مادر شهید عراقی: جان مان را برای امام خامنه ای می دهیم - مشرق نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای لباس رزم پوشیدن شهید اشرفی اصفهانی در مراسم روز تاسوعا!
توسط ساواک آن شبی که پدر را در کرمانشاه دستگیر کردند بسیار به ما سخت گذشت زیرا همان شبی بود که امام(ره) از نجف به سمت کویت رفته بودند اما دولت کویت نیز ایشان را راه نداده بود و مشخص نبود که بعد از آن امام(ره) قرار است به کجا بروند لذا همه نگران بودیم. نیمه های شب بود که تلفن زنگ زد و آیت الله محمدی گیلانی به ما اطلاع دادند که امام رهسپار فرانسه شدند و حالشان نیز کاملا خوب است. با شنیدن
وقتی سگ آمریکایی از شخص اول مملکت محترم تر شد
چرا کار را پیوسته در زور و تهدید و خشونت می جست بی درنگ دست به کار شد. تصمیم به گرفتن و بازداشت و زندانی کردن امام (ره) گرفته شد، اما به جای زندانی کردن، تبعید راه حل بهتری تشخیص داده شد. چند افسر و کارمند و کماندو ساواک در شب 13 آبان به خانه امام (ره) در قم ریختند و رهبر سالخورده و مصمم به مبارزه علیه سلطنت، آمریکا، اسرائیل و کاپیتولاسیون را دستگیر کردند. در یک اتومبیل سواری نشاندند، به
از زندان و تبعید تا دزدیده شدن دیوان استاد شهریار توسط ساواک
توجه همه از جمله کسانی که امور مملکت را در دست داشتند قرار گرفت. از این جهت بود که استاد شهریار کتاب حیدربابایا سلام را به مقام معظم رهبری که رییس جمهور وقت بود ارسال و شعری را نیز دست نویس تقدیم وی می نماید. متن نامه که همراه کتاب ارسال شده بود: بر آستان والای آیت الله خامنه ای ریاست جمهوری اسلامی محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقدیم و توفیق روزافروز ایشان و امام امت و
حمله زنان چماق به دست به بانوان انقلابی/ مامایی که به خاطر حجاب رختشور معرفی شد
. آن زمان به جز طرفداران امام، طرفداران شاه هم به خیابان می ریختند و تظاهرات می کردند البته کمی متفاوت تر از طرفداران امام، چرا که آن ها خانم هایی بودند که به خاطر پول از حاشیه های شهر اجیر شده بودند و با چماق هایی به دست بعد از راهپیمایی به زنان تظاهر کننده طرفدار امام حمله می آورند. بعد از راهپیمایی در حالی که ام البنین همراه همسایه ها به خانه بر می گشتند کوچه شان توسط زنان چماق به دست
چرا انقلاب کردیم؟ آیا اگر انقلاب نمی شد الان وضع بهتری داشتیم؟!/ عوامل متعدد در یک قضاوت منفی
، ارتش، ساواک و ژاندارمی منطقه فرو می رفت. چنین وضعیتی در کنار مبارزه روز افزون شاه برای تغییر هویت و فرهنگ اسلامی جامعه، سبب نارضایتی گسترده مردم در تمام نقاط کشور شد و با رهبری حضرت امام (ره) زمینه های ایجاد و پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم ستم شاهی پهلوی را فراهم آورد. به اعتراف خود ثریا ، محلات جنوب شهر[ تهران] با جویهای سرباز که آب کثیف آن پس از عبور رختشوی خانه ها و آلوده شدن به
همراهی با حضرت امام و رهبر انقلاب را افتخاری بزرگ برای خود می دانم
اند و هیچ کدام ناقص نیستند، افزود: پیامبر(ص) زمانی را ویژه خانم ها قرار داده بود تا نزد ایشان بیایند و پرسش ها و مسائل خود را مطرح کنند و از این طریق حضرت زمینه را برای آنها در کسب علم و دانش فراهم کرد. این مرجع تقلید ادامه داد: روزی یکی از زنان فاضله خدمت رسول خدا(ص) آمد و پرسید ما خانم ها به دلیل محدویت هایی که داریم نمی توانیم از فضائلی همچون جهاد بهره مند شویم بنابراین چه باید کنیم
مرد باش و استعفا بده...!
