سایر منابع:
سایر خبرها
نشستی شاد و مفرح برای یک فیلم تلخ!
در پاسخ به این واکنش ها با لحنی شوخی گفت: مصطفی برادرم است و اگر به من نقشی ندهد، مادرم زنگ می زند و نقش را می گیرد. چون انتخاب نقش های مرا مادرم انجام می دهد. فرهاد اصلانی هم در سخنانی کوتاه با بیان این که کارت برنده برای مصطفی کیایی است گفت: عصر یخبندان برای بازیگران مثل یک دوی امدادی بود که باید به هم پاس می دادند و خدا را شکر که هیچ کدام از بازیگران دو کاره نبودند و همه با تمرکز کار
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
که میدیدم یک نفر حاج آقا با آن ریش و عرقچین و دستار تمام اوقات خود را صرف زن گرفتن و صیغه کردن میگذراند و با حالت مستی به خانه ما می آمد و با مادرم رابطه جنسی خلوتی برقرار میکرد ! مادر مقدس که سمبل پاکی و طهارت بود در مدرسه ژاندارک با بعضی دخترها روابط همجنس بازی برقرار کرده و هرشب یکی از آنها را به اطاق خود میبرد و با آنها به اعمال بیمارگونه میپرداخت ، همین دخترها پس از بازگشت از اطاق
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
درباره برخی اظهارنظرها درباره تشابه فیلم مرگ ماهی با فیلم های دیگری با موضوع مادر اظهار کرد: شاید خیلی وقت ها پیش بیاید که تماشای یک فیلم، مرا را یاد فیلم دیگری بیاندازد ولی اصولا سعی می کنم فیلم ها را با یکدیگر مقایسه نکنم. شباهت موضوعی یک فیلم به فیلم دیگر را نمی توان نقطه ضعف آن دانست چرا که این اتفاق در بسیاری از فیلم های سینمای جهان افتاده است. من هم سعی می کنم موقع تماشای یک فیلم همه حواسم
کارخانه گداسازی باشکستن دست و پا +عکس
خبر آنلاین:شیاطین خالص نام این نوع تبهکاران است که بعنوان نسل جدید جنایتکاران، دست به هر جرمی زده و کارخانه گداسازی راه انداخته اند. پسر بچه 7 ساله داستان ما یک نمونه کاملی از جنایاتی است که تبهکاران در کارخانه های گدا سازی خود پرورانده اند. والدین این بچه بی گناه با نشان دادن آثار جرم و جنایت روی بدن فرزندشان می خواهند سبعیت و خوی وحشی گری تبهکاران را به جهانیان نشان دهند. پایین تنه این بچه
تارنمای نصرنیوز: جغد مرگ در تعقیب عابران پیاده در میانه ...
چه تلخ است هنگامی که خبر تصادف ناگوار وسیله نقلیه ای با عابر پیاده دوباره تیتر اول اخبار می شود. اندوهبارتر از آن وقتی که مادری دیگر نتواند فرزند دلبندش را دوباره ببیند، خانواده ای پدر خود را از دست می دهد و مادر، چراغ خانه برای همیشه خاموش می شود. به گزارش نصرنیوز، این درد وقتی سوزناک تر می شود که بدانی آن عابر پیاده از اعضای خانواده ات بوده اند. آنچه امروز مشاهده کردیم، تاسف بارتر
پیشگویی آیت الله قاضی درباره امام خمینی (ره)/ماجرای هدیه توهین آمیز کندی به فرح
فروپاشی رژیم دیده نمی شد، با این اوصاف، تمام کسانی که امام را در آن روزها ملاقات کرده اند، از اطمینان و اعتماد عجیب امام نسبت به پیروزی قاطع انقلاب سخن گفته اند. چنانچه مرحوم فلسفی (واعظ شهیر) در خاطراتش نقل می کند: در مدت اقامت امام در پاریس، افراد زیادی از ایران به پاریس رفتند، از جمله آن ها، مرحوم آقای مطهری بود، ایشان قبل از رفتن، به منزل ما آمد و گفت: شما پیامی برای آقا (امام) دارید؟ دو سه
شاید بعد از نقش ستاره در چهارشنبه 19 اردیبهشت دیگر بازی نکنم/ خودم چادری هستم
به گزارش فرهنگ نیوز ، سحر احمدپور به فارس گفت: برای حضورم در این فیلم، یکی از اقوام وحید جلیلوند مرا به ایشان معرفی کردند و همین جا لازم است از ایشان هم تشکر ویژه ای داشته باشم. او ادامه داد: تا به حال هیچ گاه حتی کلاس بازیگری نرفتم و تجربه حضور در هیچ اثر هنری را نداشتم، اما در این اثر جلیلوند در ابتدا چهره ام را مورد تائید قرار داد و بعد از آن سه بار تست دادم و قبول شدم. باید بگویم
