سایر منابع:
سایر خبرها
معتاد شیشه ای سر همسر خود را با چاقو برید
هشدارنیوز -جنایت از نوع شیشه ای آن تمامی ندارد و اینبار مردی در خیابان قزوین تهران دست به جنایتی هولناک زد و با چاقو گردن زن خود را بریده است. ساعت 9 و 45 دقیقه صبح روز پنج شنبه خانواده ای هراسان، در تماس با پلیس 110، خبر از قتل زنی به دست شوهرش دادند. بعد از این تماس، ماموران نیروی انتظامی کلانتری 115 رازی به همراه بازپرس کشیک، محسن مدیر روستا، سر صحنه قتل حاضر و با جسد غرق
مرد افغان همسرش را در دهمین ماه ازدواج کشت
خواهر خانواده میهمان بودند که تازه داماد بدون هیچ اختلافی عروس 24 ساله را با ضربات چاقو به کام مرگ کشانده است. خواهر قربانی جنایت در حالی که اشک می ریخت، گفت: دامادمان با ضربات چاقو خواهرم را کشت. وی به مأموران گفت: چهارشنبه شب بود که خواهرم و شوهرش که هنوز یکسال از ازدواجشان نمی گذرد در خانه مان میهمان بودند و چون صبح پنجشنبه شوهرم و دامادمان می خواستند به محل کارشان بروند خواستیم تا شب را در خانه ما
قتل زن جوان به دست شوهر شیشه ای
درباره علت قتل زن جوان در دستور کار قرار گرفت. باجناق قاتل که در صحنه قتل حضور داشت به ماموران گفت: شب گذشته دور هم جمع شده بودیم تا شام بخوریم اما باجناقم که مردی 32 ساله و همیشه در حال کشیدن شیشه است سر سفره شام حاضر نشد و رفت تا قبل از شام شیشه بکشد همین موضوع باعث شد تا خواهر زنم، به سراغش برود. زن و شوهر با هم بحث کردند و دعوا راه افتاد. بعد از صرف شام قرار شد در منزل آنها بمانیم.
قتل زن جوان به دست شوهر شیشه ای
خبرگزاری مهر: مرد شیشه ای که در اقدامی وحشتناک همسر 24 ساله خود را به قتل رسانده بود، ساعاتی بعد از وقوع جنایت خود را به ماموران پلیس معرفی کرد. ساعت 9 و 45 دقیقه صبح پنج شنبه خانواده ای هراسان در تماس با پلیس 110، از قتل زن جوانی به دست شوهرش خبر دادند. با اعلام این خبر، بلافاصله اکیپی از ماموران کلانتری 115 رازی در محل حادثه حاضر شدند. با حضور ماموران در محل حادثه مشخص شد
نوعروس قربانی توهم داماد شیشه ای
به محض ورود به خانه و بی آنکه چیزی بگوید به خواهرم حمله و در مقابل چشمان وحشت زده من چند ضربه به او زد و پا به فرار گذاشت. با اظهارات این زن دستور بازداشت عامل جنایت صادر شد تا اینکه 12 ساعت بعد، متهم 35 ساله که آثارضرب و جرح روی سر و صورتش وجود داشت راهی کلانتری 115 رازی شد و گفت: من همسرم را به قتل رسانده ام. او پس از گفتن این جمله از حال رفت و مأموران وی را به بیمارستان منتقل کردند
درگیری بر سر غذا به قتل پدر انجامید
به ناسزا گفتن. او به همسر و فرزندم ناسزا گفت. برای همین به شدت عصبانی شدم و با چاقو به سراغش رفتم و 8 ضربه به او زدم. بعد از آن هم جسدش را در یکی از سوله های کارخانه ای که پدرم در آنجا سرایدار بود، رها کردم. با اعترافات این پسر پرونده وی برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. صبح دیروز این پسر در این شعبه محاکمه شد. در این جلسه برادر و خواهر متهم از دادگاه تقاضای قصاص کردند. در ادامه متهم نیز از خودش دفاع کرد و اظهارات قبلی خود را تکرار کرد. در پایان نیز هیات قضایی وارد شور شدند تا حکم نهایی در این خصوص را صادر کنند. ...