بدست بیاورد. ایثارگران و جانبازان جان شان را تقدیم کردند تا این ملت با عزت زندگی کنند در همه کشورها روسیه، آمریکا و کره برای بازماندگان جنگ جهانی دوم امتیازاتی قائل شده اند حالا ما چکار کردیم خدای نکرده ما از این کشورها کمتریم ؟! شما بروید اسناد جنگ جهانی و جنگ در کشورهای مختلف را مطالعه کنید امام جمعه تکاب ادامه داد: حالا یک آقایی صحبت کند و بگوید سهمیه هایی که
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
بعدی در بهشت زهرا سرود "برخیزید ای شهیدان راه خدا" را خواند. یادم هست که همین آقای دکتر محمد اصفهانی قاری قرآن قبل از سخنرانی امام خمینی(ره) در بهشت زهرا(س) بود. اگر یادتان باشد قرار بود امام 8بهمن به تهران بیایند که بختیار فرودگاه را بست تا این اتفاق نیفتد. از آنجا که مردم آمده بودند و جایگاه امام در بهشت زهرا نیز مملو از جمعیت بود، مقرر شد مراسمی در آن مکان برگزار شود که در آن مراسم
انقلاب اسلامی چهره استکبار را در جهان منفور می کند
باید عمل کننده به حق نیز باشد. وی بابیان اینکه تمام انسان ها به جز پیامبران و امامان (ع) دارای نقص هستند گفت: باید برای رفع این نواقص در سایه تربیت ائمه (ع) و علما گام برداریم تا به خودسازی برسیم. آیت الله نوری همدانی بابیان اینکه ابتدا باید خودسازی کنیم و سپس به جامعه بپردازیم افزود: در این بخش باید همه سعی کنند و بعد از خودسازی برای تربیت جامعه تلاش کنیم. استاد
می خواهند شکست دیپلماسی لبخند را بر گردن رهبری بیندازند
/> مردم قرار نیست این موضوع ها را بدانند و علت آن مشخص شود. شصت درصد زمین هایی که در طول هشت سال آزاد کرده بودیم در طول سه شب از دست دادیم و این به خاطر قطع نامه کثیف 598 بود. چیزی که به خیال خودشان می خواهد دوباره تکرار کنند. امام به جز یک پیام سه خطی چیزی نگفت. آن پیام سه خطی کجاست؟ در کدام کتاب است؟ مظلوم تر از خود معمار انقلاب خود امام است. رسانه ما در سالگرد پذیرش قطع نامه هیچ گاه آن پیام امام
شکاف یک تراژدی تمام عیار برای تماشاچی+فیلم
پاسخگو باشم؟ وظیفه من این است که اثری را تولید کنم. اگر هیچ جایی در انتظار اثر من نیست مهم نیست. ولی قرار نیست تولید نکنم. کارم را تولید می کنم و در زیرزمین خانه ام نگه می دارم تا زمانش برسد. به این شک ندارم. - بازیگران الان یکی، دوساعت منتظرشان می شویم و می گویند ترافیک بود یا مصاحبه داشتیم. الان آدم ها به کارشان تعهد ندارند و ایمانشان به کارشان قوی نیست... الان، بازیگران غرغرویی داریم که
از ساده زیستی مسئولین تا خوی کاخ نشینی در نگاه امام خمینی(ره)/امام خمینی و رهبر معظم انقلاب الگوی ساده ...
خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده اند عمارت درست کرده اند و رفت و آمدهایشان مناسب شان روحانیت نیست ... از دست دادن آن (اعتقاد و ایمان به روحانیت و مسئولین ) همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان (7 ) امام به مسئولین و دست اندر کاران سفارش می کند باید مردمی که با همه نوع فداکاری اسلام و جمهوری اسلامی را حفظ کردند را حفظشان کرد و حفظ آنان به زندگی ساده و
ماجرای خواندنی از 2 انقلابی معروف
کرد و گفت مطمئن شده ام محمدحسن به شهادت رسیده است. وقتی نگاه متعجبمان را دید فرمود: وقتی فهمیدم همسرم مادر شد مدام آیه ای را می خواندم و از خدا می خواستم فرزندی به من عطا کند که موجب چشم روشنی ام شود. آیه را سر قبر امام صادق آنقدر خواندم که غش کردم. الان احساس می کنم که همان قره العینی که از خداوند سر قبر امام صادق خواستم خداوند به ما داد و ایشان شهید در راه خودشان شد. برداشت دوم: آقای
هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند
امام در روز 13 /11 /57 در مدرسه علوی در جمع عده ای از روحانیون فرمودند: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بوده. خلاف قانون، خلاف قانون اساسی است! در قانون اساسی، در حقوق بشر، این است که هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند یعنی ما الآن خودمان باید سرنوشت خودمان را تعیین کنیم. ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم. اعقاب ما بعد می آیند؛ خودشان سرنوشتی دارند، به دست خودشان باید باشد، نه به دست
دیوان حافظ هم از سانسور پهلوی در امان نماند!/ تاکید امام خمینی(ره) بر آزادی مطبوعات
خواهد عواطف خودش را به رهبرش، فردی ابراز کند. زنان به لحاظ شور و حرکت انقلابی کم از مردان نبودند؛ اگر نگوئیم بالاتر. این موضوع تا کنون ادامه دارد. من در دیدارهای پیاپی خود از خانواده شهدا در خانه هاشان به این باور رسیده ام، زیرا می بینم که مادران شهدا نسبت به خواست پروردگار تسلیم هستند... منظور این نیست که زنان ایرانی از مردان سخت تر و قوی دل ترند، بلکه مانند هر زن دیگری در دنیا دارای عاطفه رقیق و
ورود دولتی ها به خانه شهید احمدی روشن ممنوع است
معذور است. حاج رحیم احمدی روشن نوشت: از مواضع انسان دوستانه مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (دامت برکاته) و مردم سراسر ایران اسلامی به خصوص اهالی بزرگوار و شهید پرور شهرهای همدان، تهران و یزد و بالاخص فرزندان عزیز و بزرگوارم در دانشگاه صنعتی شریف و برادر عزیز و بزرگوار، نماینده محترم و خدوم و صبور آقای دکتر کارخانه ای و عوامل تحت فرمان ایشان که در هرچه باشکوه تر برگزار شدن
حاشیه های جالب از دیدار شعرا با رهبر انقلاب
آل کثیر هم به خنده افتاد از این همه عربی دانی رهبر. زمانی هم تشکر کرد و گفت: خیلی ممنون لذت بردیم، بیشتر از شعرخوانی رهبر البته. وبعد از آقای رحمان نوازنی از کرج دعوت کرد شعرش را بخواند. نوازنی سلام کرد و رخصت گرفت و بعد از یک رباعی شعرش را خواند: قلبی شکست و دوروبرش را خدا گرفت نقاره می زنند مریضی شفا گرفت شعر درباره امام رضا بود. در یکی از بیت ها خواند:
خاطرات رضوانه 14 ساله از روزهای نامهربان انقلاب