زنده به گور
از نوزادی بی نشان نبود، اگر مادر نوزاد از دست ناپدری فرار نکرده بود، اگر دختر فراری مجبور به ماندن در خانه مردان غریبه نمی شد، اگر برای تامین هزینه های زندگی اش تن فروشی نمی کرد، اگر وقتی باردار شد مسوولیت کودکش را قبول می کرد و آن را به خانواده ای فقیر نمی سپرد، اگر پدر کودک مسوولیت نگهداری او را به عهده می گرفت و اگر ده ها اگر دیگر نبود، حالا نه امیر به قتل نوزاد بی نام متهم بود و نه طفل چهارماهه
تزریق پنی سیلین بدون تست باعث مرگ دختربچه مریوانی شد
آورد، اما چه سود که همه تلاش های شان بی نتیجه بود و دخترشان جانش را از دست داد.محمدرشید پدر سنور است. اوگفت: یک روز وقتی از سر کار به خانه آمدم متوجه شدم سنور دچار سرماخوردگی شده او را به بیمارستان بوعلی مریوان بردم. پزشک برای دخترم پنی سیلین تجویز کرد. داروها را از داروخانه گرفتم و دوباره نزد پزشک برگشتم تا داروهایی را که گرفته بودم ببیند. پزشک نگاه گذرا به داروها انداخت و گفت همین الان آمپولی را
فجیع ترین قتل قرن 21
و بار دیگر زمانی که یک ناخن گیر را داخل پریز برق کرده بود. جواد در حالی که نمی تواند بغض خود را کنترل کند و اشک همچون قطرات باران از گونه هایش سرازیر است، می گوید: حالا، وقتی او به من نیاز دارد من نمی توانم کاری برایش انجام دهم. من تنها کسی بودم که همیشه در همه مواقع حامی اش بودم. ای کاش آنجا بودم و باز هم به کمکش می شتافتم. جواد می گوید برادرم یک روز در میان به پدر و مادرمان سر می زد و
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
می خواستم که آن کروکودیل را بکشم. آهنگر از من 5 دلار پول می خواست تا آن نیزه را بسازد. این پول برای باتامبوزه رقم زیادی بود، اما او مصمم بود. مبارک می گوید: آن کروکودیل همسر مرا کاملا بلعید. دیگر هیچ ردی از او دیده نشد، نه لباس و نه دست یا پای کنده شده اش را کسی ندید. من دیوانه شده بودم، بچه متولد نشده ام و مادرش. دنیا برایم به آخر رسیده بود. من دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم. وقتی به دریاچه
اذیت و آزار زنان تنها ، توسط مرد مامور نما
این زن به خانه وی رفتند تا ماجرا را مورد پیگیری قرار دهند: در خانه تنها بودم که زنگ خانه به صدا درآمد. مردی که خود را مامور نیروی انتظامی معرفی می کرد و می گفت برای تحقیق درباره حادثه ای که این حوالی اتفاق افتاده است چند سوال دارد از من خواست دم در خانه بروم. در را که باز کردم یکمرتبه این مرد مرا به داخل منزل هل داده و با چاقویی که بر گلویم گذاشت از من خواست سر و صدا نکنم. این مرد وحشی دست و پای
قتل هولناک یک جوان در نزاع خیابانی
اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و در چند جمله خواستار قصاص متهم شدند. سپس نوبت به رضا، جوان 22 ساله رسید تا از خود دفاع کند. او در دفاعیاتش گفت: من و سعید از مدت ها قبل با یکدیگر دوست بودیم و تا به حال چندین مرتبه با همدیگر دعوا کردیم اما هر بار بعد از مدتی با هم آشتی می کردیم. اما نمی دانم این بار چطور شد که کار به این جا کشید. وی در تشریح شب حادثه گفت: آن شب ما خانه خواهرم که در نزدیکی خانه خودمان
سعیدی کیا اعلام کاندیداتوری کرد
