بعد از کرونا تصمیم گرفتم برای کودکان کاری انجام دهم/ اعتبارم را برای تولید فیلم حوزه کودک وسط گذاشتم - ایسکانیوز
سایر خبرها
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
بیمارستان زاهدان و محمد را بعد ترخیص به خانه می آوریم. من تک تک لباس های محمد را که داخل ساک می گذاشتم، می بوسیدم. همه وسایلش را برداشتم. به سمت زاهدان راهی شدیم، اما ابتدا به منزل مادر شوهرم رفتیم به خانه شان که رسیدیم، همه بودند. شلوغی جمعیت و حضور بستگان را مشکی پوش که دیدم متعجب ماندم. سراغ محمد و بیمارستان را گرفتم. گفتم شما گفتید محمد مجروح شده؟ گفتند او را با آمبولانس به اینجا می آورند. باز هم در
زیباکلام: دروغ است که می گویند آیت الله هاشمی باعث ادامه جنگ شد /احمدزاده: اعراب نمی توانند با اسرائیل ...
عملکردهای بیرونی را می بینیم متاسفانه زمان جنگ را با دعواهای الان قاطی کرده ایم. من از آقای زیباکلام واقعاً این انتظار را دارم به عنوان آدمی که از بالا همه قضایا را می بنید و سوالاتی دارد؛ این تفکیک موقعیتی که این خوبی ها و این بزرگی ها باید حفظ شود. وقتی اول جنگ، منِ 15، 16 ساله پشت وانت سعی می کردیم از عراقی ها دور شویم. هشت سال بعد که حلبچه را شیمیایی زدند، من بچه بسیجی
داستان کوتاه/ خوابگاه شماره 2
خانه زنگ زدم و طلب پول کردم. آن ها هم فرستادند. فرقی نمی کرد چه قدر، به محض این که پول را می گرفتم، غیب می شد. همه جا را امتحان کردم توی جیبم، توی جلد کتاب جا سازی می کردم، توی جعبه کفش و آن را زیر تخت گذاشتم. دلم به حال خودم می سوخت. هنوز همان دختر بچه سرتق، صبور و امیدوار بودم که گمان می کردم هر قله کوه دعوتیست برای فتح و پاشنه ی کفشم را ور می کشیدم. راهی جاده های پر از سراب با تلالو
فال حافظ امروز سه شنبه 17 مهر 1403 برای متولدین تمام ماه ها
قصدی که می خواهید نیت کنید و بعد از آن کافی است که برا شادی روح حضرت حافظ فاتحه بخوانید و بگویید: حافظ ای حافظ شیرازی، بر من نظر اندازی، من طالب یک رازم، تو کاشف هر فالی، قسم به شاخه نباتت قسم می دهم به قرآنی که در سینه داری، این فال مرا بگشای. سپس دیوان را بردارید و یکی از انگشتان خود صفحه ای را به دلخواه باز کنید. فال شما در سمت راست صفحه ( بالا ) قرار دارد.
پالان دوزی؛ پیشه بی رونق
نخ را می برد و دوباره کوک زدن را از سر می گیرد. ادامه می دهد: پس از اینکه سه تا پلته را وصل کردیم و پهلو و اطراف آن را دوختیم داخل آن کاه و کلش می گذاریم. بندک هایی هم روی پالان می دوزیم که وقتی سوار الاغ می شوند، دستشان را از آن می گیرند؛ همچنین بندک هایی که برای عبور بند از زیر شکم حیوان است. به نظر می رسد سخت ترین مرحله جدا از اینکه پلته بندی ها دقیق انجام شده باشد، پر کرد
ترس هایی که لگد شدند
به گزارش اصفهان زیبا ؛ دور میزم جمع شده بودند. چهارنفری با هم حرف می زدند. نفر پنجمی کوتاه تر و مظلوم تر از بقیه، پشت سرشان ایستاده بود و باران نخورده، می لرزید. از صدای تحلیل هایشان، کم کم بقیه بچه های توی سالن هم دورشان جمع شدند. چند دقیقه ای تا وقت صبحگاه زمان مانده بود. از وسط جمعشان خودم را بیرون کشیدم و قبل از صدای نخراشیده زنگ مدرسه، سوتم را به صدا درآوردم تا صدای دخترکی که واو
خوابی که تعبیر شد ...
