همسرم، همسنگر من است - حوزه
سایر خبرها
محتوای کتاب آزادگان متفاوت است
شیرین می کند. عبدالصمد حسین پور، جانباز آزاده ای که روایت او در کتاب نگارش شده در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با شروع جنگ تازه نامزد کرده بودم و برای اعزام به جبهه جزو اولین داوطلبین بودم اما متأسفانه مخالفت خانواده و همسرم مرا از این کار واداشت. وی افزود: یک سال پس از ازدواج به همسرم گفتم که شرایط امروز همان شرایط کربلای دیروز است و ما باید درصحنه حاضر شویم و تو از
شهیدنامه ایرنا استان سمنان؛ جاویدنام محمدرضا حمزه
سمنان با اعزام تعداد قابل توجه رزمندگان به این نبرد، جزو سه استان برتر در تقدیم بیشترین تعداد شهید در کشور است؛ مدالی که از هر رنگی بالاتر و آرمانی جاودان را یادآور است. رزمندگان سلحشور و دلیر ایران اسلامی طی هشت سال دفاع مقدس بیش از 100 عملیات محدود نیمه گسترده و گسترده انجام دادند و با مدیریت تحسین برانگیز نظامی و پرورش قوای رزمی توانستند با قاطعیت از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران
عکس | بانوی تبریزی همه طلاهایش را به مقاومت بخشید
. خانم شمس آذران در خصوص ازدواج خود هم می گوید: همسرم جزو جانبازان و آزادگان هشت سال دفاع مقدس است و اصلا یکی از گزینه های من برای ازدواج جانباز بودن همسرم بود که می خواستم حتما جانباز باشد. آن طور که این بانوی خیّر تبریزی می گوید: همسرش با این اقدام و کار او هیچ مشکلی نداشت و حتی تشویق هم کرده است و حتی گفته تو کاری که بهترین است را انجام می دهی. از خانم شمس آذران می پرسم می توانستید مثلا فقط یک جفت
اینجا همه چیز با پاییز گره خورده است
چاپ و منتشر شده است، این کتاب یکی از شش کتابی است که به تازگی در هفته دفاع مقدس به عنوان تازه ترین کتب تقریظی حضرت آیت الله خامنه ای معرفی شده بود. شهید احمد یوسفی یکم اردیبهشت سال 1335 در شهرستان زنجان دیده به جهان گشود، سال 1359 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد و سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور پیدا کرد، وی در فعالیت های دوران انقلاب در زنجان، نقش مهمی داشت و بزرگترین راهپیمایی
یک وجب از خاکمان را به دشمن ندادیم...
عنوان امدادگر در جبهه مشغول بود. سال 1363 به عنوان گزارشگر در مجله زن روز و بعد از مدتی در بخش گزارش اجتماعی کیهان مشغول به کار شد. از آنجا هم هر وقت شرایط برای خواهران مساعد بود، همراه دیگر همکاران خواهر با هدف تهیه خبر و گزارش به مناطق جنوب می رفت. مرحوم کاظم زاده به عنوان عکاس در چندین مقطع در مناطق عملیاتی حضور داشت و تنها عکاس زنی بود که در دوران دفاع مقدس توانست به اتاق جنگ راه یابد و از
ناگفته های عکاس ایرنا از سفر کربلا تا جبهه
مدتی بعد در تولیدی لباس مشغول به کار شد تا این که در خبرگزاری پارس استخدام شد و با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان عکاس عازم جبهه شد. رضایی ادامه داد: ما در همان مغازه ای که متعلق به آقای حکمت نیا بود، ازدواج کردیم و همسرم در کنار این کار در کار تولید لباس هم فعالیت می کرد. وقتی صاحب تولیدی از ایران رفت، کریم در اداره پست مشغول به کار شد ولی وقتی به کربلا رفت، رییس اداره پست حکم اخراجش را به
عشق چگونه مکرر می شود؟/راوی آن قدر گریه می کرد که مستاصل می شدم
را بگیرد. همان احمدی که به او می گوید ببین! من نمی مانم و شهید می شوم، با من ازدواج کنی زندگی خیلی سختی در پیش خواهی داشت و این مسئله چقدر برای من نویسنده معما و پیچیده بود! چون وصال برای قرار است نه بی قراری. و ازدواج حتی در دین ما برای آرامش است و نه تلاطم! بعد از بیست سال کار و تجربه ام در حوزه ادبیات دفاع مقدس، هنوز هم خیلی ها می پرسند مگر روایت های جنگ تمام نشده و به تکرار نرسیده؟ که من پاسخ
شهیدنامه ایرنا استان سمنان؛ محمدعلی مکارنسب
جانبازان استان را جانبازان شیمیایی تشکیل می دهند. 207 نفر دارای بیش از 25 درصد جانبازی هستند. طبق گزارش ها، در کشور به ازای هر 124 نفر یک نفر جانباز و در استان سمنان به ازای هر 58 نفر یک نفر در دوران دفاع مقدس جانباز شدند و استان سمنان بیش از 2 و یک دهم برابر میانگین کشوری جانباز دارد و همچنین یکهزار و 747 نفر از این جانبازان بیش از 25 درصد جانبازی دارند. برنامه ریزی برای دومین
