سایر خبرها
همین هفته با خانواده نوروزی تسویه حساب کنید
یکشنبه 19 مهر 1394 0 چه شد که آن پست را روی اینستاگرام گذاشتی؟ دلم آتش گرفت. یاد حرف ها و درد دل های هادی افتادم... (سکوت می کند). نوشته بودی هادی در اتاق هتل جلوی تو گریه کرده بود. ناراحت بود. برای هر کسی پیش می آید. عجیب آنکه همان افرادی که به هادی فحش می دادند، بعد از فوتش شعار سر دادند کاپیتان باغیرت... نمی دانم چه بگویم. راحت باش بگ
برانکو نشان داد از ایرانی ها،ایرانی تر است
سپاهان کلی به او فحاشی کردند آنجا که دیگر لیدرها نبودند که به مردم بگویند در اینستاگرام فحش بدهند. متأسفانه فرهنگ هواداران مان اینطور شده اما الان که هادی فوت شده لیدرها می گویند تماشاگران فحاشی کردند و تماشاگران هم می گویند که فحاشی ها کار لیدرها بوده است. اصلاً چرا باید فحاشی در فوتبال ما وجود داشته باشد؟ اگر من محسن بنگر بد بازی می کنم اما قطعاً همه تلاشم را برای پیراهنی که به تن دارم انجام می
خاطرات مسئول دفاعی سازمان برنامه و بودجه از بودجه جنگ
در زمان جنگ، شما مدیر کل آقای روغنی زنجانی بودید؟ بله .من مسئول دفاع بودم.مدیر عمومی و دفاعی .زیر نظر معاونت اجتماعی که اقای ستاری فر بود. تقریبا هر بودجه ای از طرف دولت به نیروهای مسلح داده می شد، از طریق دفتر شما بود. الان بحثی است که گفته می شود دولت آقای موسوی خیلی به جنگ کمک نکرد و جنگ را پیش نبرد . روش های کمک مالی به جنگ هم به شیوه های مختلف بود . یکی کمک های مردمی بود که حساب و کتاب نداشت و به طرف سپاه یا بسیج می رفت، یک بخشی بودجه های عمومی شفاف و غیر شفاف دولت
به هادی فحش می دادند حالا می گویند باتعصب!/ شماره 24 را تتو کردم
جوان، محسن بنگر در صفحه اجتماعی اش نوشت: داداش خیلی باهات حرف دارم. حالا این هفته شب بازی با صبا در اردو بهت می گم آخه هم اتاقمی داداش نمی دونی چه خبر هست. داداش شاید از آن بالا میبینی همان هایی که در اتاق می گفتی فحشت می دن الان می گن با تعصب بودی الان می گن عاشقت بودند همان هایی که در اتاق گریه کردی از دستشان الان یادشان رفته دادش. یک چیز عجیب تر همان هایی که فحشت دادند مجبور شدی بری نفت بازی
یک گوشه ورزشگاه همیشه به هادی لطف داشتند!
