قاچاق می کند. زن جوان ادامه داد: من اعتیاد شوهرم را می توانستم تحمل کنم ولی این کارش را نمی توانم تحمل کنم و حتی به خاطر فرزندمان هم نمی توانم با این موضوع کنار بیایم. شوهرم هر روز از خانه بیرون می رود و من می فهمم که کار قاچاق مواد می کند. وی افزود: او حتی خانه مان را هم پاتوق مواد می کند و گاهی اوقات دوستانش را برای مصرف مواد به خانه می آورد. برای همین تصمیم خودم را گرفتم و می خواهم برای همیشه از این مرد مواد فروش جدا شوم.بعد از صحبت های این زن، قاضی شوهر وی را نیز به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود. ...
در خواب با چاقو زدم، اما خون در راهرو هم پاشیده شده بود به همین خاطر می گفتند اعترافاتت درست نیست و با صحنه قتل هم خوانی ندارد. چرا این اعترافات با یافته های پلیس هم خوانی ندارد؟ شاید به دلیل این است که همسایه ها بعد از اطلاع از قتل به خانه ما هجوم آوردند. شاید کسی شوهرم را تکان داده و این رفت وآمدها باعث شده که خون به جاهای مختلف پاشیده شود. در ابتدای صحبت هایت
شوهرت را بکشی. می گفتند کسی همدستت بوده و می خواهی نام او را پنهان کنی، این تصور آنها به خاطر گفته های همسایه ها و حرف های اولیه خودم بود. وقتی شوهرم را کشتم همسایه ها را صدا زدم و گفتم شوهرم را کشتند و فرار کردند. بعد با ماشین به خانه مادرشوهرم رفتم. در راه با راننده صحبت کردم و همین موضوع را گفتم؛ چون من زن ریزنقشی هستم؛ کسی حرفم را باور نمی کرد. شوهرم مرد تنومندی بود و همه می گفتند تو به تنهایی