مشتاقانه منتظر اعزام دوباره ایم
ساعت طول کشید تا مجروحان را که شرایط سختی داشتند، از داخل آمبولانس به هواپیما منتقل کردیم. آنجا یک حاج آقایی به من مراجعه کرد. کمی فارسی بلد بود. از من درخواست کرد پسرعمویش را هم به ایران منتقل کنیم. او گفت، پسرعمویش، یک چشمش را از قبل در همین جنگ از دست داده بود. حالا این دومین چشمش بود که به شدت آسیب دیده و در معرض نابینایی بود. یعنی در عرض دو سال آن فرد، چهار بار، جانباز شده بود. همانجا از
زینب گونه باش و زینب وار عمل کن
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا شهید احمد بدیع زاده در تاریخ 1313 در یکی از روستاهای همدان در خانواده ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود. وی وارد سپاه شد و بعد از یک ماه از استخدام شدن برای دفاع از اسلام و میهن اسلامی به جبهه شوش داوطلبانه عزیمت کرد و در برابر متجاوزان بعثی در کنار سایر رزمندگان به دفاع برخاست و با مجاهدت های فراوان به خیل شهیدان پیوست. در ادامه خاطره ای
هیچوقت حسین زمان را تنها نگذارید
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، شهید حجت الله خسروی مرداد 1340 در شهرستان الشتر به دنیا آمد. وی تا دوم راهنمایی درس خواند ولی به دلیل پاره ای از مشکلات قادر به ادامه تحصیل نبود و در کنار پدر به تامین معاش خانواده مشغول شد. در دوران دفاع مقدس به عنوان گروهبان دوم ارتش در جبهه حضور یافت. در سال 1363 در بمباران هوایی میمک بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزارش در گلزار شهدای شهرستان خرم آباد
قصاص قاتلی که همسرش را ضربه های مشت کشت!
اولیای دم پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی بعد از اینکه کیفرخواست علیه متهم خوانده شد، اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: من سال ها قبل ازدواج کردم و یک دختر دارم. ازدواج اولم ازدواج موفقی نبود و از همسرم جدا شدم و خودم دخترم را بزرگ می کردم تا اینکه با منیژه آشنا شدم و با او ازدواج کردم. منیژه زن بسیار
قصاص قاتلی که همسرش را ضربه های مشت کشت!
وانانیوز| رسیدگی به این پرونده از اواخر سال 1400 آغاز شد. مرد 42 ساله به نام امین با پلیس تماس گرفت و از قتل همسرش خبر داد. وی به ماموران گفت: دیشب وقتی با همسرم درگیر شدم او را با ضربه های مشت کشتم. سپس پسرم را شهرستان بردم و تحویل خانواده ام دادم .حالا آمده ام تا خودم را معرفی کنم . به دنبال اظهارات این مرد ماموران به خانه وی در پاکدشت رفتند و با جسد زن 38 ساله
حکم قصاص برای مرد همسرکش
شفاآنلاین: حادثه مردی که همسرش را با ضربه های مشت به قتل رسانده بود از سوی قضات دادگاه کیفری یک استان تهران به قصاص محکوم شد. به گزارش شفا آنلاین : این مرد اوایل فروردین سال 1400 با مراجعه به پلیس به قتل همسرش اعتراف کرد. وی در تشریح ماجرا گفت: 4 سال قبل در حالی که از همسر اولم جدا شده بودم و یک دختر داشتم در اینستاگرام با زنی به نام مریم آشنا شدم که او هم مطلقه بود و بعد از چند ماه
سرو قهوه با چشمان بسته
شب نزد خانواده می ماندم و روز بعد به بندر می رفتم. سال1393 سرمایه ام 3میلیون تومان بود و مدت ها این کار را انجام دادم تا اینکه فکر کردم به حوزه قهوه ورود کنم، چون قهوه یک ماده غذایی محسوب می شود و به اصطلاح مصرفی است. 14سال است من را نبرده مسابقات شطرنج زمینه ساز آشنایی زوج روشندل شد. خسرجی می گوید: من بچه اهواز هستم و برای شرکت در مسابقات شطرنج به مازندران آمدم و در این رقابت ها
همسر کشی این بار در تهرانپارس | چاقو را در قفسه سینه اش فرو کردم! + مصاحبه با قاتل
کارآگاهان اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار گیرد. گفتگو با متهم شوهرم از خودش فیلم مستهجن می گرفت و در فضای مجازی انتشار می داد چند سال داری؟ من متولد سال 1364 هستم. همسرت چند سال داشت؟ علی متولد سال 1357 بود به چه جرمی بازداشت شدی؟ قتل همسرم. می توانی جزئیات بیشتری از روز حادثه را برایمان تعریف کنی؟
سرو قهوه با چشمان بسته | این کافه را یک زن و شوهر نابینا اداره می کنند
