فراستی: جلال آل احمد نویسنده عقب افتاده است/ بعد از انقلاب به اعدام محکوم شدم - ایران آنلاین
سایر خبرها
پسر بچه و کره اسب
تاختند. اسبانی که در آن سوی رود ایستاده بودند و نبرد دو اسب را می نگریستند چون چنین دیدند خود را به رودخانه زدند، با شنا از آن گذشتند و بتاخت سر در پی آنان نهادند. همه ی آنان مادیان بودند و حالا در پی نریان شجاع، که سردسته ی آنها بود، می دویدند. حاکم در اتاق خود نشسته بود که ناگهان غرش رعدآسایی به گوشش رسید. از جای برخاست و به طرف پنجره رفت و بیرون را نگاه کرد. چشمش به خیلی از اسبان افتاد که
قصد داشتم با ساخت سلطان و شبان جریان سازی کنم
جایگزین کردن سخنان محاوره ای به جای دیالوگ متنفرم. زبان فاخر و ایماژهای شاعرانه، می توانند بر لایه های فیلم بیفزایند و بار فنی آن را بالا ببرند. به هر حال دست پرورده تئاتر بوده ام و چه 30 سال پیش و چه اکنون، این شیوه ی سخن گفتن را دوست داشته ام. صداهای فیلم نیز همه دوبله شده اند و فقط سوسن تسلیمی در دوبله به جای خودش حرف زده است. صدابرداری سر صحنه قطعا فیلم را واقعی تر، باورپذیرتر و حساس تر می کرد
معاون رئیس جمهور: برای منفی بافی حدی قائل شوید
/> جهانگیری ادامه داد: کشور ما، کشوری است که کانون ثبات، امنیت و آرامش منطقه است و مردم به آینده شان امیدوار هستند. وی با بیان این که تولیدکنندگان کشور را می شناسم، اضافه کرد: پنج سال وزیر صنعت بودم که در آن پنج سال رشد صنعتی کشور دو رقمی بوده است. معاون اول رئیس جمهوری یادآور شد: در همان زمان اگر از من سوال می کردید چه تعداد واحد صنعتی مشکل دار را تعطیل داریم حتما می گفتم تعدادی
استاد اخلاقی که در موعظه طناز بود+تصاویر
در قبر جدش(یعنی حاج ملامحمدعلی مجتهد) دفن کنند، چون خواستند قبر او را بشکافند، دیدند که بدن ایشان صحیح و سالم است، لذا مجبور شدند که قبر را دوباره بپوشانند و قبر دیگری را برای ایشان در نظر بگیرند. ایشان در سال 1362 قمری و در سن 19 سالگی به کسوت روحانیت در آمد و قبل از آن در بازار تهران مشغول به کار بودند و پدرشان راضی نبود که فرزندش طلبه شود، ولی بر اثر عشق و علاقه زیادی که وی به علم و دانش
پسری به زیبائی های پدر
آغاز کرد و درباره خلافت خودش سخن راند و گفت: من از عایشه در شگفتم که مرا در خور خلافت ندیده است و فکر می کند که این جایگاه، حق من نیست. سپس با حالتی تمسخرآمیز گفت: زن را به این سخنان چه کار؟! خدا از گناهش بگذرد. آری! پدر این مرد [با اشاره به امام مجتبی (علیه السلام)[ در کار خلافت با من سرستیز داشت، خدا هم جانش را گرفت . امام(علیه السلام) فرمود: ای معاویه! آیا از سخنان عایشه تعجب می کنی؟ معاویه گفت
آبادان بازیکنی در حد لیگ برتر ندارد
کوفه است. چند سال پیش هم یک بار این را گفتم. ممکن است امسال ابو را روی نیمکت مربیگری ببینیم؟ چون مربی سفارشی نیستم خیلی نباید امیدوار باشم. بدشانسی دیگرم این است که گردنم اصلا کلفت نیست، وگرنه تا حالا قرارداد بسته بودم. در این فوتبال دلال ها تعیین کننده هستند و ما هم که راه را بلد نیستیم. البته وقتی فوق لیسانسه هایش در آژانس کار کنند و دیپلمه هایش معاون فلان جا شوند، این چیزها طبیعی است.
