موافقت کرد. آن شب بزغاله را به خانه آوردم و مدت ها از آن مراقبت کردم بعد از چند وقت، حال بزغاله بهتر شد. حالا بزغاله من بزرگ و بزرگ تر می شد و به من و صدایم عادت کرده بود به طوری که به محض شنیدن صدایم بع بع کنان دنبالم به راه می افتاد. من کنار کار در مزرعه و صحرا در کارگاه کنار خانه مان هم قالی بافی می کردم. بعضی روزها که برای کار به کارگاه قالی بافی می رفتم بزغاله با