چطور قهرمان استان شده است؟ او که بازی بلد نیست. یعنی من به فکر خواستگاری بودم و همسرم به فکر بازی بود. بعد از آن باخت و صحبت هایی که بین خودمان و خانواده هایمان انجام شد، بالاخره با هم ازدواج کردیم. البته این را هم بگویم که بعد از ازدواج، یعنی 14 سال است که همسرم نتوانسته در بازی شطرنج من را شکست دهد. سمیه حسینی می خندد و می گوید: همسرم درست می گوید. البته من اهل مسابقه نیستم و شطرنج
شمارش معکوس برای قصاص مردی که زنش را زیر مشت و سیلی کشت
هفت صبح| رسیدگی به این پرونده از اواخر سال 1400 آغاز شد. مرد 42 ساله ای به نام امین با پلیس تماس گرفت و از قتل همسرش خبر داد.امین در تماس با مرکز فوریت های پلیس 110 به ماموران گفت: دیشب وقتی با همسرم درگیر شدم او را با ضربه های مشت کشتم. سپس فرزندم را شهرستان بردم و تحویل خانواده ام دادم .حالا آمده ام تا خودم را معرفی کنم . بعد از ثبت این گزارش و به دنبال اظهارات این مرد بلافاصله
پیکر جانباز شهید سردار همایون در شهر گرمی تشییع می شود
قلعه باشی این شهر برای بانوان برگزار خواهد شد. سردار حمایت همایون در سال 1335 در روستای آقاحسن بیگلوی شهرستان گرمی متولد شد و با احساس مسئولیت و تکلیف دینی در همان سالهای اول جنگ تحمیلی با شوق شهادت راهی جبهه های حق علیه باطل شد و در طول 168 ماه ایثار و مقاومت و حضور در دفاع مقدس با 85 درصد جراحت به درجه جانبازی نائل آمد. وی به خاطر مسئولیت های خطیری همچون جانشینی پایگاه
آدم های جنگ در میانسالی هم به درستی انتخاب هایشان معترف اند
جنگ دارد که به دخترش می گوید با یک پاسدار ازدواج نکن و هنوز وقت داری برگردی! من بارها گفتم یک فرد ارزش مدار هستم و به ادبیات دینی در قالب ادبیات پایداری معتقدم. همچنین به دفاع مقدس معتقدم و نگاه ضد جنگ ندارم چون جنگ ما یک جنگ ارزشی است. اما پاسخ به این سوال که چرا نگاه ضد جنگ را در کتاب آورده ام باید بگویم دنبال یک نگاه مطلق برای خواننده بودم که می تواند یک زندگی معمولی داشته باشد یا مانند
عوارض گاز خردل، سوغات پنج سال جهاد
در منطقه کامیاران بودم. شهید کاوه داماد خانواده ماست و سال 62 من را با خودش به جبهه غرب در کردستان برد و وارد تشکیلات سپاه شدم. تا اواخر سال 66 در جبهه حضور داشتم و بیشتر این زمان را در لشکر ویژه شهدا و در خدمت شهید کاوه بودم. این جانباز دفاع مقدس می افزاید: برای حضور در چند عملیات دیگر نیز به جبهه جنوب منتقل شدیم و در آنجا در عملیات های کربلای 4 و 5 و بدر خدمت کردم تا اینکه اواخر سال 66
برای پایداری انقلاب اسلامی مبارزه و تلاش کنید
به گزارش به شبکه اطّلاع رسانی رهیاب ؛ شهید حبیب الله جاوید در 10 خرداد 1332، در شهرستان بهبهان به دنیا آمد. پدرش علی اکبر و مادرش نوری نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. معلم بود. ازدواج کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. 25 مرداد 1360، در شوش بر اثر اصابت ترکش خمپاره به کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع در بهبهان است. متن وصیت نامه
شهیدنامه ایرنا استان سمنان؛ جاویدنامه محمدحسین اسماعیلی
جبهه های جنگ حق علیه باطل که از این حوزه عازم نبرد شده بودند نیز به جایگاه والای جانبازی نائل آمدند. از مجموع 96 شهید بهداشت و درمان دفاع مقدس استان سمنان، یک شهید پزشک بود، 6 شهید نیز بهداشت و پزشکیار، 56 شهید امدادگر، 9 شهید حامل مجروحان، 9 شهید راننده آمبولانس و 18 شهید نیز بهداشتیار و عضو کادر بهداشت و درمان رزمندگان دفاع مقدس بودند که به شهادت رسیدند. شمار کل جانبازان
اقدامات جهاد سازندگی خوزستان برای تقویت روحیه جنگ زدگان
استان در اختیار کمیته فنی جهاد خوزستان قرار گیرد و نیرو های متخصص جذب مراکز فنی جهاد شوند. اعتماد مسئولان به جهادگران عامل دیگری بود که بسیج امکانات ارگان ها به این نهاد واگذاری شود و پس از بازسازی کلیه ماشین آلات سنگین استان خوزستان به جبهه منتقل شود. همکاری دادستان انقلاب اسلامی خوزستان برای اخذ مجوز قانونی برای انتقال این ماشین آلات با جهاد استان خوزستان تأثیر خوبی داشت، طوری که با
در آستانه برگزاری اجلاسیه 1300 شهید شهرستان کازرون منتشر شد: روایت شیرزنی که همه فرزندان خود را وقف جهاد ...
