خوشحالیم که فرزندمان به آرزویش رسید - دولت بهار
سایر منابع:
سایر خبرها
بعد از 2سال و 4ماه پیکر همسرم پیدا شد
فاطمیون گفت که این دیدار خصوصی همسر و فرزند شهید با پیکر شهیدشان بعد از دو سال و نیم بود. دیداری که به درخواست همسر شهید اتفاق افتاد و تنهایی این مادر و فرزند نیز به همین دلیل است. به هر روی گفت وگوی ما با معصومه موسوی همسر شهید سیدرضا حسینی را به جهت شناخت بیشتر این شهید پیش رو دارید. گویا شما به تازگی از افغانستان به ایران آمده اید؟ همسرتان در افغانستان بود که داوطلب اعزام برای دفاع از
فرماندهی سپاه که مقام نیست
چندین کوچه با فامیل شهید فروغی و نام های متفاوت را پشت سر گذاشتیم. پس از مسجد بزرگ ابر صد متری که جلوتر رفتیم به خانه مادر سردار شہید احمد فروغی رسیدیم. برخورد مادر و ھمسر شهید چنان گرم است که احساسں می کنی سالیان درازی است با آنها دوستی دیرینه داری. وارد سالن که می شوی همه چیز مرتب سرجای خودش قرار دارد، روی یکی از مبل ها پر از اسباب بازی است که با نظم خاصی چیده شده اند و دو بچه خردسال که از
شهیدی که در دو شهر به خاک سپرده شد
مردم نیوز : احمد بذرافشان متولد دهم شهریورماه سال 1345 در شهرستان ابرکوه بود که با آغاز جنگ تحمیلی ، زمانی که کشورش را در خطر تعدی بیگانگان می بیند ادامه تحصیل در پایه دوم متوسطه را رها می کند و داوطلبانه به عنوان نیروی بسیجی به جبهه می رود. محمد بذرافشان پدر این شهید دانش آموز که اولین ر ئیس بنیاد شهید شهرستان ابرکوه بود و در روز 23 تیرماه امسال به فرزند شهیدش پیوست، پیرامون چگونگی شهادت
شوهرم که رفت به طبقه بالا رفتم او زیر پتو بود و !/ شب قبل پیامک های بدی برایم فرستاده بود
بود و تا ساعت 12 امروز خودرویش مقابل خانه پارک بود. دیشب صدای جروبحث شوهرم و همسر جدیدش را می شنیدم که به خاطر خرید مبل و لوازم خانه با هم دعوا می کردند. امروز ساعت 15 بود که صدای گریه بچه اش آمد و حدود یک ساعت ادامه داشت. من که نگران شده بودم بالا رفتم و هوویم را دیدم که روی تخت افتاده و نفس نمی کشد. بعد من بودم که به پلیس زنگ زدم. در جست وجوی مرد خانواده با ثبت اظهارات اولیه این زن
ما شهید ندادیم که یخچال بگیریم!
صغری خیل فرهنگ با معرفی یکی از دوستان راهی خانه شهید مسلم ملائی در استان البرز شدیم. شنیده بودم که رقیه نوری همسر شهید در زمان شهادت همسرش 16سال بیشتر نداشت، اما بعد از شهادت ایشان در جبهه فرهنگی و ستاد پشتیبانی مشغول به خدمت شد. برایم جالب بود به دیدار زنی می روم که در سن نوجوانی به افتخار همسری شهید می رسد و مقایسه اش با نوجوانان همسن و سالش کمی ذهنم را به خود مشغول کرد. برای آشنایی با
چهار بار اعزام شد. دفعه سوم نزدیک بود ترکش گردنش را از سرش جدا کند. می گفت این یعنی اخطار برای شهادت که ...
