سایر منابع:
سایر خبرها
انتقام گیری با چاشنی زندهزنده سوزاندن دو جوان در آتش
پزشکی قانونی منتقل شد و بازپرس امور جنایی تهران دستور تحقیقات در رابطه با این پرونده را صادر کرد.تجسس های مأموران در این پرونده نشان داد همزمان با وقوع آتش سوزی یک دختر جوان به نام مینا و پسری به نام یاسر توانسته اند از این حادثه جان سالم به در برده و از خانه فرار کنند که مأموران مینا و یاسر را مورد بازجویی قرار دادند.یاسر که برادر یکی از قربانیان حادثه بود، در اظهاراتش به مأموران گفت: مدتی قبل با
اسیدپاشی شبانه روی 2 برادر
اسیدپاشی انتقام گرفت. وی در ادامه گفت: همایون از اوباش محل است. او همیشه با قمه و عربده کشی برای اهالی محل مزاحمت ایجاد می کند. پنج ماه قبل همایون قمه به دست در حالی که به شدت مست بود به داخل خیابان آمد و عربده می کشید. او یک نفر را زخمی کرد و به زور وارد خانه یکی از شهروندان شد. پس از این حادثه مأموران پلیس او را بازداشت کردند و همایون فکر کرد من او را به پلیس لو داده ام به همین خاطر از من کینه به دل گرفت. تحقیقات درباره این حادثه از سوی مأموران پلیس به دستور قاضی مدیر روستا ادامه دارد. منبع: روزنامه جوان ...
حمله اسیدی به دو برادر
پیمان در یکی از پارک های محل عربده کشی کرد و مستانه وارد خانه ای شد و با قمه یک نفر را مجروح کرد. پیمان به خاطر کارهایی که کرده بود بازداشت شد و به زندان افتاد. اما او با این تصور که او را فروخته ام و هویتش را برملا کرده ام از من کینه به دل گرفت. مدتی قبل پیمان از زندان آزاد شد و با این کار خواست از من انتقام بگیرد. باتوجه به اظهارات مرد جوان، بازپرس جنایی دستور تحقیقات در این خصوص را صادر کرد. منبع:روزنامه ایران انتهای پیام/
اعتراف های تلخ جوان انتقام جویی که با آتش زدن خانه، 2 نفر را کشت/ پسر 22 ساله پدر و مادرش را به ضرب ...
عامل این آتش سوزی است. او گفت: حدود 5 ماه قبل سیما- دختر مورد علاقه جمشید- به خاطر اختلافاتی با او قطع رابطه کرد و به سراغ من آمد. جمشید از این ماجرا کینه به دل گرفت و از طرفی شب حادثه من با قمه به دست او ضربه ای زدم. ماجرای سیما و زخمی شدنش با قمه باعث شد که او کینه مرا به دل بگیرد و آن خانه را برای انتقامگیری از من آتش بزند. زمان آتش سوزی من و سیما که در طبقه پایین نشسته بودیم توانستیم خودمان
سرقت با همدستی پسر موردعلاقه
دختر خوبی است و هر بار بعد از اینکه کارش تمام می شد، پولش را می گرفت و می رفت. من هم تا حدودی به او اطمینان کرده بودم تا اینکه روز حادثه برایم آب پرتقال درست کرد؛ من هم فکر کردم مهربانی کرده و خواسته با این کار از من مراقبت کند و قبول کردم. پس از خوردن آب پرتقالی که او به من داد، بیهوش شدم و پس از به هوش آمدن، دیدم گاوصندوق خانه تخریب و طلا، دلار، پول و برلیان به ارزش 500 میلیون تومان و سند خودرو و
آتش افروزی هولناک به خاطر انتقام گیری از دختر جوان
، ابتدا فتیله را آتش زدیم و سپس شیشه بنزین را از حیاط داخل موتور رامین انداختم و پس از آتش گرفتن موتور به سرعت پا به فرار گذاشتیم. مازیار گفت: من با برادر رامین اختلافی نداشتم و فکر نمی کردیم آنها داخل خانه باشند و فقط تصمیم داشتیم موتور را به آتش بکشیم. وی ادامه داد: قبل از آتش افروزی، مواد مخدر مصرف کرده و مشروب خورده بودیم، ولی هوشیار بودیم که می خواهیم دست به چه کاری بزنیم، اما فکر نمی کردیم کارمان به اینجا کشیده شود. مازیار برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس نقدی نژاد در اختیار مأموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد. منبع: روزنامه شرق ...
اعتراف مرد آتش افروز به 2 جنایت
که گشت پلیس آمد، ماجرا را گفتم و بعد همراه همان مامور برای دستگیری محمد مقابل خانه شان رفتیم. هرچه در زدیم کسی آنجا نبود. زمانی که در را هل دادیم و باز شد فقط موتور محمد در آنجا پارک شده بود. حتی از همسایه ها نیز سراغ او را گرفتیم که کسی خبری از وی نداشت. بعد در را بستیم و سراغ دوستانم رفتم. قرار بود روز بعد بروم کلانتری و از محمد شکایت کنم که آتش سوزی رخ داد. چطور شد تصمیم گرفتی خانه را
پسر طیب: پدرم به عَلَم گفت جرأت داری عکس خمینی را بردار
. این عرق ملی نبود که پدرم به خاطر اینکه به شاه علاقه داشت این کار را کرده باشد، بلکه فرمانی بود که آیت الله کاشانی داد. البته پدرم هیچوقت مرید آقای کاشانی نبود بلکه مرید حضرت آیت الله بروجردی بود، تا قبل از اینکه ایشان فوت کند و بعد از فوتشان هم دیگر به آنجایی نرسید که مرید دیگری باشد. روز 28 مرداد این جنبش یا هرچه که نامش را بگذاریم، پیروز می شود. بعد از 48 ساعت مرحوم پدرم به خانه بر