آرزوشو داشتم به گریه تبدیل شدن. حسرت بغل کردن بچم تو دلمه .لباس های دخترم تو کمد خاک میخورن. از ترس نگاه های طعنه آمیز مردم تو این هوای گرم بچمو با جوراب و دستکش می برم بیرون. کاش یکی اشک های منو می دید؛ اشک هایی که نصف شب پنهانی دور از چشم دوتا بچه ام می ریزم. 9ماهه رقیه به دنیا اومده. شبی نیست که بدون پانسمان نخوابیده باشه. من مادرم خدایا! از بچه ام بگذر این دردها امانش رو بریدن آنقدر گریه می
عروس می گویند که ما مهریه ی آن قدر بالا نمی خواهیم ولی خانواده ی داماد برای پز دادن و تفاخر می گویند نه نمی شود! چند میلیون یا فلان قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه ی بالا خوشبخت نشد. این هایی که خیال می کنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، این ها اشتباه می کنند. ازدواج اگر چنان چه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بی مهریه هم متزلزل نمی شود. ولی اگر چنان چه بر مبنای
ازدواج، نباید همدیگر را ببینند. به علاوه، عروس نباید لباس کامل عروسی خود را تا قبل از روز ازدواج بر تن کند. برای خوش یمنی، عروس باید یک شی به امانت گرفته شده، یک شی آبی رنگ، یک شی قدیمی، و یک شی کاملا نو را به همراه لباس عروسی بر تن کرده، یا خود را با آن بیاراید؛ این باور خرافی در قالب یک قطعه شعر عامیانه در فرهنگ امروز مردم بریتانیا وجود دارد و هنوز خوانده می شود. پس از عروسی نیز، شوهر باید همسر خود را تا رسیدن به درگاه خانه او را حمل کند. انتخاب