اقتصاد مقاومتی را سرلوحه کار خود قرار دهد؛ و الگوهای اقتصاد مقاومتی را در برنامه های خود به مردم نشان دهد به ترویج موسیقی می پردازد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که رسانه ملی به دلیل عامه پسند بودن و مخاطبان زیادش و تأثیری که بر جامعه می گذارد نقش یک دانشگاه فرهنگی را برای خانواده ها ایفا می کند. امید است رسانه ملی سیاستی که در اسم برای شبکه 5 در نظر گرفته است در مرحله عمل اجرا نماید.
دیگر برای افرادی که تعلیم داده ایم بازار کاری وجود ندارد. در برابر این هجوم بی سابقه، دولت اصولا به دنبال رشد و توسعه تئاتر نیست. نه بودجه اش را بالا می برد و نه سالن ها را توسعه می دهد. دولت از زیر بار مسئولیت هایش شانه خالی کرده و همه را به گردن مردم انداخته است. خانواده ایرانی هم توان مالی پرداخت پول برای هنر را ندارد. ما در چند سال گذشته با رشد طبقه نوکیسه و بخشی از طبقه متوسط روبه رو
اصطلاح در کشور به نام تئاتر آزاد می شناسیم، یک گونه نمایشی مفرح است که در سراسر دنیا و به خصوص کشورهای اروپایی و امریکایی رایج است و در اصطلاح چنین نمایش هایی را به نام نمایش های عامه پسند یا کمدی های بوف می شناسند و مخاطبان عام برای سرگرمی و تفریح به دیدن این نوع نمایش ها می آیند. در کشور ما هم از ابتدای تأسیس تئاتر تا به امروز این نوع تئاتر گسترش داشته است؛ تئاترهایی که در بخش های خصوصی تولید می
کرد که به گذشته نه چندان دورمان و سفره های قدیمی برگردیم. سفره هایی که رنگ و بوی سادگی داشت و در آنها خبری از سفره های آنچنانی و با غذاهای غیرایرانی و مغایر با فرهنگ عامه مردم که امروز در بسیاری از خانه ها مد شده است، خبری نبود... سادگی در کنار بوی غذاهای ماندنی امروز به یادگاری خاک گرفته از گذشتگان باقی مانده و حتی بسیاری از زنان کردستان نه تنها طرز پخت، بلکه نام آنها را نیز
شناسان این دغدغه وجود دارد که سرانجام این دست سریال ها چه تأثیراتی روی مخاطبانشان می گذارند. ماگریت پیتوت، مدرس ارشد گروه ارتباطات دانشگاه آفریقای جنوبی می گوید: در سال 1948 میلادی10 برنامه روزانه پرمخاطب تلویزیون آمریکا، همان سریال های عامه پسند بودند و در میان 30 نمایش روزانه، همه به جز پنج برنامه، جزء این دسته از سریال ها بودند و مخاطبان اصلی آن هم زنان خانه دار بودند. اما ایران نه تنها هیچ گاه