می خواند ناخودآگاه گونه هامان خیس می شد. نمی دانم چرا مداحی ترکی این همه حزن انگیز است. این راز و رمز مداحی حزن انگیز ترکی که آنگونه دل آدم ها را می برد، به دلیل علاقه ی بیش از حد ترک ها به آقا ابوالفضل العباس علیه السلام است. در دو بازداشتگاهی که من و حیدر مداحی می کردیم، دو نفر از بچه ها آینه دار پنجره بودند. آن ها با آینه راهروی بازداشتگاه را دید می زدند. قرار بود به محض دیدن نگهبان
. یعنی یکی از همان تفاوت های سیستم قدیم و جدید که به آن اشاره کردم. نسل ما با آن پتانسیل، خیلی بالاتر از بازیکنان نسل امروز بود. ولی ،زور می زدیم ،چون در سیستم نبودیم و مربی به روز نداشتیم. اما بچه ها خلاقیت های خیلی خوبی داشتند. بازیکنان بلند قدی بودند متفاوت از بقیه قد بلندها. این نسل گزیده ای از والیبال خودش را با مربیانی بدون علم روز کار می کرد. *شما با حیدری کار کردی تا ...
وارث: یه روز تو گردان من و آقا جواد و چندتا از بچه ها گرم گرفته بودیم و داشتیم صحبت می کردیم که حرف از شهادت شد... به آقا جواد گفتم که شما دلت پاکه دعا کن که من شهید شم. یه جمله کوتاه ولی تاثیرگذاری بهم گفت. آقا جواد گفت: اگه اینجا شهید شدی که خوش به حالت اما اگه نشدی و رفتی تهران تمام سعیتو کن که شهید زندگی کنی اون وقت تو میدون جنگ می خرنت و شهید میشی. حقیقتش