دولت بهار: مسعود پرسید: چرا اینقدر حاج آ قا عابدینی رو دوست داری؟ چشمانش برق زد و گفت: خمینی جون رو میگی؟ هر بار که نگاهش می کنم یاد امام می افتم. خمینی جون قبل از جنگ، نانوایی داشت. تمام عشقم این بود که نان بخرم. ... ادامه خبر
جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کردهاید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)
سایر منابع:
با دوستان خود به اشتراک بگذارید
می پسندم
0