به گزارش بولتن نیوز؛ بائو که بعد از مرگ ناگهانی نوروزی بسیار متاثر و داغدار است یکی دو روز بعد از این اتفاق در مصاحبه هایی از بی مهری برخی هواداران به کاپیتان فقید پرسپولیس گفته بود. حالا و بعد از 9 روز از این شوک بزرگ شاید بائو راحت تر می تواند در این خصوص توضیح دهد. تو در مصاحبه هایت از بی مهری ها به هادی گفتی، مساله ای که دیروز هم محسن بنگر به آن اشاره کرده بود. ببین اصلا من این حرف ها
24 ساعت از زندگی مرجان نازقلیچی منتهی به فاجعه ی منا
. نماز مغرب را باید در مشعرالحرام بخوانیم. پیرزن تکانی به خود داد و خانم معینه دستش را گرفت و به اتوبوسی هدایت کرد که مدتی بود همه منتظر آمدنش بودند. یکی که طاقتش تنگ شده بود، داد زد: - اجکه جان، بجنب ما رو کاشتی در این بیابان همه رفتند و ما به خاطر تو مانده ایم... معینه خانم، از پشت عینک خود به اون مرد که ته اتوبوس نشسته بود و غرولند می کرد؛ نگاهی مدیرانه انداخت و
ترفندهای عجیب و غریب تکدی گری
بچه ها رو هم معلوم نیست از کجا آوردن! اجاره شون می کنن برای گدایی. نرسیده به میدان محسنی، پشت چراغ قرمز، زنی با شکم برآمده جلو می آید. چادر مشکی کهنه را پشت سرش گره زده و طوری راه می رود که برآمدگی شکم بیشتر نمایان شود. جلوی ماشین می آید و دستش را دراز می کند. راننده، عصبانی شیشه را بالا می کشد. اینم با ایناس. الان فکر کردی این زنه واقعاً حامله ست؟! اینو من 6 ماهه دارم می بینم. شکمش همین قدره. خب
تنها دلخوشی ما عکس و کمد لباس های هادی است
به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام ؛ محسن مسلمان پس از هفتم مرحوم نوروزی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: "هفتم هادی تموم شد ...خدا کنه کسی فراموشش نکنه، من که یه لحظه از فکرش بیرون نمیام ،خیلی جوون بود، خیلی زود رفت، الان تنها دل خوشیه ما کمد لباسای هادی با عکساشه... یه چی دیگه ام بگم ،تو این مدت که هادی از پیش ما رفت خیلیارو خوب شناختم و به داشتن رفیقایی مثه رضا نور محمد و محسن بنگر و شهروز پاشاکی افتخار میکنم ،خوش بحاله هادی که همچین دوستایی داشت."
مراسم عزاداری باعث مزاحمت مردم نشود
حسین (ع) ساعت هشت است؟ چه فرقی می کند هشت در خیابان بروید یا 9؟ 9 بروید یا 10؟ می گویند نه پدران ما ساعت 11 بیرون می رفتند. خب پدران شما اشتباه می کردند. بی وقت در خیابان طبل می زدند و مردم اذیت می شدند. محسن زاده ادامه داد: امام صادق (ع) به یک نفر فرمودند چرا خانه ات این طور است؟ خانه ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی ات خوب است، یک خانه بزرگ تهیه کن؛ آن فرد گفت مرحوم پدرم و جدم در این
علیرضا حیدری: بلد نیستم به خاطر شغلم ریش بگذارم
این روزنامه نگارها مخالفت می کند. گفتم بیا مشاور من شو، گفت نه من روزنامه نگارم. گفتم تو اگر حرفت درست است بیا بگو ما انجام می دهیم، پول از من، اجرا از من، تو فقط بگو! برای آن دوره ای بود که شما حجم عضلانی خود را بالا بردید؟ آن زمان من یک وزن بالا آمدم. الان حسن یزدانی می خواهد سال دیگر یک وزن بالاتر شرکت کند، با این بدن می تواند؟ ما چهار پنج فاکتور علمی داریم، یا زورت باید
یک هفته هفت چهره؛ از ترانه علیدوستی تا اکبر عبدی
می آمد. او ورای همه ی این نداشتن ها، یک چیز را به شدت داشت؛ تعصب . همان کیمیایی که خیلی ها فقط نمایش آن را می دهند، نوروزی تا پای جان می دوید؛ حتی اگر زورش به بازیکن مقابل نمی رسید، او نهایت تلاشش را می کرد به توپ برسد؛ حتی اگر خیلی سرعتی نبود، خودش را در موقعیت گلزنی قرار می داد؛ حتی اگر تمام کننده ی کاملی نبود، اما برای تیفوسی ها این مهم بود که او نهایتش را به کار می بست؛ تا آخرین نفس