سازندگی و کشاورزی، به بنیاد مسکن رفتم و تا 84 در بنیاد مسکن بودم. پس از سال 88 در پایان دولت نهم که از دولت آقای احمدی نژاد نیز رفتم تاکنون در ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) در بخش ساختمانی هستم.مشرق: آقای سعیدی کیا چه اتفاقی افتاد که آقای احمدی نژاد از شما به عنوان وزیر دعوت به همکاری کرد؟- بنده هیچ گاه خودم برای مسئولیت جایی نرفتم.مشرق: یعنی اعلام آمادگی هم نکردید؟- همواره دیگران مرا انتخاب
پسر افغان از ترس تجاوز دوست صمیمیش را کشت!
این اتفاق به شدت تحت تاثیر قرار گرفتیم. من برای مادر مقتول از خداوند صبر می خواهم و می گویم واقعا قصدم کشتن فرزند او نبود. اگر از کارهای محمد نمی ترسیدم و مطمئن بودم فقط ادعا می کند هیچ وقت دست به این کار نمی زدم. قضات شعبه 71 بعد از پایان جلسه رسیدگی وارد شور شدند و با توجه به ماده 91 قانون مجازات اسلامی که در آن گفته شده اگر فردی کمتر از 18 سال مرتکب جرمی با مجازات حد یا قصاص شود اما ماهیت جرم
تجاوز و سرقت در تاکسی قلابی
جنایی تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و شاکیه پس از حضور در اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت :در ساعت هشت صبح روز سوم آبان به قصد رفتن به محل کار خود ، در بلوار ارتش و به مقصد فلکه چهارم تهرانپارس سوار یک دستگاه خودرو پژو 405 زردرنگ با سه سرنشین شدم اما هنوز لحظه ای از سوار شدنم به ماشین نگذشته بود که ناگهان
قتل دختر 19ساله با تبر، یا برق گرفتگی ؟!
دقیق مرگ وی به خاطر برق گرفتگی است. بنابراین گزارش، همزمان با اعلام نظر پزشکان، قاضی ویژه قتل عمد دوباره عازم محل درگیری شد اما کسی در آن منزل حضور نداشت بنابراین ماموران انتظامی با دستور قضایی موفق شدند مادر دختر را که به خانه خواهرش رفته بود پیدا کنند. بررسی ها دوباره در این منزل و تحقیق روی وسایل برقی نشان داد کولری که داخل اتاق قرار داشت اتصالی دارد و برق در بدنه فلزی آن درجریان است.این ماجرا
چه کسی شاسی را زودتر فشار داد؟
کرده بودم لکن عملکرد 4 ساله حضرتعالی در دولت و مناظرات و سخنرانی های شما مرا بدین فهم رساند که حضرتعالی خود مصداق آیه شریفه " لم تقولون مالا تفعلون " هستید و فکر کردم این حق مردم است که دلیل این مصداق را بدانند لذا جهت یاد آوری و تذکر برای شما و تنها گذاشتن شما با وجدانتان مطالبی را که خود شاهد آن بودم را بیان می کنم . آقای دکتر با فوق لیسانستان کاری ندارم و معتقدم هر طور که بوده و نبوده
دستگیری دانشجوی قلابی بعد از سرقت از 20 نفر
گرفت. او که خود نیز زمانی دانشجو بود در اظهاراتش گفت: من دانشجوی کارشناسی بودم اما چون به مواد مخدر از نوع شیشه اعتیاد پیدا کردم نتوانستم مدرکم را بگیرم و درسم نیمه کاره ماند. این در حالی بود که دختری را هم عقد کرده بودم و می خواستم با او ازدواج کنم ولی اعتیاد همه چیز را خراب کرد تا اینکه از 2هفته قبل تصمیم گرفتم از داخل دانشگاه ها سرقت کنم. یک کوله پشتی روی دوشم می انداختم و با ظاهری
خاطرات جالب جراح زیبایی قذافی
خوش اخلاق می نمود و طی روزی که من و همکارانم در لیبی بسر می بردیم علاوه بر دستمزد مناسب واقعاً از او محبت دیدیم!" دکتر الیاسیر رپیرو می افزاید: " در ماه مه 1994 در یک کنفرانس جراحی ترمیمی در طرابلس پایتخت لیبی شرکت کرده بودم که به واسطه یک مسئول لیبیایی به نام محمد زاید نزد قذافی برده شدم." گفتنی است که یک جراح برزیلی سوری تبار به نام فابیو نقاش نیز که همکار الیاسیر رپیرو بوده است سخنان مشابهی را گفته و در واقع اظهارات همکارش را تایید کرده است. این دو عکس مشترکی نیز با رهبر لیبی دارند. ...
