از دست داد. وقتی خواستم خودکشی کنم، ترسیدم و پشیمان شدم به خاطر همین پلیس را باخبر کردم و مدعی شدم که دانیال خودکشی کرده است. بعد از اقرار زن جوان وی به اتهام قتل عمد بازداشت شد و در تحقیقات بیشتر هم به قتل اقرار کرد. با کامل شدن بررسی ها، بازپرس وی را مجرم شناخت و پرونده با صدور کیفرخواست روی میز هیئت قضات شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در جلسه محاکمه اولیای دم گفتند که از
می کردم از این که پسر سیزده ساله ام روی پاهاش ایستاده و صدای دورگه اش رو تو گلو پیچانده. اون لحظه دلم می خواست بغلت می گرفتم و می بوسیدمت. اما زدمت. با تمام قدرت. واسه اینکه قرار بر این شده بود که تنها بمونی و به تنهایی مرد بشی. اینو خودت نخواسته بودی، تصمیمش را من و مادرت گرفتیم. چاره ای هم نداشتیم. دیگه نمی شد همدیگر رو تحمل کرد. می خواستم بعد از آن محکم تر بایستی و بلندتر داد بزنی. می خواستم
آوردی؟ - وضع مالی مان خوب بود، بعد از اینکه پدرم فوت کرد، عمویم با مادرم ازدواج کرد و او خرج زندگی مان را می داد اما به غیر از پولی که از خانواده ام می گرفتم، دوستانم نیز برایم مواد تهیه می کردند. خواهر و برادرهایت هم معتاد هستند؟ - برادرم ازدواج کرده و زندگی خوبی دارد اما خواهرم به اتهام سرقت در زندان است. چرا ترک نکردی؟ - نمی دانم. شاید به
: دکتر هوشنگ کاووسی بعد از تحصیل در فرانسه به ایران آمد فیلمنامه ای در دستش بود و کار تئاتری مرا دیده بود. نقش اول را به سیروس جراح زاده داد و نقش دوم را به سرکارگر یک کارخانه بود به من داد. من روی صحنه تئاتر یاد گرفته بودم که باید به خود مسلط باشم هنگام بازی ناراحت نبودم اما دوربین را نمی شناختم و می خواستم با همان حرکت تند تئاتری کار کنم و بعد از چند روز تمرین راه افتادم اما همان روز فهمیدم که
منتهی به شنود بوده. در آن زمان آقای پورمحمدی که الان وزیر دادگستری هست، ایشان دادستان انقلاب مشهد بود و من حاکم شرع دادگاه انقلاب خراسان بودم. قبل از این حوادثی که به آن اشاره کردم. در آن زمان ما در مشهد بودیم و از شورای عالی تماس گرفتند که بیایید کارتان داریم و گفتند که پرونده این گونهای است. البته اختلاف و گلایه مندی ها قبل از این پرونده وجود داشت سر این که دادسرا مواضع تند و انقلابی داشت