سایر منابع:
سایر خبرها
عشقی که مانع وصال شد
تکذیب می کنند و تنها می گویند ابوالقاسم زخمی شده و نمی تواند راه برود؛ پدرم که کمی امیدوارتر به سوی خانه می رود به عروسش سفارش می کند که به شایعات توجه نکند؛ اما خبر شهادت من که به لشکر رسیده و تأیید هم شده بود؛ پس از مدت کوتاهی دوباره خبر زنده بودنم به دستشان می رسد؛ همه تعجب می کنند؛ چراکه چنین اتفاقی کم سابقه است. حالا نیاز است عکسی از ابوالقاسم به دست خانواده برسد که زنده بودنش را
می گفت همسرم! تو هم با حفظ حجابت مدافع حرم باش
های ابزاری از تصاویر شهدای فاطمیون گفت که این دیدار خصوصی همسر و فرزند شهید با پیکر شهیدشان بعد از دو سال و نیم بود. دیداری که به درخواست همسر شهید اتفاق افتاد و تنهایی این مادر و فرزند نیز به همین دلیل است. به هر روی گفت وگوی ما با معصومه موسوی همسر شهید سیدرضا حسینی را به جهت شناخت بیشتر این شهید پیش رو دارید. گویا شما به تازگی از افغانستان به ایران آمده اید؟ همسرتان در افغانستان بود
آمادگی برای باردار شدن، چه شرایطی دارد؟
ها می توانند پس از زایمان با ورزش کردن دوباره تناسب اندام خود را به دست بیاورند. وی تصریح کرد: زوجین باید از نظر روانی سالم باشند بنابراین زنی که افسرده است نخست باید افسردگی اش را درمان سپس برای بارداری اقدام کند، زیرا افسردگی سبب می شود که مادر از رسیدگی به خودش در دوران بارداری غافل شود و از سویی دیگر تغییرات هورمونی در دوران بارداری می تواند افسردگی را تشدید کند همچنین زنی که در
خوشابه حال آنهایی که با قرآن زندگی کردند
المظلم فعلیکم بالقرآن حالا من دو تا قطعه بسیار مهم در زمینه این مسأله دارم که إن شاءالله در شب های بعد به عنوان مقدمه منبر برایتان می گویم. حالا به سراغ آیه 15 سوره مبارکه احقاف برویم که خدا یک نگاهی به پدر و مادر دارد و یک نگاهی به اولاد. به اولاد سفارش اکید می کند: بالوالدین احسانا ، این نکته را من چند سال پیش در یک جلسه ای گفتم، یادم هم نیست آن جلسه کجا بوده است، پنج سال پیش بود. وقتی
بدگویی اصلاح طلبان دهه 60 از نماینده امام نزد آیت الله جنتی/ به شهید بهشتی "اسقف اعظم" می گفتند
15 سال بعد از خرداد 42 شکل گرفته اند و خبر داشتند که کدام گروه ها در اصفهان، شیراز و ... فعالیت می کنند و امام با دقت تحولات را رصد می کردند یکی از توصیه هایی که ایشان در پاریس مطرح کردند این بود که خوب است گروه هایی که در مسیر مردم و انقلاب هستند با هم وحدت کنند و این مبنائی شد که آقای مطهری این کار را پیگیری کردند. تسنیم: مشخصا کارویژه سازمان چه بود؟ سازمان نیمه مخفی و نیمه علنی که 16
دختری که 11 بار زبان مار کبرا را بوسیده (+عکس)
یازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به ملکه مار ایران ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب سلطان مار ایران را یدک می کشید. البته ماجرا برمی گردد به پانزده سال پیش، زمانی که فائزه تنها هفت سال داشت. به گزارش ایسنا، شهروند در ادامه نوشت: پدرش بوسه دختر چینی بر سر ماری سمی را در روزنامه ای دید و برای ثبت نام فائزه در گینس ترغیب شد. در واقع سلطان مار ایران تصمیمی جسورانه گرفت و کودک
دردسر های خانواده 1000 کیلوگرمی
. مشکلات مالی بزرگترین درد خانواده پدر خانواده که خودش به بیماری کلیوی مبتلا است نیز در مورد مشکلات خانواده اش می گوید: حدود 5 سال پیش یوسف را برای درمان به کرمان بردم از یوسف آزمایش هایی گرفتند که موارد خاصی را نشان نداد و پزشک تنها به تجویز چندین دارو بسنده کرد اما پس از مصرف این داروها در اوضاع جسمی پسرم هیچ بهبودی حاصل نشد و به دلیل مشکلات مالی دیگر نتوانستم مداوای او را
زنی صورت مرا دزدیده است؛ چرا زن ها روی هم اسید می پاشند؟
پدرشان زندگی می کنند. فاطمه در این حادثه بینایی یکی از چشمانش و زیبایی صورتش را از دست داد. صورت، گردن، گوش و بخشی از بدنش هم سوخت. او بچه کوچکتر، نادیای یک سال و نیمه را در آغوش کشیده. همان برادرزاده ای که برای نگهداری از او به خانه برادرش رفت: این بچه فقط هفت ماهش بود. روز 24 آبان سال قبل. رفتم خانه شان گفت خیلی دیر شده، شب هم بمون. خیلی تأکید می کرد که شب بمانم. من هم قبول کردم. همه چیز خوب
روایت کسب معرفت از افغانستان تا سوریه/ دُرّ شهادت نصیب حسنی شد
حضور ما در ایران و تشییع جنازه فرزندم اجازه خروج ندادند و پسرم بدون حضور پدر، مادر و همسرش به خاک سپرده شد، من و مادرش خیلی تلاش کردیم که آخرین بار پیکرش را حداقل ببینیم ... نشد. همسر جوانش که سه ماهی بیشتر از ازدواجشان نگذشته بود نیز نتوانست بر بالین وی حاضر شود. حسرت ها پدرانه بیان میشوند وی ادامه می دهد: امروز هم به بهانه زیارت کربلا در اربعین به عراق رفتیم از راه برگشت به
عروس بران با ماشین ژیان
میکرد که گویی خودش در آن جایگاه قرار دارد. نماز اول وقتش ترک نمی شد، حتما روزی 54 آیه قرآن می خواند، روزه مستحبی می گرفت و به نمازجماعت توجه ویژه داشت. گاهی اوقات نمازجماعت دونفره در اتاق برگزار می کردیم، البته او میگفت من عادل نیستم پشت سر من نماز نخوان؛ ولی من به او می گفتم به عدالت تو ایمان دارم. مادر احمد با وجود داشتن شش فرزند بار دیگر بعد از 13 سال به خواست خدا بچه دار می شود و
خون بازی و غفلت خانواده ها
صحبت نمی کند. مشاور مدرسه سال پیشم، حداقل کمی در زمینه تحصیلی بچه ها را راهنمایی می کرد ولی مشاور فعلی همین کار را هم انجام نمی دهد. لازم است تغییراتی در مدرسه به وجود بیاید؛ مثلا کسانی که متاهل هستند از افراد مجرد جدا شوند. در مدرسه روی اخلاق و رفتار بچه ها بیشتر کار شود. اگر دست ما دانش آموزان باشد، می گوییم معلم ها درس ندهند (می خندد) اما واقعا لازم است که معلم ها در روش تدریس شان تجدید نظر کنند
در معراج شهدا اطلاع رسانی ضعیف است/ عکس را که دیدم شوکه شدم!
