حضرت با این بدن خاکی دعوت به عالم بالا شده است، مورد اختلاف است. با این که صریح قرآن و روایات اسلامی گواهی قطعی بر جسمانی بودن آن می دهد؛ چنان که فقیه و مفسر بزرگ شیعه، مرحوم طبرسی، در تفسیر مجمع البیان اتفاق علماء را بر جسمانی بودن معراج نقل می کند.(13) همچنین محدث عالیقدر شیعه، علامه مجلسی (ره)، و مفسر معروف اهل سنت ، فخررازی، معتقدند که اهل تحقیق بر این باورند که به مقتضای دلالت قرآن
فَأَوْلی سوره قیامت (75) آیه 35 ترجمه سپس سزاوارتر است برای تو، و سزاوارتر؛ حدیث 1) ابن ابی الحدید نامه ای از امیرالمومنین ع خطاب به معاویه را نقل کرده که سید رضی در نهج البلاغه آن را نیاورده است. شروع نامه چنین است: اما بعد، مدتهاست که تو و دوستانت، همان اولیای شیطان، حق را افسانه خوانده، و آن را پشت سرتان انداخته ، و کوشیده اید که نورش را با فوت کردن خاموش
گونه تصرّفی را بر اساس قوانین مورد قبول دو طرف، در شئون او انجام دهد.[4] برخی از لغت شناسان، بیعت را قراردادی طرفینی شمرده اند و همان طور که در بیع، کالا، در برابر کالا یا پول قرار می گیرد،[5] در بیعت نیز اِعلام آمادگی برای اطاعت، در برابر التزام حاکم به اجرای قوانین و تأمینِ مصالح بیعت کننده است. 2٫ بیعت در اصطلاح بیعت، در معنای اصطلاحی آن، مصداقی از معنای لغوی این واژه است؛ یعنی
) و مخصوصا کلمه ثم: سپس بخوبی نشان می دهد که مجموع این آیات در واقعه ای خاص و شخصی خاص نازل شده است. این شخص کیست و آن واقعه چه بوده است؟ الف. در اغلب روایات اهل سنت (به نقل از قتاده و مجاهد و ابن عباس؛ الدر المنثور، ج 6، ص296)، که بعضاً در کتب شیعه هم از آنها نقل شده (مجمع البیان، ج10، ص606) این شخص ابوجهل دانسته شده است؛ و از واقعه خاصی سخن به میان نیامده، بلکه صرفا گفته شده که ابتدا