سروده ای از محمد سهرابی در رثای رقیه بنت الحسین(ع) - بسیج
سایر منابع:
سایر خبرها
شعری برای روزهای عزاداری امام حسین(ع)
عقیق : پیمان طالبی از شاعران کشورمان به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و روزهای عزاداری برای سید و سالار شهیدان، شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است: کفاف داد اگر عمر من به ماتم تو دعا بکن که بمیرم به زیر پرچم تو بهشت را وسط سینه تو می یابد کسی که در همه عمرش شده ست آدم تو به سوز دل به دلم چای این حسینیه گفت که دم به دم نفسش زنده است
شاعری دوست داشتن ت را سرود
به گزارش گروه فرهنگی"رویکرد" ، این مجموعه، شامل سه فصل شعرهای کوتاه نیمایی با عنوان یاد تو نزدیک است ، شعرهای کوتاه سپید با عنوان دلتنگی ام هزار و یک رنگ است و چهارمصراعی ها با عنوان گمشده هزار و یک شب است. شاعر در این کتاب تلاش دارد با دقت در زوایای پیرامون خود، نوعی نگاه تازه به مضامین مختلف داشته باشد. عاشقانه های او اما رنگ و طراوت تازه ای به کتاب بخشیده است. از نادری
حسین عشق چه کردی ؟
لبی به خنده در این دشت ،لاله وانکند به غیر مرثیه، مرغ چمن نوا نکند مرا دلیست زعشقت عطش عطش ،آتش دلم خوش است که درد توام رها نکند خداگزید ترا ،ساخت پس حقیقت ِ عشق خطاست غیر تو دلبر، دلم خطا نکند دوای ِ درد من است این خجسته دردِغریب دریغ ودرد گر این غم مرا دوا نکند چه درد های حقیری که در زمین جاریست خدا اسیر چنان دردها مرا نکند حسین ،ای غم
شاعر آهنگ های دَرد نیلوفری
نمانده بر سر من.... قیصر امین پور با جادوی کلام و احساس خویش، به قدری این شعر را زنده و تصویری سروده که با شنیدنِ آن، بوی سرمست کننده نم باران در مشام جان آدمی زنده می شود و دلش می گیرد از دوری چشم انتظاری. آهنگساز این تصنیف ماندگار، مرحوم استاد همایون خرم است و بهروز صفاریان آن را بازسازی کرده و در سال 1381 منتشر شده است. دیگر ترانه زیبایی که باز هم از همکاری محمد اصفهانی و قیصر امین پور
مجموعه اشعار ویژۀ شهادت امام رضا (ع)
افتادم یاد آن دشنه که از جدّ تو سر می خواهد محمد امین سبکبار ناله ای بر لبم از فرط تقلا مانده سوختم از عطش و چشم به در وامانده باز دلتنگ جوادم که در این شهر غریب به دلم حسرت یک گفتن بابا مانده دست و پا می زنم از بس جگرم می سوزد به لب سوخته ام روضه ی زهرا مانده جان به لب می شوم و کرب و بلا می بینم
سروده های شاعران در مدح شیخ مقاومت
عقیق : همزمان با انتشار خبر تأیید اعدام شیخ نمر تعدادی از شاعران در فضای مجازی جدیدترین سروده های خود را تقدیم این عالم بزرگوار کردند. تعدادی از این سروده ها به شرح ذیل است: محمد عابدینی: به جز تو مَرد در این عرصه نیست شیخ نمر گناه و جرمِ تو جز عشق چیست شیخ نمر؟ بمان به کوری چشمانِ شومِ آلِ سعود تو آبروی حجازی، بایست شیخ نمر
اس ام اس های جدید تیکه دار و باحال
به”پایت” افتادم تا به ” دستت “بیارم هرگز نگران اینکه قلب مردی رو شکستی نباش دربدترین حالت رگ به رگ شده و روز بعد مثل ساعت کار میکنه خدا این موجودات سخت جان و سخت عنصرو ازمون نگیره بترسید از گناه کردن در حضور شاهد ، آن هم شاهدی که فردا خودش “قاضی” است ... کسیکه چشم به راهه، از کسیکه تو
بخش های خواندنی آخرین کتاب قیصر امین پور
این پرستیده ام تو را با آنکه جز سکوت جوابم نمی دهی در هر سوال از همه پرسیده ام تو را از شعر و استعاره و تشبیه برتری با هیچ کس بجز تو نسنجیده ام تو را پیش چشم تو ای از بهشت باز دری پیش چشم تو افسانه ای است حور و پری پیش چشم تو صورتگران چین همه انگار خوانده اند زیباشناسی نظری پیش چشم تو باید به جای نرگس و مستی بیاوریم تصویرهای تازه