ادعا می کردند خیلی زرنگ هستند، اما لطف خدا و هدایت فکری مادر در همین اوضاع سخت هم به کمک ما آمد و از بقال محل کمک گرفتیم، بقال محله ما مرد بزرگواری به نام آقای بهاری بود که مغازه او بیشتر شبیه عطاری بود و در این جریان، کمک زیادی به ما کرد، او حتی شهادت آیت الله سعیدی را به ما اطلاع داد و کسانی که قصد تردد به منزل ما را داشتند، توسط او از نبش کوچه بازگردانده می شدند، مادرم کاغذ کوچکی را نوشت و روی آن
بدون خداحافظی رفت/ دیدار خانواده های شهدا مدافع حرم با رهبر معظم انقلاب
بود. از چند نفری که آنجا بودند پرس و جو کردم که این ها کی بودند؟ گفتند پدر و مادر شهید مدافع حرم هستند. رفتم سراغ پدر، خیلی آرام و مهربان و دوست داشتنی بود، گفتم حاج آقا می خواهم بعد از ظهر بیایم خانه تان و با شما مصاحبه ای درباره ی فرزند شهیدتان داشته باشم. عکس فرزندش نشانم داد و گفت این اسماعیلم است. بعد از ظهر به در خانه این شهید در آمل رفتم. پدر خودش در را باز و من را به خانه شان
زنی جوان با شغلی نامتعارف برای زنان
خوش مرا مثال می زدند. لطفا علاقه آن روزهای مرضیه را به خطاطی دست کم نگیرید؛ چون جرقه کار امروزش همان روزها در حیاط خانه شان در روستای اسماعیل کلای جویبار زده شد؛ روزی که مرضیه با قلم مو و رنگ روی دیوار حیاط شان با حروف درشت نوشت: پارچه نویسی! یک کلمه خیلی ساده که بعد از گذشت این همه سال هنوز روی دیوار حیاط خانه پدری اش جا خوش کرده تا هر وقت چشمش به آن می افتد، فراموش نکند چقدر بین آرزوی
کدام خاطره استاد فلسفی، امام خمینی را خنداند
اختیار نگشا دست گفتم، این شعر حافظ است. چطور آن را عوض کنم. بر فرض عوض کنم، ولی به جای آن چه قرار دهم. گفت: چون کلمه رضا اسم رضاشاه کبیر است، آن را بردار و کلمه دیگری جای آن قرار بده! مثلاً حسن به داده بده ، تقی به داده بده ، نقی به داده بده !!! با گفتن این مطلب، مجلس غرق در خنده شد. امام نیز چنان می خندید که دوش هایشان تکان می خورد. بعد از منبر، امام فرمودند: اعلام کنید که منبر آقای فلسفی
استفاده از روش دوست گیری؛ از آسیب های ازدواج/ نگاه قرآن به فلسفه ازدواج
خانواده شان به همسری [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آن که] پاکدامن باشند نه زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتکب فحشا شدند پس بر آنان نیمی از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویی با کنیزان] برای کسی از شماست که از آلایش گناه بیم دارد و صبر کردن برای شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است . لفظ وَلاَ
هنوز دست های حامد بوی شکوفه یخ می دهد / این پسر، شاگردی در جایگاه استادی بود
امروز درد می کشم؛ همیشه به اندازه آن لحظه که تن بی جانت را در آغوشم نهادند درد خواهم کشید تا شاید خاطره درد جان کندن فرزند دلبندم در دقایق پایانی زندگیش کاهش یابد. فرزندم؛ امروز از آب و باد و یخ گله مندم، از معلمی که تو را زودتر رها کرد گله مندم، از دست تقدیری که حامدم را با درد کشیدن از من گرفت، گله مندم، اما باز برای آرامش روحت خدا را شاکرم، خدا را شاکرم که کودکی چون تو در دامان من پرورش
شهیدی که رهبر انقلاب او را اعتلای اسلام دانست