یگانه بود. یونس یحیوی بردار شهید یحیوی نیز در ادامه می گوید: وحید چند تا دست نوشته از خودش به یادگار گذاشته که در یکی از دست نوشته های خود که مربوط به سال 1379 است یعنی بعد از افتتاح کانون قرآن و عترت دانشگاه علوم پزشکی تبریز، از یک خانمی اسم برده بود که من خیلی پیگیر شدم اما همسرش گفت که من قضیه را می دانم و نیازی نیست پیگیری کنی و بگذار همان طور باقی بماند. او می افزاید
مادرانگی یک بانوی کارآفرین بیرجندی در میانه میدان با چند نقش متفاوت
تجربه کردم چون به دلیل مشکلات مجبور بودم کار کنم و حتی کارم را تغییر دهم. سال 83 اولین آژانس بانوان شرق کشور را راه اندازی کردم که به این ترتیب تعدادی از خانم های سرپرست خانوار به کار مشغول شدند. به واسطه همین کسب وکار به عنوان کارآفرین نمونه استان هم انتخاب شدم. او می افزاید: اما این حرفه ای نبود که مورد علاقه ام باشد در نتیجه مدتی به عنوان پیمانکار بوفه های دانشگاه آزاد کارم را ادامه
مشترک شوید!
عنوان مثال، سوئیس 5 هزار و 430 درخواست ثبت اختراع بین المللی را در سال 2022 ثبت کرد که کمتر از یک دهم تعداد درخواست های مشابه ثبت شده توسط آمریکا است. با این حال از آنجا که حجم اقتصاد سوئیس کمتر از یک دهم اقتصاد آمریکاست، همچنان در این معیار از ایالات متحده بالاتر است. به همین ترتیب سوئیس پژوهشگران بسیار کمتری نسبت به آمریکا دارد، اما نسبت آنها به اندازه جمعیتش بیشتر است. ممکن است سهم کلی سوئیس در
افشاگری امیر غفارمنش درباره ممنوع الفعالیتی 3 بازیگر ساعت خوش
. من خیلی علاقه ای ندارم که کنار آقای حکم آبادی (مسعود حکم آبادی تهیه کننده نمایش سینگل ) قرار بگیرم، اما کمی خودخواسته در این سال ها تصمیم گرفتم که در تئاتر باشم. می توانم بگویم که در 5-6 سال اخیر جزو پرکارترین بازیگران تئاتر، بودم، از بانوی محبوب من ، لکانته ، شجاع ، خاتون پرده نشین ، شام خداحافظی و.. و نزدیک به 8 کار تئاتر در این سال ها داشتم. بعد از سریال خوشنام چند کار در تلویزیون و
گفت و گویی منتشر نشده با سعید راد
پیش و زمانی که دبیر گروه فرهنگ و هنر روزنامه قانون بودم مصاحبه تلفنی مفصلی انجام داده بودم که هیچگاه منتشر نشد. یعنی درست چند روز مانده به پایان سال 1393، با وی تماس گرفتم و پیشنهاد دادم پیرامون جشنواره سی وسوم فیلم فجر و انتقاداتی که به مدیریت سینما داشت و موضوعاتی مثل کمرنگ شدن نقش قهرمان و ضدقهرمان در سینمای ایران گپی بزنیم. بعد هم قرار گذاشتیم که اگر برای عید نوروز به ویلایش در شمال
ثواب و آثار قرائت سوره حمد
ثوابی کرامت فرمایم که تمامی مخالفان او آرزوی منزلت او را نمایند. و آن زمان که وَ إِیاک نَسْتَعِینُ را بگوید خداوند می فرماید: بنده من از من یاری خواست و به من پناه آورد. من شما را شاهد می گیرم که در تمامی امور او به وی یاری دهم و در همه سختی ها به فریاد او برسم و روز قیامت هم دست او را بگیرم و داخل بهشت بکنم. و وقتی که بنده اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ تا آخر سوره را بخواند
خورشید را دیدیم، درست وسط رسالت
ماشین می روم یک گوشه ای اطراف مصلی پارک می کنم و نماز و یاعلی از تو مدد، برمی گردم ناهار خانه ام. نشان را باز کردم نگاهی به ترافیک بیندازم، زرد و قرمز و این ها که هیچ سرخ جگری بود، ریسک نکردم، رفتم بولوار میرداماد و گفتم دو ایستگاه را با مترو می روم و این جوری ترافیک را دور می زنم، توی میرداماد هم جا نبود، یک کارواش باز پیدا کردم، سوئیچ را گذاشتم و گفتم دوساعت دیگر عروسکش کن آمدم. پله