کودکان چشم انتظار ذره ای گذشت و فداکاری والدین هستند
شوهر عمه و نه کیک های تنهایی جشن تولد های پوشالی خاله ها! دلم می خواهد تمام صفحات حوادث روزنامه ها و آمار های طلاق را آتش بزنم. از دعوا های زن و شوهری و بگو و مگو بیزارم. از تفاهم و عدم تفاهم تنفر دارم. لعنت به این نمک زندگی، لعنت به چشم و هم چشمی، لعنت به دخالت های بیجای دیگران، لعنت به سطح خانوادگی و لعنت به هر چه که عامل طلاق و جدایی است. لعنت به جدایی؛ لعنت به طلاق ... پدر و مادرم
قیام هایی که پس از دروغ گو خواندن امام حسین(ع) توسط ابن زیاد در کوفه رخ داد/ وقایع چهاردهم محرم
عفیف را تحویل ندهید، او را آزاد نخواهم کرد. از دیگر سو، عبیدالله فرمان داد تا محّمد بن اشعث جنایت کار کوفه که در دستگیری مسلم بن عقیل و حادثه ی کربلا نقش مهم داشت همراه عمروبن حجاج زبیدی از فرماندهان و جنایت کاران کربلا بروند و عبیدالله عفیف را دستگیر کنند. خبر در قبایل ازد و یمنی پیچید. همگی برای دفاع از عبدالله عفیف حاضر شدند. نبرد محمدبن اشعث با نیروهای ازد راه به جایی
به حکم عشق نمر تا ابد نمی میرد
اکبر لطیفیان، محسن ناصحی، ایمان کریمی، مجتبی فلاح نیا، محمد کاظمی نیا، هادی ملک پور و حامد خاکی از دیگر شاعران این شعر بوده اند. بداهه گفته شده به این شرح است: قیام تازه ای از حبس خود به پا کردی تو اقتدا به اسیران کربلا کردی صدای کرببلا در گلو نمی ماند دلیل داشت که فریاد را رها کردی همیشه صبر، سرانجام روشنی دارد تو دست فاجعه را خوب برملا
دودمه / شهادت امام رضا (ع)
هستم گدا یا علی موسی الرضا آید از گلدسته هایت بوی عطر کربلا یا علی موسی الرضا بر مشامم می رسد از کوی تو بوی خدا یا علی موسی الرضا جان زهرا و جوادت یک نگاهی کن مرا یا علی موسی الرضا همه دانند که ایران سر و سامان دارد یا علی موسی الرضا تکیه بر پرچم سلطان خراسان دارد یا علی موسی الرضا دلم آواره شد و خواهرم آواره نشد(2) یا حسین یا جَدّا(2) جگرم پاره شد و پیرُهنم پاره نشد(2) یا حسین یا جَدّا(2) دم پاره از آتش زهر جفا سوزد علی موسی الرضا ...
پیرغلامی که شب عاشورا بیمارستان را به هم ریخت +تصاویر و فیلم
گفتم: انگار آقاجان خوابش برده. دیگر سکسکه نمی کند. جلو رفتیم. میرزا مرده بود. دانلود به راه پدر خوابش را دیدم. گفت: دلم می خواد مثل خودم مداح بشی. من هم گفتم، یا علی! میراث پدر خواهی، علم پدر آموز این تک بیت را خواند و رفت سر اصل مطلب: پدرم مرا خیلی دوست داشت. حتی یک بار وقتی کودک خردسالی بودم، حصبه گرفتم و نزدیک بود از دست بروم. پزشکان همدان در آن سال ها
اس ام اس عاشقانه و احساسی سری هجدهم
/> ***************** من از جنس کوه ام تو از جنس جنگل پرنده های زیادی برایت آواز می خوانند دلت که تنگ شود برگ هایت می ریزند خوشحال که شوی میوه های شیرین می دهی ناراحت میوه های تلخ من اما گاهی فقط گاهی چند سنگ ریزه کوچک از دلم پایین می ریزد
دودمه/ شهادت امام حسن مجتبی (ع)
یاس حیدر شد کبود مادرم زهرای اطهر پشت در افتاده بود یاس حیدر شد کبود گرچه می میرم ولی در فکر دیوار و درم بسته شد چشم ترم در میان کوچه ها بودم عصای مادرم بسته شد چشم ترم یا کریم اهلبیت ای کشته زهر جفا یا امام مجتبی شاهد مظلومی مادر میان کوچه ها یا امام مجتبی تو کریم ابن کریمی حسنی آقایی لک لبیک حسن تو بزرگ همه اولاد بنی الزهرایی لک لبیک حسن دم پاره کنار قبر مادرش واویلا شد تیر باران پیکرش واویلا قاتل من زهر شرر بار شد قاتل مادر در و دیوار شد ...
