند؛ بیعتی برخاسته از ایمان، بصیرت و اعتقادی عمیق به استمرار راه انقلاب ...
روایت انسانیت و امید از دل جنگ در ایران
گردد این پیوند بین امیدها، همان نیرویی است که آن ها را زنده نگه می دارد؛ نیرویی فراتر از سلاح. ایران، سرزمینی است که زخم هایش را با عشق مرهم می کند. در هر گوشه اش انسانی ایستاده که شب های تار را تاب آورده تا فردا را روشن ببیند. این مردم بارها از دل سختی گذشته اند؛ از تحریم، از درد، از خاموشی، اما هر بار از خاکستر به نور رسیده اند. اکنون نیز، در این جنگ تازه، صدای شان از جنس همان پایداری است: آرام، مطمئن، و راست قامت. دشمنان شاید نیرو دارند، اما ملت ایران ایمان دارد — و ایمان، سلاحی است که هیچ برنامه و حمله ای نمی تواند در برابرش پیروز شود. این ایمان از دل مادران شهید، از ...
خانه هایی به وسعت آسمان/ روایت ضیافت قرآن در ماه بندگی
اهل آسمان هم درخشندگی دارند. آقای رفیعی یکی از میزبانان می گوید: ما هر شب جمعه دور هم جمع می شدیم اما در ماه رمضان این دورهمی ها هر روز است و حال و هوای دیگری دارد. انگار که مهمان ویژه ای داشته باشیم. برکت خانه مان چند برابر شده، دعواها کم و دل ها نرم تر شده است. راست می گوید، امام علی(ع) فرموده اند: خانه ای که در آن قرآن خوانده شود، برکتش زیاد می شود، فرشتگان در آن حضور می یابند و شیاطین از آن دور می شوند . در این جلسات، قرآن تنها برای تلاوت نیست، برای فهمیدن و زندگی کردن است. هر شب یک آیه محور بحث می شود گاهی درباره صبر، گاهی درباره مهربانی، گاهی درباره امید. یکی از ...
روزنوشت های ایران
باکری پشت در اتاقی انتظار می کشد تا ندامت نامه ای بنویسد؛ تا اجازه بدهند برود جبهه و دیگر باز نگردد. من خیلی به آن لحظات حمید باکری فکر می کنم. به عرق کف دستش. به مشت گره کرده. به لب گاز گرفته. تازه زهی سعادت به حمید باکری که نماند تا ببیند، او که آنگونه آن شهیدزیسته را خرد می کرد، در سالیان بعد با سواپ نفت و ... به کجا می رسد و حالا حزبش بزرگ ترین شکاف زای جامعه ایرانی می شود. زهی سعادت. پرده سوم- اسفند 1404- تهران تعداد آدم هایی که می شناسم و موج انفجارها به خانه شان آسیب زده روز به روز بیشتر می شود. آدم هایی که در تهران ایستاده اند تا کار مردم را راه بیندازند و حالا نگران ...
حرف هایی که پلاکاردها می زنند
و هر حضوری که در این میدان عشق و ارادت دیده می شود، لبیکی است بر هر آنچه فرمانده خواسته است. سربازان خیابان هایِ وطن، که روز و شب در میدان حاضرند، تنها مدافعان مرزهای جغرافیایی نیستند بلکه مدافعانِ مرزهای اندیشه، فرهنگ و هویت این ملت نیز هستند حضورِ این جمعیت خستگی ناپذیر و عظیم، این اراده پولادین، این شعارهای پرصلابت، این اتحاد مثال زدنی همه و همه، دلیلی است برای غرور و افتخار. دشمن در محاسباتش فراموش کرد جغرافیای ایران با ایمان نقش بسته و خروش ملتش دژی است نفوذناپذیر. اینجا خانه ملتی است که در برابر هر تجاوزی، چون کوهی استوار می ایستد و از آرمان های خود کوتاه نمی آید چرا که وارثان این یادگارند: مثلی لا یبایع مثل یزید... . ...
روایت یک نویسنده از سردار شهید بهرام حسینی مطلق فرزند برومند کردستان
بهرام در جنگ کردستان درخشید و همه سطوح رزمندگی را از کمک تیربارچی گرفته تا مراحل عالی فرماندهی گام به گام در میدان پیمود. فرماندهی چند لشکر معتبر و خوشنام، فرماندهی دافوس و دانشگاه امام حسین، بخشی از رزومه طولانی اوست و سرانجام صبح 9 اسفند در شورای عالی دفاع در مسئولیت جانشینی عملیات قرارگاه کربلا به مرحله بسیار والاتری ارتقا یافت و درجه ممتازی گرفت. در مراسم رونمایی کتاب ماه و بلوط ، وقتی بعد از نمایش مستندی چراغ های سالن روشن شد و از بنده خواسته شد برای صحبت به پشت تریبون بروم، از برابر بزرگان صف که می گذشتم، ناگهان چشمم به قامت رشید حاج بهرام افتاد و ناخودآگاه به سویش ...