شهیدی که زندگی بانوی نویسنده را متحول کرد / واگن مترو سرآغاز تولید یک اثر فاخر فرهنگی - حوزه
سایر منابع:
سایر خبرها
گفتگو با عالیه حجت زاده، یکی از اولین دانش آموخته های رشته روزنامه نگاری در ایران
دهد. تب ورزشی نویسی برای بانوان روز های جمعه توی برف و باران تا ساعت 10 شب توی ورزشگاه بودم و گزارش تهیه می کردم، فقط برای حمایت از ورزش بانوان. تا ساعت 2 شب مطلب را آماده می کردم و بعد تلفنی برای سردبیر می خواندم و فردا صبح هم مطلب چاپ می شد. تا سال 1367 در این نشریه فعالیت می کند، اما چون همسرش در وزات خارجه فعال است، آن ها را به هلند می فرستند و 2 سال و نیم را در این کشور می
کرمانشاه| کتاب دوشکاچی روایت رزمنده ای که پای خود را به تیربار بست
دوشکاچی از یک عکس قابل تأمل در جنگ و از تولیدات حوزه هنری انقلاب اسلامی استان کرمانشاه، نوشته علیرضا کسرایی و خاطرات علی حسن احمدی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس از کودکی تا عملیات مرصاد است که به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. وی با اشاره به اینکه این اثر که به کوشش دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری کرمانشاه تنظیم شده، خاطرات یکی از رزمندگان جنگ را از دوران کودکی تا
مستندنگاری از فاجعه منا به روایت یک مادر/کاردانی: برای نوشتن کتاب با دختر شیرخوارم هر روز از قم به تهران ...
قرار نداد. من اکثر خانواده ها را از فضای مجازی پیدا کردم. یعنی با یکی از خانواده ها و کسانی که فعالیت هایی در رابطه با شهدای منا داشتند ارتباط گرفتم و چون خانواده های شهدا خودشان با هم در ارتباط هستند به این ترتیب به بقیه هم وصل شدم. حال و هوای خانواده های شهدا بعد از پنج سال و وقتی این خاطرات دوباره برایشان مرور می شد چه طور بود؟ طبیعتا هرچند سال هم که گدشته باشد این موضوع و
فرزند پروری مادر شهید در کاش برگردی
گو کردید؟ این کتاب خاطرات همه اعضای خانواده، همکاران و نزدیکان شهید شیری هستند. راوی، مادر شهید است و کتاب، خاطراتی است که نزدیکان شهید روایت می کنند. با همه خواهران، برادران، دوستان و همکاران شهید صحبت کردم و خاطرات آنها را جمع آوری کردم. کتاب کاش برگردی شامل چند فصل یا بخش است؟ کتاب کاش برگردی مشتمل بر 12 فصل است که به فراخور سال های زندگی شهید تقسیم شده است؛ به
روایتگری مدافع سلامت از مدافع حرم
مراسم رونمایی کتاب هیچ قراردادی بین من و انتشارات وجود نداشت و حتی هزینه چاپ کتاب برای رسیدن به مراسم رونمایی توسط بسیج جامعه پزشکی کشور را از جیب خودم پرداخته بودم. در آن زمان کتاب به شکل خاطرات روزانه جدا جدا به چاپ رسیده بود. تصمیم گرفتم تغییراتی در کتاب بدهم. با انجام مصاحبه های بیشتر کار پخته تر و بیش از چهل درصد تغییر کرد و بعد از تغییر اسم و طراحی جلد مجدداً توسط انتشارات روایت فتح به چاپ
حق مطلب در حوزه ادبیات دفاع مقدس ادا نشده است
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، محسن صادق نیا مسئول انتشارات سوره سبز و رئیس اداره حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه با رادیو گفتگو به موضوع ادبیات دفاع مقدس، خاطره گویی و جمع آوری آثار در حوزه دفاع مقدس پرداخت و اظهار کرد: قالب داستان و رمان یکی از بهترین قالب ها در انتقال مطالب است. در واقع داستان اهرمی است در اختیار نویسندگان که می توانند مفاهیم مورد