گفت وگو با قدیمی ترین تک تیرانداز پلیس
زاده به من گفت چون هدف، کمربند انتحاری به خودش بسته، هر وقت من اشاره کردم، فوراً شلیک کن؛ من هم چون در فضای خاصی قرار داشتم مجبور شدم در جایی مستقر بشوم که سردار را هم در دید داشته باشم و علاوه بر آن هدف را هم به خوبی ببینم؛ درست خاطرم هست فاصله من با هدف کم بود و من از چشمی دوربین کاملاً او را زیر نظر داشتم و منتظر اشاره سردار برای شلیک بودم که یک دفعه نمی دانم چطور شد، گروگان گیر یک دفعه سرش را
مادری که خواستگار دخترش را به قتل رساند
خیره به مادر گفتم که مادر شما چرا دوست نداری که من ازدواج کنم!؟ وقتی این حرف را زدم، مادرم فقط خندید وبا ریشخندی معنا دار به من گفت که تو دیوونه شدی دختر! من همیشه آرزویم بوده که تو ازدواج کنی، اما با یک آدم درست و حسابی! پس از گذشت روزها، سخنان اختلاف آمیز من و مادرهمچنان ادامه داشت و در این میان عمو فرخ نیز مانند یک پدر فداکار سعی داشت به من بفهماند که نادربه هیچ عنوان شایسته
روحانیون طرح هجرت هم فیش حقوقی دارند
تبلیغاتی، همچنان منبر جایگاه خود را دارد ومردم از این فرصت استقبال می کنند اما تبلیغ چهره به چهره با زندگی در بین مردم محقق می شود و این فرصت هم زمینه را برای ارتقا سطح فکری وفرهنگی مردم از نزدیک فراهم می کند. وی افزود: روحانی طرح هجرت، طرف مشورت مردم در همه حوزه ها می شود ودیگر محدود به بخش دین نیست، حتی در طرح های عمرانی روستا، ضروری است روحانی اشراف کامل داشته باشد واز طرفی می تواند با
داور بازی ایران و آمریکا/ عمدا پنالتی نگرفتم
برای داوری 18 سال است. امّا مسیری که انتخاب کرده بودم، برای خودم مشخص بود. دلم می خواست به استادیوم سن سیرو بروم و در جام جهانی سوت بزنم. وقتی داوری را شروع کردم خانمی از من پرسید: هدفت چیست؟! و من گفتم: هدفم این است که در جام جهانی 1998 داوری کنم! این حرف را 21 سال قبل از جام جهانی فرانسه زده بودم! گفتم دلم می خواهد در آن جام جهانی حاضر باشم و همین طور نیز شد! بله. در آن جام جهانی حاضر بودم.