فاجعه قتل همسر و 2 نوزاد به دست مرد شیشه ای
مرد شیشه ای پس از قتل همسر و دو کودک بی گناهش شیشه مصرف کرد و با راه انداختن دعوایی ساختگی از خانه خارج شد به این امید که پلیس او را بازداشت و راهی زندان کند و راز جنایتش مخفی بماند. به گزارش خبرنگار ما، صبح روز پنج شنبه 26 آبان ماه، مرد شیشه ای 27 ساله که شادمهر نام دارد پس از ایجاد مزاحمت برای همسایه شان در منطقه نعمت آباد تهران، با حکم قضایی راهی زندان فشافویه شد. در حالی که بستگان و همسایه های شادمهر گمان می کردند همسر 20 ساله و دو پسر 2 ساله و 15 روزه راهی خانه پدری در کرج شده اند، ساعت 15 عصر روز سه شنبه، سوم آبان ماه بود که شوهر خواهر شادمهر متوجه شد صاحبخانه شادمهر حکم تخلیه گرفته است بنابراین برای جمع کردن وسایل به آنجا رفت. این مرد پس از گشودن در خانه و استشمام بوی بد، خانه را گشت تا اینکه اجساد همسر و دو فرزند شادمهر را در کمد دیواری پیدا کرد و پلیس را از ماجرا باخبر کرد. لحظاتی بعد مأموران کلانتری خانی آباد در محل حادثه که طبقه چهارم آپارتمانی در کوچه شاهد سوم در خیابان طالقانی بود، حاضر شدند. پس از تأیید این خبر قاضی منافی آذر، بازپرس ویژه قتل از دادسرای جنایی تهران به همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل به تحقیق پرداخت. نخستین بررسی ها نشان داد سه مقتول با فشار بر عناصر حیاتی گردن به وسیله پارچه یا روسری کشته شده اند. همچنین تیم پزشکی در معاینات اولیه در محل حادثه اعلام کرد از مرگ این سه نفر بیش از 10 روز گذشته است. نخستین تحقیقات حکایت از آن داشت عامل این جنایت پدر خانواده به نام شادمهر است که مدتی قبل معتاد به شیشه بوده و پس از درگیری با همسایه راهی زندان شده است. در تحقیقات بعدی مشخص شد شادمهر روز حادثه از روی بالکن خانه اش با صدای بلند به همسایه ها گفته است که سه نفر را به قتل رسانده و بعد در خانه همسایه را شکسته است، اما این متهم آن روز در بازجویی های مأمور کلانتری موضوع قتل را انکار کرده بود. از سوی دیگر بررسی ها نشان داد متهم پس از قتل درگیری ساختگی را به راه انداخته تا به این بهانه به زندان برود و این گونه وانمود کند که از قتل اعضای خانواده اش بی خبر بوده است. مأموران پلیس در ادامه جست وجو در محل حادثه با طناب دار آویزان به کمد دیواری روبه رو شدند که نشان می داد متهم پس از قتل تصمیم به خودکشی گرفته اما بعد از تصمیمش منصرف شده است. در حالی که تحقیقات پلیسی نشان می داد مظنون اصلی این حادثه شادمهر است، بازپرس منافی آذر برای روشن شدن موضوع راهی زندان فشافویه شد و از متهم بازجویی کرد. متهم در بازجویی ها به قتل همسر و دو فرزندش اعتراف کرد و مدعی شد از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و روز حادثه پس از مصرف شیشه دست به این جنایت زده است. پس از اعلام این حادثه خبرنگار ما به محل حادثه رفت و با همسایه ها متهم گفت وگو کرد حرف های صاحبخانه صاحبخانه متهم گفت: چهار ماه قبل شادمهر طبقه چهارم خانه مرا اجاره کرد. آن زمان او یک پسر دو ساله داشت و همسرش هم باردار بود. او ابتدا مشکلی نداشت تا اینکه کم کم متوجه شدیم با همسرش اختلاف پیدا کرده است. وقتی موضوع را پیگیری کردیم، فهمیدیم او معتاد به شیشه است و همیشه توهم دارد. مدتی گذشت و حتی او اجاره اش را هم پرداخت نمی کرد و همیشه امروز و فردا می کرد. پس از این با بنگاه املاک درمیان گذاشتم و تصمیم داشتم او را از خانه ام بیرون کنم، اما به خاطر همسر باردارش که زن خوبی بود، تحمل کردیم و به او فرصت دادیم. مدتی قبل همسرش همراه پسر دو ساله اش به خاطر زایمان به خانه پدرش در کرج رفت و از آن روز به بعد ما همسرش را ندیدیم تا اینکه روز حادثه وقتی به خانه آمدم، متوجه شدم شادمهر در خانه طبقه دوم را شکسته است و پس از مزاحمت برای همسایه ها مأموران کلانتری او را بازداشت کرده و به زندان برده اند. ما فکر می کردیم همسر و دو فرزندش هنوز در کرج هستند و از طرفی هم تلفن خانواده همسرش را نداشتیم که از او خبری بگیریم تا اینکه وقتی از آنها خبری نشد به دادگاه رفتم و حکم تخلیه گرفتم. صبح روز سه شنبه با خانواده متهم تماس گرفتم و گفتم حکم تخلیه خانه ام را گرفته ام و به آنها گفتم که بوی بدی از خانه اش می آید و خواستم در خانه اش را باز و وسایلش را جمع کنند که عصر همان روز یکی از بستگانش به خانه اش آمد. وقتی در را باز کرد، بوی بدی همه جا را فرا گرفته بود. ابتدا فکر کردیم مواد غذایی فاسد شده است، اما وقتی جست وجو کردیم با اجساد