روایت مادرزن هویدا از زمین های دخترش در تهران + عکس
های آن دوره هم به صورت زیرزمینی چاپ می شد چون اجازه چاپ و انتشار علنی نداشتند. به همین دلیل است که اعلامیه و اعلان های کمی به جا مانده است. کتاب 100اعلان و اعلامیه از مجموعه شخصی ناصرالدین حسن زاده استاد ایرج افشار وقتی اعلامیه های آرشیو مرا دید، گفت: من در 40 سال فعالیتم در این حوزه و با وجود جمع آوری مجموعه های متعدد شخصی، این همه اعلامیه را یک جا ندیده بودم. به پیشنهاد و
انقلاب مشروطیت، در یکصد و چهاردهمین گام
صراحت، در خاطرات خود، در کتاب: خاطرات حیدرخان عمواوغلی، همراه با تقریرات منتشر نشده حیدرخان، به خط علی اکبر داور، چاپ سوم، 136 صفحه رقعی، انتشارات نامک، 1398، تهران. بخش هایی از ماجراجویی های خود را بیان می کند: ... حوزه مخفی اجتماعیون عامیون طهران که مرحوم حاجی ملک المتکلمین و آقا سیّدجمال واعظ نیز در آن حوزه عضویت داشتند، اعدام اتابک را رأی داده، به کمیته مُجری حکمِ اعدام فرستادند
ناگفته های تاجیک از 88| انقلابیون انقلاب را می خورند [+فیلم]
/> لطفاً شأن مرا حفظ کن و حق و حقوق مرا حفظ کن. یا بعضی وقت ها به تعبیر بدیو شما نیازمند این هستید که برای تغییرات اجتماعی و سیاسی یک شکلی از رادیکالیته و یک میزانی از رادیکالیته را تجربه کنید. بعضی از کتاب های شریعتی را از اول تا آخر نوشتم چون در آن سنی که بودم بسیاری از مطالبش را متوجه نمی شدم *شما این رادیکالیته را با شریعتی تجربه کردید؟ فرمودید بعد از سال 88، یک بار دیگر
تاجیک: نعشِ اصلاح طلبی بر دستان ماست!
... {مصاحبه گفت وگوی ویژه خبری در زمان دستگیری} نزدیک ساعت 8 صبح شروع شد. به خانه فرستادند. از خانه یک کت و شلوار برایم آورده بودند. من هیچ چیزی را نه اسم آوردم نه اعتراف کردم. اصلا بحثم این نبود. برای همین ابتدای بحث مجری که جناب آقای حیدری بود، با این کلمه شروع می کند که ما شما را به عنوان استراتژیست و تئوریسین دعوت کردیم. کاملا تا آخر انفرادی بودم و هیچ گاه هم بازجویم را
پژمان جمشیدی: فکر می کنم 2 از یک بهتر شده!
او و البته کار سختی بود شاید یک مقدار کارگردانی برای پیمان سنگین تر بود. همه از رفاقت بین تو و پیمان قاسمخانی خبر دارند، با این رفاقت بازی کردن برای او سخت است یا آسان؟ به نظرم انجام دادن هیچ کاری برای پیمان سخت نیست. او اینقدر آدم محترم و بی عقده ای است که هیچ سختی وجود ندارد. من سال هاست با پیمان دوست هستم و در طول این مدت هیچ وقت نشده از هم دلخور شویم یا حتی برای مدت کوتاهی رابطه مان
داستان های وارداتی، فرهنگ های اقلیمی را می بلعد/ تأثیر آثار ترجمه بر قلم نویسندگان جوان
گفت وگو پرداخت. نویسنده در این مصاحبه تأکید دارد که او به عنوان یک نویسنده وظیفه و تکلیف خود می داند که از فرهنگ اصیل و اقلیم های ایرانی صحبت کند، آن هم در شرایطی که جهانی شدن در حال بلعیدن خرده فرهنگ ها است. فیروزجایی در بخش دیگری از این گفت وگو به وضعیت بازار کتاب کودک و نوجوان نیز اشاره کرد و گفت که این حوزه بیش از هر زمان دیگری مورد هجوم آثار ترجمه شده است. مشروح گفت وگوی تسنیم با این نویسنده