ماجرای کربلا رفتن یک شاعر
بر دوش محتشم انداخت مقبل میگوید : من هم شاعر اهل بیت بودم و دوست داشتم پیامبر به من هم بگوید تو هم اشعارت را بخوان . هر چه انتظار کشیدم نفرمود . مایوسانه از حرم خارج شدم که دیدم حوری مرا صدا میزند ای مقبل ، فاطمه زهرا سلام الله علیها به نزد پدر آمد و فرمود به مقبل هم بگویید تا اشعارش را بخواند . مقبل گوید رفتم روی منبر پله اول ولی دیگر پیامبر(ص) به من نفرمود برو بالاتر فهمیدم
دیدار یک مادر و دختر پس از 24 سال
بدهند. اما این زن و مرد به دلیل نداشتن ضامن نتوانستند نوزاد را با خود ببرند، درحالی که دخترک چند روزه در آغوشم خواب بود به اتاق پرستاری رفتم تا او را تحویل دهم اما اتفاق عجیبی مسیر زندگی مان را عوض کرد. نوزاد با دست های کوچک و بی توان اش یقه کتم را محکم چسبیده بود. دلم از این احساس لرزید؛ چون من و همسرم از داشتن فرزند محروم بودیم. همان موقع بود که به دلم افتاد ما پدر و مادر این نوزاد زیبا شویم. پس
مداومت بر تمرین مداحی با وجود ابتلا به آلزایمر + فیلم
می خواست رخسار پسر بوسد/ ولی چون شرم مانع بود از آن صرف نظر می کرد/ از آن رو بود تا لب بر لبش بگذاشت دیدن داشت/ یکی ای کاش بود آنجا و زینب را خبر می کرد ، ای پسر، من پدر پیر توام/ پدر پیر و زمین گیر توام/ سخنی گوی و دلم را خوش کن/ تو که آتش زده ای خاموش کن/ سپه کوفه و شام اِستاده/ به تماشای شه و شهزاده/ شه به روی پسرش افتاده/ همه گفتند حسین جان داده آخرین جمله امام حسین (ع) بالای سر علی اکبر (ع
دختر گمشده پس از 24 سال به آغوش مادرش برگشت
دیدار با اعضای خانواده اش گفت: خیلی خوشحالم که برادر دارم و فکر می کنم برادرم را جایی دیده ام. خوشحالم که چند خواهر دارم اما بازهم نمی توانم فراموش کنم که چرا مادرم مرا 24 سال قبل رها کرده است. من همیشه پیش پدر و مادرخوانده ام می مانم و برای دیدار پیش مادر، خواهران و برادرم می روم. خوشحالم که خانواده ام را پیدا کرده ام و ارتباطم را با آنها حفظ می کنم اما اگر تصمیم با من است اجازه دهید
بزرگترین مراسم تعزیه خوانی شرق استان تهران در فرون آباد برگزار شد
فراقت مبتلا مکن و دلم را به درد نیاور. مادرش گفت: فرزندم! از تقاضای همسرت روی گردان و به میدان برو و در رکاب فرزند دختر پیامبرت بجنگ تا از شفاعت جدّش در روز قیامت بهره مند شوی. نحوه شهادت وهب وهب به میدان بازگشت نوزده سوار و دوازده پیاده را به هلاکت رساند. هنگامی که دو دستش قطع شد همسرش عمودی به دست گرفت و به سوی او آمد و گفت: پدر و مادرم به فدایت، در راه یاری پاکانِ حرم
باور نمی کنم که فراموشمان کنی(چشم به راه سپیده)
/> سرشک چشم تو بایست که گلاب شود من آمدم که سلام مرا جواب دهی سلام می کنم و وای اگر جواب شود اگر اجازه دهی روضه خوان شوم امشب که قلب سوخته ات بیشتر کباب شود برای کودک خود آب خواست اما حیف همین دلیل بر این شد، حسین آب شود بگویم از شرر خنده های حرمله ای که پاسخ شرر گریه رباب شود و شیرخواره پس از این ز نیزه خواهد دید که دست مادر او بسته در
مجموعه اشعار آئینی ویژۀ اربعین حسینی
بده که دفن شود با تو خواهرت دلشوره داشتم که مبادا کنار تو چشم ربابه باز بیفتد به اصغرت نذرش قبول سایه نشینی نمی کند از بس که بر تو هست وفادار ، همسرت لالایی اش امان مرا نیز بریده است گوید به ناله ! اصغر من شیر خورده است؟! سعید توفیقی خواهر نگو ،خاکستر خواهر می آید با کوهی از غم ، خسته و بی پر می آید
همه کنایه های سیاسی در مداحی های امسال حسینیه امام!!️