راهی شود. من هم گفتم برو. سیدرضا هم رفت. سه ماه بعدکه آمد آنقدر بر من و بچه ها سخت گذشته بود که گفتم دیگر نباید بروی. گفت باشد نمی روم، اما یک ماه می ماند و بعد از یک ماه با چرب زبانی راضی ام کرد و دوباره رفت. چند بار اعزام شد؟ چهار بار اعزام شد. دفعه سوم نزدیک بود ترکش گردنش را از سرش جدا کند. می گفت این یعنی اخطار برای شهادت که اگر این بار بیایی شهید می شوی. خودش هم خواب شهادتش
چهار دانگ توجه تان به همسرتان باشد
زند که بوی بد آشغال ها خفه مان کرد. مرد می گوید اجازه بده فوتبال تمام شود می برم ولی زن پایش را در یک کفش کرده که باید الان ببری. او راست می گوید بوی بد پوشک بچه کل فضای خانه را گرفته است، اما مرد به خاطر اینکه کاملاً در فوتبال حل شده این بو را حس نمی کند یا به روی خودش نمی آورد یا حس بویایی ضعیفی دارد. در نهایت مرد با دلخوری و کلی دعوا بلند می شود چند بار داد می زند و شلوارش را می پوشد و می رود
تفسیر آیات 121-129 سوره آل عمران
پدر حضرت موسی (ع)، پدر حضرت مریم (ع) و پدر حضرت علی (ع )که بیشتر به ابوطالب مشهور بوده است. ولی در این سوره بیشتر منظور از آل عمران پدر حضرت مریم و همسرش و حضرت مریم (ع) و حضرت عیسی (ع) است. این کلمه دو بار در این سوره به کار رفته است. سوره آل عمران یادآور طبقات و رده هایی از انسان ها است که خداوند متعال آنها را از میان جامعه بشری گزینش و انتخاب کرده است و اینان عبارتند از: آدم نوح آل
ناگفته های تکان دهنده رحیم پور ازغدی از پشت پرده سند 2030
حقوق فرزندان در خانواده های ایرانی می زنند در حالی که در غرب تجاوز پدر و مادر به فرزندان آمار قابل توجهی است. چه قدر یک جامعه باید سقوط کرده باشد که به اینجا برسد. بعد ما باید برویم به چنین کشورهایی گزارش و جواب پس بدهیم تازه پول هم از ما بگیرند. در اسلام نه سرکوب جنسی داریم نه خشونت و عقده این گونه قراردادها چون 2030 مربوط به امروز نیست و همان طور که عرض کردم از سال 73 نمونه هایی
چگونه خود را برای پدر و مادر شدن آماده کنیم
زایمان با ورزش کردن دوباره تناسب اندام خود را به دست بیاورند. وی تصریح کرد: زوجین باید از نظر روانی سالم باشند بنابراین زنی که افسرده است نخست باید افسردگی اش را درمان سپس برای بارداری اقدام کند، زیرا افسردگی سبب می شود که مادر از رسیدگی به خودش در دوران بارداری غافل شود و از سویی دیگر تغییرات هورمونی در دوران بارداری می تواند افسردگی را تشدید کند همچنین زنی که در گذشته دچار افسردگی بوده و
عروس کینه جو نیمه شب روی صورت خواهرشوهرش اسید ریخت + عکس های تکاندهنده
پدربزرگ، مادربزرگ، عمه و پدرشان زندگی می کنند. فاطمه در این حادثه Incident بینایی یکی از چشمانش و زیبایی صورتش را از دست داد. صورت، گردن، گوش و بخشی از بدنش هم سوخت. او بچه کوچکتر، نادیای یک سال و نیمه را در آغوش کشیده. همان برادرزاده ای که برای نگهداری از او به خانه برادرش رفت: این بچه فقط هفت ماهش بود. روز 24 آبان سال قبل. رفتم خانه شان گفت خیلی دیر شده، شب هم بمون. خیلی تأکید می کرد که
داغ صیادان بوشهری/ دریا جسد 3 نفر را پس داد
او برای نخستین بار با لنج دیگری به دریا برود. او 15 سال سابقه صیادی داشت و 5 سالی هم ناخدا شده بود. پدر اصغر تا پیش از پیدا شدن پیکر پسرش به زنده بودن سرنشینان لنج امیدوار بود و گفته بود: اصغر با صاحب لنج تماس گرفته بود. گفته بود سکانم شکسته و فشار باد هم خیلی زیاد است. گویا لنگر را جایی انداخته بود اما لنج روی زمین کشیده شده بود. اصغر تا ساعت 10شب داشت با صاحب لنج صحبت می کرد. بعد از آن دیگر تماس
