همکاری می کند و می گوید رودولف هس از سران حزب نازی دارد فیلم بازی می کند و خودش را به فراموشی زده است. به دلیل این همکاری، روان شناس مهربان و جوانمرد آمریکایی حاضر می شود نامه گورینگ را برای همسر و دخترش ببرد. همسر و دختر گورینگ هم متحیر از جوانمردی دشمن، اول مات و مبهوت و بعد با تحسین او را نگاه می کنند. دختر گورینگ هم خود را در بغل مرد آمریکایی انداخته و او را به عنوان دوست بابا در آغوش می کشد. وقتی هم ماموریت انسانی اش در خانه مخفی همسر گورینگ تمام می شود و می خواهد برود، زن از او می خواهد نامه اش را به شوهرش برساند. ای بابا! حالا روان شناس قصه چه کند؟ مقررات ارتش که نمی گذارد چنین کاری کند ...