به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی میلاد عرفان پور صلابتی که در نگاه توست... شقاوتی که در نگاه اوست جهنم و بهشت را ببین: نگاه دشمن و نگاه دوست چقدر شمر و ابن ملجم است چقدر هیزم جهنم