بلند شد. پرستار هم دوید بیرون که " آقای ابراهیم ناهیدی، مشتلق بده، پسره." خدا را شکر کرد و اشک شوق ریخت. خدا مراد همسرش را داده بود، همیشه دوست داشت یک پسر داشته باشد که اسمش را بگذارد "علیرضا". علیرضا ناهیدی، اذان صبح شب اول زمستان سال 1339 به دنیا آمد. مادرش زنی با ایمان و خانه دار بود و پدرش دبیر آموزش و پرورش؛ کارشناس روان شناسی و علوم تربیتی. وضعشان نه خوب بود و نه بد. توی خانه شان
بسترهای حمایت از حقوق بشر در ساختار حکومت اسلامی
، مقدم داشتن اراذل و عقب راندن افاضل. [41] همچنین بر اساس سخنی از پیامبر اکرم(ص): امام هر قومی نماینده آنان محسوب می گردد. پس بافضیلت ترین را از میان خود برای این امر جلو اندازید. [42] در اهمیت بحث امامت و رهبری جامعه، می توان از این فرمایش پیامبر(ص) در بحث امام جماعت بهره گرفت که فرمود: امامان شما نمایندگان شما به سوی خدا هستند. پس مراقب باشید که چه کسی را در دین و نمازتان نماینده می کنید. [43
نکات قابل تامل درباره حمله مصباح به روحانی
، را از یادبرده اند؟!چرا حضرت آیت الله، آن روز امام (ره) را از مدفن، صدا نکردند؟ چرا آن روز که اسفندیار رحیم مشایی را در مجلس رقص زنان ترکیه ای دیدید ، از امام (ره) چیزی نگفتید؟ چرا زمانی که رییس جمهور وقت ، مادر چاوز را در آغوش گرفت ، سکوت اختیار کردید؟! ، چرا در برابر چندین فساد هزاران میلیاردی دولت های نهم و دهم ، پرداختن به اسفار ملاصدرا و اشارات شیخ الرییس را مقدم بر مباحث سیاسی دانستید؟! چرا
روایتی تازه از ماجرای مخالفت رهبری با معاون اولی مشایی
دوست داشت حرفش به کرسی بنشیند. *بعد از سفارت هم با آقای احمدی نژاد تعامل داشتید؟ روزهای پایانی حضورم در ونزوئلا، به ایران آمدم برای انتخابات ثبت نام کردم و بعد هم انتخابات برگزار شد و من فردای انتخابات به ونزوئلا بازگشتم. وقتی هم که دوران سفارت تمام شد به مجلس آمدم. *الان با ایشان ارتباط دارید؟ نه، ولی یک شب ماه رمضان دعوت کردند منزل آقای دانشجو افطاری
خاطرات جالب مادر سید محمد خاتمی
"این چیزها طوری نیست، خدا می خواهد آدم را امتحان کند".حیف است که محمد با این علم و سوادی که دارد، در خانه نشسته و جامعه نمی تواند آن طور که باید از آنها استفاده کند تا مردم فیض ببرند. الان عمدتا مطالعه می کند. نماز شب اوهیچگاه ترک نمی شود، یادم هست دوازده سالش بود که همراه آقا (پدرش) نماز شب می خواند ، محمد سعی کرده همیشه با وضو باشد.
یک روایت داستانی جذاب از تاریخ اسلام و واقعه عاشورا
ابوبکر و عمر آمده بود، طولانی تر است. شاید دلیل آن اهمیت این حکایت در ذهن داستانگزار به عنوان شروع اعتراضات و اختلافاتی است که در نهایت ماجراهای شهادت امام حسین را به دنبال دارد. وی داستان بالا رفتن عثمان روی منبر و نشستن جای رسول (ص) را آورده و البته از استدلالی که او برای معترضین آورده راضی است که گفته بود اگر قرار بود هر خلیفه ای یک پله پایین تر برود، در ادامه چه می شد؟ من تصمیم گرفتم بروم و روی
از امام خمینی هم ایراد بنی اسرائیلی می گرفتند!
وقضاوتی نمی توانستم داشته باشم وفقط ناظر وشاهد این رخداد تاریخی بودم. بعد ها اغلب مردم و خواص به تدریج پذیرفتند که حمام دوشی از هر جهت ( دینی ، مذهبی ، بهداشتی ،درمانی اجتماعی، اقتصادی و روانی ) بهتر و مناسب تر از حمام خزینه ای است و با آن کنار آمدند ، اما تعداد اندکی همچنان به جمود وسر سختی خود ادامه دادند وهرگز تسلیم نشدند ودر نهایت به رحمت خدا رفتند. یعنی جمود فکری وتحجر به قدر عمیق بود که مزمزه