امروز صبح زود ساعت چهار و پنج خروس خون بان کی مون سراسیمه رفته تو اتاقی که منشور حقوق بشرو نگه می د ارن، کلید و از نگهبان گرفته رفته د اخل منشور حقوق بشر و برد اشته زیرش این جمله رو با خود کار اضافه کرد ه: هر کس حق د ارد هر کس را که می خواهد د وست د اشته باشد . بعد که اومد ه بیرون مسئول حقوق بشر که این حال بان کی مون رو د ید ه بهش گفته کیمون جون چی شد ه نبینم حالت خرابه رئیس بهش گفته آخه تو که نمی د
کنند . د راین پازل شکست د اعش نیز محتمل است. به عبارت د یگر سناریوی جنگ نیابتی نتوانسته کارایی لازم را د اشته باشد . لذا رویارویی مستقیم د ر د ستور کار قرار گرفته است. ایران هم نشان د اد قصد ند ارد د ر این ارتباط کوتاه بیاید . موضع قاطعانه رهبری د ر نوشهر که رگه هایی از تهد ید عربستان د ر آن وجود د اشت، می تواند اتفاقات پیش رو را نمایان کند . د وم ربایش رکن آباد ی: د راین
و عد م تمکین ایشان از همسر خود 8-خیانت زوج یا زوجه به شریک زند گی 9-وجود بی مهری، بی عاطفگی میان زوجین 10-وجود یا ایجاد شک و توهم نسبت به زنان یا د ختران خانواد ه 11-اعتیاد قاتل به مواد مخد ر، روانگرد ان یا الکل و مسلوب الاراد ه بود ن وی د ر زمان ارتکاب جرم 12-اعتیاد مقتول به مواد مخد ر، روانگرد ان یا الکل که باعث از بین رفتن حیثیت و آبروی خانواد گی شد ه است.
فتر مانند خود سرد فترد ر نظر گرفته شد ه است. به نظر شما د لایل مخالفت د فتریاران با این طرح چیست؟ برخی از همکاران د فتریاران معتقد ند د ر این طرح حق الزحمه آنهاکمتر شد ه یا نقصی به آن وارد می شود ، که باید گفت اصلا نقصی به حق الزحمه همکاران د فتریار وارد نشد ه است. اما نکته بعد ی که محل اشکال د فتریاران است، بحث عزل معاون د فترخانه(د فتریار) توسط سرد فتر است. به هرحال اگر ما پذیرفتیم د
سالن حاضر شد . ماد ر هما روستا: د رد انه من خد احافظ ماد ر هما روستا که پس از سال ها به ایران آمد ه است د ر بخش ابتد ایی این مراسم که د ر حیاط خانه هنرمند ان برگزار شد ه، با بغضی د ر گلو خطاب به همه حاضران خوشامد گفت و اد امه د اد : سلام من، سلام ماد ر غمد ید ه ای است که غمی بسیار بزرگ د ارد . اما شما گوشه گوشه های غم مرا گرفتید و از شما سپاسگزارم. او اد امه د اد : همیشه به د نبال
رو شکر! گفتم: حرفتو بزن! گفت: معلومه بالاخره هم خود ش اومد ه هم خبرش! زیاد د استان رو کش نمید م. همسرم بعد از اون روز طلاق گرفت. چند ماه بعد وقتی تو د فترم نشسته بود م و از فشار تنهایی خیره به د یوار نگاه می کرد م د ستی روی شانه ام آمد و صد ایی گفت: ناراحت نباش یا خود ش میاد یا خبرش! برگشتم و چهره خند ان و راضی عموسعید رو د ید م، متاسفانه سریعا از محل گریخت و د ستم بهش نرسید . امید وارم یه روز یا
کفایت سیاسی شما رو اوکی کنیم... نمی د ونم چی کار باید کرد ! ساعت 13:48 بعد ازظهر هر کاری می کرد م د ید ار صبح از خاطرم نمی رفت. نه که فکر کنید نگران حرف های نمایند ه واپس بود م ها! نه! فقط آن هند وانه قرمز از جلوی چشمم د ور نمی شد ! یکی از مقامات کشور تماس گرفته بود . بحث به حواد ث اخیر عربستان کشید . گفت: کار آمریکاست! مطمئنم! زد م زیر خند ه و گفتم: ببینم ترافیک تهران چالوس قبل
آشپزخونه اگه یه سینی پشت شیر آب نبود تف کن تو این پست! از تفریحات بچگی من این بود که آب بریزم رو بخاری صد ای تییییییییسسس بد ه، خر کیف بشم اون موقع که آیپد نبود که بازی کنیم با این چیزا سرگرم می شد یم! د ید ین تابستون چه زود تموم شد ، از 3 ماه فقط د و روزش موند ه! حالا اگه مهر بود الان تازه زنگ د وم بود ! سکوتت را ند انستم، نگاهم را نفهمید ی، نگفتم گفتنی هارو، تو