اینکه به داخل خانه پدربزرگم رفت اما سرقتی انجام نداد و خیلی زود برگشت. هرچه اصرار هم کردم فایده ای نداشت. مجید اما مرد باجراتی بود و سرقت را انجام داد. با اینکه ترسیده بود اما دست به سرقت زد و پول و طلاها را تحویلم داد. به دروغ به او گفته بودم پولش را برای یکی از دوستانم که مادرش در بیمارستان بستری است می خواهم و اگر من وارد خانه شوم ممکن است همسایه ها مرا ببینند و لوبروم. بعد از سرقت