در دلم جاری است نغمه های تو دافع النقم است برق شمشیر شب شکاف تو نیز سایه لطف سابغ النعم است جهد تو در جهاد عاشورا جنگ با کفر و قهر با ستم است تا تویی پاسدار خیمه وحی اهل بیت رسول را چه غم است چه بگویم که گفت خیرالناس رحم الله عمی العباس ای فدایی راه دین عباس شاهد مکتب یقین عباس
سرگذشت زنی که هپروت را بر چهار فرزندش ترجیح داد
با گریه راهی خانه شوهر کرد مرا از یاد برد زیرا هیچ گاه آینده فرزندش برایش اهمیتی نداشت و انگار نه انگار که مسبب تمام بدبختی هایم خود او بود! او می توانست الگوی خوبی برای بچه هایش باشد تا فرزندانش راه صحیح زندگی را از او یاد بگیرند، ولی او از همان ابتدا فکر می کرد وظیفه پدر و مادر تنها به دنیا آوردن بچه ها و تهیه یک لقمه نان بخور و نمیر برای آنهاست و اگر فرزندی دچار اشتباه شود،به علت بی لیاقتی آن
مجموعه اشعار ویژه شهادت امام حسن(ع)
به تو یک چشم بین تشت تشت مقابلت پر خون جگر شده از ناله هات زینب تو هل کرده است گویا که باز واقعه ی پشت در شده ای وای از مصیبت تابوت و دفن تو وای از هجوم تیر و تن و چشم تر شده می گفت با حسین اباالفضل وقت دفن این تیرها برای تنش دردسر شده موی سپید و کوچه و تابوت و زهر و تیر دوران غربت حسن اینگونه سر شده
وصیتنامه خواندنی یک شهیدمدافع حرم
و تقصیر کند. ان شاءالله خطاب به همسر و فرزندانم: همسر عزیز و مهربان و دوست داشتنی و همیشه همراه و همدل و هم مسیر من، تو را خیلی اذیت کردم، این را خوب می دانم و درک می کنم؛ در تمام مراحلی که من به مأموریت می روم، سختی های زیادی را متحمل می شدی، خدا اجرت را در آخرت بدهد و تو را در زمره خوبان قرار دهد. مرا حلال کن، خیلی اذیتت کردم و همواره از خدا هم می خواهم مرا ببخشد.
ای خدای متعال! در صورت استحقاق، مرا شهید بمیران...
تانک پی. ام.پی در جبهه آبادان، خرمشهر که هر لحظه گلوله خمپاره شلیک می شود، هستم. آیا از رزمندگان دلیر اسلام بنویسم یا از خودم؟ ای خالق جهانیان! چه زیباست که به جبهه آمده ام تا جانم را فدای حقیقت و مکتب تو، عظمت تو، اسلام عزیز و وطنم کنم... ای خدای متعال! در صورت استحقاق، مرا شهید بمیران... پدر و مادر، برادران و خواهران، بستگان عزیز! از شما می خواهم، همان طور که برای برادرم صبور و شکیبا بوده و
پاسخ حضرت آیت الله صافی به نامه یک دختر به امام عصر (عج)
می دهم که به سراغشان بروی و به آنان توجّه کنی. می دانم که پرونده ام تو را شوکه کرده است. پرونده ای درخشان که یک باره سیاه شد. امّا تو جواب سؤالات مرا بده. شاید من هم بتوانم خود را قانع کنم و دوباره با ایمان آهنین و گام های مطمئن به سوی تعالی که در پیش داشتم باز گردم. ای امام بزرگ و عالم! ای کسی که تمام دانش های خداوند را در اختیار داری، ای مرد بزرگ و بردبار، من توان فهم مصلحت های خداوند
نورصالحی با جانور به بازداشتگاه متروک رفت
، اما اسباب تفریحند؛ اما کم کم خطرناک و بعد... مرگبار می شوند تا جایی که تعقیب گر ناشناس در پیامکی از اسکرپی می خواهد از بالای صخره به عمق دریاچه بپرد. ماجرای این کتاب در قالب فصل های بهم پیوسته با عنوان هایی مانند تِدِ خوشحال، بزرگراه، اولین پیام، حشره ها، سیلوا، مأموریت جدید، پدر، جیبو، هواپیما، پروانه ها، ونوس، شب، فرانسیس، شیلی، کافه، جاج، جمعه، ویلا، انگشتر، بیگ من، مار آبی، دروغ
------ " روز جمعه " ------
وَلاخُلْفَ لِقَوْلِکَ وَلاتَبْدِیلَ حقا ً تو توئی خدا نیست معبودی جز تو یگانه نیست شریکی برای تو ونه انبازی ونیست تخلفی درگفتارت ونه تبدیل وَأَنَّ مُحَمَّدَاًصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ أَدَّی مَاحَمَّلْتَهُ إِلَی الْعِبَادِ وَجَاهَدَ فِی بدرستی که محمد درود خدا براو وبر آل او بنده وفرستادۀ تست ادا کرد آنچه راتحمیل کردی به اوسوی بندگانت وکوشید در راه