اراده، مهمترین پیام زندگی یک آزاده است
آوری خاطرات صورت پذیرد، یعنی حتی اگر تدوین و چاپ هم انجام نشود ایرادی ندارد، اما بحث جمع آوری آثار باید در دستور کار قرار گیرد. مخصوصاً در مورد قشر آزادگان حداقل در استان مازندران خاطرات جمع آوری نشده بنابراین در مرحله اول باید تمرکز بر این باشد که تا زمان از دست نرفته و آزادگان و رزمندگان دوران دفاع مقدس در قید حیات هستند و حافظه شان یاری می کند بتوانیم مصاحبه ها را انجام دهیم. به نظر شما
از داوری عصر جدید تا وکالت آقازاده / دیده شدن دیگر نفعی ندارد
ر است؛ خودتان اطلاعی نسبت به باقی دستمزدها دارید؟ خیر، نه می دانم و نه می پرسم، چون دستمزد خصوصی است. برای من این جذاب بود که بعد از این همه سال حضور در فیلم های سینمایی، بچه هایی که مرا در خیابان می بینند، داور عصر جدید خطابم می کنند، نه امین حیایی ! پس این مسابقه اینقدر تاثیرگذار بوده است که مخاطب همه نقش های مرا فراموش کرده است * معمولاً برخی از هنرمندان یا بازیگران کار در
روایت طلبه جهادی از نذر مهربانی تا زنجیره امید/ جهاد، قطعا سبب رشد فردی است
: با وجود اینکه از دوران نوجوانی به بعد زندگی خانوادگی ام دچار تحول شد و دیگر نیازی به کار کردن نداشتم، اما سختی های آن دوران لحظه به لحظه با من همراه بوده و در ذهنم نقش بسته است. این فعال فرهنگی، اجتماعی ادامه داد: اکنون نیز خود را برادر ده ها کودک فقیر می دانم و نشاندن لبخند امید بر لبهایشان را وظیفه خودم می دانم. وی با اشاره به تأسیس گروه جهادی زنجیره امید به یاد شهید حاج
گل محمدی: اجازه صحبت با دوربین های تلویزیون را نداشتم
یحیی گل محمدی درباره دلیل غیبت خود در نشست خبری قبل از بازی با نساجی اظهار داشت: لازم می دانم از همه اصحاب رسانه بابت اینکه حضوری نمی توانم مصاحبه کنم عذرخواهی کنم. هر چند که اگر هم حضور داشتم به خاطر مسائل پیش آمده بنا به خواسته باشگاه امکان صحبت مقابل دوربین های تلوزیون را نداشتم. وی درباره این بازی گفت: می دانیم که مقابل یک تیم خوب و با برنامه بازی داریم که فوتبال زیبا و خوبی را به
این بازیکن متادون مصرف کرده بود!
بر اثر متادون بوده چنین مصاحبه ای انجام می دهد؟ من سرم به کار خودم است و در زمین فوتبال چه در دورانی که بازی می کردم و چه در دوران مربی گری موفق بودم اما صادقانه می گویم در بیرون از فوتبال موفق نشدم چون مافیا و باند نداشتم.
رؤیاهایم من را به سمت نویسندگی کشاند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اردبیل، مریم حضرتی نویسنده ساکن اردبیل و فارغ التحصیل رشته حقوق می گوید همیشه در رؤیاهایش زندگی کرده و چون رؤیاپردازی لذت بخش ترین جنبه زندگی وی بوده، از نوجوانی به نویسندگی پرداخته است. وی نوشتن را با داستان کوتاه آغاز کرد و در میانه راه به خاطره نویسی کشیده شد. در کنار داستان های کوتاهی که از این نویسنده جوان اردبیلی در کتاب ها و مجله ها چاپ شده
ما پرسپولیس هستیم و آماده گرفتن 3 امتیاز!
