آنچه خواندم هرگز تجسم ذهنی و قابل درکی از یک نماینده ایده آل در من ایجاد نکرد و در تمام این متن به جای آنکه از برنامه های ملموس و عملیاتی بخوانم، صرفاً با تعاریفی اغراق آمیز، عناوین و ذوق زدگی هایی چون شاهین بخت و پاشنه ورکشیده و دالانهای پر پیچ و خم و تدبیر و کیاست و فراست و بازار مکاره و پتیاره و خسته از درد وسریر قدرت و..... مواجه بودم؛ و طبیعتاً از یک دانش آموخته سیاسی! انتظار می رفت برای دفاع و توجیه شخصیت مورد علاقه خود، کمی سیاست ملیح بکار می گرفت و با احترام به فهم خواننده، مستند به شواهد و قرائن عینی و مجسم عرض ارادت می کرد، نه اینچنین ادبیات قربان صدقه و تصدیق و تملق اختیار می کرد ...