بدگویی اصلاح طلبان دهه 60 از نماینده امام نزد آیت الله جنتی
صفاتی هم که جزو کادرهای سازمان بود بدلیل عدم پذیرش مواضع جدید در لیست ترور قرار گرفته بود اما از آنجا که شهید صفاتی فردی با هوش و زیرک بود قبل از آنکه مرکزیت سازمان تصمیم شیطانی خود را به اجراء بگذارد کل ارتباطات سازمانی خودش را پاک کرد و مخفی شد. وی تلاش خود را برای تشکیل گروه جدید آغاز کرد و لذا از سال 53 به بعد موضوع ارتباطات ما در چارچوب تشکیلات جدید بصورت رسمی آغاز شد. "حصن"؛ واژه ای
روایت ماجرای درخواست "طلاق همسر" یک مرد تاجر
/> حالا من دو تا قطعه بسیار مهم در زمینه این مسأله دارم که إن شاءالله در شب های بعد به عنوان مقدمه منبر برایتان می گویم. حالا به سراغ آیه 15 سوره مبارکه احقاف برویم که خدا یک نگاهی به پدر و مادر دارد و یک نگاهی به اولاد. به اولاد سفارش اکید می کند: بالوالدین احسانا ، این نکته را من چند سال پیش در یک جلسه ای گفتم، یادم هم نیست آن جلسه کجا بوده است، پنج سال پیش بود. وقتی موسی به مقام نبوت رسید، خدا به
عشقی که مانع وصال شد
تکذیب می کنند و تنها می گویند ابوالقاسم زخمی شده و نمی تواند راه برود؛ پدرم که کمی امیدوارتر به سوی خانه می رود به عروسش سفارش می کند که به شایعات توجه نکند؛ اما خبر شهادت من که به لشکر رسیده و تأیید هم شده بود؛ پس از مدت کوتاهی دوباره خبر زنده بودنم به دستشان می رسد؛ همه تعجب می کنند؛ چراکه چنین اتفاقی کم سابقه است. حالا نیاز است عکسی از ابوالقاسم به دست خانواده برسد که زنده بودنش را باور
وقتی پایم روی پدال بی حرکت شد
کنم"؛ "خب چرا ما را نمیبری؟"... کوچیک بود اما سوال های جالبی می پرسید؛ خودشم هم طاقت نداشت که بشنود؛ گریه اش گرفته بود؛ جلوی اشک هام رو نگه داشته بودم و تا شب مدام بچه هایم رو نگاه می کردم. با این که در این زمینه همیشه دلم قرص و محکم بود اما این بار لحظه خداحافظی خیلی سخت بود؛ هر موقع به یادش می افتم اشک امانم نمی دهد؛ به دلم افتاده بود که ممکن است دیگر بازنگردم؛ خداحافظی با پدر، مادر و همسر
شهید مدافع حرم امیر سیاوشی،تکاور نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی/ تک تیر اندازها با قناسه زدنش؛ ...
را لمس کردم. به من سفارش کرد که هوای خودم را داشته باشم، نکند بیمار شوم. گفت نیایم ببینم غصه خورده ای و مثل همیشه لاغر شده ای. خودت را خوب نگه دار. مراقب خودت باش. امیر به هیچ کس نگفت که کجا می رود. همسرم پنجم آذر سال 1394 اعزام شد و 29 آذرماه سال 1394به شهادت رسید. حضرت زینب (س ) خیلی زود او را خرید. بازوانی برای کسب رزق حلال همسر شهید بودن، یک حس ویژه است. درعین حال که همسرت
سریال ماهین زند نقش مثبتی در تغییر نگاهها به زن بلوچ داشت
بود و به شدت وزن کم کرد، اذیت شد حتی مادرم وسط کار گفت بچه دارد از دست می رود اما ادامه دادم. پسرم آنجا خیلی اذیت شد و خودم را نمی بخشم و از پسرم عذر خواهی می کنم. اهل فیلم و سریال هستید؟ آخرین فیلمی که دیدید؟ بله..چجورم، بسیار فیلم می بینم. آخرین فیلمی که دیدم ماجرای نیمروز بود خانم ریگی مدرک شیمی به کجا رسید و چه سرنوشتی پیدا کرد؟ بله البته من با اون مدرک توانستم
خانه لرزید، خانواده اما نه...