بیهوش بود. ضربه روحی سنگینی خورده بود تا دو سال علیرغم توصیه اقوام، حاضر به بچه دار شدن نمی شد و می گفت چه فایده ای دارد این همه زحمت بکش آخرش هم هیچ. بعد از دو سال قرار شد دوباره بچه دار شویم که خدا ابوالفضل را به ما داد، پسرم 4 ساله بود که سید رضا گفت باید برگردیم ایران خودش زودتر آمد و گفت یکی دو سال بعد هم شما را می آورم. آنجا از اینجا بهتر است. *با عصبانیت گفتم بی بی زینب(س) دستم را
روستاهایی با آمار زیاد معلول زایی در کرمان
نه حصاری دور خانه ها می بینم نه حیاطی و نه حمام و دستشویی! فاطک 45 ساله مادر فائقه 25ساله و همسر الله وردی 85 ساله است. زنی سیه چرده، لاغر با موهای یکدست خاکستری که چادر گلدارش را پشت گردنش گره زده. زن به دیوار سیمانی آلونکش تکیه زده و با دست مرا پیش می خواند. فائقه 25 سال است در این خانه حبس است انگار لب هایش به هم دوخته شده اند. خجالت زده خودش را کنار عصای پدرش مچاله کرده. ژن های
افشاگری هولناک یک زن بهایی در باره سران این فرقه ضالّه
به همه دین های الهی احترام گذاشتن به من نگفتند که بهائیت تمام دین ها را منسوخ می داند. 12 اکتبر 1984 به این تشکیلات که بعد ها فهمیدم فوق العاده سری است وارد شدم. شروع شکنجه های شیطانی پسرم کودکی فوق العاده سالم آرام و قوی بنیه بود تا آن موقع که حدودا دو سال داشت از شیر خودم او را تغذیه می کردم من و پسرم در اتاق محقری که در واقع یک استودیو بود زندگی می کردیم زندگی بسیار مشکلی
پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه ...
صدا می کرد. کنارش نشستم و آرام آرام صدایش کردم. گفتم چه شده مادر؟!گفت مادر رضایت پدر را بگیر، حتماً بگیر که من بروم. باید بروم. خواب دیدم که خانم زینب (س) من را صدا می کند. مادر تو شش فرزند داری اجازه بده تا من سهم خانم حضرت زینب(س) شوم. دست از من بکش تا بروم، دوباره بر می گردم. نوار مغزی شهید عوض رحمانی جشن دامادی برای اعزام به جبهه مقاومت این حال و روزش را که دیدم
بارداری هفته به هفته
کند . راه رفتن باعث تقویت عضلات شکم شده و درماه های آخربه راحت انجام شدن زایمان کمک می کند . انجام تمرینات بسیارساده در بارداری ضمن حفظ اندام مادر در کاهش انقباض عضلات لگن وران وکاهش کمردرد ودردپشت مؤثر بوده ومادر رااز نظر جسمی و روحی برای زایمان آماده می کند انجام چند حرکت ورزشی ساده در بارداری : – در حالی که زانوها ودستها رابه زمین تکیه داده اید ،عضلات کمروشکم خودرا به سمت بالا وپایین حرکت دهید
مجری تلویزیونی که روزی دستفروش بود
هم گرفت. حتی الان که برای مشاوره به مدرسه های مختلفی می روم سعی می کنم راه درست را نشان خانواده و بچه ها نشان دهم. از اول دبیرستان سر کار می رفتم از دست فروشی گرفته تا ... انجام می دادم و شرایط خانواده اینطور ایجاب می کرد و چاره ای نداشتیم و طوری بود که دیگر وقتی نداشتم که بخواهم حتی رشته ام را عوض کنم. اما شانسی که آوردم این بود که برای انتخاب رشته دانشگاه، کارشناسی خبرنگاری بود و من که رشته
ملوانان بوشهری سرگردان در دریا