نقشه شوم راننده تاکسی اینترنتی برای دختر جوان
خانه خودمان در شرق شهر بروم. راننده پراید مرد جوانی بود که در بین راه دائم مسیرش را تغییر می داد و می گفت مسیریابش درست کار نمی کند. طوری که هرچقدر می رفتیم به مقصد نمی رسیدیم تا اینکه در بین راه او با یک چاقو شروع به تهدید کرد و گفت اگر ساکت نباشم جانم را می گیرد. دختر جوان ادامه داد: او که در ماشین را از داخل قفل کرده بود من را به بیابان های اطراف شهر کشاند و در جایی خلوت توقف کرد و
پالان قجری، حرفه ای که از اسب افتاد
اما فرزندانم هیچکدام حتی دور و بر پالان هم نمی آیند چه برسد بخواهند یاد بگیرند. من هم کار دیگری بلد نیستم، نه سواد دارم، نه بیمه و نه درآمد دیگری! همین کار را بلدم و تا زنده ام ادامه می دهم. کمی بعد، چارواداری از کوه نشین های دیلمان به حجره تنها پالان دوز رشت می آید. پالان بزرگی با خود آورده تا استاد رحیم توانا تعمیر کند. نگاهی به پالان می اندازم، قد و قواره اش بزرگتر از پالان های دیگر
قتل همسر به وسیله شیء عجیبی که فکرش را نمی کنید!
، سال ها است که ازدواج کرده ایم و دو فرزند داریم. دیروز همراه فرزندانم از خانه بیرون رفتم و وقتی برگشتیم، همسرم در خانه نبود. گمان کردم برای خرید از خانه خارج شده اما هرچه صبر کردم، برنگشت. چند ساعت بعد هم گوشی اش خاموش شده و من نگران او هستم. با این شکایت تلاش برای افشای راز ناپدید شدن زن جوان آغاز شد و کارآگاهان تحقیقات خود را برای یافتن ردی از لیلا کلید زدند. در اولین قدم از تحقیقات برای
اولین خانه رهبر انقلاب و همسرش کجا بود؟
بدان رغبت نمیکرد. امّا قدری از آن را خوردم و بقیّه را برای سحری گذاشتم. در سحر هم مابقی آن را با اکراه خوردم، زیرا این غذا از اصل نامطبوع بود و بعد از مانده شدن نیز نامطبوع تر شده بود. نخستین روز بر این منوال گذشت. روز دوّم، نگهبان اطّلاع داد که چیزی برای شما فرستاده شده. آن را گرفتم و باز کردم، دیدم انواع غذاهایی که در افطار به آن ها میل دارم، در چند بشقاب برایم فرستاده شده است. این
امنیت نی ریز در دوره قاجار و تأسیس امنیه در نی ریز
حسین خان اسبی داشت و مأمور دارایی بود که می گفتندش ناظر هزینه اداره امنیه. حقوق در زمان رضاشاه سه تومان بود روزی یک قران. بعدش شد هفت تومان. بعد از مدتی شد 15 تومان. بعد که رضاشاه رفت شد 27 تومان. یعنی سال 1323. عرض کنم من که سال 1334 استخدام شدم 180 تومان می گرفتم. حقوق ما کم بود؛ روزی 6 تومان. حقوق یک کارگر ساده دو یا سه تومان بود. اون موقع ژاندار ها را می کشتند. یک شعری بسته بودند و
داستان شنیدنی نی ریز
. لوله کشی را همین طوری یاد گرفتم و پیش هیچ کسی کار نکردم. ما آن زمان برای هر خانه یک شیر می گذاشتیم. اولین لوله کش نی ریز من بودم. بعد از آن لوله کش های دیگری مثل رفعتی، داوودی، مقبلی، نگهبان و صفاری شروع به کار کردندکه هم پیش من آموزش دیدند و هم وسایل شان رامن تأمین می کردم. لوله کشی آب از همان سال ها در نی ریز راه افتاد. آن زمان نه خیابانی بود و نه لوله کشی و نه برقی. یک آسیاب در کاروانسرای میزمسیح
از ساخت خوراک ایرانی تا جشنواره کودک اصفهان/ مدیران جدید تا پایان مهر وارد وزارت ارشاد می شوند