، من دخترش را دادم بغل مادرشوهرم، این دفعه برگشتم داخل خانه خودمان از داخل کمد برایش لباس آوردم. بعد هم همگی دویدیم داخل کوچه. آنها شب اول را کنار آتش داخل خیابان گذرانده اند، فردای آن روز شوهر لیلا از راه رسیده، دست زن و بچه اش را گرفته و آنها را برده و خانه یکی از اقوامشان در کرمانشاه. از شب دوم، ریحانه و مژگان شده اند همسایه. چادر به چادر کنار هم. نشسته اند پای حرف های همدیگر، غصه های همدیگر. روزهایشان را با هم به شب می رسانند، شب ها تا صبح با هم سرما را دوام می آورند... آنها باور دارند این روزهای سخت هم بالاخره تمام می شود، مثل همان روزهای سخت جنگ. منبع: جام جم ...
طنز آش کوثر، به قلم عباس خوش عمل کاشانی
از طرف تو شرط و شروطی هم دارد! همانطور که ذوق زده کتابها را از دست دایی می قاپیدم ، بی آن که بدانم راجع به چه هدیه ای حرف می زند ، گفتم: باشد....باشد.... این بار دایی نورالله با مهربانی ، آرام نرمه ی گوشم را بین دو انگشت شست و سبّابه فشرد و گفت: این کتابها باشد برای بعد.حالا مثل یک بچه ی خوب بنشین تا سوغات جانانه ای را که تا آخر عمر به دردت خواهد خورد تقدیمت کنم. بعد
دختری که 11 بار زبان مار کبرا را بوسیده (+عکس)
یازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به ملکه مار ایران ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب سلطان مار ایران را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به پانزده سال پیش، زمانی که فائزه تنها هفت سال داشت. به گزارش ایسنا، شهروند در ادامه نوشت: پدرش بوسه دختر چینی بر سر ماری سمی را در روزنامه ای دید و برای ثبت نام فائزه در گینس ترغیب شد. در واقع سلطان مار ایران تصمیمی جسورانه گرفت و کودک
دردسر های خانواده 1000 کیلوگرمی
. مشکلات مالی بزرگترین درد خانواده پدر خانواده که خودش به بیماری کلیوی مبتلا است نیز در مورد مشکلات خانواده اش می گوید: حدود 5 سال پیش یوسف را برای درمان به کرمان بردم از یوسف آزمایش هایی گرفتند که موارد خاصی را نشان نداد و پزشک تنها به تجویز چندین دارو بسنده کرد اما پس از مصرف این داروها در اوضاع جسمی پسرم هیچ بهبودی حاصل نشد و به دلیل مشکلات مالی دیگر نتوانستم مداوای او را
روایت کسب معرفت از افغانستان تا سوریه/ دُرّ شهادت نصیب حسنی شد
حضور ما در ایران و تشییع جنازه فرزندم اجازه خروج ندادند و پسرم بدون حضور پدر، مادر و همسرش به خاک سپرده شد، من و مادرش خیلی تلاش کردیم که آخرین بار پیکرش را حداقل ببینیم ... نشد. همسر جوانش که سه ماهی بیشتر از ازدواجشان نگذشته بود نیز نتوانست بر بالین وی حاضر شود. حسرت ها پدرانه بیان میشوند وی ادامه می دهد: امروز هم به بهانه زیارت کربلا در اربعین به عراق رفتیم از راه برگشت به
خون بازی و غفلت خانواده ها
صحبت نمی کند. مشاور مدرسه سال پیشم، حداقل کمی در زمینه تحصیلی بچه ها را راهنمایی می کرد ولی مشاور فعلی همین کار را هم انجام نمی دهد. لازم است تغییراتی در مدرسه به وجود بیاید؛ مثلا کسانی که متاهل هستند از افراد مجرد جدا شوند. در مدرسه روی اخلاق و رفتار بچه ها بیشتر کار شود. اگر دست ما دانش آموزان باشد، می گوییم معلم ها درس ندهند (می خندد) اما واقعا لازم است که معلم ها در روش تدریس شان تجدید نظر کنند
در معراج شهدا اطلاع رسانی ضعیف است/ عکس را که دیدم شوکه شدم!