آقا بعد از شعرخوانی سبزواری گفتند در نود سالگی هم می توان شعر جوانانه گفت
انسانیّت، در خدمت دین، در خدمت وحدت، در خدمت رفعت ملّی، در خدمت پیشرفت همه جانبه ی کشور، در خدمت انسان سازیِ به معنای واقعی کلمه در کشور؛ این می شود شعر انقلاب که در جهت اهداف انقلاب است. * * * جلسه تمام شد. مثل همیشه شعرا ریختند دور آقا. این بار بیشتر خانم ها. آقا حرف هایشان را گوش می کردند اگر می شنیدند. بعضی که فرصت نشده بود کتابشان را بدهند، دادند. بعضی التماس دعا و ... آقا که
یادآوری یک ادعا در خرداد 76
اصلاح طلبان و جناح موسوم به چپ، به وفور از احتمال تقلب گفته می شد حتی برخی روزنامه ها ادعا می کردند که روی دیوار دانشگاه تهران نوشته اند رای از شما، انتخاب از ما! و چه حماقتی از این بالاتر که مجری تقلب، پیشاپیش همه جا جار بزند و از قصد خود برای تغییر نتیجه انتخابات بگوید و چه احمقند آنهایی که چنین چیزی را باور می کنند! بنابراین این قبیل مظلوم نمایی ها و آماده کردن فضا برای القاء تقلب در
یورو بازی با برانکو ایوانکوویچ/ کرواسی قهرمان یورو می شود
را دارم و 4، 5 سال هم در تیم ملی ایران بودم و به همین دلیل دوست داشتم در این مقطع در تیمی باشگاهی باشم تا هر روز کار کنم. در این یورو هم مربی تیم ملی نیستم اما هوادار کرواسی خواهم بود چون خیلی از بازیکنان حال حاضر تیم ملی شاگردان من بودند و دوست دارم موفق باشند. * امیدوار هستید روزی در یورو دوباره روی نیمکت تیمی حضور داشته باشید و دوست دارید آن تیم ملی کدام کشور باشد؟ طبیعی
روایت عزل اولین رئیس جمهوری؛ تنها یک رای کبود
شاهرود است که مهمترین دلیل بر عدم کفایت سیاسی آقای بنی صدر را جهت گیری ایشان علیه نظام جمهوری اسلامی و اتحاد نامقدس با کلیه نیروهای ضد انقلاب وابسته به شرق وغرب جهت نابودی این نظام می داند. وی در ادامه درباره التقاط فکری بنی صدر صحبت می کند و می گوید: ... در سال 54 یک روز جمعه در خدمت جناب حجت الاسلام سید منیرالدین حسینی شیرازی نماینده مردم شیراز در مجلس خبرگان بودم و صحبت بر سر انحراف
ناگفته های چهره های اطلاعاتی منافقین
انقلاب را اصقلاب هم خوانده اند. به واقع چه اتفاقی افتاد که خشونت در جامعه و فضای سیاسی کشور گسترش پیدا کرد و مردم شاهد ترورها و انفجارهای مختلف بودند و چرا جوانان این کشور هزینه دادند. برای شروع باید به این سوال پاسخ داد که چرا سازمان دست به اسلحه برد؟ صباغ پور با این مقدمه از اکبر طاهری، کارشناس ارشد پرونده سازمان خواست تا حرف هایش را آغاز کند. روایت اول؛ اکبر طاهری سال 42
جزئیات پاداش های میلیاردی در دولت قبل
پرسیدند که فردی که از او سخن گفته اید، چه کسی بود؟ من گر چه نام آن مدیر را رسانه ای نکرده بودم به دفتر آقای جهانگیری ریز ماجرا را گفتم و در رسانه ها از حساسیت به جای معاون اول نیز قدردانی کردم. آقای جهانگیری باید بلافاصله آن متخلف را می خواست و با انتشار یک بیانیه، توضیح می داد که چنین مسأله ای وجود داشته و هیأتی را مشخص می کرد تا حقوق همه کنترل شود. آقای نهاوندیان گفته است که دولت در
حمید گودرزی: وقتی که من عاشق شدم...