خانواده اش در کمد دیواری روبه رو شدیم. آن روز متهم فریاد می زد خانواده ام را کشتم یکی از همسایه ها گفت: چند ماهی است این خانواده به این کوچه آمده اند. همسر متهم زن خوبی بود و همه همسایه ها از او راضی بودند، اما شوهرش مرد بداخلاقی بود که بعد ها فهمیدیم معتاد به شیشه است. چند روز قبل از حادثه برای زایمان به خانه مادرش رفت و از همسایه ها خداحافظی کرد و ما تا روز حادثه فکر می کردیم او هنوز خانه مادرش است. روز پنج شنبه دو هفته قبل بود که صدای این مرد را از بالکن خانه اش شنیدم. او فریاد می زد که همسایه ها همه از خانه هایشان بیرون آمدند. شادمهر با صدای بلند می گفت که اعضای خانواده اش را کشته است، اما هیچ کس حرف هایش را باور نمی کرد و همه می گفتند او شیشه مصرف کرده است و توهم دارد. پس از این او در خانه طبقه دوم همسایه شان را شکست و همسایه هم از ترس موضوع را به پلیس خبر دادند. مأموران پلیس دقایقی بعد به کوچه ما آمدند و این مرد را در ساختمان دستگیر کردند. مأموران پس از دستگیری حتی به خانه اش هم رفتند، اما او اجساد را بعد از قتل داخل کمد دیواری زیر پتو و لحاف پنهان کرده بود و به مأموران هم گفت که همسر و دو فرزندش خانه مادرزنش در کرج هستند تا اینکه روز سه شنبه مأموران به کوچه ما آمدند و اجساد این خانواده را کشف کردند. کوچه را ترس و وحشت فرا گرفت زن میانسالی از اهالی این کوچه گفت: ما همسر او را می شناختیم، اما خودش را زیاد ندیده بودیم. همسرش زن خوبی بود و من چند بار برای خرید سبزی و میوه با او به بازار رفتم که فهمیدم او زن مهربانی است. او وقتی به کرج رفت، از من خداحافظی کرد و من تا قبل از کشف جسدش فکر می کردم خانه مادرش است. وی ادامه داد: وقتی مأموران پلیس جسد زن جوان و دو فرزندش را از داخل خانه اش کشف کردند، ترس و دلهره همه کوچه را فرا گرفت به طوری که من آن شب تا صبح نخوابیدم. وی در پایان گفت: مسئولان برای افراد معتاد مخصوصاً جوان هایی که شیشه مصرف می کنند باید چاره ای بیندیشند تا خانواده ها شاهد اینگونه حادثه های دلخراش نباشند. گفت و گو با متهم چه مصرف می کنی؟ شیشه چقدر؟ خیلی زیاد. هر چه درآمد دارم شیشه می کشم. چه کاره ای؟ مغازه مبل فروشی و تعمیرات مبل در منطقه خلازیر دارم. پس وضع مالی خوبی داری؟ داشتم، اما از وقتی معتاد شدم زندگی ام خراب شد و پولی هم ندارم. با همسرت اختلاف داشتی؟ نه. اختلافی نداشتم. همسایه ها گفته بودند که با همسرت همیشه مشاجره داشتی؟ من اعتیاد داشتم و خرجی نمی دادم و از طرفی هم بدهکار بودم که خیلی به من و خانواده ام فشار می آورد. به چه کسی بدهکار بودی؟ به باجناقم مبلغ 60 میلیون تومان بدهکار بودم، اما 14 میلیون به او داده بودم. به خاطر چه بدهکار بودی؟ پول لازم داشتم، از او گرفتم و یک مقدار هم به خاطر دیه بود. کسی را زده بودی؟ بله. مدتی قبل باجناقم را کتک زدم که شکایت کرد و به دیه محکوم شدم با بدهی که به او داشتم شد 60 میلیون تومان. چرا با باجناقت دعوا کردی؟ او همیشه پشت سر من حرف می زد. احساس کردم در زندگی من دخالت می کند به همین دلیل از دست او خسته شده بودم که تصمیم گرفتم او را کتک بزنم. چرا اعضای خانواده ات را کشتی؟ بدهکاری به باجناقم همیشه به من استرس وارد می کرد. از سوی دیگر مادر زنم همیشه به من فشار می آورد که بدهی ام را به باجناقم بدهم. من هم پولی نداشتم که به او بدهم و همین موضوع باعث شد همیشه با همسرم درگیری داشته باشم. خیلی از زندگی خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم به این زندگی پایان دهم. چرا پسر 2 ساله و پسر 15 روزه ات را کشتی؟ من تصمیم گرفتم خودم و همسرم را بکشم به همین خاطر حتی طناب دار هم آماده کردم تا پس از قتل همسرم، خودم را بکشم. وقتی همسرم را کشتم با خودم فکر کردم بچه هایم تنها می مانند به همین خاطر آنها را هم کشتم تا در آن دنیا همه با هم باشیم. پس چرا خودت را نکشتی؟ من ابتدا همسرم را با روسری سفید رنگی خفه کردم و بعد هم دو فرزندم را به همین گونه. وقتی تصمیم گرفتم خودم را بکشم ترسیدم و پشیمان شدم تا اینکه به بالکن رفتم و به همه گفتم خانواده ام را کشته ام، اما کسی باور نکرد تا اینکه در خانه همسایه را شکستم. پس از این پلیس آمد و مرا دستگیرکرد و به کلانتری برد. برای چه در کلانتری نگفتی که اعضای خانواده ات را کشتی؟ ترسیدم و خواستم به زندان بروم و مأموران را فریب دهم. آن روز شیشه هم مصرف کردی؟ بله. من قبل از قتل شیشه مصرف کردم و وقتی همه را کشتم، دوباره شیشه مصرف کردم و روی بالکن رفتم. ...
