برزو طنزنویس امروز صبح خیلی رقیق و مهربون شده بودم. داشتم فکر می کردم این بار که این گنده بکِ بیچاره خواست اون پاپیون مسخره ای که برام خریده رو بندازه گردنم، دیگه گازش نگیرم. دلش به همین چیزها خوشه. توی این عوالم بودم که دیدم گنده بک تلفن گرفته دستش و داره زنگ می زنه به همه همکاراش که آقا من امروز نمیام شرکت، برام مرخصی رد کنین. بعد هم با صدای گرفته و خش دار ادامه می ده: تنیس اِلبو گرفتم. طرف از اونور خط می پرسه چی؟ اینم بلندتر جواب میده: تنیس البو، تنیس... اِلبو. مربوط به تاندون دست راسته ... ... ادامه خبر