در این حادثه از دست دادند و این کمترین کاری بود که می توانستم برای آن ها انجام دهم. مرزبان در ادامه درباره اجرای نمایش در نیاوران افزود: برخی می گفتند مسیر نیاوران دور و دشوار است، اما معتقدم اگر کسی به تئاتر علاقه مند باشد، این مسائل اهمیت ندارد. باید از این سالن بهره برداری کنیم. اجرای نمایش ما تا پایان مهرماه ادامه خواهد داشت و امیدوارم مخاطبان از این فرصت استفاده کنند، به ویژه که
قتل ناخواسته فرزند هنگام مشاجره
.... فرشید چکاره بود؟ با خودم میوه فروشی می کرد و کمک حالم بود. کی متوجه شدی فوت کرده؟ بیمارستان به من گفت درمان پسرم هزینه زیادی دارد و من هم گفتم هر چقدر پول نیاز داشته باشد، پرداخت می کنم، حتی حاضر بودم خانه ام را بفروشم و امیدوار بودم پسرم نجات پیدا می کند. ساعت 8 شب از بیمارستان خارج شدم و می خواستم به خانه بروم و پول بیاورم که باجناقم زنگ زد و گفت به بیمارستان برگردم. وقتی برگشتم پسرم به سختی نفس می کشید و آخرین حرفش وجودم را سوزاند. پسرم به من گفت: پدر جان ببخش که تنهات گذاشتم و بعد چشمانش را برای همیشه بست. ...
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
. جالب بود لیدرهای حزب توده همه را برای تظاهرات دعوت کرده بودند اما خودشان فرار کرده و رفته بودند و ملت بدبخت پای گلوله ها ماندند و جان دادند. او در نیمه دهه 1340، سال های 1344 یا 1345 با استخدام در بانک، ساکن تهران می شود. او می گوید: در خیابان انقلاب (شاه رضای آن زمان) دیدم که یکی از بچه های خرمشهر در بانک ایران و خاورمیانه کار می کند. رفتم داخل و بعد از سلام و علیک گفت دوست داری اینجا کار
مردی از کوچه پرتغال های نارس
... می پرم وسط حرفش: نه، ندارم. فقط سه تا خواهریم. تنها مرد خانه ما، باباست. سر تکان می دهد. انگار می خواهد به من بفهمانَد که نمی توانم بعد از این همه سال، شریک غم درد بی برادری اش شوم. گریه ام می گیرد! بلند و با اشک هایی به بزرگی دانه های تگرگ! می خواهم باور کند که دردهایش را، نگفته، فهمیده ام؛ که قد خودم می دانم وقتی عزیزی می رود و می دانی برنمی گردد یعنی چه. چادر را روی لب هایش می کشد تا بغض چهل و
اصولگرایی به روایت اصولگرایان: قدرت طلب، فاقد اقبال عمومی و دکاندار!
) اشاره فرمودند، بعد از هشت سال مرخصی گرفتم که بتوانم در مقدمات برپایی این حماسه بزرگ حضور داشته باشم. حاضر شدم برای نقش آفرینی در حماسه بزرگ... مشایی یعنی احمدی نژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی. توکلی در اولین فرصتی که به دست آورد از تریبون مجلس به این حرکت احمدی نژاد تاخت: دیروز آقای رئیس جمهور بر خلاف سوگند و برخلاف رفتار تمام روسای جمهور سابق ایران رفتاری شبیه پادشاهان مستبد داشتند که برای
آموت ، خانه امن یوسف
یادداشت نشریه تقاطع شماره 39| آموت نام جذابی است؛ حداقل برای من! شاید اگر پای یوسف علیخانی هم وسط نبود، وقت چرخیدن در نمایشگاه های کتاب یا مرور اسامی ناشرین دنیا، به این اسم که می رسیدم، مکثی می کردم و می گفتم: چه اسم خوبی! چه طنین دلچسبی و رمز و رازی در این نام نهفته است! بعد هم کنجکاو می شدم تا معنایش را بدانم؛ بدانم و فراموش کنم. فراموش کنم تا بار دیگر هنگام چرخیدن و مرور کردن، به سر کیف آمدنم
تافته جدا بافته: گزینش ها به روش دهه شصت در آموزش و پرورش + جمع کنید بساط نگاه بچه پیغمبریابی نفاق پرور ...