توطئه مرگبار 2 خواهر جوان برای مرگ مرد جوان
به گزارش جام نیوز به نقل از جام جم، در این پرونده سمیرا 19 ساله متهم است دی سال گذشته با همدستی خواهر 14 ساله اش و پسری جوان، شوهر خود را به قتل رسانده است. تحقیقات برای کشف راز این جنایت همزمان با کشف جسد مرد جوان در منطقه ملارد آغاز شد. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، مشخص شد مقتول با نوشیدنی مسموم به قتل رسیده است. در ادامه سمیرا دستگیر و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. ماموران سپس دو
اخبار حوادث
هم که توانایی پرداخت آن را نداشتم، سر همین موضوع با او درگیر شدم. من در حالی که در اوج عصبانیت بودم کنترل خود را از دست دادم و او را با روسری اش خفه کردم. با اعترافات این مرد، او همانجا در مقابل ماموران و احمدبیگی بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران صحنه قتل را بازسازی کرد و به این ترتیب بازداشت شد. او صبح دیروز با حضور در شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران، ادعاهای عجیبی را مطرح کرد و گفت
قتل مادر و 2 کودک در خانه شماره 6
خانواده تبدیل شده بود. همسایه های این خانواده پس از احساس کردن بوی تعفن داخل خانه شدند و درنهایت راز این جنایت فاش شد. جنایتی که در آن دو پسربچه خردسال به همراه مادرشان قربانی شده بودند. خانه بهم ریخته بود و هیچ صدایی از آنجا شنیده نمی شد. بوی تعفن همسایه ها را به سمت کمد کشاند و آنجا بود که جسد دوپسر کوچک پیدا شد. کودکانی که قربانی یک قتل هولناک شده بودند. اما این پایان ماجرا نبود، جسد
انتقام مرگبار برادرزن از شوهر خواهر
داییشان درخواست قصاص کردند. مرد جوان نیز به قضات گفت: من برای دفاع از ناموسم دست به این قتل زدم. من مقتول را مثل برادرم دوست داشتم، ولی وقتی فهمیدم خیانت کرده است این تصمیم را گرفتم. در پایان این جلسه نیز هیات قضایی وارد شور شدند تا رای نهایی در خصوص این پرونده را صادر کنند.
درخواست قصاص برای برادر پدرکش
موضوع قتل پدرمان را گفته بود شاید رضایت می دادیم. ولی ما چندین روز سرگردان بودیم و نمی دانستیم چه بلایی سر پدرمان آمده برای همین درخواست قصاص داریم. در ادامه متهم نیز به هیأت قضائی گفت: پدرم مرد خوبی بود. ولی هربار که عصبانی می شد به من ناسزا می گفت. روز حادثه هم درحالی که مادر و خواهرم برای خرید بیرون رفته بودند، من می خواستم غذا بخورم. ولی پدرم گفت این غذای من است. من هم بیرون
سحرگاه مرگ برای 5 محکوم به اعدام
زدم. در حالی که همسر 25 ساله ام غرق در خون بود، به دختر سه ساله ام گفت به همه بگوید من او را به قتل رسانده ام. من که کنترلی روی اعصابم نداشتم و نمی خواستم فرزندم یتیم بزرگ شود، با سه ضربه چاقو دخترم را نیز به قتل رساندم. پایان مزاحمت رسیدگی به پرونده سومین اعدامی از آذرسال 87 با قتل پسر 21 ساله ای در صباشهر شهریار آغاز شد. با دستگیری عامل جنایت خیابانی به نام علیرضا، او با قبول