رسانه بابت اینکه حضوری نمیتونم مصاحبه کنم عذر خواهی کنم هر چند که اگر هم حضور داشتم به خاطر مسائل پیش آمده بنا به خواسته باشگاه امکان صحبت مقابل دوربینهای تلوزیون را نداشتم ، میدونیم که در مقابل یک تیم خوب و با برنامه بازی داریم فوتبال زیبا و خوبی را به نمایش میگذارند باید تبریک بگم به آقای فکری و همکاراش بابت این نوع فوتبالی که ارائه میدهند بازی راحتی برای ما نخواهد بود ولی ما پرسپولیس هستیم و در
گپ و گفتی جذاب با بهروز رضوی
گرمایش را حفظ کرده است / رادیویی ها را چقدر می شناسیم؟ قاعده نوشتن درست بود بهروز رضوی، گوینده رادیو از نامه نوشتن تجربه های زیادی دارد. او می گوید: در جوانی به دلیل مشغله کاری معمولا از خانواده دور بودم، برای همین با نوشتن نامه با خانواده در ارتباط بودم. دوری و نبود امکانات الکترونیک باعث می شد نامه نویسی هم رایج باشد. برای نوشتن نامه معمولی برای خانواده، فرمول های ثابتی وجود داشت
سر سجاده نماز هدف"خمپاره 60" دشمن شدم
که دانش آموز درس خوانی بودم پس از پایان راهنمایی در سال 61 همراه پدرم که زمستان ها برای تامین مایحتاج خانواده به تهران می آمد و کارگری می کرد، به تهران آمدم، اما با توجه به مخارج بالای زندگی در شهر، مجبور شدم تحصیل را نیمه کاره رها کنم و یک موتور گازی خریدم و در محله ها و خیابان ها می چرخیدم وآهن و چُدن خرید و فروش می کردم. چگونه زندگی شما با جنگ تحمیلی پیوند خورد؟ در سن هجده
توان پرداخت عوارض به شهرداری را نداشتم مجبور به تعدیل نیرو شدم
با چشم های کبود را به چاپ رساندم . از دیگر کتاب هایم می توان از فروغ زندگی رازها و قصه ها ، دختر دوست داشتنی من و پیوند الفت نام برد و همچنین سال 1398 کتاب کم حجم تاریخ سینما در اهواز را به چاپ رساندم و اخیرا هم کتاب پسر اهواز را شامل هزار و 600 صفحه دست نوشته و بعد از تایپ به احتمال زیاد به 700 صفحه می رسد که باید ناشری با بنده همکاری کند تا آن را چاپ کنم زیرا امروزه استقبال از کتاب کم
از صبا مهر آموختم
من داد و گفت: با این پول کارگاهت را دوباره راه اندازی کن. آن 400تومان زندگی مرا متحول کرد. ابزار خریدم و کارگاهم را راه اندازی کردم. کارگاه را سال1332 راه اندازی کردم. استاد صبا سال1336 فوت کرد و من ماندم و یک دنیا حسرت. چندین سال بعد وقتی برای دیدن همسر صبا و دخترشان غزاله رفتم، 100هزار تومان چک های مسافرتی روی میز گذاشتم و ماجرا را تعریف کردم. همسر صبا از این کار من خیلی ناراحت شد اما با اصرار
تراژدی اجتناب ناپذیر: کیسینجر و جهان او
چند سال پیش، با دوستی مشغول شام خوردن بودم. او به میز تکیه داده و چنین زمزمه می کرد: باری، هنری کیسینجر شیطان است. این دوست در اواسط نوشتن کتابش در مورد سیاست خارجی بود و در این دوستی درازمدت مان، ما بعدازظهرهای زیاد و البته مفیدی را صرف بحث در مورد مسائل بین المللی می کردیم. برای ما غیرمعمول نبود که جلسات بحث مان سه ساعت و نیم یا چهار ساعت به طول انجامد. رویکرد ما در مورد مسائل سیاسی متفاوت بود. من بر این بودم که رویکردی مبتنی بر سیاست واقع گرایانه اتخاذ کنم؛ بدین معنا که می کوشیدم به نتیجه ای مبتنی بر روابط قدرت در یک وضعیت مشخص برسم. من به دنبال تلاش برای ارزیابی این مساله بودم که چگونه منافع ملی آمریکا متاثر از تصمیمی خاص خواهد شد و درصدد اندازه گیری این مساله بودم که چه چیزی محتمل - نه اینکه مطلوب- است. به تعبیر دیگر، فکر می کردم تمایزگذاری میان آنچه درست است (رئالیسم) و آنچه که فرد خواستار درست بودن آن است، مهم است. من در مورد اطلاق ملاحظات اخلاقی در حوزه ای که اخلاق انتزاعی واقعا اهمیتی نداشت بی اعتماد- و حتا منکر- بودم. (بر این ...