این پدر کودکانش را می فروشد+تصاویر
، "سوکانا" 7 ساله، صنم 6 ساله و "اظهر" 5 ساله جزو همین 4 میلیون کودک آسیب دیده هستند. ذوالفقار، پدر این کودکان، به شدت در تلاش برای تأمین معاش خانواده خود بوده و سعی دارد دختر کوچک خود که چند روز پیش از اردوگاه آوارگان دزدیده شده است را نیز پیدا کند. ذوالفقار می گوید: پس از مدت ها موفق شدم جایی در یک اردوگاه برای خانواده ام پیدا کنم اما چند شب پیش یک زن دختر مرا دزدید. "امداد حسین" از مددکاران اجتماعی
فائزه هاشمی و روزهای اوین
جلوی بند مرا سوار ماشین کردند.چه ساعتی شما را آزاد کردند؟حدود یک ربع به هفت صبح به من خبر آزادی را دادند. فکر می کنم هشت و نیم صبح بود که من را سوار ماشین کردند و حدود ساعت 9 صبح هم به خانه رسیدیم.معمولا کسی از زندانی بودن دلخوشی ندارد، اما سوال اینجاست که چه اصراری داشتید داخل زندان بمانید؟اول این که می خواستم همه شش ماه محکومیت خود را به صورت کامل بگذرانم و هیچ منتی بر من و خانواده ام نباشد و
دام کلاهبردار سوئدی برای افراد سرشناس
آورد و تلفن را قطع کرد. اما چند روز بعد باز هم با من تماس گرفت و گفت اگر جایزه را نمی خواهم انصراف بدهم تا به شخص دیگری تعلق گیرد. من نیز که از واهی بودن حرف هایش مطمئن بودم این بار با قاطعیت جوابش را دادم و گفتم من یک معلم ساده هستم و چنین پولی ندارم که پرداخت کنم. چند وقت بعد بود که طی تماسی با حسین احمدی نیاز متوجه شدم از او کلاهبرداری کرده است.گردآوری : گروه خبر برگزیده ها www.mtcm.ir/news منبع
بسیاری از زنده ها، مرده اند؟
موضوع از یک مغایرت محدود شناسنامه ای فراتر نبوده و به سرعت برطرف شده. اکنون اما مدت هاست که مهمان همیشگی اداره کل ثبت احوال و ثبت احوال شرق تهران است. وی تعریف می کند: متوجه عدم پرداخت یارانه ام که شدم به ستاد یارانه ها مراجعه کردم. آن جا شنیدم که متولد سال 1300 هستم و ماه گذشته نیز فوت کرده ام! مرا که حیرت زده شده بودم به پلیس +10 ارجاع دادند که اطلاعات شخصی ام صحیح درج شده بود اما همچنان متوفی
مانند یک سامورایی وارد شدم
و بعد از آن شروع کردم به سرعت در این زمینه کتاب خواندن. چند ماه از آن زمان هم که گذشت یک روز کیانوش عیاری به من گفت تو گریم بلد نیستی بیا در گروه کارگردانی و من دستیار سوم عیاری شدم. *چقدر شرایط فیلمسازی برای خود شما مهیا بود. - من دستیار کارگردانان خوبی بودم و دوست داشتم وقتی فیلم خود را می سازم مستقل کار کنم. من وقتی فیلمنامه می نویسم می خواهم به من اطمینان کنند تا فیلم
یکی از پاتوق های رفسنجانی قبل از انقلاب