چاره ای شود. از موارد خاص این مادر ایثارگر توصیه به حفظ خط ولایت و رهبری و دعا برای رهبر و پیروزی رزمندگان در جبهه های نبرد حق علیه باطل بود و تاکید می کرد در راه امام و اسلام همیشه در صحنه باشیم و کوتاهی نکنیم و ان شاءلله اسلام در همه صحنه ها پیروز است. به گزارش بسیج، شهید احمد شفیعی در عملیات رمضان تاریخ 23 تیرماه سال 1361 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و مادرش مرحوم مامان جان
پاییز و عاشقانه ای 40 ساله؛ نگاهم به ادبیات پایداری سورئال و رمانتیک نیست
درمورد این کتاب رونمایی می شود؛ بنویسم. با یکی از همان کتاب های متفاوت و واقعی روبرو شدم؛ و بعد از همصحبتی لذتبخشم با خانم جعفریان و نگاه متفاوتشان به ادبیات پایداری دلیل اصلی این تفاوت را متوجه شدم. خانم گلستان جعفریان معتقد است نگاهش به ادبیات پایداری و نگارش دراین حوزه اصلا سورئال و رمانتیک نیست؛ و با نگاه پژوهشگرانه و انتخابی به سراغ موضوعات می رود. او کتاب پاییز آمد را درامی عاشقانه
تصویر زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی حامد آهنگی و همسرش
. همین باعث شده تا او از طرف دوستانش تشویق گردد و این کار را ادامه دهد. او در مورد خاطرات این دوران گفته است: سال دوم راهنمایی در جشن های دهه فجر من برای گروه نمایش میکروفن نگه می داشتم اما گروه بازی خوبی نداشتند که حرص معلم حرفه و فن مان درآمد. گفت آقا جمع کنید این که نشد بازی، میکروفن رو بدید حامد، من که سر کلاس ادای معلما را در میاوردم همونا رو انجام دادم و خوانندگی و تقلید
گزارش فرهیختگان از کتاب پاییز آمد
35 سال می گذرد؛ اما هنوز پاییز که می آید نمی دانم از آتش مهری که بر جانم انداخته غمگین باشم یا مسرور. به برگ های زیبا و رنگارنگ می نگرم؛ با من سخن می گویند: زیبایی مرگ ما از زیبایی زندگی ماست... آری! پاییز برای من بغضی تمام نشدنی دارد. تب و لرزی است که حس آشنایش گرما بخش وجود من است. هنوز و همیشه نگاهم شور دیدنش را می ریزد و مرا بر دوست داشتنی ترین دوراهی ماندن و رفتن رها می کند... اصلا پاییز
مردی باتجربه زندگی در سه قرن/هدیه ای از سوی رهبر معظم انقلاب دلم را شاد می کند + فیلم
عبور می کند که من در مسیر رفت از روستای گلولان عبور کردم و پس از روستا گلولان به دلیل عملیات راهسازی، جاده روستای پیربهاءالدین بسیار ناهموار بود و قسمتی از مسیر هم برای آسفالت قیرپاشی شده بود. بعد از عبور از رودخانه که همچنان بخش هایی از آن آب داشت، در ابتدای وروی روستا منزل مرد کهنسال و گنجینه درس زندگی نمایان شد که وی در جلو درب منزل چشم انتظار آمدن من بود. مردی تا حدودی