که نصفشان مرجان و نصف دیگرشان یک حیوان عجیب بود و همه ی موجودات به همین صورت وحشتناک و چندش آور بودند. اگر درختی وجود داشت با درخت های عادی خیلی فرق داشت؛ مثلاً به جای شاخه دست هایی داشت که شبیه دست های انسان بود و تکان می خورد. پری گفت وقتی به آنجا رسیده بود خیلی ترسیده بود و آرزو کرد که ای کاش اصلاً به آنجا نیامده بود اما وقتی به یاد شاهزاده و روحی افتاد که قرار بود او را جاویدان و