نمادی از تاریخ پژوهی حوزوی
سرویس تاریخ جوان آنلاین: عالم مجاهد آیت الله سیدهادی خسروشاهی در دوره ای روی از جهان برگرفت که بیماری کرونا، مجال هرگونه تجلیل متعارف از وی را، از جامعه علمی و فرهنگی کشور ستانده بود. هم از این روی این محافل به گونه ای محدود و با استفاده از فضای مجازی انعقاد یافت. آخرین نمونه این بزرگداشت ها، به همت انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی با همکاری شاخه آسیب شناسی دینی و اخلاقی معاونت پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. نظر به اهمیت تاریخی مباحث ارائه شده در این محف
بنیانگذار بزرگترین کارخانه کامیون سازی خاورمیانه
شان را دیده بودم. می دانستم توان تولید ندارند. ما هم اگر مثل قبل از آن سال ها حرکت می کردیم، تا صد سال بعد هم چیزی نمی ساختیم. چون خارجی ها همه چیز را برای خودشان می خواستند و همه چیز را هم پنهان می کردند. بعضی ها هم اینطور فکر می کردند که باید راه بیافتیم دنبال خارجی، آن ها به ما بگویند چکار کنیم. خارجی ها دلشان نمی خواست که ما راه بیافتیم، جلو بیافتیم، اما ما کار کردیم. هرکاری هم کردیم خودمان
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
هم از زمانی که همسرم بحث سوریه را مطرح کردند خاطرات را با ذکر زمان نوشته بودم و همان ها را در یک کانال نشر دادم، در این بین یک خانمی به من پیام دادند که من از خواندن خاطرات زندگی شما متحول شده ام و می خواهم شما را ببینم. وقتی من را دیدند گفتند: من فقط به خاطر حضور شما چادر پوشیدم و حجابم را رعایت کرده ام. ایشان کامل محجبه شدند و با یک فرد مذهبی ازدواج کردند و به جایی رسیدند که می گفتند اگر الان
سخت ترین دوران یک معلم
کردند و گفتند شما امتیاز این کتاب را به جایی داده ای؟ گفتم: نه و گفتند: ما کتابت را چاپ می کنیم. این طور شد که کتاب را تا چاپ چهارم رساندیم و با چاپ اولیه کتاب پنج مرتبه به چاپ رسید. بسیار به کتاب توجه شد و مورد استقبال قرار گرفت. هیچ نقدی تاکنون به کتابم نیامده است بعد از آن شش جلد کتاب دیگر هم در حوزه مسائل دینی نوشتم. عناوین این کتاب ها وضو و نماز، بهائیت به روایت اهل بهاء
رویارویی مستقیم با آمریکا در شکار هیولا / سرشار: قدرت نشاندن آر کیو 170 به من در نوشتن انرژی می داد
محسوب می شود. چه شد نگارش کتاب درباره شکار پهپاد آمریکایی را شروع کردید؟ طرح اولیه سوژه چگونه شکل گرفت و نوشتن چگونه پیش رفت؟ ماجرای شناسایی و شکار پهپاد آر کیو 170 جزو ماجراهایی بود که در اوایل دهه 90 خیلی برای نسل ما ماجرای عجیبی بود، بعد از سال ها اولین بار بود که در حوزه نظامی، ایران داشت رونمایی از قدرتش را نشان می داد که ما آن را در خبرها شنیده بودیم، ولی بروز عملی از آن ندیده بودیم
رنگ ها در شکل گیری ایده تره یار نقش داشتند
. بعد از مدتی همزمان با کار بازاریابی تصمیم گرفتم وارد صنعت شوم، که در نهایت در یکی از شرکت های مجموعه سیم و کابل مشغول به فعالیت شدم و تقریبا 6 سال در حوزه آزمایشگاه با این شرکت همکاری کردم. بعد از آن حدود یک هفته وارد کار بازاریابی سوسیس و کالباس شدم ولی باتوجه به اینکه مواد مورد استفاده در این صنعت غیرطبیعی بود و خودم علاقه ای به فرآورده هایی از این دست نداشتم کار را رها کردم. البته بعد از تجربه