...: هنوز هیچ مرجع رسمی آمار ردصلاحیت داوطلبان آزمون استخدامی آموزش و پرورش که ذیل کد 19 قرار گرفته را اعلام نکرده است، اما آن طور که از شواهد پیداست تعداد کسانی که براساس گزینش های دهه شصتی از حضور در مدارس جا مانده اند، بالاست. یکی از گروه های مجازی که در این باره شکل گرفته است، حدود هزار و هشتصد عضو دارد و البته چندی قبل هم یکی از نمایندگان مجلس از قول وزیر آموزش و پرورش برای پذیرفته شدن پنج هزار نفر از رد شدگان خبر داده بود بنابراین آمار هشت هزار نفری عبدالرضا داوری در توییتر، خیلی هم دور از انتظار نیست اگرچه آموزش و پرورش آن را رد کرده است. از زاویه ای دیگر در همین دو هفته گذشته بیش از 20 نفر از داوطلبان آزمون آموزش و پرورش که با گزینش های دهه شصتی از ورود به مدارس جا مانده اند در تماس با خبرنگار، خواستار پیگیری وضعیت و تعیین تکلیف شان شدند. در پیام های این افراد یک مفهوم کلیدی مدام تکرار می شود: صدای ما باشید و اجازه ندهید تلاش این همه جوان به خاطر دیدگاه های سلیقه ای گزینشگر ها به باد برود. آن ها ابتدا به قول ها و وعده های دولت پزشکیان و برخی د ...
اسرائیل که از حمله به ایران می ترسد مجبور شده به ملت ما پیام دهد در پیام خود هم تهدید می کند و هم تطمیع !
شویم حالا آمریکا در تمام جنایات بزرگ اسرائیل به طور مدام تکرار می کند ما خبر نداشتیم. وی با تبیین امتیازات دکترین نظامی ایران خاطر نشان کرد: امتیاز بزرگ دکترین نظامی ایران این است که در عین اقتدار کامل تماماً دفاعی است در 8 سال دفاع مقدس نیز جنگ ما جنگ دفاعی بود وعده صادق یک و دو هم بعد از حمله اسرائیل انجام گرفت ترور هنیه در تهران نقض حاکمیت ملی ایران بود اگر ایران انتقام نمی گرفت هم
آموزش مدیتیشن برای تازه کارها با 41 نکته عملی
تنهایی را ترجیح می دهم، اما شما می توانید با همسر، فرزند یا یک دوست این کار را انجام دهید. می توانید با یکی از دوستانتان قرار بگذارید که هر روز صبح بعد از انجام مدیتیشن، به هم خبر بدهید این کار را انجام داده اید. این کار شاید به شما کمک کند مدت بیشتری این عادت را حفظ کنید. گروهی از افراد را پیدا کنید که مدیتیشن می کنند و به آنها ملحق شوید. این گروه می تواند گروه ذن یا مدیتیشن تبتی در نزدیکی
قضیه فلسطین یک مسئله جهانی و فرادینی است + صوت
بودند، به شهادت رساند. این ماجرا موج بسیار جدی ای در فعالان بین الملل برای اعزام و حضور در غزه ایجاد کرد؛ این موج به ایران هم رسید و خیلی ها در تدارک بودند که اقدامی برای فلسطین و غزه انجام دهند؛ اما اینکه حرکتی تنها ایرانی شکل بگیرد ممکن نشد. سال بعد، یعنی 2013 میلادی؛ همین جمع تازه تأسیس با کمک تشکل های حامی فلسطین در کشورهای مختلف قاره آسیا کاروانی به مقصد غزه راه انداختند