بازنگشت. اصغر همیشه با لنج پدرش سفر می کرد؛ اما یک تماس باعث شد تا او برای نخستین بار با لنج دیگری به دریا برود. او 15 سال سابقه صیادی داشت و 5 سالی هم ناخدا شده بود. پدر اصغر تا پیش از پیدا شدن پیکر پسرش به زنده بودن سرنشینان لنج امیدوار بود و به شهروند گفته بود: اصغر با صاحب لنج تماس گرفته بود. گفته بود سکانم شکسته و فشار باد هم خیلی زیاد است. گویا لنگر را جایی انداخته بود اما
تکه های بدن پسرم هنوز در قتلگاه بود! + عکس
شهیدش پیوست، پیرامون چگونگی شهادت فرزندش که در مستند ثبت تاریخ شفاهی ساخته اصغر عباسی بیان کرده است، می گوید: احمد پس از اولین حضورش در جبهه که مربوط به عملیات طریق القدس (فتح بوستان) بود، چند روزی به ابرکوه آمد و بعد از 45 روز برای دومین بار و با اشتیاق بیشتر راهی جبهه های جنگ شد. او به علت علاقه شدید به شهیدان رجایی، بهشتی و باهنر، همیشه می گفت: آرزو دارم شهید شوم و در کنار این مردان
سرانجام کار خرده فروشی سنتی در عصر کنونی تجارت الکترونیک چیست؟ (قسمت دوم)
کافی خلاق نیستند. سویندلر می گوید: ما کارمان را با رکود شروع کردیم و تحت فشار بودیم. اکنون با خرده فروشانی روبه ٰرو می شویم که در طول روز هیچ کار خاصی نمی کنند. الان که خوب پول درنمی آورند چه کار می کنند؟ همان کاری را می کنند که قبلا بارها و بارها انجامش داده اند. مارتین پاتریک 3 (نامی که پدر والش به او داد) ذوق و قریحه ای بی نظیر، مهارت و کارشناسی بالا و شخصیتی قوی دارد که او را تبدیل
فرزند ایرانم و از این جا نمی روم
زمان ها در من رشد کرده. من از زمانی که یادم هست همیشه مسئولیت پذیری داشتم. حتی من از همان سال اول دبستان بدون خجالت سر صف می ایستادم و بلند نماز می خواندم با این که خیلی ها در آن سن و سال خجالت می کشند. یادم هست نوجوان بودم و دندانم خراب شده بود، خودم تنها رفتم دندانپزشکی باشگاه بانک سپه. گفتند اجازه ندارند به زیر هجده ساله ها بدون حضور پدر یا مادر آمپول بی حسی بزنند. ما خانواده پر جمعیتی بودیم و
وقتی پایم روی پدال بی حرکت شد
قول خودشان سرپرست گردان بودم و دو بچه داشتم، بار سوم که می خواستند مرا حذف کنند با فرمانده تماس گرفتم و گفتم سه سال است که قول اعزام مرا داده اید؛ به امید اینکه به من اعتماد کنید تاکنون صبر کرده ام؛ آنجا بود که فرمانده گردان خودش پیگیر اعزام من شد؛ البته تا آن موقع موضوعی را از همه پنهان کرده بودیم که اگر متوجه می شدند دیگر اجازه اعزام به من نمی دادند. اما به خاطر تنفری که از داعش داشتم
نمی توانستم در سینمای فاسد قبل از انقلاب دوام بیاورم و خداحافظی کردم
کند اما فضای سینمای فاسد و فیلم فارسی آن دوران را تحمل نکرد و در همان ابتدا با بازیگری خداحافظی کرد. بعد از انقلاب اسلامی ایران و فوت همسرش، وی بار دیگر به عرصه بازیگری بازگشت و این بار با حضور در آثار درخشان سینمایی و تلویزیونی چهره بازیگری کارکشته را به نمایش گذاشت. بید مجنون، تنهایی لیلا، چهارشنبه 19 اردیبهشت، مهمان مامان، عصر روز دهم و کاغذ بی خط تنها چند قطعه کوتاه از
سارا خادم الشریعه: نمی دانم چرا حضور "همسرم" را اینقدر بزرگ کردند/پرسپولیسی ام/واکنش به نظر جنجالی سحر ...