بیهوش بود. ضربه روحی سنگینی خورده بود تا دو سال علیرغم توصیه اقوام، حاضر به بچه دار شدن نمی شد و می گفت چه فایده ای دارد این همه زحمت بکش آخرش هم هیچ. بعد از دو سال قرار شد دوباره بچه دار شویم که خدا ابوالفضل را به ما داد، پسرم 4 ساله بود که سید رضا گفت باید برگردیم ایران خودش زودتر آمد و گفت یکی دو سال بعد هم شما را می آورم. آنجا از اینجا بهتر است. *با عصبانیت گفتم بی بی زینب(س) دستم را
روستاهایی با آمار زیاد معلول زایی در کرمان
نه حصاری دور خانه ها می بینم نه حیاطی و نه حمام و دستشویی! فاطک 45 ساله مادر فائقه 25ساله و همسر الله وردی 85 ساله است. زنی سیه چرده، لاغر با موهای یکدست خاکستری که چادر گلدارش را پشت گردنش گره زده. زن به دیوار سیمانی آلونکش تکیه زده و با دست مرا پیش می خواند. فائقه 25 سال است در این خانه حبس است انگار لب هایش به هم دوخته شده اند. خجالت زده خودش را کنار عصای پدرش مچاله کرده. ژن های
افشاگری هولناک یک زن بهایی در باره سران این فرقه ضالّه
به همه دین های الهی احترام گذاشتن به من نگفتند که بهائیت تمام دین ها را منسوخ می داند. 12 اکتبر 1984 به این تشکیلات که بعد ها فهمیدم فوق العاده سری است وارد شدم. شروع شکنجه های شیطانی پسرم کودکی فوق العاده سالم آرام و قوی بنیه بود تا آن موقع که حدودا دو سال داشت از شیر خودم او را تغذیه می کردم من و پسرم در اتاق محقری که در واقع یک استودیو بود زندگی می کردیم زندگی بسیار مشکلی
پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه ...
صدا می کرد. کنارش نشستم و آرام آرام صدایش کردم. گفتم چه شده مادر؟!گفت مادر رضایت پدر را بگیر، حتماً بگیر که من بروم. باید بروم. خواب دیدم که خانم زینب (س) من را صدا می کند. مادر تو شش فرزند داری اجازه بده تا من سهم خانم حضرت زینب(س) شوم. دست از من بکش تا بروم، دوباره بر می گردم. نوار مغزی شهید عوض رحمانی جشن دامادی برای اعزام به جبهه مقاومت این حال و روزش را که دیدم
بارداری هفته به هفته
کند . راه رفتن باعث تقویت عضلات شکم شده و درماه های آخربه راحت انجام شدن زایمان کمک می کند . انجام تمرینات بسیارساده در بارداری ضمن حفظ اندام مادر در کاهش انقباض عضلات لگن وران وکاهش کمردرد ودردپشت مؤثر بوده ومادر رااز نظر جسمی و روحی برای زایمان آماده می کند انجام چند حرکت ورزشی ساده در بارداری : – در حالی که زانوها ودستها رابه زمین تکیه داده اید ،عضلات کمروشکم خودرا به سمت بالا وپایین حرکت دهید
مجری تلویزیونی که روزی دستفروش بود
اوقات شرایط کشور به شرایط حساسی می رسیده است که نگران بودند.می گفتند این بچه هم کار دست خودش می دهد هم ما. اما اینکه دیده بشوم یا نه خیلی برایم مهم نبوده است. اتفاقا همیشه از اینکه در معرض توجه و دید باشم فراری بودم ام. تعدادی از مجریان تلویزیون علاقه زیادی به دیده شدن و در معرض توجه بودن دارند و میل به ابراز گری در برخی افراد بسیار زیاد است اما این موضوع از همان اول هم برای من مهم نبوده است و جنبه