عادل امیری یادداشت بیست و هشتم: همین چندوقته داشتم مثل همیشه درباره زاینده رودی جست وجو و پرس و جو می کردم که در پیاده روی جانانه ای با آقای متین و موقری آشنایی به هم رساندم. مردی که دستی به آب و رنگ دارد و خاطراتش از زاینده رود، تک است و هیجان انگیز. پیاده می رفتیم دنباله رود که در مشتاق دوم لبی آب به هم برخوردیم. او نشسته بود پناه درخت ها، زمینش سبز و آسمانش آبی و تعریف می کرد از اینکه دو طرف رودخانه فقط درخت سنجد بود ... ... ادامه خبر