شب اما گروهبان مسموم و توسط مالک میهمانخانه به بیمارستان منتقل می شود، مهمانخانه چی که مرد میانسال پاکدلی است به خلافکار پیر اعتماد می کند تا او بتواند پیرزنی را که مشتاق سلامتی همسر بستری اش در بیمارستان است، به زیارت امام رضا (ع) ببرد. پیرمرد باز می گردد اما از زندانی خبری نمی شود. گروهبان و میهمان خانه چی در اوج پریشانی و ناامیدی به بارگاه امام پناه می برند تا آرامش بگیرند. اما زندانی نیز تحت