بار در نمی زند، زادبوم، روی خط صفر، سنتوری، گوشواره، شهر آشوب، بید مجنون، کافه ستاره، تیک، قارچ سمی، زندان زنان و... و مجموعه های تلویزیونی نفس گرم، شمس العماره، مدار صفر درجه، محاکمه، رعنا و... اشاره کرد. از جمله مهم ترین جوایزی که در این سال ها به دست آورده به عناوین زیر می توان اشاره کرد: تندیس زرین نقش اول زن برای فیلم زندان زنان در جشن خانه سینما، کاندیدای نقش دوم زن برای فیلم مرد بارانی در
طلاق انجامید. خواهرم با پول مهریه اش یک ماشین برای دو برادرم خرید تا با آن مسافرکشی کنند و هم یک چیزی به او بدهند و هم دیگر دنبال کار خلاف نروند. اما آنها این ماشین زبان بسته را هم در قمار بازی باختند . آمنه افزود: بعد از طلاق معصومه، اوضاع خانه ما خیلی قاراش میش شد. من آن موقغ 19 ساله بودم . با اولین خواستگاری که برایم آمد ازدواج کردم. فقط می خواستم
تنها پسر معتادش نیاز به پول داشت و آمده بود تا سهم خود را از ملکی که در عباس آباد تنکابن با رئیسم به صورت مشاعی شریک بودند بفروشد. پس از هماهنگی های لازم سهم ملک ایشان را رئیس من در آن موقع مبلغ هشتصد هزار تومان خریداری کرد و ارتشبد جم به انگلستان مراجعت نمود. 3 3- روز 14 آبان ماه 57 سالروز تولد پسرم بود که پنج ساله می شد. بعد از ظهر برای شرکت در جشن تولد وی زودتر از مقرر از محل کار
خورده و به پیشنهاد او از خانه فرار کردم. حدود یک هفته بعد به خانه بازگشتم و به این ترتیب بود که پدرم به ناچار هنگامی که دید من با آبرویش بازی کرده ام با ازدواج ما موافقت کرد. اما پس از اندک زمانی دریافتم که مرد رویاهایم مدارک شناسایی اش جعلی است و سرم کلاه بزرگی گذاشته و چند زن دیگر را نیز عقد کرده و از آن ها به عنوان کارگر در کارگاهی واقع در حاشیه شهر استفاد می نماید. و بدین شکل هزینه