رده های سنی ندارد. در داخل سالن بخش فکری خیلی خوب پیش نرفت اما در بخش آخر توانستم طلا بگیرم. من بعد از داخل سالن برای زیر 20 سال برنامه ریزی کردم که باید خیلی قبل تر از آن این کار را انجام می دادم. شاید همین برنامه ریزی اجازه نداد به هدفم برسم. عملکردی که در شطرنج داشتی باعث شده همیشه انتظارات از تو بالا باشد. حتی وقتی همه می دانند با هزینه شخصی راهی مسابقات می شوی. بله اما
رازگشایی از معمای قتل نخستین کاپیتان تیم ملی فوتبال و زنش
ایران شد و در سال 23 برای گذراندن یک دوره تکمیلی خلبانی به آمریکا رفت و در این سال ها از کمک به تیم ملی ایران در چند رشته همزمان بازماند اما پیش از اعزام به آمریکا، به تأسیس باشگاه تاج یاری رساند. او یک سال بعد از دریافت گواهینامه خلبانی، با همسر اولش پروین دخت ازدواج کرد که او را بعدها در یک سانحه آتش سوزی مرموزی از دست داد و البته دختری زیبا از این ازدواج شوم به یادگار ماند که بعد از ازدواج خاتم
شوهر خاله ام مرا دوست داشت / شوهرم زنی را گرفته بود که 18 سال از خود بزرگتر بود!
... با شنیدن این حرف ها بعد از هفت سال زندگی قلبم شکست و خیلی احساس حقارت کردم. آن روز به آدرس آن زن رفتم و به پایش افتادم التماس کردم از زندگی ام بیرون برود و دیگر هدایای گران قیمت برای همسرم نخرد اما او هیچ توجهی به اشک هایم نکرد، فریاد می زدم به دو فرزند کوچکم رحم کن! ولی او در حالی که به چشمان اشکبارم نگاه می کرد گفت: من حامد را دوست دارم و ... با ناامیدی به خانه بازگشتم اما قبل از آن که من چیزی بگویم همسرم دوباره کتکم زد که چرا مزاحم آن زن شده ام و ... شاید اگر در آن سن و سال ازدواج نمی کردم امروز... رکنا ...
همه نویسنده را قضاوت می کنند
داشته باشند. در کتاب جدیدم که به زودی به بازار خواهد آمد و اسمش چیزی شبیه به این است: قانونِ جوینده یابنده است ، آن ها دنبال گنج می گردند و دوباره از درونی ترین و خصوصی ترین رازِ مو پرده برمی دارند. رازی درباره مادری که سال های سال است گمش کرده. بیشتر از این ها، خودم هم درست نمی دانم بچه ها می خواهند چه کنند! می شود ما را همراه تان ببرید به خاطره زمانی که دنبال ناشر می گشتید؟ بعد از جایزه
ترک مادرانه
طور پاک بمانم ، این را بهاره می گوید و می رود. قصه معصومه با خنده می آید توی اتاق وخوش مشربی می کند. معصومه به دل می نشیند. ازآن آدم ها که حسی خوب به اطراف می پاشند. صمیمی است، بی غل و غش، عین کف دست صاف ولی بسیار شکسته تر از هم سن وسال های 33 ساله اش. لهجه شیرازی معصومه پر از سادگی است. او مادر بنیامین 9 ساله وحمید رضای چهارساله است. بنیامین مانده شیراز، توی بهزیستی، توی
حالم را پرسید و 2 ساعت بعد شهید شد
زندگی سیداحسان قرار بدهد تا به نتیجه ای که آخرش شهادت است، برسد. از همان سال اولی که حقوق بگیر شد خمس و زکاتش را می پرداخت و در منزل در خصوص رعایت حجاب، نماز اول وقت، اخلاق خوب و احترام به پدر و مادر همیشه اعضای خانواده را سفارش می کرد. بچه های مسجد از طریق سپاه مطلع شدند، رفقای احسان هم به دامادمان خبر شهادت را دادند. من هم توسط دامادمان از این مسئله باخبر شدم. وقتی خبرش را شنیدم انگار دنیا در قلبم سنگینی می کرد./مشرق نیوز
شهید برای برپایی حق جانبازی می کند
و برکند و هر آنچه رنگ دنیایی دارد . سلام به امام امت این به وجود آورنده و تداوم دهنده ی انقلاب و سلام به امت شهید پرور و قهرمان ایران وقتی که انسان این بچه های کوچک و شیرخوار، پیرمردها و پیرزنان سال خورده را می بیند که در خواب بودند و بوسیله ی این مزدوران و سلاح های شرق و غرب قتل عام شدند وقتی این خانواده های آواره را می بیند وقتی که این سرزمین های با ارزش را می بیند و از همه مهم تر وقتی که