این مثل که از لغت عربی و واژه پارسی پرچین ترکیب یافته اسم مرکبی است نامانوس و برخلاف قاعده و دستور زبان فارسی و عربی که قطعاً در ابتدای امر از باب تفنن و شوخی بر زبان جاری شده و رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمده است . اما داستان این ضرب المثل: کسانی که به مناطق شمالی ایران بخصوص دهات و روستاهای گیلان و مازندران مسافرت کرده باشند می دانند که روی دیوارهای حیاط خانه ها و باغهای روستایی از برگ و بوته و شاخه درختان پوشیده شده است ... ... ادامه خبر
پشت این زشتی، زیبایی روح انسانی نهفته است. من بزرگ شدم واین بیماری سرطانی وچرکین تمام وجودم راگرفت، دستانم که به سرعت باد شاخه های درختان را می پیمود اکنون به جای تنه درختان میله های سرم را ناامیدانه می گیرند و مرثیه این نوازش سرد بر بارعظیم خاطرات رفته من خودنمایی می کند، شب ها روح مادر من شاید پشت پنجره این بیمارستان جسم نحیف مرا مشاهده می کند، این قطرات اشک که از پنجره پایین می آید
را توجیه کنند، چون در قرآن آمده که خدا به موسی گفت که وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَی [سوره طه آیه 17] در دستت چی داری؟ قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَی [سوره طه آیه 18] . وقتی خدا از او پرسید در درست راستت چیست باید تنها پاسخ می داد عصا. اما موسی می گوید عصاست، تکیه بر آن می زنم، با آن می زنم برگ های درختان را هم می ریزم که