یک جان در دو بدن؛ روایتی از عاشورای مدرسه میناب/ بسیاری از پیکرها قابل شناسایی نبودند/ اگر تکه ای از بچه ها پیدا می شد، همه می دویدند/ مردم با دست هایشان تکه های بدن بچه ها را جمع می کردند - جماران

جماران ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ - ۱۱:۲۱

یک جان در دو بدن؛ روایتی از عاشورای مدرسه میناب/ بسیاری از پیکرها قابل ...

سفر پدر، در راهروهای سردخانه به پایان رسید؛ جایی که بی رحمانه ترین بخش ماجرا در انتظارش بود. او شروع به باز کردن کاورها کرد، یکی پس از دیگری. بدن ها خیلی سوخته بود. برای همین باید با نشانه های کوچک تشخیص می دادیم. بعضی کاورها را که باز می کردیم، می دیدیم فقط یک دست داخلش است یا یک پا. خیلی ها اصلاً صورت نداشتند. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)