، گفت: جلسات بسیاری در منزل داشتیم، اما یک بار در سال 47 برای کتاب سرگذشت فلسطین وارد مغازه ام شده و آنجا را زیر و رو کردند، و پس از آن بازداشت شدم. وی به 15 خرداد 42 نیز اشاره کرد و ابراز داشت: آیت الله فلسفی در همان روزها مطابق با ماه محرم سخنرانی در مسجد آذربایجانی ها داشتند، من هم بلافاصله اعلامیه ها را به مشهد بردم. همان زمان که ماجرای رفراندوم و تجمع مردم در مشهد حادث شد، اما نیروهای رژیم سعی در پراکنده کردن مردم می کردند اما ششم محرم بود و مادر مراسم و تظاهرات ها شرکت می کردیم.
صادق زیبا کلام: به مدیریت جاسبی در مقایسه با مدیریت احمدی نژاد نمره 20 می دهم
نوشته است: به عنوان یک قاعده کلی من با همه سایت ها و رسانه ها مصاحبه انجام می دهم. این قاعده شامل سایت... هم می شد. بنا براین وقتی که آن سایت تقاضای مصاحبه کرد بنده اجابت کردم و پس از چندین تماس سرانجام مسئول آن به منزل بنده تشریف آوردند و مصاحبه شان در تاریخ دوشنبه 19 دی ماه صورت گرفت. از آنجایی که من مصاحبه کننده ها را علی الاغلب نمی شناسم مجبور هستم به انصاف، وجدان و بالاتر از همه به اخلاق حرفه ای
سیاسیونی که خادم حرم رضوی شدند + تصاویر
خادمی امام رضا علیه اسلام حال و هوای خاصی دارد خیلی از ما آرزو داریم تا لحظه ای به این مقام برسیم اما خادمی امام رضا است و پیچ و خم هایش و البته سعادتی که باید حتما باشد و اذن خود حضرت؛ بسیاری از سیاسیون توانسته اند به مدد جایگاه خود از این پیچ گذر کرده و به این مقام نائل آیند مقامی که هزاران نفر حسرت لحظه ای قرار گرفتن در آن را می خورند.بعد از انقلاب بسیاری از شخصیت های برجسته کشور، نامشان را در
قاتل ایرانی به قتل دختر گرجستانی اعتراف کرد!
مرا ترک کرد و رفت. همین شکست عشقی خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد و روحیه ام به شدت به هم ریخت تا جایی که مرتب حالت جنون به من دست می داد. وی افزود: وقتی در گرجستان بودم با دیدن یک دختر 16ساله گرجستانی باز همان حالت جنون به من دست داد. برای همین به سمت او حمله ور شدم و وی را به قتل رساندم. بعد از جنایت فرار کردم و به ایران آمدم و به کلاله رفتم. تا اینکه روز حادثه پسربچه 8ساله را در خیابان
مرد متاهل، متهم به تعرض به دختر بیمار
مدتی قبل با خواهرم رابطه داشت. برادر دیگرم را صدا کردم. آن مرد که رحیم نام داشت، در وضعیت مناسبی نبود و همین مرا خیلی ناراحت کرد. وقتی برادر بزرگم آمد، عصبانی شد و دونفری رحیم را کتک زدیم، بعد سراغ خواهرمان رفتیم و او را هم تنبیه کردیم. خواهرمان گفت نمی خواست با رحیم رابطه داشته باشد و او به زور وارد خانه شده است. متهم ادامه داد: قصد داشتیم رحیم را به ماموران تحویل دهیم، اما او فرار کرد. بعد از