در مشت، گهی پرگوی و گه خاموش، در آن مهگون فضایِ خلوتِ افسانگیشان راه می پویند، [ما هم راه خود را می کنیم آغاز. سه ره پیداست. نوشته بر سر هریک به سنگ اندر، حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر. نخستین: راه نوش و راحت و شادی. به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی. دو دیگر: راهِ نیمش ننگ، نیمش نام، اگر سر بر کنی غوغا، وگر دم درکشی آرام. سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام. من اینجا بس دلم تنگ است. و هر سازی که می بینم بدآهنگ است. بیا ره توشه برداریم، قدم در راهِ بی برگشت بگذاریم؛ ...
فال حافظ از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه ای داشته و بسیاری از مردم برای گرفتن نشانه و الهام از غزل های این شاعر بزرگ به دیوان حافظ رجوع می کنند. فال امروز نیز با نیتی پاک و دلی آرام گرفته شده و می تواند راهنمایی نمادین برای تصمیم ها، احساسات و برنامه های شما در روزهای پیش رو باشد. به یاد داشته باشید که فال حافظ بیشتر جنبه الهام بخش و معنوی دارد و بهترین تصمیم ها همیشه با عقل، مشورت و تجربه گرفته می شوند. روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلا گو بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد ...
زاد کوتاه نیامد و اشک ریخت. دیو کباب را پیش کشید. هم خودش خورد و هم گذاشت جلو دختره، اما تمام شب با گریه ی پری زاد گذشت. نزدیک صبح دیو ترکه را برداشت و زد به دختره که سرش جدا شد و افتاد و دیو هم تنوره کشید و رفت به آسمان. رفت و رفت تا از نظر ناپدید شد. مرادزاد از جایی که قایم شده بود، آمد بیرون و از کباب آهو خورد تا شکمش سیر شد. بعد ترکه را برداشت و زد به پری زاد. دختره زنده شد و تا چشمش به مرادزاد افتاد، شاد و شنگول زد زیر خنده و گل قهقهه از دهنش سرازیر شد. بعد رو کرد به پسره و گفت: مرادزاد! تو کجا این جا کجا؟ اگر دیو تو را ببیند، لقمه ی چپت می کند. مرادزاد تمام سرگذشتش ...
بود دلش را با رنگ سرخ برتن دیوار خورشید تابناک ولایت در پشت ابرتیره ی تبعید گل های نوشکفته ی زخمی در انتظار تابش خورشید لب های خشکِ خاک سترون در حسرت ترنم باران پروانه های زخمیِ عاشق بر گرد شمع پیر جماران تابیدو شب شکسته وگل کرد آلاله های عاشق رستن بوی بهار آمدو پرشد بهمن زشور و شوق شکفتن مردان مردِ سرخ قبیله پیمان عشق وعاطفه بستند درانتظاردیدن خورشید در ابتدای جاده نشستند ما مانده ایم وخاطره ای سبز ...