بالاخره با مسافری از هند بین مردم شناخته شدم. البته قبل از آن هم در کارهای دیگری کار کرده بودم اما مسافری از هند بیشتر از همه دیده شد. البته خیلی ها هم هستند که بادانی و من و شما خاطره دارند. - همینطور است. دانی و من کاری است که برای کودک کار کردیم و هنوز هم به قول شما خیلی ها به آن علاقه دارند و حتی شعرهایش را از حفظ هستند. من این کار را در سن پایین شروع کردم اما در هر حال
تحسین شاعران افغانستانی توسط مقام معظم رهبری به روایت کاظم کاظمی
تقاضای دیداری با مهاجرین و مردم علاقه مند در داخل افغانستان را مطرح کنم، ولی فرصت نشد، چون نزدیک اذان شده بود و هنوز افراد بسیاری در نوبت بودند. البته ایشان درباره کارهای جدید من هم پرسیدند که من به کتابی ناتمام در نقد شعر بعضی از شاعران ایران اشاره کردم. فارس: شما در جلسه شعر هم خواندید؟ کاظمی: بلی خواندم، ولی در خود جلسه من انتظار نداشتم که شعر بخوانم، چون از قزوه گرداننده جلسه
معلمی که به شکرانه زندگی دوباره، زندگی بخشید
زندگی رسید و از آن روز برای ما گفت: در کنار کار معلمی، درس هم می خواندم. بعد از ظهر یک روز برفی سال 80 بود که سوار اتوبوس شدم تا به دانشگاه زنجان بروم. از پله های اتوبوس که بالا رفتم چشمم به پیرمردی خورد که درست روی صندلی پشت راننده نشسته بود و کنارش یک جای خالی وجود داشت. روی صندلی نشستم و دقایقی نگذشت که پیرمرد شروع به صحبت کرد. تمام مسیر با حرف های پیرمرد سپری شد و تنها 25 کیلومتر مانده بود تا
شاعران در محضر رهبر انقلاب چه خواندند
رقص آمده انگار، نگاره های سفالین به کارگاه تجلی قلمزنان همه حیران، که نقش حسن تو در جوهر کدام دوات است و سال هاست که این شهر، در آستانه ی شنگرف این مساجد قدسی میان جذبه و رؤیا، مدام غرق تغزل مدام محو صلات است تو ای مفسر عاشق، که کشف می کنی اسرار لهجه های ازل را به این بلاغ بیندیش، به این بلاغت محضی که در تجلی ذات است هزار سال گذشته
معیارهای ازدواج خانم بازیگر در 42 سالگی! +عکس
پدرهای قدیم دوست داشتند شناسنامه فرزندشان به نام شهر خودشان ثبت شود، پدر من هم شناسنامه مرا در اراک گرفت. کجا بزرگ شدید ؟ پدرم مهندس برق بود و کارش طوری بود که او را به شهرهای مختلف منتقل می کردند. به همین دلیل من تا سال پنجم دبستان زندگی در شهرهای مختلف ازجمله همدان، ملایر، کرمانشاه، فومن، لاهیجان، رشت و بسیاری مناطق دیگر را تجربه کردم. از سال پنجم دبستان به شهر تهران آمدیم و
مرد مرده شور قربانی طاسی همسرش شد
: پسرم ناامید نباش، اگر قسمت شما با هم باشد هیچکس نمی تواند این وصلت را به هم بزند. با وجود این دو روز بعد وقتی مهین خانم با ترس و دلهره به مادر نیلوفر تلفن کرد و دریافت جوابشان مثبت است شوکه و خوشحال شد. او که از شدت خوشحالی اشک می ریخت بلافاصله پیغام را به پسرش رساند و گفت :مبارکت باشد، ان شاءالله خوشبخت شوید. دیدی گفتم همه چیز درست می شود. این در حالی بود که ابراهیم هرگز متوجه نشد
علی کریمی: آقای کی روش سرت گیج می رود!
