همه تغییرات دچار وقفه کرده ایم به ویژه در سه چهار سال اخیر که تجربیات دیگری به دست آمده ، ژانرهای عجیب در حال تجربه است، اساسا پس از مدتی این نوع نگاه کردن به قصه و قاعده های بازی ما عوض شده اما این فیلم جا مانده است، این شرایط می تواند بزرگترین آسیب برای فیلم باشد. معجونی با ابراز شگفتی از ممیزی های اعمال شده بر این فیلم، افزود: حقیقتا نمی دانم چرا بحث سانسور پیش آمد، چه چیزی باید سانسور
خودش سحرخیز است. در این رابطه وقتی مطمئن شدم که وارد کوچه منزل قدیمی اش شدم و بی آنکه دنبال شماره پلاک بگردم، خانه را یافتم. هنوز آفتاب کامل بر فراز شهر پردود -که از قضا آن روز آسمانش آبی بود و هوایش خنک تر از یک روز تابستانی- طلوع نکرده بود که پهلوان را جلوی در دیدم. با تی شرت و شلواری سفیدرنگ و شلنگی در دست. سلام کردم. همین طور که آب از صورتش می چکید و شلوارش تا بالای زانو خیس بود، گفت
روحانی هم لازم است، برای دانشگاهی هم لازم است؛ برای معلم حوزه هم لازم است، برای معلم دانشگاه هم لازم است؛ این یک چیز مهمی است. وقتی انسان جریانات گوناگون را می شناسد، می تواند پدیده ها را استنتاج کند، که این پدیده چیست، چه شد که این اتفاق افتاد، در تحلیل، دچار خطا و اشتباه نمی شود. راشد یزدی با اشاره به اینکه زمان های قدیم با چراغ موشی و امثال اینها روشنایی تامین می شد اما الان با نعمت
هم از دست مهران مدیری یعنی کارگردان مجموعه ای که سلام سلام خان دایی جان ساعت خوش را با او به مدیا معرفی کرد. از آن روزگار تا امروز، از آن نقش تا این نقش، از آن ایام تا این ایام زمان زیادی گذشته است؛ زمان طولانی ای که کافی است تا جهان بینی یک انسان را چکش بزند، جلا بدهد و پخته تر شوی در نگاه جهان هستی. همین نقطه نیز شروع گپ ما با سعید آقاخانی بود: از سلام سلام خان دایی جان تا خداحافظی
مهرداد اسکویی که یکی از داوران این جشنواره بود گفت: ما برای پیشرفت و احساس غروری که نیازمند آن هستیم به صنعت و فناوری احتیاج داریم. باید بگویم در این جشنواره فیلم های خوبی در این رابطه وجود داشت اما متاسفانه در بخش فیلم های داستانی با کمبود فیلم مواجه شدیم و تنها 4 اثر توانست در جشنواره حضور پیدا کند. واقعاً باید گفت حمایت از ذهن خلاق موردی است که باید به آن توجه داشت و همچنان جایش خالی است باید
تئاتر و فیلم ایفای نقش می کند . از سال 1340 تا 1353 تأتر و داستان نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولت آبادی را تسخیر کرده بود. اما تئاتر برای دولت آبادی در سال 1353 به پایان می رسد. سوابق بازیگری محمود دولت آبادی عبارتند از: " شب های سفید " داستایوسکی، " قرعه برای مرگ " واهه کاچا، " اینس مندو " تانیا، " نگاهی از پل " آرتور میلر، "شهر طلایی" نوشته عباس جوانمرد، "قصه طلسم و حریر و ماهیگیر" نوشته علی
غلامحسین ساعدی آشنا شد. ساعدی در این ایام بهترین رابطه را با اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر داشت و نمایشنامه هایش توسط این وزارتخانه خریداری و به وسیله گروه های مختلف اداره تئاتر اجرا می شد. او از طریق رابطه با ساعدی به عنوان بازیگر در خدمت تشکیلات اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر درآمد. دولت آبادی در ابتدا حدود یکسال به صورت تئوریک و عملی تئاتر می خواند. سپس در شب های سفید اثر داستایوسکی و چند نمایش دیگر