خنده ای کرد و مطلبی به دوستش گفت. گفتم: چه چیز تو را به خنده واداشت؟ گفت: به بشارت خدا و رسولش مژده بده. گفتم: آن بشارت چیست؟ گوید: آن مرد گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به این دشت فرستاد و ما به او گفتیم: توشه ای نداریم و راه را نمی-شناسیم. پیامبر فرمود: با مردی سپیدرو ملاقات می کنید که به شما غذا داده و شما را سیراب می گرداند و راه را به شما می نمایاند و آن مرد از اهل بهشت است. و ما با