کوچک فوتبال به خواسته غیر منطقی آقایان در مورد بازیکنان ملی پوش اعتراض دارم و اگر این حرف غیر منطقی است بیایند و بگویند. نکته دیگر در مورد شما رسانه هاست. من برای همه شما خبرنگاران و اهالی رسانه احترام قائلم اما از شما می خواهم به آدم ها به اندازه خودشان بها بدهید. شما تریبون دارید و لطفاً اطلاعات درست و دقیق به مردم بدهید. الکی آدم ها را بزرگ نکنید و این حرف من است. کریمی درباره اینکه چرا
روایتی از 30 سال وطن فروشی منافقین
سازمان سخنرانی می کرد تا جایی که بسیاری از فرط خستگی غش می کردند، تمام حرف هایش مزخرفاتی بود که هیچ ارزشی نداشت. انتفاضه شعبانیه، حادثه ای مهم و البته پیچده در تاریخ معاصر عراق است که اتفاقا رد پایی از منافقین را در سرکوب آنهم می بینیم. عامل محرک شکل گیری انتفاضه شعبانیه چه بود و چه شرایطی باعث شد که مردم عراق در حالی که کشورشان در جنگ با کویت به سر می بردند، علیه حکومت صدام قیام کنند؟
شما سربازان خمینی به ما آبرو دادید
خواندم و سپس اذان صبح می گفتم. اذان هم اذان طولانی بود، این اذانی که امروز با عنوان سبک انتظار گفته می شود، سبک من است. این نوع اذان گفتن بنده هم دلیل داشت. وقتی به سوریه رسیدیم و حاج مجید سیب سرخی مرا دید، خیلی خوشحال شد و گفت: خدا خیرت بدهد که آمدی. اینجا وضع خیلی خراب است. نه می توانیم اذان بگوییم و نه می توانیم نماز جماعتی برگزار کنیم. ظهر همان روز در وسط میدان ایستادم و با بلندگوی
مصرف "کوکاکولا" وحشتناک است
مشکل این نیست؛ مشکل کاری است که کارخانه کوکاکولا در روز روشن انجام می دهد و کسی خم به ابرو هم نمی آورد. اولین کار درست و درمان من! اولین کار "درست و درمان" در سال 2009 به من پیشنهاد شد اما انگار جواب گناهانم را پس می دادم. من با شرکت کولا کولا اینترپرایز کار می کردم که آن موقع بازوی بریتانیایی کارخانه کوکاکولا بود. من نماینده فروش بودم. یک ون پر از انواع نوشیدنی های کوکاکولا دستم
روایت شهید طهماسبی از شهید چمران
و چمران نان های خشک شده ی روزهای قبل را می خورد. در آنجا فرماندهی فقط پیشوندی برای نام مصطفی بود چرا که از همه ما ساده تر و بی آلایش تر بود. بعد از گذشت هفت سال در لبنان به ایران برگشتم که جنگ تحمیلی آغاز شده بود. من هم برای ادای تکلیف روانه جبهه های حق علیه باطل شدم و در 13 آبان ماه سال 1363 در مهران به اسارت نیروهای بعثی درآمدم و پنج سال در اسارت بودم. منبع: مشرق -----------------------------------------------------------------------------
قلعه نویی: کی روش بی اخلاقی کرد
افکار عمومی مجبور به صحبت هستم. قلعه نویی می گوید: اولین چیزی که ایشان به آن اشاره کرده مخالفت من با تیم ملی و برنامه های آن است در حالی که بنده در روزی که ایران مقابل لبنان شکست خورد و امیدهای ما برای صعود به جام جهانی به پایین ترین سطح سقوط کرد، از تیم ملی دفاع کردم و گفتم آقای کی روش باید کارش را ادامه دهد. البته همکاران دیگری هم این کار را انجام دادند اما در آن مقطع اولین نفری بودم که از
مسعود فراستی: سال 60 زیر حکم اعدام بودم
به گزارش گروه فرهنگی آنا، او در گفت وگو با مجله رمز عبور ماجرای بازداشت و حکم اعدام خود را شرح داده است: جزو یکی از گروه های چپ بودم. چپ به قول آن موقع خودمان غیروابسته. فکر می کردیم تفکری همچنان وابسته است. چپ غیرتوده ای، چون توده ای ها غیر از اینکه وابستگی جبهه ای داشتند، وابستگی جیبی هم داشتند. به ایران آمدیم و از انقلاب دفاع کردیم. در جایی هم نکشیدیم. من هم شل شدم. نه فقط من، عده
از عاشقانه ها تا حماسی ها، از سامرا و غزّه تا تهران در شعر شاعران
از رفتن یارت وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است. محمدکاظم کاظمی از شاعران افغانستانی هم شعرش را به نوجوانان کارگر هموطنش تقدیم کرد: دیدمت صبحدم در آخر صف ، کولة سرنوشت در دستت کوله باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت ، در دستت گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی