داشته باشد تا نشان دهد می تواند بخشی از راه حل منطقه (در مبارزه با داعش) باشد و نه بخشی از مشکل. صبح امروز من با رئیس جمهور روحانی دیدار کردم. ما اختلاف نظرهای شدیدی داریم. ایران از گروه های ترویستی حمایت می کند، برنامه هسته ای اش، رفتارش با مردمش، همه اینها باید تغییر کند. این سخنان با واکنش تند وزارت خارجه ایران روبرو شد. مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه گفت: سخنرانی نخست وزیر انگلیس در
می کنند. ساعاتی بعد افاصلی به فدراسیون می رود و پس از اطلاع از ماجرا بی اجازه وارد اتاق خانم معترض به همسرش می شود. اتفاقات بعدی به صحنه های یک فیلم اکشن طعنه می زند؛ وقتی افاضلی در دفاع از همسر مورد توهین واقع شده اش، خانم کارمند را به گوشه اتاقش پرتاب می کند و به صورت او سیلی می زند. فریادهای شخص مضروب که افاضلی را به دلیل دست بلند کردن روی یک نامحرم مواخذه می کند، ماجرا را پیچیده تر می کند. به
شاعران و یا نقد کتاب؛ ولی بیشتر از همه به شعر و داستان پرداختم. از فضای انجمن شعر و جوانان برایمان بگویید؟ چه کسانی آنجا حضور پیدا می کردند و نگاه فکریشان چگونه بوده است؟ گرداننده جلسات در انجمن شب های شعر مجله جوانان آقای طبایی بود. کسانی که می آمدند از گروهای مختلف بودند مثل خودم که دانش آموز بودم و از مدرسه می آمدم. کسانی مثل شاملو، نصرالله مردانی، غلام حسین ده بزرگی
سال 92 به عنوان یکی از هشت داور استان کرمان به فدراسیون فوتبال معرفی شدم و در همین سال 13 بازی در رده های مختلف سنی سوت زدم. فارس: در حال حاضر در چه سطحی داوری می کنید؟ مومنی: در حال حاضر در لیگ پایه های کشور از جمله لیگ برتر جوانان و امیدها سوت می زنم. فارس: شهربابکی ها چه موقع می توانند داوری شما بین تیم هایی مانند استقلال و پرسپولیس را از تلویزیون شاهد باشند؟
فوتبال فقط من باید به جزای اعمالم می رسیدم؟ بچه 16 ساله مراقبت نمی خواست؟ برای له کردن من از مدت ها قبل سناریو نوشته بودند؟ چه سناریویی؟ - من داشتم جای یک سری را تنگ می کردم. بلاژ به من ایمان داشت. من اگر زمین نمی خوردم خیلی ها حرام می شدند. من، نوازی و پژمان جمشیدی و مهدوی کیا را به نیمکت پیچ و مهره کردم عامو! پس از این همه سال بالاخره نفهمیدیم ماجرای پاسپورتت چی بود
از خاطراتم برمی گردد؛ شش هفت سال پیش با دوستان مان که بیشتر زوج های جوان بودند، سفری داشتیم. در میان همسفران زوجی هم بودند که بچه کوچکی داشتند. یکی از روزها، همه به پیاده روی رفتند اما من حوصله نداشتم. خانه ماندم و از بچه که خواب بود، نگهداری کردم. اما بعد از چند ساعت نگران شدم که چرا این بچه بیدار نمی شود.سر و صدا کردم و خوشبختانه بیدار شد، اما این نگرانی از آن زمان در ذهنم بود و رهایم نمی کرد
جدید الامارات آمد و همه بچه ها را جمع کرد و گفت: می توانیم و چون می توانیم، باید قهرمان شویم. مگر شماها چه چیزی کمتر دارید؟! این اتفاق هم افتاد و توانستیم الامارات را برای اولین بار در تاریخش به مقام قهرمانی برسانیم. حالا آن تیم الامارات بود و ما درباره استقلال حرف می زنیم که پرافتخارترین تیم ایرانی در قاره کهن محسوب می شود. بنویس من با استقلال قهرمان لیگ چهاردهم می شوم. فکر می کنی خط
بهتره بگم همه جای دنیا داشته باشن . اون طرف ماس اما چیزی رو که می بینه نباید پنهان کنه ، این از فرمان های برگشت ناپذیر رامای بزرگه . حتما منظور منو خوب متوجه شدی دوست من ، روهید دقیقا همون کاری رو باید بکنه که تو قراره برای من انجام بدی . تو شاهد تغییر یه سرنوشت محتوم هستی و اون برعکس . برای همین بود که گفتم کسی خیال کشتن تو رو نداره و اون حادثه دریا هم فقط یه هشدار بود ، اگر قرار بود بمیری ، هیچکس